دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 - 7 شعبان 1439 - 23 آپريل 2018
صفحه اصلي/مقالات

تلاش های امام جواد علیه السلام در دو جبهه فرهنگ و سیاست

تلاش هاي امام جواد عليه السلام در دو جبهه فرهنگ و سياست

امام جواد (عليه السلام) همانند پدر بزرگوارشان در دو جبهه ي سياست و فکر و فرهنگ قرار داشت.


به گزارش روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي استان اصفهان؛ امام جواد (عليه السلام) همانند پدر بزرگوارشان در دو جبهه ي سياست و فکر و فرهنگ قرار داشت.موضعگيري ها و شبهه افکني هاي فرقه هايي چون زيديه، واقفيه، غلات مجسمه، امام را بر آن داشت تا در حوزه ي فرهنگ تشيع در برابر آنان موضعي شفاف اتخاذ کند.

امام در موضعگيري در برابر فرقه ي زيديه که امامت را پس از علي بن حسين زين العابدين (عليه السلام) از آن زيد مي پندارند.. در تفسير آيه ي «وجوه يومئذ خاشعة عاملة ناصبة» آنها را در رديف ناصبي ها خواندند. [۱].

حضرت در برابر فرقه ي واقفيه که قائل به غيبت امام موسي کاظم (عليه السلام) بوده و بدين بهانه وجوهات بسياري را مصادره کرده بودند. آنان را نيز مصداق آيه ي «وجوه يومئذ خاشعة عاملة ناصبة» به شمار آورده و در بياني فرمودند: شيعيان نبايد پشت سر آنها نماز بخوانند. [۲].

حضرت در برابر غلات زمان خويش به رهبري ابوالخطاب که حضرت علي (عليه السلام) را تا مرز الوهيت و ربوبيت بالا برده بودند، فرمودند: لعنت خدا بر ابوالخطاب و اصحاب او و کساني که درباره ي لعن او توقف کرده يا ترديد کنند. [۳].

موضعگيري تند حضرت درباره ي اين فرقه تا بدانجا بود که حضرت در روايتي به اسحاق انباري مي فرمايند: «ابوالمهري و ابن ابي الرزقاء به هر طريقي بايد کشته شوند.» [۴].

حضرت در برابر فرقه ي مجسمه که برداشتهاي غلط آنان از آياتي چون «يدالله فوق ايديهم» و «ان الله علي العرش استوي» خداوند سبحان را جسم مي پنداشتند، فرمودند: «شيعيان نبايد پشت سر کسي که خدا را جسم مي پندارد نماز گذارده و به او زکات بپردازند.» [۵].

فرقه ي کلامي معتزله که پس از به قدرت رسيدن عباسيون به ميدان آمد و در سده ي نخست خلافت عباسي به اوج خود رسيد يکي ديگر از جريانهاي فکري و کلامي عصر امام جواد (عليه السلام) است. موضعگيري حضرت امام جواد (عليه السلام) چون پدر بزرگوارشان در اين برهه و در مقابل اين جريان کلامي از جايگاه ويژه اي برخوردار است تا آنجا که مناظرات حضرت جواد (عليه السلام) با يحيي بن اکثم که از بزرگترين فقهاي اين دوره به شمار مي رفت، را مي توان رويارويي تفکر ناب تشيع با مناديان معتزله به تحليل نهاد که همواره پيروزي با امام جواد (عليه السلام) بوده است.

امام جواد (عليه السلام) در راستاي بسط و گسترش فرهنگ ناب تشيع کارگزاران و وکلايي در مناطق گوناگون و قلمرو بزرگ عباسيان تعيين و يا اعزام نمود. به گونه اي که امام در مناطقي چون اهواز، همدان، ري، سيستان، بغداد، واسط، سبط، بصره و نيز مناطق شيعه نشيني چون کوفه و قم داراي وکلايي کارآمد بود.

امام جواد (عليه السلام) در راستاي نفوذ نيروهاي شيعي در ساختار حکومتي بني عباس براي ياري شيعيان در مناطق گوناگون به افرادي چون «احمد بن حمزه قمي» اجازه پذيرفتن مناصب دولتي داد، تا جايي که افرادي چون «نوح بن دراج» که چندي قاضي بغداد و سپس قاضي کوفه بود، از ياران حضرت (عليه السلام) به شمار مي رفتند کساني از بزرگان و ثقات شيعه چون محمد بن اسماعيل بن بزيع (نيشابوري) که از وزراي خلفاي عباسي به شمار مي رفت به گونه اي با حضرت در ارتباط بودند که وي از حضرت جواد (عليه السلام) پيراهني درخواست کرد که به هنگام مرگ به جاي کفن بپوشد و حضرت خواست او را اجابت و براي وي پيراهن خويش را فرستاد.

حرکت امام جواد (عليه السلام) در چينش نيروهاي فکري و سياسي، خود حرکتي کاملاً محرمانه بود، تا جايي که وقتي به ابراهيم بن محمد نامه مي نويسد به او امر مي‌کند که تا وقتي «يحيي بن ابي عمران» (از اصحاب حضرت) زنده است نامه را نگشايد. پس از چند سال که يحيي از دنيا مي رود ابراهيم بن محمد نامه را مي گشايد که حضرت در آن به او خطاب کرده: مسئوليتها و کارهايي که به عهده ي (يحيي بن ابي عمران) بوده از اين پس بر عهده توست. [۶].

اين نشانگر آن است که حضرت در جو اختناق حکومت بني عباس مواظبت و عنايت داشت، تا کسي از جانشيني نمايندگان وي اطلاعي حاصل ننمايد.

دوران دشوار امام جواد (عليه السلام) در نقش و تبليغ شيعي را بايد در هم عصر بودن وي با دو خليفه ي عباسي نگريست خصوصاً مامون عباسي که به گفته ي ابن نديم «اعلم تر از همه خلفا نسبت به فقه و کلام بوده است.»

دوران هفده ساله ي امامت حضرت جواد (عليه السلام) همزمان با دو خليفه ي بني عباس مامون و معتصم بود، ۱۵ سال در دوره ي مامون - از سال ۲۰۳ ق سال شهادت حضرت رضا (عليه السلام) تا مرگ مامون در ۲۱۸ - و دو سال در دوره معتصم - (از سال مرگ ما مون ۲۱۸ تا ۲۲۰) شرايط دوره ۱۵ ساله نخست حضرت درست همان شرايط پدر بزرگوارش بود که در مقابل زيرکترين و عالم ترين خليفه ي عباسي قرار داشت.

مامون که در سال ۲۰۴ هجري وارد بغداد شد امام جواد (عليه السلام) را که بنا به برخي از روايات سن مبارکشان در اين دوران ۱۰ سال بيش نبود از مدينه به بغداد فرا خواند و سياست پيشين خويش را در محدود ساختن امام رضا (عليه السلام) در خصوص امام جواد (عليه السلام) نيز استمرار داد.

ترس از علويان و محبت اهل بيت در دل مسلمانان از يک سو و متهم بودن وي در به شهادت رساندن امام رضا (عليه السلام) در جهان اسلام از سوي ديگر، وي را بر آن داشت تا با به تزويج در آوردن دختر خويش ام الفضل، ضمن تبرئه ي خويش و استمرار حرکت عوامفريبانه در دوست داشتن اهل بيت، پايه هاي حکومت خويش را مستحکم سازد.

اين حرکت مامون چون سپردن ولايتعهدي به امام رضا (عليه السلام) مورد اعتراض بزرگان بني عباس قرار گرفت اما مشاهده ي علم و درايت حضرت جواد(عليه السلام) در همان سن آنانرا به قبول اين ازدواج ترغيب ساخت. امام جواد (عليه السلام) شرايط خود را همان شرايط پدر خويش ديد، از اينرو با پذيرش ازدواج با ام الفضل نقشه ي پليد مامون در به قتل رساندن وي و شيعيان را از صفحه ي ذهن مامون زدود.

حضرت(عليه السلام) که به خوبي از سياستها و نقشه هاي مامون در بهره برداري از جايگاه ديني و اجتماعي خود باخبر بود، پس از ازدواج اقامت در بغداد را رد و به مدينه بازگشت و تا سال شهادت خويش در آنجا مقيم شد.

نامه هاي ام الفضل به پدر خويش مبني بر عدم توجه امام جواد (عليه السلام) به وي، بيانگر اجباري بودن ازدواج وي با ام الفضل و نداشتن فرزندي از ام الفضل از امام جواد (عليه السلام) پرده از هوشمندي امام (ع) برمي دارد؛ چون که مامون بر آن بود تا با به دنيا آمدن فرزندي از ام الفضل وي را به‌عنوان يکي از فرزندان رسول خدا (صلي الله عليه واله) در بين شيعيان، محور حرکتهاي آينده ي خود و بني عباس قرار دهد. مامون در سال ۲۱۸ ه.ق در مسير حرکت به سوي جنگ با روم درگذشت. عليرغم تمايل سپاه و سران بني عباس به خلافت عباس فرزند مامون، عباس بنا بر وصيت پدر با عمويش ابو اسحاق معتصم بيعت کرد.

معتصم هشتمين خليفه ي عباسي پس از ورود به بغداد، امام جواد(عليه السلام) را از مدينه به بغداد فرا خواند.

حضرت در سال ۲۱۸ پس از معرفي امام هادي (عليه السلام) به جانشيني خود به همراه ام الفضل به بغداد رفت.

در اين سفر حضرت با شخصيتي متفاوت از مامون روبرو شد، شخصيتي با روحيه نظامي گري و فاقد بينش علمي. معتصم که مايه هاي حيله گري و عوامفريبي هاي مامون را در خود نداشت، موضعگيري متضاد با اهل بيت خود را در بين مردم آشکار ساخت.

امام عليه السلام در دو سال آخر عمر خويش تحت نظارت شديدتر دستگاه امنيتي و نظامي معتصم قرار گرفت.

از اينرو شرايط امام جواد به گونه اي شد که حضرت توسط معجزات و کرامات و شرکت در جلسات علمي، امامت خود را به ديگران به اثبات مي رساند.

امام جواد (عليه السلام) در طول زندگي پربار اما کوتاه خويش بر آن بود تا ارتباط با مردم را حتي در سخت ترين شرايط حفظ کند و با بذل و بخشش به فقرا و مساکين کرامت اهل بيت را به اثبات رساند. وي اين سيره ي خويش را به امر پدر بزرگوارش آغاز و به انجام رساند. امام رضا (عليه السلام) در يکي از نامه هاي خود به حضرت جواد (عليه السلام) مي نويسد:

«به من خبر رسيده است که ملازمان تو، هنگامي که سوار مي شوي از روي بخل تو را از در کوچک بيرون مي برند تا از تو خيري به کسي نرسد تو را به حق خودم بر تو، سوگند مي دهم که از درب بزرگ بيرون آيي و به همراه خود زر و سيم داشته باش تا به نيازمندان و محتاجان عطا کني.»

و اين آغاز يک حرکت مردمي، معنوي و انساني بود که به استحکام پايگاه مردمي حضرت منجر شد و دستگاه بني عباس را از نام «جواد» به معناي بخشنده به هراس وا داشت.

[۱] رجال کشي، ص ۳۱۹ - مسند الامام جواد (عليه السلام)، ص ۱۵۰/

[۲] رجال کشي، ص۳۹۱ - مسند عطاردي، ص ۱۵۰/

[۳] رجال کشي، ص ۴۴۴/

[۴] مسندالامام جواد، ص۲۹۸/

[۵] تهذيب، ج۳، ص۲۸۳/

[۶] بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۳۷/



منبع : ido.ir
تعداد بازديد:616 آخرين تغييرات:94/06/25
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر