دوشنبه 2 اسفند 1395 - 23 جمادي الاول 1438 - 20 فوريه 2017
صفحه اصلي/مقالات

اولین مخالف غدیر چگونه عذاب شد؟

fiogf49gjkf0d

اولين مخالف غدير چگونه عذاب شد؟

حارث بن نعمان فهرى پس از مخالفت آشكار خطاب به رسول خدا صلي الله و عليه وآله گفت: "اى محمد! ما را به خدا خواندى پذيرفتم، نبوت خود را مطرح كردى، لااله الاالله و محمد رسول الله گفتيم، ما را به اسلام دعوت كردى اجابت كرديم، گفتى، نماز در پنج وقت بخوانيد خوانديم، به زكات و روزه و حج و جهاد سفارش كردى اطاعت كرديم، حال پسر عموى خود را امير ما ساختى كه نمى دانيم اين حكم از طرف خداست يا با اراده شخصى شما پيدا شده است؟"

رسول خدا صلي الله و عليه وآله پاسخ داد سوگند به خدا كه جز او پروردگارى نيست، اين دستور از طرف اوست.
حارث بن نعمان فهرى با غروري که تمام وجودش را فرا گرفته بود تقاضاى عذاب كرد. بيچاره فکر مي کرد قدرتى وجود ندارد تا او را كيفر دهد.

سر به آسمان بلند كرد و گفت: "خدايا اگر آنچه را كه محمد صلوات الله عليه درباره على عليه السلام مى گويد از طرف تو است و به امر توست، سنگى از آسمانى بر من فرود آيد و مرا عذاب كند" هنوز سخنانش به پايان نرسيده بود كه از آسمان سنگى بر او فرود آمد و او را به هلاكت رساند كه آيات 1 و 2 سوره معراج نازل شد. (تذكره الخواص ص 19: ابن جوزى حنفى و تفسير المنارج ج 6 ص 464)

در حقيقت مخالفان غدير در هيچ برهه و زماني از حرکت و تلاش باز نايستاده اند و هميشه در همه ي زمان ها به فراخور موقعيت هاي مختلف به نقشه کشي پرداخته اند.

اگر بخواهيم مخالفان غدير را بشناسيم در دو جبهه مي توان آن ها را توصيف کرد:

جبهه ي اول

در اولين جبهه که مخالفين بر روي غدير کار کردند، اين بود که اصل روايت غدير، به فراموشي سپرده شود. کار به جايي مي رسد که وقتي معاويه به ابن عباس مي گويد: شنيدم فضايل علي را مي گويي، شنيدم غدير مي گويي، بترس و از اين کار بپرهيز.
ابن عباس مي گويد: من فقط قرآن مي خوانم، آيات ولايت را بيان مي کنم.
معاويه مي گويد: آيات را بخوان، امّا تفسير آيات براي تو ممنوع است.
وقتي جوّ جامعه اين مي شود که حتّي آيات قرآن تفسير نشود، پيدا است که روايت غدير به چه سرنوشتي گرفتار مي شود.

جبهه ي دوم

در اين جبهه سعي کردند محتوا را از ميان بردارند. مي گويند: به فرض، حديث غدير را قبول کرديم و قول راويان را و اين همه عدد را پذيرفتيم و تسليم شديم، امّا غدير چيز تازه اي ندارد و سخن فقط از محبت علي است، سخن از يار و ياور علي بودن است؛ يعني علي دوست شما است، علي يار و ياور شما است.

 "خدايا اگر آنچه را كه محمد صلوات الله عليه درباره على عليه السلام مى گويد از طرف تو است، و به امر توست، سنگى از آسمانى بر من فرود آيد و مرا عذاب كند" هنوز سخنانش به پايان نرسيده بود كه از آسمان سنگى بر او فرود آمد و او را به هلاكت رساند كه آيات 1 و 2 سوره معراج نازل شد و اين مخالفان هميشه در مقابل انبوهي از سؤالات قرار مي گيرند که بايد جواب بدهند؛ از جمله  «يا اَيهَا الرَّسول بَلِّغْ ما انْزِلَ إِلَيکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه وَاللَّه يعْصِمکَ مِنَ النَّاسِ»

مفسّران اسلام که به اين آيه مي رسند خودشان را در مقابل دو سؤال مهم مي بينند:

سؤال اوّل

چه برنامه ي تبليغي بوده که تا آخر عمر پيغمبر صلي الله عليه وآله زمين مانده بود و لازم بوده است ابلاغ بشود که با کلمه ي «بلّغ» اصرار شده است.

کلمه ي «بلّغ» که به تأکيد اشاره دارد، فقط يک بار در قرآن مجيد آمده است.
چه برنامه اي بوده که خداوند با اين لحن داغ به پيامبر صلي الله عليه وآله مي گويد: «إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه» اگر ابلاغ نکني، رسالت خدا را ابلاغ نکرده اي.

سؤال دوّم

چه برنامه اي بوده که ابلاغش ترس آور بوده است تا خداوند بفرمايد: «وَاللَّه يعْصِمکَ مِنَ النَّاسِ» پيغمبر! غم به خود راه مده و از کسي نترس. تو در حفظ الهي هستي، پس برنامه را تبليغ کن.
تمام مفسّران اهل سنت در مقابل اين دو سؤال مانده اند که چه جواب بدهند. آيا مسأله ي گوشت هاي حلال و حرام بوده که در سوره ي مائده مطرح شده است؟ آيا مسأله ي مهم ديگري بوده، اگر جهاد بوده است که ساليان دراز مسلمانان جهاد مي کردند. اگر اصل مسأله ي توحيد و يگانگي خدا بوده که رسول خدا صلي الله عليه وآله 23 سال روي آن زحمت کشيده و تبليغ کرده بود. پس چه پيام مهمّي بوده که «إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه»؟

چه حادثه ي مهمي بوده که عده اي مخالفش بودند و ممکن بود براي پيامبر صلي الله عليه وآله توطئه بچينند که خداوند پيغمبرش را در امن و امان خودش قرار مي دهد؛ «وَاللَّه يعْصِمکَ مِنَ النَّاسِ»؟
تا به امروز جواب اين سؤالات باقي مانده. چرا؟ براي اين که ريشه ي مطلب که داستان غدير است، يا از نظر روايت يا از نظر محتوا و معنا پوشانده شد.
اين بخش عظيم از تاريخ اسلام، وقتي در تاريکي فرو رفت، سؤال هاي مربوط به آيات قرآن بدون جواب باقي ماند.

بايد بگوييم اگر همه ي عالم را بگرديم، تمام آيات و روايات را ببينيم و تمام تاريخ اسلام را بررسي کنيم تا داستان غدير را در کنار آيه 67 مائده قرار ندهيم، تفسير اين آيه براي ما غير ممکن است. (به نقل از سخنان آية الله العظمي مکارم شيرازي دام ظله) 
به راستي اگر مخافان غدير با خلافت امير المؤمنين عليه السلام مخالفت نمي كردند ، چه مي شد؟
در کتب اهل سنت به روشني آمده است كه با كوچكترين دقت معلوم مي شود كه اگر چنان كه حضرت امير عليه السلام خليفه مي شد چه اتفاقي مي افتاد ...  اينك به برخي از اين روايات اشاره مي كنيم:

1 - هدايت مردم به صراط مستقيم و بهشت :

به اقرار اهل سنت و طبق روايات ايشان در صورتي که امير مومنان عليه السلام را به خلافت مي رساندند ، مردم را به راه راست و به سوي بهشت هدايت مي نمودند.
ابن مسعود از رسول خدا صلي الله و عليه وآله نقل کرده است که فرمودند: گمان مي کنم که مرگ من نزديک شده است؛ عرضه داشتم: اي رسول خدا صلوات الله عليه، آيا ابوبکر را به جانشيني تعيين نمي کنيد؟ پس از من روي برگرداندند و چنين به نظر من رسيد که ايشان با اين کار موافق نيستند ؛ پرسيدم :آيا عمر را تعيين نمي کنيد ؟ باز روي از من برگرداندند و چنين به نظر من رسيد که با اين کار موافق نيستند ؛ گفتم : اي رسول خدا، آيا علي را به جانشيني تعيين نمي فرماييد ؟ پاسخ دادند : همين است قسم به خدايي که جز او نيست ؛ اگر با او بيعت کنيد و از او اطاعت نماييد همه شما را به بهشت رهنمون خواهد ساخت . ( المعجم الكبير ج10/ص67)
به رسول خدا صلي الله و عليه وآله عرض کردند: اي رسول خدا ، آيا علي عليه السلام را به عنوان جانشين تعيين نمي فرماييد ؟ فرمودند : اگر علي عليه السلام را به عنوان سرپرست قبول کنيد او را هدايت کننده و هدايت شده خواهيد يافت که شما را به راه راست مي کشاند. (حلية الأولياء ج1/ص64)

2 - رهنمود مردم به راه روشن هدايت :

بعد از دور شدن مردم از انتخاب امير مومنان عليه السلام به خلافت ، در مورد راه راست نظرات مختلفي پيش آمده و هر گروه خود را بر راه راست مي پندارد ؛ در اين زمينه اهل سنت روايات جالبي دارند :
روايت ابن ابي الحديد از ابن عباس است که عمر به او گفته بود :
! أما إن ولى أمرهم حملهم على المحجة البيضاء والصراط المستقيم : آگاه باش که اگر حاکم شود مردم را به راه روشن هدايت و راه راست هدايت خواهد کرد. (شرح نهج البلاغة: 52/12)

3 - رهنمود جامعه به سوي حق

از انس بن مالک روايت شده است که رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم به امير مومنان عليه السلام فرمودند : تو هستي که بعد از من براي امتم آنچه را در آن اختلاف کردند بيان مي کني

عمر در مورد اصحاب شوري گفته است : اگر اين کار را به شخص کم مو بسپارند ايشان را به حق وادار مي کند اگر چه بر گردنش شمشير برگيرد . پس به او گفتم اين را از او مي داني و او را خليفه نمي کني؟ ... (تاريخ مدينة دمشق ج42/ص428)
شبيه اين مضامين در الكامل في التاريخ ج2/ص460 و تاريخ الطبري ج2/ص580 و تاريخ الإسلام ذهبي ج3/ص639 و... و شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 13 ص 260 آمده است .

4 - احياي سنت پيامبر اكرم (صلوات الله عليه و آله)

يکي از فوايدي که بر انتخاب امير مومنان عليه السلام مترتب مي گشت، احيا شدن تمامي سنت هاي رسول خدا صلي الله و عليه و آله بود ؛ امير مومنان بعد از به دست گرفتن خلافت ظاهري سعي در از بين بردن بدعت هاي خلفا نمودند، که اين قضيه با مخالفت مردم ناکام ماند؛ اما اگر از همان ابتدا حق به حضرت داده مي شد حضرت سنت رسول خدا صلوات الله عليه را زنده مي گردانيدند :
عمر به ابن عباس گفت : إنّ أحراهم إن وليها أن يحملهم على كتاب اللّه  وسنّة نبيّهم صاحبك،  يعني عليّاً.
سزاوار ترين شخص براي وادار کردن مردم بر کتاب خدا و سنت رسول خدا صاحب تو (علي عليه السلام) است. (تاريخ المدينة المنورة: 883/3)

5 - موجب اتحاد جامعه اسلامي

مهمترين عامل تفرقه در بين مسلمانان، اختلاف ايشان در مورد دين است ؛ و به همين جهت اگر کسي مي توانست اين اختلاف را از بين ببرد همه مسلمانان با يکديگر متحد شده و همگي به ريسمان محکم الهي چنگ مي زدند و از تفرقه دوري مي کردند .
در اين زمينه در کتب اهل سنت روايات بسياري نقل شده است که رسول خدا صلي الله و عليه و آله فرمودند : علي عليه السلام است که براي امت من آنچه را در آن اختلاف مي کنند بيان مي کند؛ بنابراين اگر به ايشان فرصت بيان دين داده مي شد ديگر کسي در دين اختلاف نمي کرد :
از انس بن مالک روايت شده است که رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به امير مومنان عليه السلام فرمودند: تو هستي که بعد از من براي امتم آنچه را در آن اختلاف کردند بيان مي کني. (المستدرك: ج 3 ص 122)


منابع:
گروه پاسخ به شبهات ؛ مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)
کتاب «الغدير»
کتاب «شب هاي پيشاور»
بيانات آية الله العظمي مکارم شيرازي دام ظله در کنگره بين المللي غدير

 

زهرا اجلال/کارشناس ارشد علوم قران و حديث - بخش اخلاق و عرفان اسلامي تبيان

تعداد بازديد:373 آخرين تغييرات:94/07/06
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر