دوشنبه 7 خرداد 1397 - 12 رمضان 1439 - 28 مي 2018
صفحه اصلي/مقالات

اهمیت تهذیب و تزکیه نفس‏ از دیدگاه امام خمینی ره

اهميت تهذيب و تزکيه نفس‏ از ديدگاه امام خميني ره

در اين مقاله به اهميت تهذيب و تزکيه نفس‏ از ديدگاه امام خميني (ره) مي پردازيم.

در فرهنگ و معارف اسلامي، تهذيب و تزکيه نفس از منزلت و جايگاهي بس رفيع برخوردار است. بي ترديد يکي از ابعاد فکري بنيان گذار جمهوري اسلامي، حضرت امام خميني(س)، که از بنيادي ترين رويکردهاي ايشان مي باشد، مقوله تعليم و تربيت و تزکيه ي نفس است، که همواره و در همه مراحل زندگي بدان توجه ويژه مبذول نموده اند و در گونه هاي مختلف تدريس، تدوين نوشته ها، تأليفات، سخنراني ها، نامه ها و... بر ضرورت و بايستگي طرح آن تأکيد و پافشاري فرموده اند.


يکي از دلايل تأکيد امام خميني(س) بر تربيت و تزکيه نفس آن است که نفس تزکيه شده در راستاي ارزش هاي الهي قرار مي گيرد و سر اطاعت در پيشگاه خداوند فرود مي آورد و به قدرتهاي غير الهي بي توجه است؛ از اين رو اهتمام بر اين امر را بر همه ي آحاد جامعه لازم دانسته و ضرورت آن را براي کساني که با تربيت مردم سر و کار دارند، افزون مي شمرد. و با معرفي چالش هاي پيش رو؛ همچون طبيبي حاذق، راه درمان علمي و عملي را نشان مي-دهد تا پس از بازشناسي تهذيب نفس، موانع را حذف نموده و فرايند تسهيل گردد.


امام خميني(س) يکي از راه هاي تزکيه نفس و دوري از خواستن هاي نفساني را روزه داري مي دانند. ايشان مي فرمايند: «ما بايد حساب کنيم ببينيم که آيا وارد شديم در اين ميهمان‌خانه يا اصلًا، وارد نشديم، راهمان دادند به اين ضيافتخانه يا نه، استفاده کرديم از اين ضيافت الهى يا نه. البته حساب امثال من با کرام الکاتبين است.

اما من به شما آقايان و به هر کس که اين کلمات مى‏رسد و خصوصاً، طبقه جوان عرض مى‏کنم که آيا در اين مهمان خانه رفتيد؟ استفاده کرديد؟ از شهوات خصوصاً شهوات معنوى چشم پوشيديد؟... جوانها متوجه باشند که در جوانى مى‏شود اصلاح کند انسان خودش را. هر مقدارى انسان سنش زيادتر مى‏شود، اقبالش به دنيا بيشتر مى‏شود. جوانها نزديکترند به ملکوت... شماها در فکر باشيد که اگر از اين ضيافت درست بيرون آمديد آن وقت عيد داريد.» (صحيفه امام، ج‏۲۱، ص: ۴۵)

وي مي فرمايد: آنان که دين سازى کرده باعث گمراهى و انحراف جمعيت انبوهى شده ‏اند بيشترشان اهل علم بوده‏اند؛ بعضى از آنان در مراکز علم تحصيل کرده رياضت ها کشيده ‏اند.  رئيس يکى از فرق باطله در همين حوزه‏ هاى ما تحصيل کرده است. ليکن چون تحصيلاتش با تهذيب و تزکيه توأم نبوده، در راه خدا قدم برنمي داشته، خباثت را از خود دور نساخته بود، آن همه رسوايى به بار آورده است. اگر انسان خباثت را از نهادش بيرون نکند، هر چه درس بخواند و تحصيل نمايد نه تنها فايده‏اى بر آن مترتب نمى‏شود بلکه ضررها دارد.

علم وقتى در اين مرکز خبيث وارد شد، شاخ و برگ خبيث به بار آورده شجره خبيثه مي ‏شود. هر چه اين مفاهيم در قلب سياه و غير مهذب انباشته شود، حجاب زيادتر مي ‏شود. در نفسى که مهذب نشده، علم حجاب ظلمانى است: العلم هو الحجاب الاکبر. لذا شرّ عالم فاسد براى اسلام از همه شرور خطرناکتر و بيشتر است. علم نور است، ولى در دل سياه و قلب فاسد دامنه ظلمت و سياهى را گسترده‏تر مي ‏سازد.

علمى که انسان را به خدا نزديک مى‏کند، در نفس دنيا طلب باعث دورى بيشتر از درگاه ذى الجلال مي‌شود. علم توحيد هم اگر براى غير خدا باشد، از حجب ظلمانى است؛ چون اشتغال به ما سوى اللّه است. اگر کسى قرآن کريم را با چهارده قرائت لما سوى اللّه حفظ باشد و بخواند، جز حجاب و دورى از حق تعالى چيزى عايد او نمى‏شود. اگر شما درس بخوانيد، زحمت بکشيد، ممکن است عالم شويد، ولى بايد بدانيد که‏ ميان «عالم» و «مهذب» خيلى فاصله است.

مرحوم شيخ، استاد ما، رضوان اللّه تعالى عليه، مى‏فرمود اينکه مي ‏گويند: «ملا شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل» صحيح نيست. بايد گفت: ملا شدن چه مشکل، آدم شدن محال است! کسب فضايل و مکارم انسانى و موازين آدميت از تکاليف بسيار مشکل و بزرگى است که بر دوش شماست. گمان نکنيد اکنون که مشغول تحصيل علوم شرعيه مى‏باشيد، و فقه که اشرف علوم است مي ‏آموزيد، ديگر راحتيد، و به وظايف و تکاليف خود عمل کرده‏ايد. اگر اخلاص و قصد قربت نباشد، اين علوم هيچ فايده‏اى ندارد. اگر تحصيلات شما، العياذ باللّه، براى خدا نباشد و براى هواهاى نفسانيه، کسب مقام و مسند، عنوان و شخصيت در اين راه قدم گذاشته باشيد، براى خود وزر و وبال اندوخته ‏ايد. اين اصطلاحات اگر براى غير خدا باشد، وزر و وبال است.


اين اصطلاحات هر چه زيادتر شود، اگر با تهذيب و تقوى همراه نباشد، به ضرر دنيا و آخرت جامعه مسلمين تمام مى‏شود. تنها دانستن اين اصطلاحات اثرى ندارد. علم توحيد هم اگر با صفاى نفس توأم نباشد وبال خواهد بود. چه بسا افرادى که عالم به علم توحيد بودند و طوايفى را منحرف کردند. چه بسا افرادى که همين اطلاعات شما را به نحو بهترى‏ دارا بودند، ليکن چون انحراف داشتند و اصلاح نشده بودند وقتى وارد جامعه گرديدند بسيارى را گمراه و منحرف ساختند.

اين اصطلاحات خشک اگر بدون تقوى و تهذيب نفس باشد، هر چه بيشتر در ذهن انباشته شود کبر و نخوت در دايره نفس بيشتر توسعه مي ‏يابد. و عالم تيره بختى که باد نخوت بر او چيره شده نمي ‏تواند خود و جامعه را اصلاح نمايد، و جز زيان براى اسلام و مسلمين نتيجه‏اى به بار نمي ‏آورد؛ و پس از سالها تحصيل علوم و صرف وجوه شرعى، برخوردارى از حقوق و مزاياى اسلامى، سدّ راه پيشرفت اسلام و مسلمين ميگردد و ملتها را گمراه و منحرف مى‏سازد؛ و ثمره اين درسها و بحثها و بودن در حوزه‏ ها اين مي‌شود که نگذارد اسلام معرفى گردد، حقيقت قرآن به دنيا عرضه شود؛ بلکه وجود او ممکن است مانع معرفت جامعه نسبت به اسلام و روحانيت شود.


من نمي ‏گويم درس نخوانيد، تحصيل نکنيد؛ بايد توجه داشته باشيد که اگر بخواهيد عضو مفيد و مؤثرى براى اسلام و جامعه باشيد، ملتى را رهبرى کرده به اسلام متوجه سازيد، از اساس اسلام دفاع کنيد، لازم است پايه فقاهت را تحکيم کرده صاحبنظر باشيد؛ اگر خداى نخواسته درس نخوانيد حرام است در مدرسه بمانيد؛ نمي ‏توانيد از حقوق شرعى محصلين علوم اسلامى استفاده کنيد؛ البته تحصيل علم لازم است؛ منتها همان طور که در مسائل فقهى و اصولى زحمت مي ‏کشيد، در راه اصلاح خود نيز کوشش کنيد. هر قدمى که براى تحصيل علم برمى‏داريد، قدمى هم براى کوبيدن خواسته‏ هاى نفسانى، تقويت قواى روحانى، کسب مکارم اخلاق، تحصيل معنويات و تقوى، برداريد.


تحصيل اين علوم در واقع مقدمه تهذيب نفس و تحصيل فضايل، آداب و معارف الهيه، مى‏باشد؛ تا پايان عمر در مقدمه نمانيد که نتيجه را رها سازيد. شما به منظور هدفى عالى و مقدس، که عبارت از خداشناسى و تهذيب نفس مى‏باشد، اين علوم را فرا مى‏گيريد، و بايد در صدد به دست آوردن ثمره و نتيجه کار خود باشيد؛ براى رسيدن به مقصود اصلى و اساسى خود جديت کنيد.


شما وقتى وارد حوزه مى‏شويد، پيش از هر کار بايد در صدد اصلاح خود باشيد. و مادامى که در حوزه به سر مى‏بريد، ضمن تحصيل بايد نفس خود را تهذيب کنيد؛ تا آن گاه که از حوزه بيرون رفتيد و در شهر و يا محلى رهبرى ملتى را بر عهده گرفتيد، مردم از اعمال و کردار شما، از فضايل اخلاقى شما، استفاده کنند، پند گيرند، اصلاح شوند. بکوشيد پيش از آنکه وارد جامعه گرديد خود را اصلاح کنيد، مهذب سازيد. اگر اکنون که فارغ البال مى‏باشيد در مقام اصلاح و تهذيب نفس برنياييد، آن روز که اجتماع به شما روى آورد ديگر نمى‏توانيد خود را اصلاح نماييد.


خيلى از چيزهاست که انسان را بيچاره کرده، از تهذيب و تحصيل باز مى‏دارد. يکى از آنها، براى بعضى، همين ريش و عمامه است! وقتى عمامه کمى بزرگ شد و ريش بلند گرديد، اگر مهذب نباشد از تحصيل باز مي ماند؛ مقيد مي‌گردد.

مشکل است بتواند نفس اماره را زير پا گذارد و پاى درس کسى حاضر شود. شيخ طوسى، عليه الرحمه، در سن پنجاه‏ و دو سالگى درس مى‏رفته است، در صورتى که در سن بين بيست و سى بعضى از اين کتابها را نوشته است! کتاب تهذيب را گويا در همين سن و سال به رشته تحرير در آورده. و در پنجاه و دو سالگى در حوزه درس مرحوم سيد مرتضى، عليه الرحمه، حاضر مي شده که به آن مقام رسيده است. خدا نکند پيش از کسب ملکات فاضله و تقويت قواى روحانى ريش انسان کمى سفيد و عمامه بزرگ گردد، که از استفاده‏هاى علمى و معنوى و از تمام برکات باز مي ماند.

تا ريش سفيد نشده کارى کنيد؛ تا مورد توجه مردم قرار نگرفته ‏ايد فکرى به حال خود نماييد. خدا نکند انسان پيش از آنکه خود را بسازد جامعه به او روى آورد و در ميان مردم نفوذ و شخصيتى پيدا کند که خود را مى‏بازد؛ خود را گم مي‌کند. قبل از آنکه عنان اختيار از کف شما ربوده شود خود را بسازيد و اصلاح کنيد. به اخلاق حسنه آراسته شويد؛ رذايل اخلاقى را از خود دور کنيد؛ در درس و بحث اخلاص داشته باشيد تا شما را به خدا نزديک سازد. اگر در کارها نيت خالص نباشد، انسان را از درگاه ربوبى دور مى‏کند. طورى نباشد که پس از هفتاد سال وقتى نامه عمل شما را باز کنند ببينند، العياذ باللّه، هفتاد سال از خداوند عز و جل دور شده‏ايد. قضيه آن «سنگ» را شنيده‏ايد که به جهنم سرازير شد؟

پس از هفتاد سال صداى آن از قعر جهنم به گوش رسيد. به حسب نقلى حضرت رسول (ص) فرمود پيرمرد هفتاد ساله‏اى بود که مرد، و در اين مدت هفتاد سال رو به جهنم مى‏رفت!  مواظب باشيد مبادا پنجاه سال، بيشتر يا کمتر، در حوزه‏ها با کد يمين و عرق جبين جهنم کسب نماييد! بايد به فکر باشيد. در زمينه تهذيب و تزکيه نفس و اصلاح اخلاق برنامه تنظيم کنيد؛ استاد اخلاق براى خود معين نماييد؛ جلسه وعظ و خطابه، پند و نصيحت تشکيل دهيد. خودرو نمى‏توان مهذب شد. اگر حوزه ‏ها همين طور از داشتن مربى اخلاق و جلسات پند و اندرز خالى باشد، محکوم به فنا خواهد بود.

چطور شد علم فقه و اصول به مدرّس نياز دارد، درس و بحث مى‏خواهد، براى هر علم و صنعتى در دنيا استاد و مدرس لازم است، کسى خودرو و خودسر در رشته‏اى متخصص نمى‏گردد، فقيه و عالم نمى‏شود، ليکن علوم معنوى و اخلاقى، که هدف بعثت انبيا و از لطيفترين و دقيقترين علوم است، به تعليم و تعلم نيازى ندارد و خودرو و بدون معلم حاصل مي‌گردد؟! کرارا شنيده‏ ام سيد جليلى  معلم اخلاق و معنويات استاد فقه و اصول، مرحوم شيخ انصارى بوده است.


انبياى خدا براى اين مبعوث شدند که آدم تربيت کنند؛ انسان بسازند؛ بشر را از زشتي‌ها، پليدي‌ها، فسادها و رذايل اخلاقى دور سازند، و با فضايل و آداب حسنه آشنا کنند: بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق. چنين علمى که خداوند متعال نسبت به آن آن قدر اهتمام داشته که انبيا را مبعوث فرموده است، اکنون در حوزه‏ هاى ما رواجى ندارد، و کسى به طور شايسته به آن اهميت نمى‏دهد؛ و بر اثر کمبود علوم معنوى و معارف در حوزه‏ ها کار به آنجا رسيده که مسائل مادى و دنيوى در روحانيت رخنه کرده و بسيارى را از معنويت و روحانيت دور داشته است که اصلا نمى‏دانند روحانيت يعنى چه، يک نفر روحانى چه وظيفه‏ اى دارد، چه برنامه‏ اى بايد داشته باشد.


بعضيها فقط در صددند چند کلمه ياد بگيرند و بروند در محل خود، يا جاى‏ ديگر، دستگاه، جاه و مقامى به چنگ آورند و با ديگران دست و پنجه نرم کنند! مانند آنکه مى‏گفته: بگذار «شرح لمعه» را بخوانم، مى‏دانم با کدخدا چه کنم! طورى نباشد که از اوّل نظر و هدف شما از تحصيل گرفتن فلان مسند و به دست آوردن فلان مقام باشد، و بخواهيد رئيس فلان شهر يا آقاى فلان ده گرديد. ممکن است به اين خواسته‏هاى نفسانى و آرزوهاى شيطانى برسيد، ولى براى خود و جامعه اسلامى جز زيان و بدبختى چيزى کسب نکرده‏ايد.


لازم است خود را تهذيب کنيد که وقتى رئيس جامعه يا طايفه‌‏اى شديد، آنان را نيز تهذيب نماييد. براى اصلاح و ساختن جامعه قدم برداريد؛ هدف شما خدمت به اسلام و مسلمين باشد. اگر براى خدا قدم برداريد، خداوند متعال مقلب القلوب است، دلها را به شما متوجه مى‏سازد: انَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّا.  شما در راه خدا زحمت بکشيد، فداکارى کنيد، خداوند شما را بى اجر نمي گذارد؛ اگر در اين دنيا نشد، در آخرت پاداش خواهد داد. اگر جزا و پاداش شما را در اين عالم نداد چه بهتر. دنيا چيزى نيست. اين هياهوها و شخصيتها چند روز ديگر به پايان مي رسد، مانند خوابى از جلو چشم انسان مى‏گذرد، لکن اجر اخروى لا يتناهى و تمام نشدنى خواهد بود.

عباس عبدي

برگرفته از : ido.ir
تعداد بازديد:617 آخرين تغييرات:94/11/11
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر