یکشنبه 1 مهر 1397 - 13 محرم 1440 - 23 سپتامبر 2018
صفحه اصلي/مقالات

جایگاه اجتماعی زن در اسلام

fiogf49gjkf0d

جايگاه اجتماعي زن در اسلام

جايگاه اجتماعي زن در اسلام

زيور انس و محبت زينت خلق و فا در سال پنجم يا ششم هجرت، روز پنجم جمادي الاول، زينب دختر علي و زهرا عليها السلام در مدينه منوره به دنيا آمد و خانه امامت را غرق شادي کرد.
زينب شير زن کربلا که حيا و عفت را در اوج و نهايتش برخوردار است، بلندترين نگهبان عفت و پاکي است؛ به گونه‌اي که همسايه او سالها قد و قامت او را نديد؛ زيرا که او در خانه و در پس حجاب زندگي مي‌کرد و تاريخ در آن دوران او را جز از پشت پرده نديد (۲) و هر گاه به زيارت مرقد مطهر پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله مي‌رفت، پدرش علي عليه السلام در پيش و برادرانش حسن و حسين عليهم السلام در اطراف او بودند و شمعهاي روشن اطراف قبر نيز توسط پدر بزرگوارش خاموش مي‌شد تا قد و قامت زينب براي ديگران آشکار نباشد. (۳)
با اين حال، او زني بود که حضور اجتماعي فعّالي داشت و در دوران خلافت پدر در کوفه عهده‌دار تعليم و تفسير قرآن بود و در دوران امام حسين عليه السلام در کنار برادر در بزرگ-ترين انقلاب جهان هستي، ايفاي نقش کرد و بعد از شهادت برادر و ياران او مديريت ادارة بيش از ۷۲ نفر زن و کودک اسير را به عهده گرفت و با آنکه در محاصرة دشمن بود، با سربلندي قافله اسرار را از کربلا تا شام و از آنجا تا مدينه سرپرستي کرد و هر جا لازم بود، در حضور نامحرمان بي‌شمار سخن گفت و خطبه خواند؛ چنان که بازار کوفه نزديک به دارالاماره خطبه خواند؛ خطبه بيدار گرانه و کوبنده‌اي که نزديک بود مردم کوفه عليه ابن زياد دست به شورش بزنند، ولي در لحظة خطبه خواندن با تمام وجود حيا و عفت را به نمايش گذاشت تا آنجا که خزيم اسدي مي‌گويد: «‌متوجه زينب شدم. به خدا سوگند! زني را که سرتاپاشرم و حيا باشد، سخنران‌تر از او نديدم. گويي زينب از زبان علي عليه السلام سخن مي‌گفت.» (۴)
و در مجلس يزيد نيز لب به سخن گشود و بر سر يزيد فرياد زد که «‌آيا از عدالت است که تو زنان و کنيزان خود را در پرده نشاني و دختران [پرده نشين] رسول خدا صلي الله عليه وآله را اسير کني؟ پردة آبروي آنها را بدري و صورت آنهارا نمايان سازي؟...» (۵)
نگاهي هر چند اجمالي و سريع به زندگاني حضرت زينب عليها السلام و امثال او، ثابت مي‌کند که زن مي‌تواند در صورت ضرورت و نياز، بيشترين و بهترين حضور را در جامعه داشته باشد و مرز حيا و عفت را نيز با کامل‌ترين وجه ممکن پاسداري و مرزباني نمايد.
به بهانه ولادت آن بانوي با عظمت بر آنيم که نگاهي هر چند گذرا به جايگاه اجتماعي زن در اسلام داشته باشيم.
انگيزه غرب از حضور زنان در اجتماع
همزمان با اختراع ماشين بخار توسط «‌نيوکامن» و آغاز انقلاب صنعتي در سال ۱۷۱۲ ميلادي نياز به کارگران در کارخانه‌ها افزايش يافت. سرمايه داران پول پرست اروپايي ضمن به کار کشيدن کارگرهاي مهاجر، زنها را نيز به اين ميدان وارد کردند و آنها را به نام آزادي زن به پشت دستگاهها و ماشينها کشانيدند.
زنهاي کارگر خصوصياتي داشتند که بسيار به نفع کارفرمايان بود؛ اولاً: عدم تحرک ‌پذيري زن در جهت تغيير محل کار، ثانياً: عدم همراهي زنان با ديگر همکاران خويش در اعتصابها و مبارزات، ثالثاً: سطح پايين توقع آنان و نيز صبر و حوصله و ظرافت و دقت آنان.
با اين حال، زن اروپايي آن روز در کانون گرم خانوادگي و در حجاب خويش در کنار فرزندان و شوهر خويش مشغول فعاليت بود و حاضر نمي‌شد که درميان مردهاي بيگانه و در محيط سرد و بي‌نور عاطفه و گرمي محبت کارخانه‌ها کار کند، ولي سرمايه داران براي راضي کردن زنها براي آمدن به کارخانجات دست به تبليغات گسترده و فراواني زدند و به نام مظلوميت زن و آزادي او فرياد آزادي زن از حصار خانوادگي و پوشش سنتي را سر دادند و کم کم زنان آن را باور کردند و تبديل به پيچ و مهره دستگاههاي سرمايه‌داران شدند.
با افزايش توليد و کم شدن تقاضا، سرمايه داران براي جلوگيري از ورشکستگي، جامعه را به مصرف هر چه بيشتر و اسراف و تبذير و تجمّل دعوت کردند و براي اجراي اين طرح نيز دست به دامان زن شدند تا زن جسم، زينت، دلربايي،و طنّازي خويش را در راه ترويج کالاهاي توليد شده قرار بدهد.
بدين ترتيب، زشت‌ترين سوء استفاده از جذابيتهاي زن را به نام آزادي از پوشش سُنّتي، و آزاد ازقيود اخلاقي را به نام زيباي نهضت آزادي زن به انجام رساندند تا آنجا که همه چيز را به ضرب و زور «‌سکس» تبليغ مي‌کردند؛ از لباسهاي گوناگون گرفته تا اتومبيل، موتور، دوچرخه و حتي ميز و صندلي و پيچ و آچار و...
و زن جديد تبديل به مانکَني شد که وسيله فروش جنس و ازدياد ثروت سرمايه‌دار بود و عده‌اي نيز وادار شدند که به سراغ شغلهاي پول ساز ديگري به وسيله زنان بروند و در اين راه قيد هر گونه قانون اخلاقي و انساني را بزنند و تنها و تنها به درآمد خود بينديشند. (۶)
و اين حضور افسار گسيخته زن در اجتماع غربي زيانها و پيامدهاي ويرانگري را در پي داشت که در بخش اجتماعي باعث تزلزل خانواده، جنايات جنسي، گسترش فحشا و روسپيگري، آدمکشي و... گرديد و از نظر جسماني، امراضي چون: سوزاک، سفليس، شانکروئيد، ضعف اعصاب و عقده رواني، خود ارضايي، سرد مزاجي، ايدز و... را به ارمغان آورد و از نظر فرهنگي، باعث از خود بيگانگي، فساد اخلاقي و بي‌بند و باري، قرباني شدن شخصيت زن، و تخريب عقايد گرديد و در بخش اقتصادي و سياسي نيز، مصرف زدگي، مُدپرستي، رکود فعاليتها، انحراف در جهت گيري سياسي و... را به دنبال آورد. حال بايد ديد اسلام چگونه حضور زنان را در جامعه مي‌خواهد که هم نقش و حق زن در جامعه ادا شود و هم پيامدهاي زيانبار، دامن جامعه را نگيرد.
زنان و حضور در اجتماع
خورشيد اسلام زماني درجزيره العرب طلوع کرد که زن در جامعه آن روز داراي هيچ ارزش اجتماعي نبود و جز به‌عنوان شيء و کالايي که به ديگران (پدر يا فرزند يا شوهر) تعلق داشت و آنها صاحب اختيار او بودند، مطرح نمي‌شد، ولي اسلام در سخن گفتن از مسئوليتهاي اجتماعي و فردي، هم با مردان سخن مي‌گويد و هم با زنان و حتي گاهي روي سخن با زنان، قبل از مردان است؛ چرا که زن را درنه سالگي شايسته خطاب تکليف و به دوش گرفتن بار مسئوليت مي‌بيند و مرد را در پانزده سالگي، و نيز به هنگام بيعت گرفتن و پيمان وفاداري با حکومت اسلامي، رسول اکرم صلي الله عليه وآله هم از مردها بيعت گرفت و هم از زنها (با قرار دادن دست در ظرف آبي که دست مطهر پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله در طرف ديگر آن بود) (۷). فرمود: «‌لا تَمنَعوا إماءَ اللهِ مَساجِدَ اللهِ وَ ليخرُجنَ تَفَلَاتٍ (۸)؛ کنيزکان پروردگار را از مساجد خدا منع نکنيد، و آنان نيز بدون آرايش در مساجد حضور پيدا کنند.»
آن حضرت هر گاه مي‌خواست به جنگي برود، با قيد قرعه يکي از همسران خود را همراه خويش مي‌برد. عدة زيادي از زنان نيز همراه لشکر اسلام در صحنه‌هاي نبرد حضور داشتند، همچون: جنگ تبوک، جنگ احد و... به اين داستان توجه کنيد: «‌ام عامر که نام وي «‌نُسيبه» است، مي‌گويد: من براي رساندن آب به سربازان اسلام در جنگ احد شرکت کردم تا آنجا که ديدم نسيم فتح به سوي مسلمانان وزيد؛ لکن چيزي نگذشت که يک مرتبه ورق برگشت و مسلمانان شکست خورده، پا به فرار گذاشتند و من ديدم جان پيامبر صلي الله عليه وآله در معرض خطر قرار گرفت. وظيفه ديدم ولو به قيمت جانم هم تمام شود، از پيامبرصلي الله عليه وآله دفاع کنم. مشک آب را بر زمين گذاردم و با شمشيري که به دست آورده بودم، از حملات دشمن مي‌کاستم و گاهي تيراندازي مي‌کردم.
در اين لحظه، جاي زخمي را که در شانه‌اش بود، متذکر مي‌شود و مي‌گويد: در آن وق ت ديدم چشم پيامبر صلي الله عليه وآله به يک نفر افتاد که در حال فرار بود، فرمود: اکنون که فرار مي‌کني، سپر خود را به روي زمين بينداز! او سپر خود را انداخت و من آن سپر را برداشتم و مورد استفاده قرار دادم. ناگاه متوجه شدم که مردي به نام «‌ابن قميئه» فرياد مي‌کشد و مي‌گويد: محمد کجاست؟ او پيامبر صلي الله عليه وآله را شناخت و به او حمله آورد، من و مصعب او را از حرکت به سوي مقصد باز داشتيم. او براي عقب زدن من ضربتي بر شانه‌ام زد. با اينکه من چند ضربه بر او زدم، ولي ضربه او در من تأثير کرد و اثر اين ضربه تا يکسال باقي بود و ضربات من بر اثر وجود دو زره در تن او تأثير نکرد. ضربه‌اي که متوجه شانه من شد، ضربه کاري بود. پيامبر صلي الله عليه وآله متوجه شانه من گرديد که خون از آن فوران مي‌کند، فوراً يکي از پسرانم را صدا زد و فرمود: زخم مادرت را ببند. وي زخم مرا بست و من دو مرتبه مشغول دفاع شدم. در اين بين، متوجه شدم يکي از پسرانم زخم برداشته، فوراً پارچه‌هايي را که براي بستن زخم مجروحان با خود آورده بودم، درآوردم و زخم پسرم را بستم؛ ولي براي اينکه هر لحظه وجود پيامبر صلي الله عليه وآله در آستانه خطر بود، رو به فرزندم کردم و گفتم: فرزندم! برخيز و مشول کارزار باش.» (۹)
اين گونه در ساية پرورش صحيح و آزادي منطقي که اسلام براي زنان ايجاد کرده بود، زناني پرورش يافتند که در مجامع عمومي و حتي در برابر شخص خليفه اظهار وجود کرده، به انتقاد مي‌پرداختند. به‌عنوان مثال، عمر در منبر مهرية بيش از چهار درهم را براي زن ممنوع اعلام مي‌کند. زني با کمال شهامت برخاسته، در مقابل فرمان خليفه مي‌ايستد و مي‌گويد: اين سخن بر خلاف گفته قرآن است و هيچ گونه ارزشي ندارد. سپس اين آيه قرآن را مي‌خواند: «‌وَ اِن اَرَدتُم استِبدالَ زَوجٍ مَکانَ زَوجٍ وَ آتَيتُم إحداهُنَّ قِنطاراً فَلا تَأخُذُوا مِنهُ شَيئا» (۱۰) «‌اگر خواستيد همسري را به جاي همسري بگيريد، اگر به يکي از زنان مال بسيار زيادي را [به‌عنوان مهريه] داديد، از آنها چيزي پس نگيريد.» خليفه دوم در مقابل جمعيت راه گريزي نمي‌يابد. به ناچار سخن اين زن را تأکيد کرده، مي‌گويد: «‌کُلُّ النَّاسِ اَفقَهُ مِن عُمَرَ حَتَّي رَبَّاتِ الحِجَالِ؛ همه مردم بهتر از عمر احکام اسلامي را مي‌دانند، حتي صاحبان حجله‌ها (زنان). » (۱۱)
نمونه اعلاي حضور زنان در صحنه‌هاي سياسي نيز، جريان سخنراني آتشين دختر پيامبرصلي الله عليه وآله فاطمه زهرا عليها السلام در مسجد و در محضر عموم مردم و اعتراض وي عليه مسير اسلامي و غصب خلافت است.
زنان و کار در اسلام
دين مقدس اسلام تقريباً دوازده قرن پيش از اروپا، استقلال اقتصادي زن و مالکيت وي را محترم شمرد، در حالي که در اروپا در سال ۱۸۸۲ ميلادي، استقلال اقتصادي زن و مالکيت زن به رسميت شناخته شد؛ آن هم به خاطر اقتضاي انقلاب صنعتي و احتياج کارخانه‌ها به وجود زنان کارگر.
اسلام علاوه بر استقلال اقتصادي زن، با گذشتن مسئوليت اداره زندگي و وجوب نفقه بر مرد، به زنان اين امکان را داده است که ثروت خويش را ذخيره و براي آينده خود پس انداز کنند. از طرفي، اسلام اجازه کار کردن به زن نيز عطا کرد و در برخي موارد کار کردن را واجب و گاهي مستحب شمرد.
در روايتي از پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله نقل شده است که حضرت فرمود: «‌طَلَبُ الحَلالِ فَرِيضَهٌ عَلَ کُلِّ مُسلِمٍ وَ مُسلِمَهٍ (۱۲)؛ به دست آوردن روزي حلال بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.»
در قرآن کريم نيز به کار کردن دختران پيامبر خدا، حضرت شعيب عليه السلام و کمک آنان به پدر در دامداري اشاره شده است. (۱۳)
مشاغلي که جامعه بدان نيازمند است، در اسلام به‌عنوان واجب کفايي بر عهدة همة افراد مسلمان مي‌باشد، خواه مرد و خواه زن. بنابراين، در صورتي که جامعه نيازمند پزشک، پرستار، معلم، دبير و استاد زن باشد، اين امور به‌عنوان واجب کفايي بر بانوان واجب و لازم است. به همين جهت، علماء با وجود پزشک زن که داراي تخصص کافي است، اجازه رفتن نزد پزشک مرد را به زنان نمي‌دهند.
در غير اين امور نيز زن مي‌تواند متناسب با ساختار بدني خويش و حفظ حجاب و حرمت انساني خود در جامعه و فعاليت اقتصادي شرکت کند.
پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله فرمود: «‌سه چيز حجابها را مي‌درند و به پيشگاه خداوند مي-رسند، صداي قلم دانشمندان، صداي گامهاي مجاهدان راه خدا، و صداي ريسندگي زنان.» (۱۴)
زن در کارهاي تجارتي هم مي‌تواند شرکت کند؛ چنان که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمود: «‌المَرأَهُ الصَّالِحَه أَحَدُ الکَاسِبينِ؛ (۱۵) زن نيکوکار يکي از تجارت کنندگان است.»
و تاريخ اسلام به خوبي نشان داده است که بانوان فراواني با حفظ عفت و حجاب در امر تجارت و ديگر فعاليتهاي اقتصادي شرکت داشته‌اند؛ حتي زنان برجسته‌اي همچون حضرت خديجه عليها السلام سابقه تجارتهاي گسترده داشته‌اند. در زمان کنوني نيز زنان مي‌توانند با حفظ شئونات اسلامي چنان نقشهايي را ايفا کنند.
زنان و دانش‌اندوزي
گونه‌اي ديگر از حضور زنان در اجتماع، راهيابي در صحنه‌هاي تعليم و تعلم است. اسلام ديني است که در نظام ارزشي خود علم و دانش را در صدر ارزشها پس از ايمان و اعتقاد قرار داده است. در قرآن کريم مي‌خوانيم: «‌رفَعِ اللهُ الَّذينَ آمَنوا مِنکُم وَ الَّذينَ أُوتُوا العِلمَ دَرَجاتِ»؛ (۱۶) «‌خداوند کساني را که از شما ايمان آورده‌اند و کساني را که دانش به آنها داده شده است، درجات عظيمي مي‌بخشد.»
دين مقدس اسلام در خصوص دانش‌آموزي شرائط سني، مکاني و جنسي را برداشته و دستور فراگيري علم را براي مرد و زن به طور يکسان بيان کرده است و برخي دانشها را مانند: آموختن احکام واجبات و محرّمات، اعتقادات ديني، و... به‌عنوان واجب عيني بر همه لازم کرده و هر دانشي که جامعة اسلامي به آن نيازمند است، به‌عنوان واجب کفايي بر مرد و زن مقرر کرده است.
در حديث معروفي که در منابع متعدد نقل شده است، پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله فرمود: «‌طَلَبُ العِلمِ فَريضَهٌ عَلَي کُلِّ مُسلِمٍ وَ مُسلِمَهٍ؛ (۱۷) دانش آموختن بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.»
يکي از ياران امام باقر عليه السلام به آن حضرت عرض کرد: آيا اين حديث را به همسرم تعليم دهم؟ حضرت فرمود: «‌آري، قرآن مي‌گويد: «‌قُوا أَنفُسَکُم وَ أَهليکُم ناراً»؛ (۱۸) «‌خود و خانواده-تان را از آتش نگه داريد.» (۱۹) از اين روايت هم به دست مي‌آيد که تعليم دستورات ديني به بانوان يک واجب ديني است.
در صدر اسلام بسياري از زنان با حفظ حجاب اسلامي، در محضر پيامبر صلي الله عليه وآله حضور مي‌يافتند و احاديث را فرا گرفته، به نسلهاي بعدي تعليم مي‌دادند. اين گونه راويان به قدري فراوان‌اند که ابن حجر عسقلاني در کتاب «‌الاصابه» بخش ويژه‌اي درباره زنان عالم گشوده و از ۱۵۲۲ زن صحابي نام برده است و نيز در «‌أسد الغابه» نام بيش از هزار زن مسلمان صحابي ذکر شده است (۲۰) و همين طور کتابهاي ديگري که در اين زمينه وجود دارد. (۲۱)
آنچه گذشت اشاره به گوشه‌هايي از حضور زنان در اجتماع و عرصه‌هاي اجتماعي بود و امروزه با تجربه انقلاب اسلامي کسي در اصل حضور زنان در اجتماع و عرصه‌هاي مختلف آن متناسب با شئونات اسلامي ترديد و شکي ندارد؛ اما سخن در حفظ حجاب و حدود شئونات اسلامي است که ما تحت عنوان توصيه‌هاي اسلام، به آنها اشاره مي‌کنيم.
توصيه‌هاي اسلام به بانوان
اسلام در کنار دستور شرکت بانوان در اجتماع و يا تجويز آن، دستورات و تذکراتي دارد که توجه به آنها براي همه مخصوصاً بانوان گرامي ضروري و لازم است:
الف. حفظ حجاب
بر زن واجب است که تمامي بدن خود را به جز دستها تا مچ و گردي صورت، از مرد نامحرم بپوشاند و اين در صورتي است که به قصد تلذذ و ريبه به او نگاه نکنند و گرنه در صورت نگاه کردن به قصد تلذذ و ريبه، پوشاندن حتي از محارم (به غير از شوهر) نيز لازم است. (۲۲)
برخي از مراجع در صورتي که در چهره و يا دستها زينتي وجود داشته باشد، مانند: انگشتر و حلقه، عينک زينتي، سرمه، لاک ناخن، حنا و امثال آن، پوشاندن صورت و دستها رانيز واجب مي‌دانند. (۲۳)
و برخي ديگر از مراجع در پوشاندن صورت و دستها نيز احتياط واجب کرده‌اند. (۲۴) در حفظ حجاب بايد به اين نکات توجه شود:
۱/ لباس بدن نما ممنوع
در روايات زيادي از لباس نازک بدن‌نما نهي شده است، از جمله پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله فرمود: «‌در آخر الزمان امت من، زناني خواهند بود که پوشيده و عريان هستند [چون لباسهاي نازک آنها را نمي‌پوشاند] و روي سر آنان همانند کوهان شتر قرار دارد [اشاره به جمع کردن موها و اقسام آرايش اين گونه]. آنها را لعنت کنيد؛ زيرا آنان از رحمت الهي دورند و به بهشت وارد نمي‌شوند و حتي بوي بهشت را که از مسير طولاني درک مي‌شود، درک نخواهند کرد.» (۲۵)
۲/ پوشاندن کامل بدن
اصبغ بن نباته که از ياران مخلص امير المؤمنين عليه السلام بود، مي‌گويد: «‌از آن حضرت شنيدم که مي‌فرمود: در آخر زمان و نزديکي قيام قيامت که بدترين روزگاران است، زناني پديدار شوند که بي‌حجاب و برهنه‌اند و آرايش مي‌کنند، از دين خارج‌اند و در فتنه‌ها داخل، به شهوت مايل و به طرف لذتها شتابنده‌اند. آنان حرامهاي الهي را حلال مي‌شمارند و در جهنم هميشه معذّب خواهند بود.» (۲۶)
۳/ پوشاندن برجستگيهاي بدن
برخي زنان آن چنان لباس تنگ و چسبان مي‌پوشند که غمازتر از بي‌پيراهني است. زنان متدين در عرصه‌هاي اجتماعي از اين گونه لباسها به شدت پرهيز مي‌کنند.
اسماء دختر عميس مي‌گويد: «‌فاطمه زهرا عليها السلام به من فرمود: من زشت مي‌شمارم اينکه روي جنازه زنان پارچه‌اي مي‌اندازند. پس هر کس به آن مي‌نگرد، حجم بدن او را درک مي‌کند. من به آن حضرت عرض کردم:‌اي دختر رسول خدا! من برايت چيزي مي‌سازم که آن را در سرزمين حبشه ديده‌ام. سپس شاخه‌هاي‌تر خرما را آورده، به همديگر بستم و پارچه‌اي روي آن انداختم [که جنازه پيدا نباشد] پس فاطمه فرمود: چه نيکو و زيباست اين وسيله که به واسطه آن زن از مرد تشخيص داده نشود.» (۲۷)
۴/ دوري از لباس شهرت
لباسهايي که پارچه يا رنگ يا دوخت آن براي شخصي که مي‌خواهد آن را بپوشد، متعارف نيست و سبب جلب توجه ديگران مي‌شود، لباس شهرت است.
امام صادق عليه السلام فرمود: «‌إنَّ اللهَ يبغِضُ شُهرَهَ اللِّباسِ؛ (۲۸) خداوند شهرت در لباس را دشمن مي‌دارد.»
۵/ تشبه به کفار
استاد مطهري مي‌گويد: «‌اسلام گفته است شخصيت باختن حرام است، مرعوب ديگران شدن حرام است، طفيلي‌گري حرام است، هضم شدن و محو شدن در ديگران حرام است، افسون شدن در مقابل دشمن مانند: خرگوشي که در مقابل مار افسون مي‌شود، حرام است، الاغ مردة بيگانه را قاطر پنداشتن حرام است، انحرافات و بدبختيهاي آنها را به‌عنوان پديدة قرن جذب کردن حرام است.» (۲۹)
امام صادق عليه السلام فرمود: «‌خداوند به يکي از پيامبرانش وحي کرد که به قومت بگو: لباس دشمنان مرا نپوشند، غذاي مخصوص آنان را نخورند، و همانند و همشکل آنان نشوند! وگرنه اينان نيز جزء دشمنان من خواهند بود؛ همان گونه که آنان دشمن من مي‌باشند.» (۳۰)
۶/ اجتناب از تشبيه زن به مرد
امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: «‌کانَ رَسُولُ اللهِ صلي الله عليه وآله يزجُرُ أَن يتَشَبَّهَ بِالنِّساءِ وَ ينهَي المَرأَهَ أَن تَتَشَبَّهَ بِالرِّجالِ في لِباسِها؛ (۳۱) رسول اکرم صلي الله عليه وآله هميشه مردان را از شبيه شدن به زنان منع مي‌فرمود و زنان را از شباهت داشتن به مردان در لباس نهي مي‌کرد.»
ب. تحريک ممنوع
در دين مقدس اسلام علاوه بر دستوراتي که در زمينه پوشش و نگاه رسيده است، به شدت از تحريک و تهييج احساسات جنسي در محيط اجتماع، مخصوصاً در موارد اختلاط زن و مرد جلوگيري شده که به نمونه‌هايي اشاره مي‌شود:
۱/ آرايش براي نامحرمان ممنوع
امام صادق عليه السلام به نقل از پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله مي‌فرمايد: «‌اََي امرَأَهٍ تَطَيبَت ثُمَّ خَرَجَت مِن بَيتِها فَهِي تُلعَنُ حَتِّي تَرجِعَ إِلي بَيتِها مَتَي ما رَجَعَت؛ (۳۲) هر زني که خود را خوشبو نمايد و از خانه‌اش خارج شود، لعنت مي‌شود تا آن هنگام که به خانه برگردد.»
۲/ تحريک با گفتار و نوشتار
در قرآن کريم مي‌خوانيم: «‌با صداي نرم و نازک [با مردان] سخن مگوييد! [مبادا] آن که دلش بيمار است، به طمع افتد، و به نحو شايسته سخن گوييد و در خانه‌هايتان قرار گيريد و از ظاهر کردن آرايش خود به گونه جاهليت نخستين خودداري کنيد!» (۳۳)
اسلام براي جلوگيري از تحريک به حرام، با سرودن شعر و يا نوشتن مقالات و داستانها و پخش و نشر عکسهايي که موجب فساد و گناه باشد نيز برخورد کرده است و به‌عنوان کتب ضلال و گمراه کننده جلوي انتشار آن را گرفته است.
و همين طور ارتباط عشقي با نامحرم از طريق صحبت کردن، تماس تلفني يا نامه‌اي، از ديدگاه مراجع و شرع حرام مي‌باشد. (۳۴)
۳/ شوخي با نامحرم ممنوع
ابوبصير از اصحاب امام باقر عليه السلام مي‌گويد: «‌من زني را درس قرآن مي‌دادم. پس با وي مزاح و شوخي کردم. پس از آن، خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم، به من فرمود: چه سخني با آن زن گفتي؟ من خجالت کشيده، صورتم را پوشانيدم. حضرت فرمود: دوباره تکرار نکني!» (۳۵)
ج. کنترل تماسها
۱/ تماس جسمي مطلقاً حرام
تماسهاي جسمي بين مرد و زن نامحرم، هر چند اندک باشد، از نظر اسلام حرام شده است؛ حتي اگر فقط دست دادن با نامحرم و بدون هيچ‌گونه قصد سوئي باشد. پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله فرمود: «‌هر کس با زني نامحرم دست بدهد، روز قيامت با دستهايي که به زنجير بسته شده است، وارد محشر مي‌شود و سپس به طرف جهنم برده خواهد شد.» (۳۶)
امام صادق عليه السلام فرمود: «‌مَنِ التَزَمَ امرَأَهً حَرَاماً قُرِنَ في سِلسِلَهٍ مِن نارٍ مَعَ شَيطانٍ فَيقذَفانِ في النّارِ؛ (۳۷) آن کس که به زن نامحرمي بچسبد، همراه با شيطاني در زنجيري آتشين بسته مي‌شود و به درون دوزخ پرتاب خواهند شد.»
از نظر اسلام براي حفظ حريم عفاف و دوري از وسوسه‌هاي شيطاني، سفارش شده که نامحرم دختري را که به شش سالگي رسيده است، نبوسد.
در روايتي آمده است که حضرت موسي بن جعفر عليهما السلام نزد والي مکه بودند که با حضرت نسبت فاميلي داشت، والي دختر کوچکي داشت که از مهمانها پذيرايي مي‌کرد و مهمانها هم با او احوالپرسي کرده، او را در بغل مي‌گرفتند. اين دخترک هنگامي که خدمت امام عليه السلام رسيد، حضرت با دستهاي خود او را گرفتند و مانع نشستن او در آغوش و زانوي خود شدند. آن‌گاه فرمود: «‌إِذا أَتَت عَلَي الجارِيه سِتَّ سِنينَ لَم يجُز أَن يقَبِّلَها رَجُلٌ لَيسَت هِي بِمَحرَمٍ لَهُ وَ لا يضُمَّها إِلَيهِ؛ (۳۸) هر گاه دختري به سن شش سالگي رسيد، جايز نيست مرد نامحرم وي را ببوسد يا در بغل بگيرد.»
۲/ خوابيدن در يک مکان
پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله فرمود: «‌مَن کانَ يؤمِنُ بِاللهِ وَ اليومِ الآخِرِ فَلا يبِت في مَوضِعٍ يسمَعُ نَفَسَ امرَأَهِ لَيسَت بِمَحرَمٍ؛ (۳۹) آن کس که به خدا و روز قيامت ايمان آورده است، در مکاني که صداي نفس کشيدن زن نامحرم را مي‌شنود، شب را به صبح نياورد.»
۳/ تنها بودن بانامحرم
براي پيشگيري از وسوسه‌هاي شيطاني، اسلام دستور مي‌دهد که زن و مرد نامحرم هيچ‌گاه در محيط خلوت قرار نگيرند.
امام صادق عليه السلام فرمود: از مواردي که رسول اکرم صلي الله عليه وآله در پيمان با زنان، با آنها شرط کرد اين بود که: «‌اَن... لا يقعُدنَّ مَعَ الرِّجالِ في الخَلَاء؛ (۴۰) با مردان در جاي خلوت ننشينند.»
و حضرت علي عليه السلام فرمود: «‌هيچ‌گاه مردي با زني نامحرم در جاي خلوت همراه نشود؛ زيرا هنگامي که مرد نامحرم و زن نامحرم در مکان خلوت همراه شدند، سومين آنها شيطان خواهد بود.» (۴۱)

پي‌نوشـــــــــــــــــــت‌ها

۱/ احمد عزيزي.
۲/ بانوي کربلا، عائشه بنت الشاطي، مترجم: سيد رضا صدر، قم، انتشارات دفتر تبليغات، چاپ سوم، ۱۳۷۸، صص ۵۸ - ۵۹/
۳/ رياحين الشريعه، شيخ ذبيح الله محلاتي، تهران، دارالکتب الاسلاميه، ج ۳، ص ۶۰/
۴/ بحار الانوار، محمد باقر مجلسي، بيروت، دار احياء التراث العربي، ج ۴۵، صص ۱۰۸ - ۱۱۰/
۵/ همان، ص ۱۳۳/
۶/ ر. ک: فساد سلاح تهاجم فرهنگي، سيد محمود مدني، قم، دفتر انتشارات اسلامي، ۱۳۷۴، صص ۴۳ - ۴۵؛ لذّات فلسفه، ويل دورانت، ص ۱۵۶/
۷/ ر. ک: فساد سلاح تهاجم فرهنگي، صص ۲۹۴ - ۲۹۵/
۸/ سفينه البحار، شيخ عباس قمي، مکتبه السنائي، ج ۲، ص ۵۸۷/
۹/ فروغ ابديت، جعفر سبحاني، قم، نشر عمار، بي‌تا، صص ۴۸۰ - ۴۸۱/
۱۰/ نساء / ۲۰/
۱۱/ شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، قم، کتابخانه آيه الله المرعشي، ۱۴۰۴، ج ۱، ص ۱۷۱/
۱۲/ بحار الانوار، ج ۱۰۰، ص ۹، ح ۳۵/
۱۳/ قصص/ ۳۲/
۱۴/ بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۹/
۱۵/ همان، ص ۲۳۸/
۱۶/ مجادله/۱۱/
۱۷/ بحار الانوار، ج ۱، ص ۱۷۷؛ وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، بيروت، دار احياء التراث العربي، ۲۰ جلدي، ج ۱۸، ص ۱۴؛ اصول کافي، محمد بن يعقوب کليني، علميه اسلاميه با ترجمه سيد جواد مصطفوي، ج ۱، ص ۴۰، ح ۷/
۱۸/ تحريم / ۶/
۱۹/ بحار الانوار، ج ۲، ص ۲۵/
۲۰/ ر. ک: فساد سلاح تهاجم فرهنگي، ص ۲۹۳/
۲۱/ به اين کتابها مي‌توان اشاره کرد:
الدرالمنثور في طبقات ربات الخدور، زينب فوّاز؛
اعلام النساء في عالمي العرب و الاسلام، عمر رضاکحاله؛
نساء شهيرات، و داد سکاکين؛
بلاغات النساء، احمد بن ابي طاهر طيفور الخراساني؛
نساء متفوقات، سلمي حفار؛
معجم النسون، ابن عساکر؛
تاريخ النساء، محمد بن احمد ابي وردي؛
اعلام النساء المؤمنات، محمد الحسون و‌ام علي مشکور؛
زنان قهرمان، احمد بهشتي؛
شهيرات النساء في العالم الاسلامي، حسين قدريه.
۲۲/ عروه الوثقي، سيد کاظم يزدي، قم، مؤسسه مطبوعاتي اسماعيليان، چاپ دوم، ۱۴۱۲ ق، ح ۲، ص ۶۳۵، مسئله ۳۱/
۲۳/ احکام بانوان، محمد وحيدي، استفتاء از امام خميني، قم، دفتر تبليغات اسلامي خواهران چاپ هشتم، ۱۳۷۰، ص ۱۹/
۲۴/ عروه الوثقي، ج ۲، ص ۶۳۵/
۲۵/ الحجاب، ص ۵۶، به نقل از فساد سلاح تهاجم فرهنگي، ص ۲۷۳/
۲۶/ وسائل الشيعه، حر عاملي، دار احياء التراث العربي، ج ۱۴، ص ۱۹؛ من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق، قم، انتشارات جامعه مدرسين، ج ۳، ص ۳۹۰/
۲۷/ بحار الانوار، ج ۴۳،ص ۱۸۹/
۲۸/ همان، ج ۷۹، ص ۳۱۴/
۲۹/ نظام حقوق زن در اسلام، قم، انتشارات صدرا، ص ۱۰۲/
۳۰/ وسائل الشيعه، ج ۱۱، ص ۱۱۱/
۳۱/ همان، ج ۳، ص ۳۵۵/
۳۲/ الکافي، ج ۵، ص ۵۱۸، ح ۲/
۳۳/ احزاب / ۳۱/
۳۴/ احکام روابط زن و مرد، سيد مسعود معصومي، قم، انتشارات دفتر تبليغات، ۱۳۸۰، صص ۱۳۹ - ۱۴۵/
۳۵/ وسائل الشيعه، ج ۱۴، ص ۱۴۴ و ج ۲۰، ص ۱۹۸/
۳۶/»مَن صافَحَ إمرَأَهٌ حَرَماً جاءَ يومَ القِيامَهِ مَغلولاً ثُمَّ يؤمَرُ بِهِ النَّارِ.» وسائل الشيعه، ج ۱۴، ص ۱۴۳ و ر. ک: ص ۱۴۲ و ۱۵۱/
۳۷/ همان، ج ۱۴، ص ۱۴۲/
۳۸/ همان، ص ۱۷۰/
۳۹/ همان، ص ۱۳۴/
۴۰/ همان، ص ۱۳۳/
۴۱/»لا يخلُو بِامرأَهِ رَجُلٌ فَما مِن رَجُلٍ خَلا بِمرَأَهٍِ إِلَّا کانَ الشَّيطانُ ثالِثَهُما.» مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۶۵، ح ۲/

برگرفته از : ido.ir

تعداد بازديد:708 آخرين تغييرات:94/09/29
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر