سه شنبه 8 فروردين 1396 - 29 جمادي الثاني 1438 - 28 مارس 2017
صفحه اصلي/دين و انديشه

راهکارهایی برای ایجاد و ترویج «فرهنگ عمومی انتظار»

يادداشت؛

راهکارهايي براي ايجاد و ترويج «فرهنگ عمومي انتظار»

«چقدر به امام زمان خود مي انديشيم و آيابه معناي حقيقي منتظر ايشان هستيم؟»نهم ربيع الاول سالروز آغاز امامت حضرت بقيت الله(عج)، فرصت مناسبي براي يادآوري و مرور مهم ترين راهکارهاي ترويج فرهنگ انتظار است.

به گزارش خبرگزاري مهر متن پيش رو يادداشتي است از حسن شيخ حائري، کارشناس ارشد فرهنگ و رسانه که به مناسبت سالروز آغاز امامت امام زمان(عج) از نظر مي گذرد؛

«چقدر به امام زمان خود مي انديشيم و آيا به معناي حقيقي، منتظر ايشان هستيم؟». اين پرسش البته پرسشي کليدي و بسيار مهم است؛ اما متاسفانه چندان مورد توجه عموم مردم نيست و شايد مناسبت هايي مانند نهم ربيع الاول يعني سالروز آغاز امامت حضرت بقيت الله(عج)، فرصت مناسبي براي يادآوري و مرور مهم ترين راهکارهاي ترويج فرهنگ انتظار موعود باشد.

بياييد بحث را با مرور بيانات ارزشمند رهبر حکيم انقلاب حفظه الله تعالي درباره مفهوم شگرف انتظار آغاز کنيم؛ معظم له در هجدهم تيرماه سال ۱۳۹۰ مي فرمايند:

«انتظار از آن کليدواژه هاي اصلي فهم دين و حرکت اساسي و عمومي و اجتماعي امت اسلامي به سمت اهداف والاي اسلام است؛ انتظار يعني ترقّب؛ يعني مترصد يک حقيقتي که قطعي است، بودن ... اين انتظار را بشريت نياز دارد و امت اسلامي به طريق اولي نياز دارد، اين انتظار تکليف بر دوش انسان مي گذارد ... وقتي بناست که در دوران منتظَر، عدل باشد، حق باشد، توحيد باشد، اخلاص باشد، عبوديت خدا باشد، ما که منتظِر هستيم بايد خودمان را به اين امور نزديک کنيم ... يکي از خصوصياتي که در حقيقت انتظار گنجانده شده است، اين است که انسان به وضع موجود، به اندازه پيشرفتي که امروز دارد، قانع نباشد ... .»

همچنين بيانات ديگر ايشان در بيست و هفتم مرداد ماه ۱۳۸۷ نشان مي دهد که معناي انتظار، انتظار حرکت است و نه انتظار سکون؛ به بيان ديگر، انتظار يک نوع کسب آمادگي است و اين آمادگي را بايد در وجود خودمان و در محيط پيرامون خودمان حفظ کنيم.

حضرت آقا در بيست و نهم شهريور ماه ۱۳۸۴ هم به مفهوم افضل اعمال بودن انتظار فرج اشاره کرده و مي فرمايند:

«انتظار فرج را از اين جهت افضل اعمال دانسته اند که انتظار، يک عمل است و بي عملي نيست؛ انتظار به معني دست روي دست گذاشتن و منتظر بودن براي اينکه کاري انجام بشود، نيست؛ انتظار يک عمل و آماده سازي است، يک تقويت انگيزه در دل و درون است، يک نشاط و تحرک و پويايي در همه زمينه هاست ...»

اينگونه است که در کلام رهبري خبير انقلاب، انتظار، يکي از پر برکت ترين حالات انسان است.

بديهي است که اين مفهوم عميق و کليدي، نياز به فرهنگ سازي و توجه ويژه فردي و اجتماعي دارد تا بتوان ادعا کرد که انتظار به معناي حقيقي کلمه در فرهنگ عمومي جامعه، سريان و جريان دارد.

بايد گفت فرهنگ سازي براي مفهوم انتظار، در دو بُعد فردي و اجتماعي قابل بررسي است که در زمينه فردي، وظايف و راهکارهاي عمومي کردن فرهنگ انتظار در جامعه از سوي افراد و در زمينه اجتماعي، وظايف و راهکارهاي عمومي کردن اين فرهنگ در جامعه از سوي مسئولان مورد بررسي قرار مي گيرد.

بُعد فردي:

شايد بتوان گفت مهم ترين وظيفه هر فرد در جامعه، شناخت و کسب معرفت بيشتر و روزافزون در زمينه امام عصر و مفهوم انتظار  و تلاش براي شناساندن آن به ساير افراد جامعه است. بديهي است اگر اين کسب شناخت و معرفت، به فرهنگي عمومي و همگاني در جامعه تبديل شود، بدون ترديد آن جامعه خواهد توانست پله هاي ترقي، پيشرفت و توسعه را زودتر از تصور طي کند؛ به بيان ديگر اگر همه يا اکثر افراد جامعه، مطالعه و کسب معرفت و شناخت حقيقي از امام عصر را مانند خوردن و آشاميدن، جزو  برنامه ها و ضروريات زندگي روزمره خود ببينند، بسياري از منافع و ثمرات در پي آن شکوفا شده و به تحقق مي رسد.

حال در نظر بگيريد اگر اين شناخت و معرفت کسب شده، چهره به چهره و رو در رو از سوي پدر به فرزند، مادر به فرزند، معلم به دانش آموز، استاد به طلبه و دانشجو و يا واعظ به عموم مردم منتقل شود، آرام آرام اين فضا خواهد توانست توجه به امام عصر را در فرهنگ عمومي مردم جا بيندازد و فرهنگ انتظار بيش از پيش شکوفا شود.

همچنين در کنار اين کسب شناخت و معرفت روزافزون، به ما توصيه شده که مرتبا براي سلامتي و تعجيل فرج حضرت صاحب العصر و الزمان عليه السلام دعا کنيم. شايد در اين باره، ذکر همين روايت تاثيرگذار از وجود مبارک حضرت مهدي عليه السلام کافي باشد که مي فرمايند: "... روزي صد بار براي شما دعا مي کنم ..." اکنون بايد از خود بپرسيم که آيا ما روزي يک بار براي حضرتش دعا مي کنيم!؟

مورد ديگر، عادت کردن به اهداي صدقه براي سلامتي حضرت و تعجيل در فرج و گشايش امر ايشان و يا اهداي ثواب امور خير مانند تلاوت قرآن، زيارات و ... به سوي ايشان است که مکررا در متون ديني به اين امر هم توصيه شده است.

بُعد اجتماعي:

اهميت مفهوم عميق انتظار ايجاب مي کند که در کنار تلاش فردي براي گسترش اين فرهنگ، مسئولان هم توجهي جدي و همه جانبه براي همه گير کردن اين مفهوم به خرج دهند تا فرهنگ عمومي انتظار در جامعه اسلامي و پس از آن در جامعه بين الملل نهادينه شود. اين مهم البته نياز به يک برنامه ريزي و نقشه راه جامع و در عين حال کاربردي دارد تا در افقي روشن و البته با توجه به امکانات و در کنار به صحنه آوردن همه ظرفيت ها، گام هاي لازم براي آن برداشته شود.

بديهي است در اين راستا، همه مسئولند و اين انتظار اگرچه از متصدياني مانند کانون ها يا نهاد هاي تاسيس شده در زمينه آموزش و پژوهش فرهنگ مهدويت، بيشتر است؛ اما بايد اذعان کرد که براي ايجاد فرهنگ عمومي انتظار در سطح ملي و بين المللي، بايد همه دست به دست هم دهند تا اين مهم محقق شود و البته در اين راستا، نهادهاي تخصصي موجود بايد اهميت نقش حياتي خود را در بسيج کردن همه امکانات و به ويژه در تهيه و توليد آثار مفيد و همه فهم، درک کنند. همچنين انتظار مي رود که انبوه معاونت هاي فرهنگي يا روابط عمومي ها در سازمان ها و نهادهاي مختلف خصوصي، عمومي و دولتي، ضمن برقراري ارتباط با نهادهاي سياستگذار و فعال در اين بخش، نقش مهم خود در ايجاد فرهنگ عمومي انتظار را فراموش نکنند.

اکنون و در پايان اين بحث، مي توانيم برخي راهکارهاي مهم در زمينه تبديل مفهوم انتظار به يک فرهنگ عمومي را برشمريم:

يک. اگر هر يک از والدين در خانواده، خود را موظف بداند که در هر ماه يا هر سه ماه، يا هر شش ماه و يا حداقل سالي يک بار، اثري درباره حضرت ولي عصر مطالعه کند و چکيده آن را براي ساير افراد خانواده بازگو کند، گامي بسيار مهم و شايد مهم ترين گام، در ايجاد فرهنگ عمومي انتظار برداشته خواهد شد. همچنين شايسته است که والدين، اهميت دعاي روزانه براي امام عصر به ويژه در قنوت نمازها و يا در تعقيبات نمازها را به فرزندان آموزش دهند و گوشزد کنند و البته خود، اولين عامل به آن باشند تا با تکرار آن، فرهنگ عمومي خواندن دسته جمعي دعاي فرج در تعقيبات نمازها و در همه مساجد ايجاد شود.

دو. اگر آموزش و پرورش، با استفاده از داستان ها، حکايات جذاب و استفاده از برترين تکنيک هاي هنر مکتوب  وتصويري، مفهوم انتظار را به شکل مستقيم و غير ستقيم در بخش هاي مختلف کتاب هاي درسي جاي دهد و مهم ترين شبهات موجود براي نسل نوجوان را پاسخ دهد و البته معلمان عزيز نيز در اين زمينه آموزش هاي لازم را ببينند، گامي ديگر به فرهنگ سازي مفهوم انتظار نزديک شده ايم؛ همچنين اگر يکي از موضوعات ثابت در نگارش انشا در مدارس و يا حتي در امتحانات، در مورد مفهوم انتظار و وظايف شيعه در زمان انتظار باشد، هم باعث خواهد شد تا مهم ترين نکات و ايده هاي موجود در ذهن دانش آموزان در اين زمينه متجلي شود و هم بر اساس آن، مسئولان برنامه ريزي هاي دقيق تري داشته باشند.

سه. اگر دوره هاي کاربردي تخصصي کوتاه مدت در سرفصل هاي درسي همه طلاب و دانشجويان در زمينه راهکارهاي ترويج فرهنگ مهدويت و ايجاد فرهنگ عمومي انتظار ديده شود، گامي ديگر براي خروج فرهنگ مهدويت از مظلوميت برداشته مي شود.

چهار. اگر رسانه ها بتوانند با استفاده از منابع دست اول، پوششي مستمر در زمينه فرهنگ سازي مهدويت انجام دهند، يکي از مهم ترين گام ها برداشته شده است. در اين راستا، اگر اهالي رسانه و خبرنگاران حداقل يکي از توليدات رسانه اي خود در هر ماه را به مفهوم مهدويت و انتظار اختصاص دهند؛ اگر مطبوعات نوشتاري ستوني دائمي در اين زمينه داشته باشند و اگر هر يک از شبکه هاي صداوسيما حداقل روزي پنج دقيقه از وقت خود را در بهترين زمان ممکن به معرفي آثار فاخر در اين زمينه يا بيان حکايتي آموزنده يا پاسخ به شبهات يا ... اختصاص دهد و البته در روزهاي جمعه و مناسبت هايي مانند نيمه شعبان يا نهم ربيع الاول، برنامه هايي جذاب و نوآورانه توليد کنند، به فرهنگ سازي مفهوم انتظار بسيار نزديک خواهيم شد.

پنج. اگر همگان بتوانند از ظرفيت مناسبت هايي مانند روزهاي جمعه، نيمه شعبان و نهم ربيع الاول، بهترين بهره را ببرند، فرهنگ عمومي انتظار در جامعه طنين انداز خواهد شد؛ به طور مثال اگر مي خواهيم به کودکان، نوجوانان و يا حتي جوانان، عيدي يا هديه اي بدهيم، مي توان آن را به روزهاي جمعه يا نيمه شعبان موکول و با بيان نکته اي از زندگي امام عصر، کام آنان را شيرين کنيم؛ همچنين اطعام نيمه شعبان و يا احياي شب نيمه شعبان، قطعا در فرهنگ سازي مفهوم مهدويت نقش مهم دارد. در عين حال واعظان و سخنرانان مي توانند از ظرفيت روزهاي جمعه در بيان مهم ترين و کاربردي ترين مطالب درباره حضرت ولي عصر عليه السلام بهره گيرند.

کوتاه سخن آنکه، فرهنگ سازي مفهوم انتظار و مهدويت، چيزي جز اين نيست که هر فرد از افراد جامعه، در انديشه و عمل خود، وظيفه اش را بشناسد و البته به آن پايبند باشد.

تعداد بازديد:330 آخرين تغييرات:94/09/30
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر