یکشنبه 29 مهر 1397 - 11 صفر 1440 - 21 اكتبر 2018
صفحه اصلي/مقالات

یک اربعین گریه

يک اربعين گريه



گريه واکنش هيجاني انسان نسبت به انگيزه هايي است که عواطف و احساسات آدمي را به شدت تحت تأثير قرار مي دهد. گريه که همراه با سوز و دل، هق هق و اشک و سرشک است، شايد تنها در انسان به شکل کمالي آن يافت مي‌شود و موجودات ديگر، اين حد از احساسات و عواطف را نمي توانند به نمايش گذارند.

انسان، با انگيزه هاي متفاوت بلکه متقابل و متضادي چون ترس و شوق مي گريد. گريستن همانند خنديدن، شاهکار آفرينش است لذا خداوند اين دو را به‌عنوان خصوصيت خاص انساني به خود نسبت مي دهد و مي فرمايد: و انه هو اضحک و ابکي، خداوند است که مي خنداند و مي گرياند.» (نجم، آيه۴۳)

به نظر مي رسد که غير از انسان، آفريده اي از اين کمال برخوردار نباشد. در اين ميان انسان کامل، در تماميت اين معنا در اوج است. از اين رو گريه و خنده، نمايش تمام عقل انساني است؛ چراکه در انسان کامل، عقل معناي تمام و درست خود را مي يابد و از آن جايي که عقل انسان کامل، در عواطف و احساساتش گره خورده است، نمايش عقل عشقي را تنها در اين موجود مي توان به نظاره نشست. عقل انسان کامل، چنان با عشق، محبت و مودت آميخته که عقلش مي گريد و مي خندد ودلش مي انديشد و معرفت و دانش مي آموزد. انسان کامل با عقل، عشق مي ورزد و با دلش مي انديشد، چراکه عقل و دل او يکي شده است.

هستي گريان بر حسين(ع)
اما اين بدان معنا نيست که غير از انسان کامل اين گونه نيست، بلکه هر يک از انسانها به نسبت درجه اي از عقل، از عشق بهره مند هستند؛ چراکه نصف عقل حقيقي، محبت و عشق است. (تحف العقول، ص۴۴۳) براين اساس هر کسي که عقل دارد، عشق و مودت و محبت دارد و از احساسات درحد خود سرشار است. براساس آموزه هاي قرآني، همه هستي برخوردار از درجه اي از عقل و شعور و احساس است. از اين رو درحد خود مکلف هستند و مخاطب خداوند قرار مي گيرند. (فصلت، آيه۱۱)

درجه احساس و عواطف کائنات و هستي باتوجه به عقل ايشان متفاوت است ولي همان اندازه براي درک و ابراز و اظهار عشق و محبتي که بخشي از مفهوم و مولفه عقل است، کفايت مي‌کند.

خداوند در آيه۲۹ سوره دخان مي فرمايد: فما بکت عليهم السماء و الارض و ما کانوا منظرين؛ آسمان و زمين بر آنان نگريست و به آنان مهلتي داده نشده است. اين آيه در بيان نفي گريه آسمان و زمين درباره کساني است که خداوند آنان را به عذاب استيصال گرفته و آنها را به سبب جسارت در گناه در همين دنيا عذاب کرده بود.

مفهوم مخالف اين آيه آن است که زمين و آسمان از درجه و سطحي از عقل و شعور برخوردار است که شأن و قابليت گريستن را دارد؛ اما برکساني که به عذاب الهي گرفته شده بودند، نگريست.

اما آسمان و زمين بر امام حسين(ع) گريست. اميرالمؤمنين(ع) در روايتي درباره گريستن آسمان و زمين بر امام حسين(ع) سخن مي‌گويد. در روايت است که آن حضرت اين آيه را تلاوت مي فرمود: فما بکت عليهم السماء و الارض و ما کانوا منظرين» در همان هنگام امام حسين(ع) وارد مسجد شد، اميرالمؤمنين(ع) باتوجه به او فرمود: «اما ان هذا سيقتل و يبکي عليه السماء و الارض؛ اما اين کسي است که به زودي کشته شود و آسمان و زمين بر او مي گريند» (تفسير برهان، ج۴، ص۱۶۱)

گريستن تا چهل روز
رسول گرامي اسلام(ص) در سفارش هاي خويش به جناب ابي ذر غفاري به اهميت و جايگاه والاي مؤمن در جهان اشاره کرده و فرموده است: «يا اباذر! ان الأرض لتبکي علي المؤمن اذا مات اربعين صباحا؛ اي ابوذر! هنگامي که مؤمني از دنيا مي رود، زمين تا چهل روز براي فقدان او گريان و عزادار است.» (مکارم الاخلاق، ص۴۶۵)

امام صادق(ع) در روايتي به بيان گريه موجودات عالم بر سالار شهيدان پرداخته، به زراره مي فرمايد: «يا زراره ! ان السماء بکت علي الحسين عليه السلام اربعين صباحا بالدم و ان الأرض بکت اربعين صباحا بالسواد و ان الشمس بکت اربعين صباحا بالکسوف و الحمره. .. و ان الملائکه بکت اربعين صباحا علي الحسين؛ اي زراره! آسمان چهل روز بر حسين خون گريه کرد و زمين چهل روز براي عزاي آن حضرت گريست با تيره و تار شدن، و خورشيد با کسوف و سرخي خود چهل روز گريست... و ملائکه الهي براي آن حضرت چهل روز گريستند.» (مستدرک الوسائل، ج۰۱، ص۴۱۳، با تلخيص و نيز مناقب آل ابي طالب، ج۳، ص۲۱۲)

درباره نقش چهل در زندگي بشر مي توان به آيات و روايات بسياري تمسک کرد که از جمله مسأله چله عرفاني است. امام عسکري(ع) درباره يکي از ويژگي هاي عدد چهل مي فرمايد: علامات المؤمن خمس... و زياره الأربعين... مؤمن پنج نشانه دارد... و يکي از آنها زيارت روز اربعين است (تهذيب الاحکام، ج۶، ص۲۵)

حسين عابدي

تعداد بازديد:501 آخرين تغييرات:94/09/08
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر