یکشنبه 3 ارديبهشت 1396 - 26 رجب 1438 - 23 آپريل 2017
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 












خروجي RSS

اولین چیزی که در قرآن بر روی آن پا فشاری شده، تقواست

fiogf49gjkf0d

پاي درس اخلاق آيت الله مظاهري؛

اولين چيزي که در قرآن بر روي آن پا فشاري شده، تقواست

آيت الله مظاهري در درس اخلاق اخير خود گفت: اگر مي‌خواهي در ميان مردم با ابهت و با شخصيت باشي، بايد متّقي باشي. از نظر قرآن اوّل چيزي که روي آن پافشاري شده است، تقواست.

به گزارش خبرگزاري مهر ، گزارشي از درس اخلاق اخير آيت الله مظاهري در پي مي آيد؛

بحث گذشتۀ ما بحث فوق‌العاده خوبي بود. بحث اين بود که چه کنيم در دنيا و در آخرت عزيز باشيم و شخصيت داشته باشيم و ابهت داشته باشيم و برايمان هم در دنيا و هم در آخرت شخصيت قائل باشند. گفتم از نظر قرآن اوّل چيزي که روي آن پافشاري شده است، تقواست. اگر انسان متّقي شد، شخصيت دنيا و آخرت را دارد. به قول امام دوم(ع) : «إِذَا أَرَدْتَ عِزّاً بِلَا عَشِيرَةٍ وَ هَيْبَةً بِلَا سُلْطَانٍ فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِيَةِ اللَّهِ إِلَى عِزِّ طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل» [۱] اگر مي‌خواهي در ميان مردم با ابهت و با شخصيت باشي، بايد متّقي باشي.

اهميت به همۀ واجبات و مخصوصاً نماز، اهميت به مستحبّات به اندازه‌اي که مي‌تواني و مهم‌تر از اين دو، اجتناب از گناه است. گناه گوش، گناه چشم، گناه زبان تا برسد به اينکه ان‌شاء‌الله گناه دل در زندگيت نباشد. دربارۀ اين صحبت کردم. دوم چيزي که درباره‌اش صحبت کردم، فرهنگ و علم بود. آدم وقتي مي‌تواند ابهت اجتماعي و شخصيت اجتماعي پيدا کند که عالم باشد و بتواند گره‌هاي علمي را باز کند. وقتي در مجلس حرف مي‌زند، اطرافيان به حرف او گوش دهند و ببينند که حرف‌هاي او مفيد است. در خانه و در ميان رفقا و در جامعه حرف‌هاي مفيد بزند تا کم‌کم برسد به آنجا که از نظر علمي ديني يا علم غيرديني، مفيد براي اجتماع باشد. ثواب زيادي بار بر اين است و بالاترين ابهت و شخصيت اجتماعي را نيز پيدا مي‌کند.

سوم، کار و تلاش و کوشش است، و اين مهم‌تر از اول و دوم است. در حالي که اولي خيلي بالاست و انسان اصلاً خلق شده براي اينکه عابد و متقي باشد:  «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ» [۲]

پروردگار عالم، عالم هستي را خلق کرده است براي اينکه ما عالِم و بافرهنگ شويم، اما اين تلاش و کار و کوشش از اولي و دومي هم مهم‌تر است، و گفتم هرکجا ايمان در قرآن آمده، بلافاصله عمل صالح هم آمده است، نداريم در قرآن جايي را که بگويد ايمان داشته باش، بلکه هرکجا مي‌فرمايد ايمان داشته باشد، مي‌گويد عمل صالح نيز داشته باش:  «وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات» [۳]

خيلي کم پيدا مي‌شود و آن هم به چيزهاي ديگري ربط دارد که بگويد ايمان داشته باش. بلکه هرکجا مي‌فرمايد ايمان داشته باش، مي‌فرمايد عمل صالح نيز داشته باش و حيات طيب دنيا و آخرت مربوط به اين عمل صالح است:  «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‌ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» [۴]

اگر مي‌خواهي حيات طيب در اين دنيا و حيات طيب‌تر در آخرت داشته باشي، «مَنْ عَمِلَ صالِحاً»، بايد کارهايت پسنديده و مفيد براي اجتماع و بالاخره بايد تلاش و کوشش در زندگي داشته باشي و ذره‌اي از عمر تو بايد تلف نشود. اگر ذره‌اي از عمر کسي تلف شود و ذره‌اي از جواني کسي تلف شود، روز قيامت خيلي پشيمان است. در روز قيامت خيلي‌ها پشيمان هستند از کرده‌هايشان و از کارهايشان، اما کساني که خيلي پشيمان‌تر هستند، کساني هستند که جواني آنها به هدر رفته باشد و عمر آنها به هدر رفته باشد. در اثر تنبلي، در اثر بي‌کاري، در اثر کارهاي بيهوده و زشت، عمر را تلف کرده باشد و از بين برده باشد و همۀ ما اگر شيعه هستيم، بايد بدانيم يکي از سنت‌هاي ائمۀ طاهرين(ع) کار و تلاش و کوشش بود.

پيغمبر اکرم(ص) به منزل حضرت زهرا(س) آمدند و ديدند بچه روي زانوي ايشان است و بچه را شير مي‌دهد. دست مبارکش به آسياب دستي است و جو را آرد مي‌کند. در اثر خستگي خوابش برده است. پيغمبر اکرم(ص) صبر کردند تا بيدار شد و بعد فرمودند: عزيزم بچش تلخي دنيا را براي شيريني آخرت. حضرت زهرا(س) بعد فدک را پيدا کرد، اما در آن موقعي هم که هيچ نداشت، پيغمبر اکرم(ص) خوب مي‌توانست زهرا را اداره کند و اميرالمؤمنين(ع) آدم فوق العاده فعالي بوده و بيست‌وشش مزرعه وقف براي فقرا و ضعفا و بيچاره‌ها کرده و چندين خانه را اداره مي‌کرده و اين طور نبود که خود حضرت زهرا يا اطرافيان حضرت زهرا(س) نتوانند او را اداره کنند، اما حضرت زهرا(س) مي‌فرمودند: کار و تلاش و کوشش. وقتي مقدّر شد فضّۀ خادمه را به حضرت زهرا دهند، پيغمبر اکرم(ص) فضه را آوردند و به حضرت زهرا گفتند: زهرا جان اين يک انساني مثل تو است. همين‌طور که تو به استراحت احتياج داري، او نيز دارد و همين‌طور که تو از کار مشقت مي‌کشي، اين هم مشقت مي‌کشد، پس بايد کارها را قسمت کني و يک شبانه روز از تو و يک شبانه روز از فضه باشد و تا آخر کار مثال شد در ميان عرب که امروز روز فضه است.

مي‌دانيد در مدت ۹ سال، پنج بچه داشتند و اگر گذاشته بودند محسن عزيزش پنجمي مي‌شد، اما او را کشتند. بالاخره شيره به شيره بچه داشته و کارِ خانه از آن او بوده است. شوهرداري او به اندازه‌اي عالي بوده است که در جنگ‌هاي عجيبي که در اسلام بوده و رئيس لشکر اميرالمؤمنين بوده است و در يک جنگي اميرالمؤمنين سرتاپا زخمي بود و حضرت زهرا(س) همه را پانسمان کرد و بلافاصله جنگ ديگري جلو آمد و اميرالمؤمنين(ع) مجبور شد به جنگ رفت و حضرت زهرا(س) بچه داري و خانه‌داري کرد.

بعد از عروسي حضرت زهرا(س)، پيغمبر به منزل حضرت زهرا رفتند و معمولاً بايد چيزي مي‌بردند و آن چيز اين بود که گفتتند زهراجان اين خانه کار دارد، کارهاي داخل خانه براي تو و کارهاي خارج از خانه از اميرالمؤمنين باشد. وقتي پيغمبر اکرم(ص) خداحافظي کردند، حضرت زهرا جمله‌اي گفتند که هم سني مي‌نويسد و هم شيعه، که فرمودند:

«فَلَا يَعْلَمُ مَا دَاخَلَنِى مِنَ السُّرُورِ إِلَّا اللَّهُ بِإِكْفَائِى رَسُولُ اللَّهِ تَحَمُّلَ رِقَابِ الرِّجَالِ» [۵]

خدا مي‌داند چقدر خوشحال شدم که فرمود زهرا جان خانه داري و شوهرداري و بچه داري کن.

ما راه را گم کرده‌ايم و به اين بدبختي‌ها رسيده‌ايم. قرآن مي‌فرمايد راه راه پيغمبر اکرم(ص) است:

«لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‌ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثيراً» [۶]

هرکه خدا مي‌خواهد و هرکه بهشت مي‌خواهد و هرکه مي‌خواهد زندگي خوش و خرمي در دنيا و آخرت داشته باشد، سرمشق از اهل‌بيت(ع) بگيرد. نمي‌شود آنها يک راه روند و ما يک راه رويم و بعد به هم برسيم. هر قدمي که برمي‌داريم، چندين قدم از هم دور مي‌شويم. بايد بدانيم کار و تلاش و کوشش داشته باشيم.

کار و تلاش و کوشش به اقسامي منقسم مي‌شود. قسم اول همين کار عبادي که گفتم. بالاترين کارها، کار عبادي است يعني انسان متقي شود. اما اين را هم توجه کنيد که انسان مي‌تواند به کارهاي غيرعبادي خود رنگ عبادي دهد. کار کند براي اينکه زنش در رفاه باشد و يا خانم کار کند براي اينکه شوهرش در رفاه باشد، اين کار عبادي مي‌شود و ثواب جهاد دارد:

«جَهادُ المَرأةِ حُسْنُ التَّبَعُّل» [۷]

«الْكَادُّ عَلَى‌ عِيَالِهِ‌ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» [۸]

کاسبي کند براي اينکه بتواند بچه‌هايش را بزرگ کند و بچه‌هايش را به مدرسه روانه کند و بافرهنگ کند. اين رنگ پيدا مي‌کند و عبادي مي‌شود. پس ما بايد به آن رنگ دهيم و معمولاً کارهاي مباح هم کارهاي عبادي مي‌شود.

از همين جهت بعضي از بزرگان نقل مي‌کنند که اينها هيچگاه کار مباح انجام نمي‌دادند، بلکه رنگ خدا به آن مي‌دادند يا رنگ عبادت مي‌دادند و کار عبادي مي‌شد.

پس قسم اوّل، کار عبادي است. کار عبادي به اين معنا که اهميت به واجبات و اهميت به مستحبّات و اجتناب از گناه و مخصوصاً عمده در اينجا که اگر گناه در زندگي انسان آمد، انسان را تباه مي‌کند و زندگي انسان را نابود مي‌کند.

معنا ندارد کسي گناه در زندگيش باشد و زندگي خوبي داشته باشد. همين کساني که شما حسرت آنها را مي‌خوريد، وقتي دلش را باز کنيد، مي‌بينيد که يک در هزار غم و غصه‌هاي او را نداريد. حتي غم و غصه‌هاي آنها هم گناه است و سر تا پا بدبختي است.

آيا بدبختي بالاتر از اين مي‌شود که دختر از اول شب تا وقتي خوابش ببرد با اين موبايل‌ها رفيق بازي کند و بعد هم در اثر عشق مجازي خوابش نبرد؟ آيا هيچ بلايي بالاتر از اين مي‌شود!؟ يا اينکه انسان مال حرام بخورد و مال حرام خوردن مثل اين است که کسي نجاست بخورد. ما نمي‌بينيم؛ اما کساني که چشم بصيرت دارند، مي‌بينند که اين نجاست مي‌خورد يا خون مردم را مي‌خورد.

 ما نمي‌بينيم اما کساني که مي‌توانند ببينند، اين را مي‌بينند که اين خون مي‌خورد و اين بدتر از مردگي است. لذا اگر در زندگي کسي گناه باشد و غوطه‌ور در گناه باشد، اين زندگي نيست، بلکه بدتر از مردگي است. انسان بايد رابطه با خدا و اهل‌بيت(ع) داشته باشد.

بالاخره قسمت اول کار، کار عبادي است و گفتم و باز به جوان‌ها تکرار کنم که شما مي‌توانيد به همۀ کارهايتان رنگ عبادي دهيد و ولو کار مباح هم باشد، اما کار عبادي و مستحب و براي خدا و براي خدمت به اجتماع مي‌شود و براي اينکه زن و بچه در رفاه و آسايش باشند و براي اينکه شوهر خوشحال شود از اينکه مي‌بيند خانه نظيف و عاليست و همه چيز مهياست.

 همۀ اينها مثل نماز شب است. البته بايد نماز شب را خواند، اما اگر انسان به کارهاي خوب رنگ دهد، مثل نمازشب مي‌شود.

قسم دوم، کار فرهنگي است. انسان بايد در فرهنگش عالي باشد. يکي از وظيفه‌هاي سنگين پدرها اينست که بچه‌هايش را فهميده بار آورد.

از نظر رفت و آمد و از نظر مکالمه عالي حرف بزند. اين بچه‌ها که نه درس مي‌خوانند و نه کار مي‌کنند و فقط سرگرم فيلم‌ها و موبايل‌ها هستند و اين تربيت نمي‌شود. بالاترين واجبات براي پدر و مادر، تربيت اولاد است. تربيت اين نيست که به موبايل ور رود. قرآن مي‌فرمايد:  «إِنَّ الْخاسِرينَ الَّذينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْليهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَلا ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبينُ» [۹]

مي‌فرمايند ورشکسته ترين افراد کسي است که در روز قيامت بايد به خاطر بچه‌هايش به جهنّم رود. براي اينکه بايد بچه را تربيت مي‌کرده اما نکرده است. خيال مي‌کند تربيت اينست که بچه را به مدرسه غيرانتفاعي ببرد و مواظبت صددرصد کند، البته اين کار خوب است، اما بايد دوش به دوش اين، بچه‌اش را با نماز و با صداقت و راستگو بار آورد و دختر را با حجاب و چادري بار بياورد. دختري که چادر نداشته باشد، معلوم است که پدرش بايد به جهنم رود.

 نگوييد تقصير دختر است يا تقصير محيط است، بله، البته محيط و مدرسه و دبيرستان تقصير دارد، اما پدر و مادر بيشتر تقصير دارند. در روز قيامت اگر چادر بپرسد چرا من دمُده شدم، هيچ کس نمي‌تواند جواب دهد و همه بايد به جهنّم روند.

چادر داشتن بچه‌بازي نيست. قرآن مي‌گويد چادر علامت عفت خانم است. يعني عزيزترين چيزها در قرآن چادر است. اما ما چادر را رها کرده‌ايم. دولت رها کرد و ملت رهاتر کرد و همه با بي‌تفاوتي، بي‌چادر شديم. اين کار را خودمان و مدرسه و دبيرستان و فيلم‌هايمان و بي‌اعتنايي‌مان کرده است.

 وقتي بي‌اعتنا شديم به همين جاها مي‌رسد. خواه‌ناخواه وقتي چادر نفرين کند، شبانه‌روز غم و غصه و نگراني و اضطراب خاطر هست. چرا اينقدر درد داريم!؟ چرا اينطور شده!؟ اين غم و غصه‌ها و نگراني‌ها و دلهره‌ها و اضطراب‌خاطرها چيست!؟

روايت داريم کسي که اهميت به نماز ندهد، نماز او را نفرين مي‌کند. حتي اگر نماز مي‌خواند، اما نماز بيخودي مي‌خواند و حتي روايت داريم از پيغمبر اکرم(ص) که نماز مي‌گويد خدا تو را ضايع کند همين‌طور که مرا ضايع کردي. [۱۰]  اينها جان دارند و روح دارند و پيش اهل دل زبان دارند و گفتگو دارند. نماز معاشقه با خداست و نماز يک مکالمه با خداست. لذا قسم دوم کار علمي و فرهنگي است و جداً ما کار علمي نداريم. الان همۀ شما که اينجا نشسته‌ايد در رسالۀ مرجع تقليد رفوزه هستيد. يعني اگر معلم از شما امتحان بگيرد نمرۀ بالاتر از ده نمي‌آوريد و بالاترين گناه همين است. مگر مي‌شود انسان نداند رسالۀ مرجع تقليد چيست و کجاست و مسائلش را نداند.

 يک مرجع تقليد هفتاد هشتاد سال شبانه روز زحمت کشيده است و يک عمر اين رساله را نوشته و مجاني به شما داده و با التماس مي‌گويد مطالعه کن. اما هيچکدام رسالۀ مرجع تقليدمان را مطالعه نمي‌کنيم. الحمدلله در ولايت خيلي کار شده است و چيزي که در ولايت داريم احساسات است و اين الحمدلله خوب است و شکر خدا که لاأقل اين احساسات برايمان هست. عشق هست و خوب است و بهتر از احساسات است، اما يک چيز را نداريم و آن پيروي از اهل‌بيت(ع) است.

اميرالمؤمنين(ع) شصت و سه سال عمر کرده و غالباً در جبهه بوده است، اما بيست و شش مزرعه به دست مبارکش آباد کرده است. باغ خرما و باغ انجير و باغ انگور و بالاخره بيست و شش مزرعه آباد کرد و يکي براي بچه‌هايش نبوده، بلکه همه براي بيچاره‌ها و فقرا و درماندگان بوده است. حال چه چيز ما از نظر عمل به اميرالمؤمنين مي‌خورد؟ ما لنگيم يعني به راستي اگر بخواهند امتحان کنند، رفوزه مي‌شويم.

کار علمي يعني با رساله عمليه سر و کار داشته باشيم و با کتاب‌هاي اعتقادي سر و کار داشته باشيم. کتاب‌هاي اخلاقي که زياد نوشته شده و چهل رذالت اخلاقي و چهل فضيلت داريم و ما بايد فضائل را از رذائل تشخيص دهيم و به فضائل عمل کنيم و رذائل را از دل بکنيم و اينها مطالعه مي‌خواهد. الحمدلله کتاب‌ها خوب نوشته شده و شما مي‌توانيد از نظر اعتقادي و از نظر احکام و اخلاق، حسابي ملاّ شويد. شبانه روز يک ساعت را به دين دهيد.

ما بعد از اين سي و پنج سال همه بايد مخترع شده باشيم و خودکفا شده باشيم. چندين سال قبل وزير کشاورزي با عده‌اي نزد من آمد و خيلي خوشحال بود و گفت آمدم شما را خوشحال کنم که ما در گندم و حبوبات خودکفا شديم و گفت علاوه بر اينکه واردات نداريم در بعضي از حبوبات صادرات هم داريم. من چقدر خوشحال شدم و صورتش را بوسيدم و تشکر کردم. اما اين هم رفت و الان گندم ما را بايد امريکائي‌ها بدهند. آيا اينها گريه و دق کردن ندارد!؟ بعد هم مي‌گويند نفت داريم و نفت را مي‌دهيم گندم مي‌خريم. اما اصلاً اين نفت از تو نيست و از آينده است و اگر شما بخوريد حرام و حق‌النّاس است.

 آمريکائي‌ها يک ليتر نفت استخراج نمي‌کنند، بلکه از ما مي‌خورند و از اين صعودي‌هاي بي‌لياقت مي‌خورند و بالاخره از ممالک اسلامي مي‌خورند. ما مسلمان‌ها نفت‌ها را به آنها مي‌دهيم و آنها نفت‌هايشان را ذخيره مي‌کنند و آنگاه ما شده‌ايم مسلمان و شيعۀ علي و با همين چيزها خودمان را گول زده‌ايم. شيعۀ علي يعني آنکه نفتش را ذخيره کند و فقط به اندازۀ احتياج خودمان استفاده کنيم. اصلاً صادر کردن نفت غلط است. از نظر همه نفت صادر کردن غلط است.

دير شد ببخشيد، من حال نداشتم، الحمدلله هميشه اين‌طور بوده است که امام حسين(ع) نظر لطفي روي منبر به من مي‌کنند. اين هم معجزه‌اي از منبر است. البته مزاحم شما هم شديم. اما بحث ناقص است و بايد بعدا درباره آن صحبت کنيم، اگر خدا بخواهد.

......................................

پانوشتها،

[۱] . کفاية الاثر، ص ۲۲۸.

[۲] . الذاريات، ۵۶: «و جنّ و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند.»

[۳] . البقرة، ۸۲: «و كسانى كه ايمان آورده، و كارهاى شايسته كرده‌اند.»

[۴] . النحل، ۹۷: «هر كس -از مرد يا زن- كار شايسته كند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاكيزه‌اى، حياتِ [حقيقى] بخشيم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مى‌دادند پاداش خواهيم داد.»

[۵] . قرب الإسناد، ص ۲۵.

[۶] . الأحزاب، ۲۱: «قطعاً براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نيكوست: براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مى‌كند.»

[۷] . الكافى، ج ۵، ص ۹.

[۸] . الكافى، ج ۵، ص ۸۸.

[۹] . الزمر، ۱۵: «زيانكاران در حقيقت كسانى‌اند كه به خود و كسانشان در روز قيامت زيان رسانده‌اند؛ آرى، اين همان خسران آشكار است.»

[۱۰] . الکافي، ج ۳، ص ۲۶۸.

تعداد بازديد:309 آخرين تغييرات:94/08/23
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر