یکشنبه 29 مهر 1397 - 11 صفر 1440 - 21 اكتبر 2018
صفحه اصلي/مقالات

اهمیت اربعین

اهميت اربعين



امام سجاد(ع) با قدرت امامت خود با اينکه در بند دشمنان بود به اذن خداوند به کربلا رفت. از آنجايي که سر همه شهدا از تنشان جدا شده بود، شناسايي اجساد کار آساني نبود و تنها از عهده امام برمي آمد. امام سجاد با قدرت امامت خود پيکر پدر را تشخيص داد و ايشان بود که بني اسد را راهنمايي کرد که به چه صورت پيکر شهدا را دفن کنند
در ميان دوازده امام شيعه و چهارده معصوم، تنها چهلم حضرت امام حسين(ع) براي ما شيعيان بسيار مهم و سفارش شده است. در اين روز همچون دهه اول محرم، مراسم گرفته مي‌شود و دوباره همه سياه پوش مي شوند. شايد خيلي عجيب نباشد که چهلم آن حضرت براي ما اهميت ويژه اي دارد. اين را مي‌شود از زنده بودن داغ او بعد از سالها فهميد و اينکه در روز شهادتش، عرش خدا نيز خون گريه مي‌کند. اما سوال اين است که چرا اربعين براي ما روز ويژه اي است؟ جواب اين سوال و سوالات ديگر را در گفت وگو با دکتر «محمدحسين رجبي دواني»، کارشناس تاريخ اسلام به دست آورديم.

چرا اربعين حسيني اين قدر براي ما شيعيان مهم است با اينکه ما ۱۴ معصوم داريم که روز چهلم درگذشت آنها اين قدر سفارش شده نيست؟
به اين دليل که امام حسين(ع) تنها معصومي از چهارده معصوم است که موقعيتي برايش پيش آمد که بسيار سخت و تکان دهنده بود. مصيبتي که بر امام حسين(ع) وارد شد براي هيچ کدام از معصومين پيش نيامد. با اينکه همه بزرگواران به شهادت رسيدند اما شهادت امام حسين(ع) و موقعيتي که او در آن قرار گرفت، استثنايي بود و از اين حيث است که براي او اربعين مي گيريم و براي ساير ائمه اين کار را انجام نمي دهيم. با اينکه مقام پيغمبر(ص)، اميرالمومنين(ع)، حضرت زهرا(س) و امام حسن(ع) از امام حسين(ع) بالاتر است اما موقعيت امام حسين (ع) براي ديگران پيش نيامد.به اين خاطر براي زنده نگهداشتن مسير و راه امام که اصلاح دين آن هم با بذل جان خود و عزيزانش بود، سفارش شده است که اربعينش را زنده نگه داريم.
بعضي ها مي‌گويند در روز اربعين اسرا از شام به سمت مدينه حرکت مي‌کنند. از طرفي، بعضي ديگر نيز مي‌گويند در روز اربعين اسرا به مدينه رسيدند. کدام قول صحيح است؟
نقل هاي مختلفي را در اين ارتباط داريم که بين محققان بحث و اختلاف است. اگر بپذيريم اسرا در اول صفر يعني بيست روز بعد از واقعه کربلا وارد شام شده باشند، هيچ بعيد نيست که بيست روز بعد يعني در اربعين، آن بزرگواران در کربلا بوده باشند. نقلي که گفته مي‌شود بيست صفر اسرا به مدينه رسيده اند اصلا نقل صحيحي نيست و حتي قابل پذيرش هم نيست. بيشتر اينگونه مطرح است که در اربعين به کربلا رسيده اند. هرچند که برخي آن را محال دانسته اند و مي‌گويند امکان حضور کاروان اسرا در چهل روز بعد از واقعه کربلا در اين منطقه قابل تصور نيست.

چرا؟
مي گويند با توجه به بعد مسافت و حضور چند روزه آنها در شام، نمي توانند در بيست صفر به مدينه رسيده باشند. نقلي هم داريم که بعضي به آن استناد مي‌کنند و آن اينکه که بيش از يک ماه اسيران در شام نگهداري شدند. اگر اين نقل را بپذيريم که البته من آن را نمي پذيرم، اين منطق درست درمي آيد که اسرا نمي توانند در اربعين به مدينه رسيده باشند.
چرا شما نمي پذيريد؟!
چون هر روز نگه داشتن اسرا در شام براي يزيد هزينه بيشتر بي آبرو شدن را در بر داشت. يزيد جشن گرفته بود و اسرا را به کاخش آورده بود تا پيروزي خود را به رخ نه تنها شاميان بلکه مهمان هاي خارجي اش بکشد. اما با اقدامات حضرت زينب(س) و امام سجاد(ع) مجلس جشن پيروزي يزيد تبديل به مجلس تبيين فضائل ائمه و مظلوميت آنها شد که حتي اين مراسم به مراسم سوگواري براي ائمه نيز تبديل شد. نقل شده است که اندرون کاخ يزيد هم صداي ناله و گريه بلند شد به طوري که برخي از مردمي که براي شرکت در جشن يزيد آمده بودند در اثر اين افشاگري ها حاضر به اقامه نماز پشت سر يزيد نشدند و آنجا را ترک کردند. بنابراين معنا ندارد که يزيد بخواهد اسرا را بيشتر در شام نگه دارد تا خودش را بيشتر به افتضاح بکشاند. پس طبيعي به نظر مي رسد که او بخواهد اسرا را از شام دور کند چون ديگر نمي توانست حتي متعرض آنها هم بشود به اين خاطر که حقيقت اهل بيت آنجا آشکار شده بود. اگر اين کار را انجام مي داد هرچه بيشتر براي خود بي آبرويي و بدنامي درست مي کرد.
به نظر مي رسد اخبار خيلي دير به شام مي رسيده! چون از معصوميت و حقانيت اهل بيت پيامبر اطلاعي نداشتند.
نکته اي که درباره خليفه دوم وجود دارد اين است که در زمان او هيچ فرمانروايي براي بيشتر از يک سال در پستش باقي نمي ماند. اما معاويه و عمروعاص(لعنت الله عليه) را براي مدت زمان زيادي در پست شان نگه داشت. از زمان خليفه دوم که معاويه به‌عنوان فرمانرواي منطقه در نظر گرفته شد و در آن پست تثبيت شد، طوري عمل کرد که مردم شام اسلام را از منظر او دريافته بودند. بخصوص بعد از قتل خليفه دوم و روي کار آمدن خليفه سوم که خود از بني اميه بود. چون خليفه سوم به معاويه اختيار تام داده بوده در اداره کشور. مردم نيز او را به‌عنوان خويشاوند پيامبر(ص) مي شناختند و اسلام را از منظر او شناخته بودند. حتي در زماني که بني اميه از حکومت ساقط شد وقتي گروهي از بزرگان شام را پيش ابوالعباس السفاح (اولين خليفه عباسي که به قلع و قمع بني اميه پرداخت) آورده بودند، بزرگان و ريش سفيدان شام قسم خوردند که تا آن زمان نمي دانستند که پيغمبر غير از بني اميه خويشاوندي دارد! موقعيتي که معاويه در شام ايجاد کرده بود به گونه اي بود که با تطميع و تهديد مردم را چنان مجذوب خود کرده بود که نه تنها در شام بلکه در بقيه عالم اسلام نيز همه جهت بني اميه شده بودند. حتي زماني که خوارج عليه معاويه قيام مي‌کنند، او چنان آنها را سرجايشان مي نشاند که نه تنها ديگر قيامي صورت نمي گيرد بلکه آنها کاملا رهرو معاويه مي شوند! حالا حضرت زينب و امام زين العابدين(ع) در چنين موقعيتي آمدند و روشنگري ها را نشان دادند که يزيد را به شدت غافلگير کرد و او نتيحه عکس از مراسم خودش گرفت.
گفته مي‌شود در چهلم حضرت، جابربن عبدالله انصاري به کربلا رفته بود و مراسم چهلم را به جا آورده بود. مگر تا آن روز براي امام و همراهانش مزاري ساخته شده بود؟
طبق نقل تاريخ که اهل تسنن نوشته اند آمده است بعد از خروج قواي عمرسعد در عصر روز يازدهم از کربلا و حرکتشان با اسرا به سوي کوفه، قبيله بني اسد که در نزديکي کربلا زندگي مي کردند، آمدند و اجساد را دفن کردند. اول پيکر امام حسين را دفن کردند و بعد از آن پيکر حضرت علي اکبر را در مقابلش و سپس اجساد بقيه شهدا را در قبري دسته جمعي به خاک سپردند. اما طبق روايات شيعه که در تاريخ نيامده ولي در حديث نقل شده است، امام سجاد(ع) با قدرت امامت خود با اينکه در بند دشمنان بود به اذن خداوند به کربلا رفت. از آنجايي که سر همه شهدا از تنشان جدا شده بود، شناسايي اجساد کار آساني نبود و تنها از عهده امام برمي آمد. امام سجاد با قدرت امامت خود پيکر پدر را تشخيص داد و ايشان بود که بني اسد را راهنمايي کرد که به چه صورت پيکر شهدا را دفن کنند. به هرصورت قبر امام را مشخص کرده بودند و قبر ساير شهيدان که يکجا بود را نيز معلوم کرده بودند. گرچه نقلي وجود دارد که جابربن عبدالله در اربعين به کربلا آمده ولي اعتبار اربعين نمي تواند به زيارت جابر باشد. جابر اگرچه از اصحاب پيغمبر بوده و مرد بزرگي است ولي کاري که او کرده نمي تواند به‌عنوان نمادي براي شيعيان قرار بگيرد. بخصوص اينکه ما از امام حسن عسگري(ع) حديث معتبر داريم که زيارت اربعين را يکي از ۵ نشانه مومن شيعه مي داند. من معتقدم اين مسئله به اعتبار زيارت خود امام سجاد(ع) و حضرت زينب(س) و اسيران است.
يعني خودشان برگشته اند به کربلا و مراسم گرفته اند؟

بله. گرچه برخي رد مي‌کنند که در اربعين اول چنين اتفاقي رخ داده باشد. مي‌گويند کربلا اصلا در مسير شام به حجاز نيست که بخواهند موقع بازگشت به مدينه به آنجا رفته باشند. بله در مسير نيست ضمن اينکه اگر بخواهند چنين کنند راه خيلي هم دور مي‌شود. اما من معتقدم آنها قبل از رفتن به مدينه خواسته اند که مزار شهيدان کربلا را يک بار ديگر زيارت کنند و حضور امام معصوم(ع) به‌عنوان يکي از شعائر شيعه به حساب بيايد. هر مصيبتي وقتي چهل روز از آن مي گذرد، سرد و خاموش مي‌شود. اگر بنا باشد که مصيبت زدگان هميشه داغدار باشند، زندگي فلج مي‌شود. اين خواست خداست که بعد از چهل روز صاحبان عزا با مصيبت کنار مي آيند و آن را به‌عنوان حقيقتي مي پذيرند. اما براي امام حسين عزاداري اي در روز چهلمش برگزار شد تا براي هميشه غمش ماندگار باشد.
گفتيد معتقديد اسرا بعد از شام دوباره به کربلا برگشتند؛ طبق چه سندي اين حرف را مي زنيد؟
اين را ما در لهوف سيدبن طاووس و برخي منابع ديگر داريم. ابوريحان بيروني نيز در آثارالباقيه خود گفته است کاروان اسيران کربلا در چنين روزي به کربلا برگشتند. منتها برخي اين را زير سوال مي برند. بيست روز بعد از واقعه کربلا اسيران آل لله با توجه به اينکه يک هفته هم حداقل در کوفه زنداني بودند و بعد به سمت شام حرکت کردند و در اول صفر به آنجا رسيدند. بعد از يک هفته هم حضور در شام، دوباره به سمت کربلا حرکت کردند و در روز اربعين به شام رسيده اند.
پس چطور مي‌گويند بيستم صفر اسرا از شام به سمت مدينه حرکت کرده اند؟!
يزيد امام سجاد را براي دل جويي پيش خودش خواند و گفت از قتل تو صرف نظر کردم و شما به همراه زنان و بچه ها به سمت مدينه بازگرديد. يزيد؛ لعمان بن بشير حاکم سابق کوفه و پدر زن مختار را که هم مورد توجه بني اميه بود و هم ملاطفتي با اهل بيت داشت، به‌عنوان سرپرست کاروان آنها به سمت مدينه در نظر گرفت و به او سفارش کرد که نسبت به اسرا رئوف باشد. خود بشير هم چون از انصار بود به اهل بيت معرفتي داشت. اسرا از لعمان خواستند اول به کربلا بروند تا زيارتي داشته باشند و بعد به سمت مدينه بروند و او هم قبول کرده. در واقع از شام به قصد مدينه حرکت کردند ولي اول به کربلا رفتند.


برگرفته از : ido.ir
تعداد بازديد:580 آخرين تغييرات:94/09/07
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر