دوشنبه 1 مرداد 1397 - 10 ذي القعده 1439 - 23 ژولاي 2018
صفحه اصلي/مقالات

تمسّک به ثقلین، تنها راه رستگاری

تمسّک به ثقلين، تنها راه رستگاري

تمسّک به ثقلين، تنها راه رستگاري

قال رسول الله (صلي الله عليه و آله وسلم): إنِّي‌ تَارِکٌ فِيکُمُ الثَّقَلَيْنِ: کِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِي‌ أهْلَ بَيْتِي‌. مَا إنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي‌ أبَداً، فَإنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّي‌ يَرِدَا عَلُيَّ الْحَوْضَ». (مختصر بصائر الدرجات، ص ۹۰؛ بحار الأنوار، ج ۲۳، ص ۱۴۰، ح ۹۱)

« من‌ حقّاً درميان‌ شما باقي‌ گذارندۀ دو چيز نفيس‌ و ذي­قيمت‌ مي‌باشم‌: کتاب‌ خدا و عترت‌ من‌ که‌ اهل‌ بيت‌ من هستند. پس‌ از من،‌ مادامي‌ که‌ شما به‌ آن‌ دو چيز تمسّک‌ جوئيد؛ هيچ‌­گاه‌ گمراه‌ نمي‌گرديد، به‌ علّت‌ آنکه‌ آن‌ دو چيز از هم‌ جدا نمي‌شوند تا با همديگر بر حوض‌ کوثر بر من‌ وارد شوند.»
محقق، در اين نوشتار؛ در صدد بيان پيوستگي و عدم جدايي قرآن عظيم از عترت شريف، بر مبناي حديث متواتر ثقلين است. چرا که در حديث مذکور، پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) دو ثقل گرانبها - قرآن و عترت - را تنها راه هدايت و سعادت دنيوي و اخروي بيان مي دارد.
و اما بعد، يکي از روايات متواتري که از طرق راويان شيعي و سنّي نقل شده روايت شريف ثقلين است. پيامبر رحمت و فضيلت در واپسين عمر گرانقدر خويش از باب رأفت و شفقت، امّت حاضر و لاحق را سفارش اکيد به تمسّک و اعتصام به حبل الهي يعني ثقلين شريفين، قرآن و عترت نمود. تاکنون در تفسير و تبيين حديث مزبور، علماي صاحب نظر اعم از شيعه و سنّي مطالب ارزنده اي را عنوان نموده اند. شيعه بر اين اعتقاد است که وجود مبارک پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله و سلّم ) نه تنها در اقوال، بلکه در افعال و تقرير نيز داراي عصمت خاص مي باشد. از اين رو سنّت ايشان اعم از قول، فعل و تقرير، حجت بوده و براي مسلمانان الگو و اسوه مي باشد؛ زيرا خداوند متعال اطاعت مطلق ايشان را نه تنها بر همگان واجب نموده بلکه پيروي از پيامبر را در طول اطاعت خويش و عين پيروي از خود مي داند؛ و اين نيست مگر دليل بر عصمت رسول مکرم اسلام.
خداوند در قرآن مي فرمايد: "من يطع الرسول فقد اطاع الله؛ هر آنکه فرستاده را اطاعت کند محققا خداوند را پيروي نموده است."[۱]؛ همچنين در آيه اي ديگر خداوند رسول خويش را بطور مطلق الگوي مسلمانان معرفي مي­کند؛ "لقد کان لکم في رسول الله اسوة حسنه...؛ محققاً در فرستاده ي خداوند براي شما الگوي نيکوئي است" و يا اينکه در سوره نجم کلام او را عين وحي دانسته و مي فرمايد: "ان هو الا وحي يوحي؛ آن نيست مگر وحي الهي[۲]"؛ بنابراين با توجه به آيات مذکور و ساير آيات مرتبط با اين موضوع مي توان چنين استنباط نمود که کلام گهربار رسول گرامي اسلام مانند قرآن کريم، وحي رحماني و حجت الهي بوده و مانند آيات قرآن داراي اعجاز و منحصر به فرد است. بر همين عقيده علما اشارات و لطايف دقيق و ظريفي را در مورد حديث ثقلين مانند: جدا نشدن قرآن و اهل بيت (عليهم السلام) از يکديگر، وعده به گمراه نشدن و رسيدن به سعادت در صورت تمسک به هر دو، بيان اهل بيت(عليهم السلام) در کنار قرآن کريم، حاکي از عصمت ائمه(عليهم السلام)، حجيت قرآن و عترت(عليهم السلام) و عدم تعارض آن دو و... بيان نموده اند که شرح آن از حوصله اين نوشتار خارج است.
يکي ديگر از نکات قابل توجه در اين روايت، تقديم کتاب بر عترت است. در اين زمينه محتمل است سرّ تقديم کتاب عزيز بر عترت شريف در قوس صعود باشد و الّا در قوس نزول به عقيده ي برخي از علما و مفسّرين اگر مقام آل الله بالاتر از قرآن نباشد، پايين تر نيست. شايد بتوان از آيه­"واتبعوا النور الذي أنزل معه...؛ و از نوري که بر او نازل شده پيروي نمودند"[۳] اين استفاده لطيف و اشاره قرآني را برداشت نمود؛ زيرا در اين عبارت، نزول قرآن را در معيّت انسان کامل بيان داشته؛ يعني در قوس نزول، انسان کامل به‌عنوان کلام تکويني، اصل و قرآن شريف به‌عنوان کلام تشريعي، فرع و به همراه انسان کامل نازل شده است. ليکن در قوس صعود و در عالم ناسوت، انسان متکامل براي نيل به تکامل مطلوب خويش ملزم به پيروي از قرآن و دفاع از آن مي باشد. به همين دليل است که در طول تاريخ مشاهده شده که هرگاه ائمه هدي احساس خطر و تحريف در قرآن نمودند، جان خود را براي دفاع از قرآن به مخاطره انداختند.
نکته­ ظريف ديگري که به سهولت از اين روايت و از جمله "لن يفترقا" دريافت مي­شود؛ پيوستگي و اتحاد قرآن و عترت است. همانگونه که عوالم هستي اعم از تکوين و تشريع با يکديگر هماهنگ است؛ قرآن صامت و ناطق نيز هماهنگ و متحد است؛ زيرا سرچشمه­ تمام مخلوقات و عوالم از خداوند واحد قهار است. ليکن يکي را خداوند براي ارائه طريق از مخزن مکنون و لوح محفوظ در قالب الفاظ و آيات تنزل داده (انزال) و ديگري را از همان مأخذ براي تبيين و تشريع آن رسالت داده است (ارسال). بنابراين منبع و مأخذ هر دو يکي و هدف و مقصد نيز يکي مي­باشد. محتمل است پيوستگي و عدم جدايي ثقلين شريفين را علاوه بر روايت مزبور از آيه­ي شريفه "واعتصموا بحبل الله جميعاً و لا تفرقوا...؛ و همگي به ريسمان خدا، قرآن و عترت چنگ زنيد و پراکنده نشويد... " [۴] بتوان برداشت نمود؛ زيرا قرآن و عترت دو مصداق اتمّ و اکمل حبل الهي است که خداوند آن را از آسمان ملکوت براي نجات مردم، به چاه عالم ناسوت آويخته است. به همين دليل ضمايري که به کتاب الهي اشاره دارد، گاهي ضمير اشاره به نزديک است؛ مانند: ان هذا القرآن... که حاکي از ظاهر قرآن بوده که مردم مأمور به تمسک به آن مي باشند و گاهي ضمير اشاره به دور است؛ مانند: ذلک الکتاب... که مُشعر به بواطن و حقيقت بسيط کلام الله مي­باشد. همين استدلال را مي توان در مورد عترت نيز بيان نمود. حال، چنانچه از آيات پاياني سور واقعه[۵] و بروج[۶] استفاده مي­شود، همين قرآن تجلي حقيقتي است که در لوح وکتاب عالم برتر، محفوظ و مکنون است وهمانگونه که براي مساس حسي قرآن نياز به طهارت از حدث اکبر و اصغر است؛ جهت مساس عقلي نيز نياز به طهارت باطني است. اکمل و اجمع موجودات براي نيل به حقيقت قرآن طبق آيات صريح، خاندان پاک و مطهّر معصومين عليهم السلام (اهل بيت عصمت و طهارت) مي باشد؛ زيرا بر اساس تفسير قرآن به قرآن، از جمعبندي آيه "لا يمسه الا المطهرون"[۷] با آيه "انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا"[۸] منظور از مطهرون،‌ اهل بيت عصمت و طهارت پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) مي باشد. بنابراين راهي جزء از طريق عترت پاک پيامبر براي رسيدن به حقيقت و کنه قرآن وجود ندارد؛ چنانچه در روايتي فرمود: " انما يعرف القرآن من خوطب به"[۹]
ثمره تلخ افتراق و جدايي اين دو ثقل شريف، جمود بر قرآن و يا عترت بوده که متأسفانه در جامعه اسلامي مشهود و محسوس است. گروهي ظاهر قرآن را اخذ نموده و با شعار "حسبنا کتاب الله" عترت را رها کردند. عده اي هم عترت را به ظاهر گرفته و قرآن را مهجور نمودند. اين افراط و تفريط هميشه در همه ازمنه و امصار پر فراز و نشيب تاريخ گريبان­گير جامعه مسلمانان بوده است. پيامبر ختمي مرتبت که به تعليم الهي داراي علم غيب بوده مسلمانان را پيشاپيش متوجه اين خطر بزرگ يعني جدا کردن قرآن از عترت نمود. امام راحل، اين عارف واصل و متصل به عزّ قدس الهي نيز در وصيت نامه الهي سياسي خود به اين نکته ظريف اينگونه اشاره مي‌کند:
"شايد جمله لَنْ يفْتَرِقا حتّي يرِدا عَلَي الْحوَض اشاره باشد بر اينکه بعد از وجود مقدس رسول الله ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ هرچه بر يکي از اين دو گذشته است بر ديگري گذشته است و مهجوريت هر يک مهجوريت ديگري است، تا آنگاه که اين دو مهجور بر رسول خدا در «حوض» وارد شوند. و آيا اين «حوض» مقام اتصال کثرت به وحدت است و اضمحلال قطرات در دريا است، يا چيز ديگر که به عقل و عرفان بشر راهي ندارد. و بايد گفت آن ستمي که از طاغوتيان بر اين دو وديعه رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ گذشته، بر امت مسلمان بلکه بر بشريت گذشته است که قلم از آن عاجز است."[۱۰]
و همچنين ايشان در مورد قطعيت صدور اين حديث به‌عنوان اتمام حجت بر مردم به‌ويژه مسلمانان مي افزايد:
"... ذکر اين نکته لازم است که حديث «ثقلين» متواتر بين جميع مسلمين است و [در] کتب اهل سنت از «صحاح ششگانه» تا کتب ديگر آنان، با الفاظ مختلفه و موارد مکرره از پيغمبر اکرم ـ صلي الله عليه و‌آله وسلم ـ به طور متواتر نقل شده است. و اين حديث شريف حجت قاطع است بر جميع بشر بويژه مسلمانان مذاهب مختلف؛ و بايد همه مسلمانان که حجت بر آنان تمام است جوابگوي آن باشند؛ و اگر عذري براي جاهلان بي‌خبر باشد براي علماي مذاهب نيست. "[۱۱]
بنابراين اگر کسي در بحر عميق قرآن غوطه ور شود بطور قطع و يقين عترت را در آن وجدان مي­کند و اگر همو در اقوال و احوالات حضرات معصومين نظر کند رابطه تنگاتنگ و اتصال ايشان را با قرآن تصديق خواهد کرد. به همين دليل برخي از علما از کلام الله به قرآن صامت و از عترت نيز به قرآن ناطق تعبير مي‌کنند. به عبارتي ديگر عترت همان قرآن ممثّل و مجسّم بوده يعني هر آنچه در قرآن مذکور است در آل الله تبلور يافته است.
در نتيجه، چنانچه از حديث شريف ثقلين دريافت مي­شود تنها راه رسيدن به فلاحت و رستگاري و مصونيت از گمراهي و ضلالت، تمسک واقعي به قرآن و عترت است و نيز مي توان اين چنين استنباط نمود که تمسک واقعي و حقيقي به يکي از دو ثقل، اعتصام به ديگري و مهجوريت يکي، همان دور افتادن و هجرت از ديگري مي باشد؛ چرا که اين دو وديعه­ي الهي در عالم حقيقت يکي بوده ليکن در عالم کثرت، قرآن در قالب کلام تشريعي (قرآن صامت) تجلي کرده و ديگري در قالب کلام تکويني (قرآن ناطق) ظهور نموده است. فلهذا به منظور جامه عمل پوشاندن به اين روايت گهربار و محظوظ شدن از آثار و برکات آن در زندگي فردي و اجتماعي و همچنين براي رسيدن به فلاح و رستگاري که غايت القصواي سالکان طريق حق و حقيقت است ضروري است در طراحي و برنامه­ريزي هاي ديني و مذهبي، قرآن و عترت توأمان ملحوظ باشد.
با آرزوي سلامتي و تعجيل در فرج امام زمان (عج)

آخر دعوانا اَن الحمد لله رَب العالمين
و السّلام علي محمد و آله الطاهرين


 [1] - سوره نساء- آيه ۸۰
[۲] - سوره نجم – آيه ۴
[۳] - سوره اعراف – آيه ۱۵۷
[۴] - سوره آل عمران – آيه ۱۰۳
[۵] - آيات ۷۷ - ۸۰
[۶] - آيات ۲۱ و ۲۲
[۷] - سوره واقعه – آيه ۷۹
[۸] - سوره مبارک احزاب آيه ۳۳
[۹] - کليني، ج ۸، ح ۴۸۵
[۱۰] - بخش مقدماتي وصيت‌نامه الهي سياسي حضرت امام خميني
[۱۱] - همان

غلامرضا فرهادي مژده رئيس اداره برنامه ريزي امور قرآني استان همدان


برگرفته از : ido.ir
تعداد بازديد:668 آخرين تغييرات:94/10/22
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر