جمعه 6 مرداد 1396 - 4 ذي القعده 1438 - 28 ژولاي 2017
صفحه اصلي/خانواده

بابای صرفه جویِ من

باباي صرفه جويِ من

خانواده ي ما واقعا تلاش مي کند تا الگوي مصرف را بهبود ببخشد. باعث و باني اش هم پدر خانواده است. پدرم من کارمند بازنشسته است و آرزو دارد من هم کارمند شوم و مثل خودش زندگي خوبي داشته باشم. حداقل زندگي کارمندي اصولي دارد براي خودش.

کيف پول، خسيس

از آنجايي که زندگي کارمندي به شما اجازه نفس کشيدن نمي دهد و نمي توانيد خيلي اميد به عوض کردن وسائل مختلف داشته باشيد(اينها توي سرم بابا مي گذرد، به ما نگفته ولي مي دانم همين است.) بايد با همين تلويزيون 21 اينچ بسازيد. با همان يخچال قديمي با همان ماشين لباسشويي دوقلو و... همه اينها هم محافظ دارند تا خدايي نکرده فشار برق بلايي سر اينها نياورد. مگر خواب ال.اي.دي را ببيني.
صرفه جويي ها فقط به اين دست مصرف گرايي ختم نمي شود. معمولا اگر توي هر اتاقي سه تا لامپ کم مصرف از سقف آويزان باشد يکي اش سوخته. پدر مي گويد: «با همون يکي که کارتون راه مي افته. مراقب باشيد نسوزه!». با حساب سر انگشتي همه اتاق ها يک لامپ دارند. بابا آنقدر حوصله دارد که حساب کرده عوض کردن واشر شيرها نمي صرفد، پس غالب شيرهاي خانه چکه مي کند تا جان واشر دربيايد و آخرسر بابا مجبور شود آن ها را عوض کند. خدا را شکر خودکفا هم شده ايم. توي آپارتمانمان يه چند تايي مرغ داريم. نصف تخم مرغ هفته را مي دهند. تازه يه خروس هم گرفتيم براي جوجه کشي. صبح ها هم بيدارمان مي کند. توي تراس نگه شان مي داريم. قرار شده بعد از اينکه جوجه ها به دنيا آمدند کار را گسترش دهيم. بابا است ديگر، هميشه خيالاتي.

از آنجايي که اينجانب زياد دوش مي گيرم آب هم سهميه بندي شده يک سطل بزرگ داريم که بابا تويش يک کاسه انداخته و بايد به ياد قديم با آن حمام کنيم. قبل از ورود به حمام به بابا اطلاع مي دهم. نسل آينده چه گناهي کرده که هواي تهران کثيف است و من بايد موهايم راه به راه بشويم. چنين پدر نگران آينده اي دارم من.
اصلاح الگوي مصرف به همين جا ختم نمي شود. بابا در مورد نان هم تصميماتي گرفته. قبلا دو وعده نان مي خريديم. يکي براي شام يکي براي صبحانه. الان وعده ها يکي شده. شب نان مي خريم و صبح همانها را مي خوريم. شايد بيات نشوند ولي کمي خشک که مي شوند. اينطوري هم کمتر مي خوريم هم زحمت نان گرفتن سر صبح گردن کسي نمي افتد.
شکر خدا الان بلد است از شبکه هاي اجتماعي استفاده کند، قبلا اس.ام.اس را هم به زور مي زد. ولي خب عکس پروفايل آدمها انگيزه ايجاد مي کند. نمي کند؟! بابا انسان مترقي اي هم هست. خودش ما را تشويق به استفاده از شبکه هاي اينترنتي مي کند. خودش براي خانه اينترنت گرفته. از آن طرف تلفن را قطع کرده و برده توي اتاق خودش براي کارهاي ضروري. شکر خدا اينطوري پول تلفن هم کم مي آيد. پول نت را هم که بايد دنگي بدهيم. بايد به عرض شما خوانندگان عزيز برسانم که منتهي آرزوي بابا در مورد من اين است که کارمند شوم و مثل خودش زندگي خوبي داشته باشم. حداقل زندگي کارمندي اصولي دارد براي خودش. از آن جايي که زمانه عوض شده قرار است همکارهاي بابا بيايند خانه من رو ببينند که چه طور پسري هستم که بدهند من را به فاميلشان. بابا گفته بروم چهار پايه را بياورم و لامپ يکي از اتاقها را با لامپ سوخته هال عوض کنم. خب تا بعد.


عسل يُددار- بخش خانواده ايراني تبيان

تعداد بازديد:441 آخرين تغييرات:94/11/13
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر