جمعه 27 فروردين 1400 - 4 رمضان 1442 - 16 آپريل 2021
صفحه اصلي/مقالات

رمز جاودانگی حماسه عاشورا

رمز جاودانگي حماسه عاشورا

به جرات مي توان گفت که يکي از وقايع و رخدادهاي تاريخي که تاثير شگرفي در زندگي انسان ها گذاشته است ماجراي قيام و نهضت امام حسين(ع) در سال ۶۱ هجري است؛ قيامي که عنوان حماسه گرفت و در تاريخ ثبت شد و در درازاي تاريخ گسترش يافت و افکار و قلوب مردمان را با خود همراه ساخت تا جايي که غيرمسلمانان را متوجه و معطوف خود کرد و دايره اش از جماعت مسلمين فراتر رفت و موجي پايدار در عالم پديد آورد. راز و فلسفه پايداري و استمرار حماسه کربلا در اين است که با اصول اخلاقي و نيازهاي اصلي زندگي بشر انطباق و سازگاري دارد و در هر عصر و نسلي مي توان از آن بهره و عبرت گرفت و نکات و مسائلي چون موضوعات ذيل را از آن استخراج کرد.

۱ اعتراض و انتقاد به انحرافات: اولين و بزرگ ترين خصيصه نهضت حسيني همانا امر به معروف و نهي از منکر يا به بيان امروزي اعتراض و انتقاد به حاکميت جور و ستم است و آن اينکه امام حسين(ع)، يزيد را عنصري فاسد و ظالم و نالايق مي دانست و نسبت به شيوه و نحوه خليفه شدنش اعتراض و انتقاد داشت و چون که معاويه مفاد صلح نامه با امام حسن(ع) را زير پا نهاد و برخلاف تعهداتش رفتار کرد و به صورت انتصابي خليفه بعد از خودش را تعيين کرد، يعني پايه گذار حکومت موروثي در دنياي اسلام معاويه است و امام حسين(ع) به همه اين مباحث اعتراض و انتقاد داشت و با رفتارش، صلاحيت و مشروعيت حکومت يزيد را به چالش کشيدو از اعتبار و اصالت انداخت.


۲ اصلاح طلبي: دستگاه اموي در تبليغات گسترده يي که توسط بنگاه هاي خبرپراکني راه انداخته بود، سعي داشت ماهيت و فلسفه قيام امام حسين(ع) را زير سوال ببرد و امام را فردي برانداز و آشوب طلب و تفرقه افکن معرفي کند اما امام حسين(ع) با نوع رفتار و حرکتش نشان داد که از هر گونه هرج و مرج و آشوب و تفرقه منزه بوده و حرکتش اصلاح طلبي و صلح خواهي است. امام اگرچه به جناح حاکم معترض بود و مشروعيت آن را تاييد نمي کرد اما از هر گونه اقدام و حرکت تجزيه طلبانه و جنگ افروزي اجتناب داشت و بهانه به دست دشمن غدار نمي داد، به عبارت ديگر هرگز و هيچگاه آغازگر جنگ نبوده بلکه جنگ را در کربلا به امام حسين و يارانش تحميل کردند و امام تا لحظه آغاز سعي در اصلاح امور داشت و حساب يزيد و نوکرانش را از ساير عوامل و ايادي حکومت جدا کرده بود.


۳ عزت نفس: متاسفانه در بعضي مقاتل که سست و بي اعتبار است، نوشته اند که امام حسين در روز عاشورا از جبهه دشمن تقاضاي آب براي اطفال کرده يا اينکه از دشمن درخواست کرده تا به او کاري نداشته باشند و بتواند به جاي ديگر برود که هيچ کدام از اين مطالب با واقعيت کربلا همخواني و سازگاري ندارد بلکه خلاف آن ثبت شده است يعني امام به دشمن محبت کرده اما در هيچ صحنه يي از دشمن کمک نخواسته است. آنگاه که حر با سربازانش به امام نزديک شدند امام به آنها احترام کرد و حتي به آنها آب داد و در تمام ايامي که در کربلا بودند عزت نفس خود را حفظ کردند و هرگز از دشمن تمنا و خواهش نکرده و خود را کوچک نکردند.روح بلند و عزت نفس والاي امام حسين در تمامي دقايق و مراحل کربلا مشهود و محسوس بود و صرفا مختص شخص امام نبوده بلکه در تک تک ياران و اصحابش جلوه داشت. آنگاه که دشمن سر بريده وهب تازه داماد را به طرف مادر داغدارش پرتاب کرد مادرش با فرياد بلند اعلان داشت ما چيزي را که در راه خدا داديم پس نمي گيريم.


۴ توجه به در خواست مردم: وقتي که يزيد زمام امور را به دست گرفت حاکم مدينه سعي کرد به لطايف الحيل از امام حسين(ع) براي حکومت يزيد بيعت بگيرد اما امام زير بار نرفت و با خانواده اش عازم مکه شد و مدتي را در مکه سکني گزيد تا اينکه مردم کوفه نامه هاي زيادي برايش نوشتند که به کوفه برود و حکومت آن خطه را به دست گيرد. امام ضمن فرستادن مسلم بن عقيل جهت بررسي اوضاع و ارزيابي منطقه، النهايه عازم کوفه و عراق شد تا خواست و آرزوي مردم را حرمت نهاده و مطالبات مردم را بدون پاسخ نگذارد. به عبارت ديگر ارزش و اعتبار زيادي براي خواست و اراده مردم قايل بود و با رفتارش در آن روزگار خفقان و استبداد نشان داد که به مردم و دموکراسي يعني حکومت مردمي معتقد و پايبند است.آنگاه که در کربلا در مقابل سوال حر که چرا به کوفه و عراق آمديد، قرار گرفت نامه هاي درخواستي مردم کوفه را نشان داد و به صراحت اعلان داشت اگر مردم کوفه مرا نمي خواهند من اصراري برماندن در عراق و کوفه ندارم.


۵ اخلاق محوري: غالب حکومت ها از طريق قانون و مقررات خاص اداره مي شوند، هيچ عنايتي به اخلاقيات ندارند و کثير نهضت ها و قيام ها متکي به روش هاي مبارزاتي مختص خود هستند و اخلاق را امر طفيلي مي دانند به همين جهت ريشه در تاريخ نداشته و دوامي ندارند اما يکي از اموري که باعث جاودانگي و ثبت نهضت امام حسين در تاريخ شده است اخلاق محوري آن است يعني امام حسين طوري برنامه ريزي داشتند که هيچ گاه هيچ کس حتي مخالفان نتوانستند کمترين و کوچک ترين ضعفي از حماسه و نهضت کربلا بگيرند بلکه سراسر آن درس اخلاق و انسان سازي و آموزش و عبرت است و همگان به آن مباهات و افتخار مي‌کنند. آنچه در کربلا از ناحيه امام حسين و يارانش رخ داده است يکسره پاکي و صداقت و خلوص و آرمانخواهي بود که همگان را شيفته و شيداي خود ساخته است طوري که بعضي معتقد به تقدير الهي در طراحي کربلا هستند.


۶ آزاديخواهي: اگر در تاريخ اسم ۱۰ نفر مبارز آزاديخواه ثبت شده است قطعا يکي از آنها وجود مبارک امام حسين(ع) است بلکه حتي از ميان دو نفر مبارز بزرگ آزاديخواه در تاريخ يکي وجود مقدس امام است که با قيامش چهره سياه و ننگين استبداد و ظلم را رسوا کرد و درس آزادگي به بشريت داده است.امام مانند بسياري از منتقدان و مخالفان حکومت يزيدي مي توانست در گوشه يي مخصوصا در مکه بنشيند و به عبادت و دينداري بپردازد و هيچ گونه همکاري هم با حکومت نداشته باشد اما چنين رفتاري از آزاده يي چون حسين(ع) که دست پرورده علي(ع) و فاطمه(س) بود زيبنده نبود و آن را نوعي وهم مي پنداشت به همين جهت قيام کرد و با قيامش نداي آزاديخواهي و درس آزادگي به بشريت داد و جانش را بر سر آزادگي مردمان فدا کرد.


۷ حق طلبي و عدالت خواهي: بعضي ها نوشته اند که امام با قيامش خواست حکومت جور يزيدي را سرنگون ساخته و خودش بر مسند بنشيند و عده يي نيز نوشتند که قصد و غرض اصلي امام شهادت طلبي و شهيد شدن بود که با خون سرخش خواست چهره سياه حکومت را برملا سازد. گرچه حکومت حق امام حسين و او سزاوار خلافت بود و يزيد به ناحق چنان جايگاهي را غصب کرد و شهادت امر والا و گوهر ارزشمندي است اما هر کشته شدني را نتوان شهادت طلبي عنوان داد بلکه مرگ در راه حق و عدالت را شهادت گويند و امام با قيامش، طالب حق و عدالت بود و يزيديان را يکسره بر باطل و ناروا مي دانست و حق طلبي و عدالت خواهي امتياز بزرگ نهضت حسين(ع) است.


۸ حفظ و نجات اسلام راستين: به يقين مي توان گفت اگر قيام و نهضت امام حسين(ع) در صحراي کربلا نبود چه بسا يزيد مشروعيت پيدا مي کرد و حکومت يزدي در تاريخ تثبيت مي شد و چهره حقيقي اسلام در پس غبارها و بدعت ها و خرافه هاي حکومتي مخفي مي ماند، اما قيام امام حسين چهره دروغين اسلام سفياني را آشکار کرد و اسلام حقيقي و راستين را که اسلام محمد(ص) و علي(ع) است در تاريخ ماندگار ساخت. اسلام اشرافي سلطنتي که بنيانگذارش معاويه و تداوم بخش آن يزيد بود در واقع همان روح جاهليت نژادپرستي ماقبل اسلام بود که معاويه با حيله و نيرنگ سعي در انتقام کشي و تجديد خاطرات آبا و اجدادش داشت که مي رفت تا رسمي و نهادينه شود، اما امام حسين (ع) با درايت و بصيرت والايي که داشت در مقابل اسلام دروغين جاهلي دستگاه سفياني ايستادگي و مقاومت کرد و دين واقعي نوراني و رحماني را حفظ و حراست کرد.


... مخلص کلام اينکه کربلا و عاشورا نمايشگاهي از فضايل و ارزش هاي گرانسنگ اخلاقي و انساني بوده که در تاريخ مانند و نظير آن را نتوان آدرس داد.آنگاه که ديو استبداد بر همه جا مستولي شد و مردم در خفقان و استبداد خفه مي شدند و دين و اسلام، ابزاري در دستان ظلمه بود و اشرافيت سايه سنگينش را بر همگان تحميل کرد، ناگهان مردي از تبار صالحان و آزادگان تاريخ به نام حسين(ع) به پا خاست و با گروه اندکش که کمتر از يکصد نفر بودند و غالب شان را سالخوردگان و خردسالان شامل مي شدند بر سياهي وتباهي فرياد زدند و ابرهاي تيره را به محاق کشاندند و خورشيد فروزان معرفت و حقانيت و آزادگي و انسانيت و اسلاميت را که پشت ابرهاي تيره و تار مخفي مانده بود در سپهر حيات آدميان نمايان ساختند و روح تازه يي با خون هاي پاک شان در کالبد مرده و فسرده بشريت دميدند و سرمشق و سرمنشا مبارزان و آزاديخواهان در ازمنه تاريخ و ادوار زندگي انسان ها شدند. پس حسين(ع) و يارانش اسوه و الگوي آزادمردان و آزاديخواهان تاريخ و براي هميشه زنده و پاينده هستند و هيچ گاه و هرگز حماسه و قيام حسيني از صحنه تاريخ محو نخواهد شد بلکه سفينه نجات و کشتي هدايت جوامع بشري و احرار تاريخند.

تعداد بازديد:1108 آخرين تغييرات:94/08/05
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر