یکشنبه 1 بهمن 1396 - 4 جمادي الاول 1439 - 21 ژانويه 2018
صفحه اصلي/مقالات

کم فروشی از منظر اسلام و قرآن

کم فروشي از منظر اسلام و قرآن



آثار کم فروشي و پيامدهاي آن در زندگي

در شرايط کنوني عمده مشکلات مردم در بازار مربوط به کم فروشي و کميت و کيفيت کالاهاي بسته بندي شده، است. گذشته از گراني و تورم و افزايش عجيب و غريب قيمت خواربار و مايحتاج مردم، در اين ميان تقلب و کم فروشي توليدکنندگان و فروشندگان مسئله مهم ديگري است که مردم را آزار مي دهد.تقلب و کم فروشي شايد قدمتي به اندازه عمر انسان داشته باشد ولي تا همين چند سال پيش عمدتا در زمينه هايي تقلب مي شد که تاثير مستقيم بر زندگي و بهداشت مردم نمي گذاشت. ولي امروز اين پديده زشت به طور گسترده در جوامع مختلف توسط افراد سودجو به طور حساب شده در بخش گسترده اي از کالاها اعمال مي‌شود، که فقط کشورهايي که استاندارد مناسب و قوانين و مقررات سختي براي مبارزه با متخلفان وضع کرده اند و با قدرت، آن ها را اعمال مي‌کنند، از اين گرفتاري ها تا حدي در امان هستند.

در اين بين گاهي ممکن است افراد سودجو و متقلب به فکر استفاده از بازار پرفروش و پر رونق مواد غذايي که همواره مشتري زياد و کاربرد عمومي دارد، بيفتند و براي کم کردن هزينه هاي توليد(به‌ويژه در شرايط دشوار کنوني) و به دست آوردن سود بيشتر دست به تقلب در مواد غذايي بزنند که از اين راه سلامت مردم را به خطر مي اندازند. بيشتر اين تقلب ها در بازار خرده فروشي است، اما گاه ممکن است به بازار فروش مواد اوليه هم سرايت کند.در آياتي از قرآن کريم به موضوع کم فروشي اشاره شده وبراي درس عبرت جهانيان خداوند متعال عاقبت قومي را که چنين اعمال ناشايستي مرتکب مي شدند و هيچ پندي نمي گرفتند را به وضوح بيان فرموده است.

در قرآن مجيد که کتاب آسماني و کلام الهي است به طور صريح و مکرربه کم فروشي اشاره شده و به شدت تقبيح گرديده است و بالاتر از آن قرآن کريم کم فروشي را موجب ويران شدن شهر مدين و نابود شدن قوم آن معرفي کرده است، در شش سوره از ۱۱۴ سوره قرآن کم فروشي مورد مذمت قرار گرفته است.

در قرآن مجيد کرارا روى مسأله مبارزه با کم فروشى و تقلب در وزن و پيمانه تکيه و تأکيد شده است. در يک جا رعايت اين نظم را در رديف نظام آفرينش در پهنه جهان هستى گذارده مى گويد: «و السماء رفعها و وضع الميزان ألا تطغوا في الميزان؛ خداوند آسمان را برافراشت و ميزان و حساب در همه چيز گذاشت، تا شما در وزن و حساب تعدى و طغيان نکنيد.» (رحمن/ ۷ و ۸). اشاره به اينکه مساله رعايت عدالت در کيل و وزن مساله کوچک و کم اهميتى نيست، بلکه جزئى از اصل عدالت و نظم است که حاکم بر سراسر هستى است.

در جايى ديگر با لحنى شديد و تهديد آميز مى گويد: «ويل للمطففين الذين إذا اکتالوا على الناس يستوفون، و إذا کالوهم أو وزنوهم يخسرون، ألايظن أولئک أنهم مبعوثون ليوم عظيم؛ واى بر کم فروشان! آنها که به هنگام خريد، حق خود را بطور کامل مى گيرند، و به هنگام فروش از کيل و وزن کم مى گذارند، آيا آنها گمان نمى کنند که در روز عظيمى برانگيخته خواهند شد، روز رستاخيز در دادگاه عدل خدا» (مطففين/ ۱- ۴).

حتى در حالات بعضى از پيامبران در قرآن مجيد مى خوانيم که لبه تيز مبارزه آنها بعد از مساله شرک متوجه کم فروشى بود، و سرانجام آن قوم ستمگر اعتنايى نکردند و به عذاب شديد الهى گرفتار و نابود شدند. اصولا حق و عدالت و نظم و حساب در همه چيز و همه جا يک اصل اساسى و حياتى است، و همان گونه که گفتيم اصلى است که بر کل عالم هستى حکومت مى کند، بنابراين هر گونه انحراف از اين اصل، خطرناک و بد عاقبت است، مخصوصا کم فروشى، سرمايه اعتماد و اطمينان را که رکن مهم مبادلات است از بين مى برد، و نظام اقتصادى را به هم مى ريزد.

قرآن کريم در خصوص نحوۀ خريد و فروش مردم با يکديگر مي فرمايد: «وَ أَوْفُواْ الْکَيْلَ إِذَا کِلْتُمْ وَزِنُواْ بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذلِکَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا» (إسراء ۳۵)وقتي با پيمانه دادو ستد مي‌کنيد، پيمانه را تمام دهيد و با ترازوى درست‏ وزن کنيد که اين بهتر و سرانجامش نيکوتر است.«قِسطاس»، مرکّب از دو کلمه «قِسط» به‏ معناى عدل و «طاس» به ‏معناى کفه ترازو است.(تفسير الميزان، ذيل آيه شريفه)در حديث آمده که امام معصوم، نمونه و مصداق «القِسْطَاسِ المُسْتَقِيم» در جامعه اسلامى است.امام موسي کاظم از پدر خود امام صادق عليهما السلام نقل مي‌کنند که آن حضرت فرمود: «وَ أَمَّا الْقِسْطَاسُ فَهُوَ الْإِمَامُ وَ هُوَ الْعَدْلُ مِنَ الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ وَ هُوَ حُکْمُ الْأَئِمَّةِ قَالَ اللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ ذلِکَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا قَالَ اللَّهُ هُوَ أَعْرَفُ بِتَأْوِيلِ الْقُرْآنِ وَ مَا يَحْکُمُ وَ يَقْضِي»(بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۱۸۷)

رعايت حقوق مردم در معاملات، چنان مهم است که بزرگ ‏ترين آيه قرآن، (۲۸۲ بقره) دربارۀ آن و سوره ‏اى به ‏نام «مطفّفين» در نکوهش کم فروشان نازل شده است.محور دعوت بعضى پيامبران، هم چون حضرت شُعيب نيز ترکِ کم‏ فروشى بوده است.(شعراء: ۱۸۱- ۱۸۳)

گاه مى بينيم غيرمسلمانان در رعايت اين اصل از بعضى از مسلمانان وظيفه ناشناس، پيشقدم ترند، و سعى مى کنند اجناسشان را درست با همان وزن و پيمانه اى که روى آن نوشته اند بى کم و کاست به بازارهاى جهان بفرستند و اعتماد ديگران را از اين راه جلب کنند. آرى آنها مى دانند که اگر انسان اهل دنيا هم باشد راهش همين است که در معامله خيانت نکند.

اين موضوع نيز قابل توجه است که از نظر حقوقى کم فروشان ضامن و بدهکار در برابر خريداران هستند و به همين جهت توبه آنها جز به اداى حقوقى را که غصب کرده اند ممکن نيست، حتى اگر صاحبانش را نشناسند بايد معادل آن را به‌عنوان رد مظالم از طرف صاحبان اصلى به مستمندان بدهند.

 

*پيام‏ هاي آيه

۱/ بازار مسلمانان، بايد از تقلّب و کم‏فروشى به دور باشد: «اوفوا الکيل».

۲/ پرکردن پيمانه، از نمونه ‏هاى وفاى به پيمان است زيرا معامله، نوعى معاهده است: «اوفوا بالعهد... اوفوا الکيل».

۳/ ترازو و وسايل سنجش و محاسبات تجارى، بايد سالم و دقيق باشد: «وزنوا بالقسطاس المستقيم».

۴/ دقّت در ترازو، توزين و محاسبه، عامل خير و برکت است، چنان ‏که کم‏ فروشى، خير و برکت را مى‏برد: «ذلک خيرٌ».

۵/ فلسفه فرمان ‏هاى الهى، خير خود انسان ‏هاست نه نياز خداوند: «اوفوا... ، وزنوا... ذلک خير».

۶/ درستکارى اقتصادى، برتر از کسب مال از راه کم‏ فروشى است. نتيجه دادو ستد درست و رعايت حقوق مردم، به خودِ انسان باز مى‏گردد، چون ايجاد اعتماد مى‏کند؛ ولى کم ‏فروشى و نادرست بودن ميزان و حساب، جامعه را به فساد مالى و سلب اعتماد مى‏کشاند؛ پس پايان و پيامد خوب، در گرو درستکارى است: «ذلک خير».

۷/ کسب صحيح، موجب خوش عاقبتى است: «احسن تأويلًا»کم‏ فروش گرچه به سود موقّت مى ‏رسد، ولى از دست‏ دادن اعتبار دنيوى و فراهم شدن عذاب اخروى، کار او را بدفرجام مى ‏کند.

 

عوارض کم‌فروشي

اساس زندگي اجتماعي، بر مبادله و داد و ستد است. بدين جهت افراد اجتماع در شئون اقتصادي زندگي، به ناچار بايد داراي روحيه تعاون و همکاري باشند. از روشن‌ترين مصاديق اين مبادله و داد و ستد،‌معاملات مالي است، به خصوص معاملاتي که کالاي آن داراي وزن و حجم است.پس معاملات و خريد و فروش، از ارکان حيات اجتماعي انسان است. حال اگر در معامله‌اي از راه کم‌فروشي و ندادن حق مردم، به کسي خيانتي شود، تدبير او در زندگي‌اش تباه و محاسبه و اندازه‌گيري او در مسائل مادي زندگي اشتباه مي‌شود.

اگر اين مرض (کم‌فروشي و ندادن حق مردم) همگاني شود کل تدبير و نظام معيشتي اجتماع، دچار فروپاشي مي‌شود، بنابراين، ارکان حيات زندگي اجتماعي متلاشي خواهد شد. (الميزان، ج ۱۰، ص ۵۴۳) از طرف ديگر اعتماد عمومي از ميان مي‌رود و جامعه از نظر اخلاقي و اجتماعي دچار تزلزل مي‌گردد و سقوط مي‌کند.

 

مهمترين موانع براي کم فروشي

مهم ترين عامل در عدالت از جمله عدالت در خريد و فروش و ايجاد امنيت و اعتماد عمومي، دين و ايمان است. خداوند در آياتي از جمله ۱ تا ۶ سوره مطففين اعتقاد به خدا را مهم ترين عامل در عدالت اقتصادي و مانع جدي در برابر کم فروشي معرفي مي‌کند و در آيات ۸۵ و ۸۶ سوره هود به ايمان به‌عنوان مهم ترين بازدارنده از کم فروشي انسان ها توجه مي دهد.

در حقيقت عناصر دين و دينداري (هود، آيه ۸۷ و نيز مجمع البيان، ج ۵ و ۶، ص ۲۸۶) و نماز با اخلاص (مجمع البيان، همان، ص ۲۸۴) و تقوا (شعراء، آيات ۱۸۱ تا ۱۸۴) مهم ترين عوامل بازدارنده از کم فروشي و گرايش به عدالت در همه حوزه ها از جمله اقتصادي است.

گاهى مساله کم فروشى تعميم داده مى شود به گونه اى که هر نوع کم کارى و کوتاهى در انجام وظائف را شامل مى شود، به اين ترتيب کارگرى که از کار خود کم مى گذارد، آموزگار و استادى که درست درس نمى دهد کارمندى که به موقع سر کار خود حاضر نمى شود و دلسوزى لازم را نمى کند، همه مشمول اين حکمند و در عواقب آن سهيمند.يکي از مصاديق کم‌فروشي، کم کاري است، يعني هر کسي که تعهد خدمت در سازماني مي‌دهد در حقيقت بخشي از ساعات فعال عمر خود را به آن سازمان مي‌فروشد، حال اگر در اين مدت، کم‌کاري کند، در واقع از وقت فروخته شده خود، کم گذاشته است.متأسفانه مسأله‌کم‌کاري، دامن‌گير جامعه ما بخصوص بعضي از افراد شاغل در ادارات و ارکان‌هاي دولتي است.

بايد دانست، شخصي که در قبال مثلاً هشت ساعت کار، فلان مقدار حقوق مي‌گيرد، بايد هشت ساعت کار کند وگرنه از نظر شرعي در مقابل حقوقي که از بيت‌المال مسلمين مي‌گيرد مسئول است.

اگر جامعه اي بخواهد به سوي کم فروشي نرود و عدالت اقتصادي بلکه عدالت جامع را تجربه کند مي بايست بر اين عناصر بينشي و نگرشي تأکيد و توجه داشته باشد وتنها با افزايش مأموران نظارتي نمي توان به اين مهم دست يافت؛ چرا که انسان بايد وجداني به نام فطرت الهي بيدار، داشته باشد تا بتواند از درون، خود را نظارت و مديريت و مهار نمايد؛ زيرا اگر چنين پليس داخلي و پاسبان نفس نباشد نمي توان اميد داشت که از کم فروشي رهايي يافت؛

چرا که پس از رفتن مأموران بيروني، شخص دوباره به همان بي عدالتي و کم فروشي گرايش مي يابد و آن را مرتکب مي‌شود. از اين رو خداوند و پيامبران همواره بر مأموران دروني از بينش توحيدي و معاد و حسابرسي قيامت و نماز و تقوا توجه داده اند و آن را مهم ترين ابزارهاي مبارزه با بي عدالتي معرفي کرده اند.

 

منـابـع:

۱/ناصر مکارم شيرازي- تفسير نمونه- ج‏۱۲ صفحه۱۱۴/

۲/سيدهاشم بحراني- تفسير برهان- ج۴ صفحه ۳۸/

۳/مرتضي مطهري- آشنايي با قرآن ۶ صفحه ۲۱-۲۰

۴/تفسير آيات برگزيده، ص: ۱۹۴-۱۹۳-قرائتي.

برگرفته از : ido.ir
تعداد بازديد:619 آخرين تغييرات:94/10/14
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر