جمعه 27 فروردين 1400 - 4 رمضان 1442 - 16 آپريل 2021
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 




 








خروجي RSS

فضایل فاطمه زهرا(علیها السلام) در قرآن

fiogf49gjkf0d

فضايل فاطمه زهرا(عليها السلام) در قرآن

فضايل فاطمه زهرا(عليها السلام) در قرآن (تهيه کننده:حامد شجاعي)

مقدمه


سخن در تجسم ليلة القدر و تمثيل فضايل فرشته در صورت انسان است. آنکه دختر و مادر، براى پيامبر(صلى الله عليه وآله)بود، و کوثرى در جريان براى کوباندن تکاثر.
او که آزادى و آزادگى را به ما آموخت و درس صبر و پايدارى در برابر جور داد.
او که افزون بر گفتار منطقى و پشتيبانى از گفتگوهاى علمى، به موقع فرياد و هيبت الهى داشت.
او که شهادت را نه در شعار بلکه در عمل استقبال کرد و ستم و ستمگر را قابل گفتگو ندانست.
همو که تنها اسوه زنان بلکه اسوه زنان و مردان بود.
او تجسم کمالات انسانى بود و برخوردار از بالاترين شايستگيهاى آدمى. همو که مقامش عصمت کبرى است و بزرگترين شافعه روز جزا.
بالاترين ستمها براى او غصب وصايت بود و مهم ترين اقدامش احقاق حق.
زهرا(عليها السلام) وجودش نشانه راه است و با على(عليه السلام)بودنش، نشانه همه چيز. ولى او تنها به اين قناعت نکرد، که براى حقانيتش اقدام ها کرد و به مهاجر و انصار اتمام حجت نمود.([۱])
در اين گفتار کوتاه بر آنيم تا فاطمه(عليها السلام) را در کلام خداوند جستجو نماييم. چون ما انسانهاى خاکى قادر به بر شمارى فضايل او نيستيم براى همين در لابلاى کلام الهى به جستجوى زهراء(عليها السلام)مى رويم.


فضيلت


فضيلت خلاف رذيلت و نقصان به معناى برترى و داراى درجات و مقامات بلند است.([۲]) و به معناى برترى شخصيتى، اخلاقى و روحى است.([۳])
امّا اينکه فاطمه(عليها السلام) داراى فضايل بى شمارى است، ترديدى وجود ندارد، و مى توان آنها را به سه دسته کلى تقسيم کرد:
۱ ـ فضيلت هاى فردى حضرت زهرا(عليها السلام):
فضيلت دانش وافرداشتن.
فضيلت احراز مقام مجاهدت در راه خدا.
بهترين بنده خدا بودن.
نائل آمدن به مقام ايثارگرى.
فضيلت هجرت در راه خدا از مکه به مدينه.
فضيلت صبر و پايدارى در راه خدا.
۲ ـ فضيلت خانوادگى:
فضيلت دختر بودن براى رسول خدا(صلى الله عليه وآله).
فضيلت داشتن مادرى چون خديجه.
فضيلت داشتن همسر چون على(عليه السلام).
فضيلت داشتن فرزندان چون حسن و حسين(عليهما السلام).
فضيلت مادر بودن براى ائمه و حضرت مهدى.
فضيلت مصداق بودن اهل البيت
فضيلت داشتن عموى چون حمزه.
فضيلت اهل کساء بودن.
فضيلت کسى که در شأنش آيات و سوره هاى زيادى نازل شده.
فضيلت شهادت تمامى خانواده اش در راه خدا يا اسير شدن در راه خدا.
فضيلت معصوم بودن خودش، پدرش، همسرش و فرزندانش.
۳ ـ فضيلتهاى اجتماعى:
فضيلت اصلاح گرى و آگاهى دادن اجتماعى و دينى به مردم.
فضيلت همدردى و انفاق و ايثار به مردم.
فضيلت شاگرد پرورى.
فضيلت افشاگرى، و مبارزه با منافقين، و منحرفين، با خط امامت معصوم.
فضيلت دفاع از نظام سياسى مبنى بر اصل امامت و ولايت.([۴])
بايد بدانيم که اين فضيلتها به‌عنوان يک اصل، در زندگى فاطمه زهرا(عليها السلام) وجود داشت، امّا برخى از آنها در وجود آن حضرت جلوه اى خاصى داشتند، که ما در اين گفتار به برخى از فضائل آن حضرت در قرآن اشاره مى کنيم:


فضائل فاطمه (س) در قرآن

زهراء(عليها السلام) کوثر است


(إنّا اعطيناک الکوثر، فصلّ لربّک وانحر، إنّ شانئک هو الأبتر.) (کوثر، ۱۰۸/); ما به تو کوثر(خير و برکت فراوان) عطا کرديم. پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن. و بدان دشمن تو قطعا بريده نسل و بى عقب است.
سوره کوثر در عين اختصار در بردارنده اسرارى است که حتى بزرگان ما نيز از دستيابى به آن ژرفناى او عاجز ناتوانند([۵]).
يکى از نامهاى مبارک فاطمه زهراء(عليها السلام) «کوثر» است.
«کوثر» بر وزن «فَوعل»، به معناى «خير کثير و فراوان» مى باشد. گستره معنايى اين واژه چنان وسيع است که مصاديق بى شمارى از جمله «خير بى نهايت» را شامل مى شود. در تفاسير شيعه و سنّى معانى بسيارى براى «کوثر» ذکر شده است که همگى از مصاديق «خير کثير» مى باشند; مصاديق چون:
۱ ـ حوض و نهر کوثر در جنّت که تعلق به پيامبر دارد و مؤمنان به هنگامه ورود به بهشت از آن سيراب مى شوند.
۲ ـ مقام شفاعت کبرى در روز قيامت.
۳ ـ نبوت.
۴ ـ حکمت و علم به حقايق اشيا.
۵ ـ قرآن.
۶ ـ کثرت اصحاب و پيروان.
۷ ـ کثرت معجزات.
۸ ـ کثرت علم و عمل
۹ ـ کثرت معرفت در توحيد.
۱۰ ـ کثرت نعمت هاى دنيا و آخرت.
۱۱ ـ نسل کثير و ذريه فراوان که در گذر زمان باقى بمانند، و بى ترديد از اين فراوانى ذريه و باقى ماندن نسل از وجود دختر والا گهر پيامبر، فاطمه زهرا(عليها السلام)، نشأت گرفته است([۶]).
اما به عقيده بسيارى از علماى شيعه و پاره اى از اهل سنت، بارزترين مصداق «کوثر» وجود نازنين حضرت زهرا(عليها السلام)مى باشد([۷]).


طهارت زهراء(عليها السلام)

(انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا) (احزاب، ۳۳ / ۳۳) ; خداوند فقط مى خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.
به شيوه گوناگون از طريق فريقين آمده است که رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمودند: «نزلت هذه الآية فى خمسة: فى وفى علىّ و فاطمه، و حسن و حسين»; اين آيه در مورد عظمت پنج تن نازل شده است: من على، فاطمه، حسن و حسين([۸]).
پس فاطمه (عليها السلام) طبق نزول اين آيه از هر گونه رجس و گناه پاک است، و عصمت مطلق دارد.
از آنجاى که اراده حقّ تعالى بر اين قرار گرفته است که نبوّت و وصايت منصب خاصّ مردان باشد، اگر چنين نبود به حضرت زهرا(عليها السلام) نيز عطا مى شد.


زهراء(عليها السلام) ليلة القدر است


(حم، و الکتب المبين، إنّا انْزَلنه فى ليلة مّبارکة إنّا کنّا منذرين، فيها يفرق کلّ أمر حکيم)(دخان، ۴۴/۱ ـ ۴); سوگند به اين کتاب روشنگر، که ما آن را در شبى پر برکت نازل کرديم; ما همواره انذار کننده بوده ايم، در آن شب هر امرى بر اساس حکمت (الهى) تدبير و جدا مى گردد.
بنابر روايات متعدد و معتبرى که از ائمّه طاهرين(عليهم السلام) رسيده، حقيقت ليلة القدر به وجود فاطمه زهرا(عليها السلام)تفسير شده است. از آن جمله، بيان نورانى امام موسى بن جعفر(عليه السلام) در تفسير آيات آغازين سوره دخان مى باشد:
مردى نصرانى به خدمت امام موسى کاظم(عليه السلام) شرفياب شد و در بين سؤالات متعدّدى که بيان مى داشت تفسير باطن اين آيات را جويا شد:
امام در پاسخ فرمودند: اما «حم»، محمّد(صلى الله عليه وآله) مى باشد و «کتاب مبين»، على(عليه السلام) مى باشد. و امام «اللّيلة»، فاطمه(عليها السلام)مى باشد([۹]).
آرى، حقيقت ليلة القدر، وجود يگانه زهراست.


انفاق زهراء(عليها السلام)


(ان الابرار يشربون من کاس کان مزاجها کافورا، عينا يشرب بها عباد الله يفجرونها تفجيرا، يوفون بالنذر ويخافون يوما کان شره مستطيرا، ويطعمون الطعام على حبه مسکينا ويتيما واسيرا، انما نطعمکم لوجه الله لانريد منکم جزاء ولاشکورا، انا نخاف من ربنا يوماً عبوسا قمطريرا، فوقاهم الله شر ذلک اليوم ولقاهم نضرة وسرورا، وجزاهم بما صبروا جنة وحريرا) (دهر، ۷۶/۵ ـ ۱۲); به يقين ابرار (و نيکان) از جامى مى نوشند که با عطر خوشى آميخته است، از چشمه اى که بندگان خاصّ خدا از آن مى نوشند، و از هر جا بخواهند آن را جارى مى سازند، آنها به نذر خود وفا مى کند، و از روزى که شر و عذابش گسترده است مى ترسند، و غذاى (خود) را با اينکه به آن علاقه (نياز) دارند، به «مسکين» و «يتيم» و «اسير» مى دهند، (و مى گويند:) ما شما را بخاطر خدا اطعام مى کنيم، و هيچ پاداش و سپاسى از شما نمى خواهيم، ما از پروردگارمان خائفيم در آن روزى که عبوس و سخت است. (بخاطر اين عقيده و عمل) خداوند آنان را از شرّ آن روز نگه مى دارد و آنها را مى پذيرد در حالى که غرق شادى و سرورند. و در برابر صبرشان، بهشت و لباسهاى حرير بهشتى را به آنها پاداش مى دهد.
به اتفاق اهل سنت اين آيات در شأن، فاطمه(عليها السلام) على و حسن و حسين(عليهم السلام) نازل گرديده و ما در اينجا فقط اکتفا به عبارت زمخشرى مى نماييم در کشاف در تفسير سوره هل اتى ص ۲۳۹ از ابن عباس روايت کرده که حضرت امام حسن و امام حسين(عليهما السلام) مريض شدند، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) با جماعتى به عيادت آمدند آن حضرت به على(عليه السلام)فرمودند: يا على اگر نذرى براى شفاى فرزندان خود بنمايى مناسب است. آن حضرت با فاطمه زهراء و فضه خادمه نذر کردند که هر گاه آن دو بزرگوار صحت يافتند، سه روز روزه بگيرند، چون شفا يافتند چيزى در خانه نبود، امير المؤمنين به نزد شمعون خيبرى يهودى آمد و سه صاع جو قرض گرفت. فاطمه آن را آرد کرد. پنج قرص آن را طبخ نمود. وقت افطار مسکينى در خانه آمد و سؤال نمود. امير المؤمنين نان خود را به سائل داد. فاطمه زهراء و حسن و حسين و فضه خادمه با امير المؤمنين اقتدا کردند و همگى نان خود را به سائل دادند و با آب افطار کردند.
شب دوم چون خواستند افطار کنند، يتيمى در خانه آمد و سؤال کرد. هر پنج نفر نان خود را به سائل دادند و با آب افطار کردند.
و همينطور شب سوم هر پنج نفر نان خود را به اسيرى دادند و با آب افطار کردند. چون صبح روز سوم شد امير المؤمنين(عليه السلام)دست حسنين را گرفت و به خدمت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آمدند... رسول خدا(صلى الله عليه وآله)از ديدار آنها سخت شکسته خاطر گرديد، به خانه فاطمه آمد، آن مخدره را در محراب عبادت ديدند که شکم او به پشت خشکيده و ديده هاى حق بينش به گودى فرو رفته است. در آن حال جبرئيل نازل شد و عرض کرد: «هنيأ لک يا رسول اللّه خذ هذه السورة» سپس سوره هل اتى را بر او قرائت کرد([۱۰]).
عامه و خاصه روايت کردند که اين آيات در شأن فاطمه(عليها السلام) و على و حسنين نازل گرديده است.


شفاعت فاطمه(عليها السلام)


(ولسوف يعطيک ربک فترضى).(ضحى، ۹۳/۵); و به زودى پروردگارت آن قدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوى.
در تفسير مجمع البيان طبرسى نقل است:
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بر فاطمه وارد شد. ديد آن مخدره عبايى را که از پشم شتر بود، بر خود پيچيده و با دست مبارک دستاس مى گرداند، با دست ديگر فرزندش را در آغوش کشيده شير مى داد. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آن منظره حزن آور راديد و گريست و فرمود: «اى فاطمه! تلخى زندگانى دنيا چند روزى بيش نيست، بر آن صابر باش که حلاوت آخرت در پيش است. خداى تعالى اين آيه مبارکه را بر من نازل فرموده (ولسوف يعطيک ربک فترضى)([۱۱])».
ابن شهر آشوب در مناقب نيز اين روايت را نقل کرده و گفته است: «فاطمه فرمود الحمد للّه على نعمائه و الشکر على آلائه». سپس آيه نازل گرديد که قيامت آن قدر از امت تو در شفاعت فاطمه داخل بشوند که تو و فاطمه راضى و خوشنود بشويد([۱۲]).


عبادت فاطمه(عليها السلام)

(تتجافى جنوبهم عن المضاجِع يدعون ربّهم خوفاً و طمعا و ممّا رزقناهم ينفقون). (سجده،۳۲/۱۶); پهلوهاى شان از بسترها در دل شب دور مى شود (و به پا مى خيزند و رو به درگاه خدا مى آورند) و پروردگار خود را با بيم و اميد مى خوانند، و از آنچه به آنان روزى داده ايم انفاق مى کنند.
يعنى شبها هنگامى همه مردم در خواب هستند براى عبادت خداوند بيدار مى شوند، نماز بر پا مى دارند، و از روى بيم از عذاب آخرت و اميدوارى به ثواب و تفضلات الهى در آن عالم و از آنچه که خداوند به آنها داده از مال و ساير نعمتها به ديگران انفاق و بخشش مى کنند.
اين آيه در شب زفاف فاطمه نازل گرديد حضرت امير المؤمنين(عليه السلام) مى فرمايد: در شب زفاف زمانى نگذشت که فاطمه زهرا بر خواست و چراغ را خاموش کرد با اجازه همسرش مشغول به نماز گرديد و از براى احياى آن شب آيه مذکوره نازل گرديد([۱۳]).
فاطمه زهراء(عليها السلام) ساعتها متمادى با خدا راز و نياز مى کردند، عبادت و سلوک ايشان براى ما قابل تصور و درک نيست([۱۴]). کيفيت عبادت فاطمه(عليها السلام) هرگز در عقل و خيال ما نمى گنجد. حالت روحى او را در هنگامه عبادت، خدا مى داند و بس([۱۵]).


زهراء(عليها السلام) يکى از بحرين است


(مرج البحرين يلتقيان، بينهما برزخ لايبغيان، فباى آلاء ربکما تکذبان،يخرج منهما اللؤلؤ والمرجان). (الرحمن، ۵۵/۱۹ ـ ۲۲); در ميان آن دو برزخى است که يکى بر ديگرى غلبه نمى کند (و به هم نمى آميزند). پس کدامين نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى کنيد؟! از آن دو، لؤلؤ و مرجان خارج مى شود.
بحرين فاطمه زهراء(عليها السلام) و على مرتضى است فاطمه بحر نبوت و على بحر ولايت برزخ رسول خدا(صلى الله عليه وآله)است لؤلؤ امام حسن است و مرجان امام حسين(عليه السلام) است.
علامه مجلسى در بحار نقل کرده که: ابوذر غفارى روايت کرده که مراد از بحرين و لؤلؤ و مرجان اين چهار نفرند. سپس فرمود: کيست مثل اين چهار نفر على و فاطمه و حسن و حسين(عليهم السلام)دوست نمى دارد آنها را مگر مؤمن، و دشمن نمى دارد آنها را مگر کافر. پس مؤمنين باشيد به سبب محبت به اهل بيت(عليه السلام). کافر نباشيد بسبب دشمنى و بغض اهلبيت; زيرا هر که چنين باشد مسير او آتش جهنم خواهد بود([۱۶]).


حضرت فاطمه(عليها السلام) شاخه شجره طيبه


(الم تر کيف ضرب الله مثلا کلمة طيبة کشجرة طيبة اصلها ثابت وفرعها فى السماء، تؤتى اکلها کل حين باذن ربها ويضرب الله الامثال للناس لعلهم يتذکرون). (ابراهيم، ۱۴/۲۴ و ۲۵);آيا نديدى چگونه خداوند «کلمه طيبه» (وگفتار پاکيزه) را به درخت پاکيزه اى تشبيه کرده که ريشه آن (در زمين) ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟!، هر زمان ميوه خود را به اذن پروردگارش مى دهد. و خداوند براى مردم مثلها مى زند، شايد متذکر شوند (و پند گيرند).
وجوهى چند در معنى شجره طيبه روايت شده است که يک از وجوه نخله است و ديگر درختى است در بهشت و يکى ديگر وجود مقدس نبوى است و اخبار معتبره از طريق شيعه و سنى در قول آخرى در کتب شيعه و سنى بسيار است([۱۷]).
يکى روايت ابن عباس است که جبرئيل امين به حضرت رسول عرض کرد: «انت الشجرة و على غصنها و فاطمة ورقها و الحسن و الحسين ثمارها» و مراد از کلمه طيبه کلمه توحيد «لا اله الا اللّه» است، يا ايمان يا هر کلامى که خداوند سبحان بدان امر به اطاعت کرده است. در حديثى از فاطمه زهرا(عليها السلام) به «غصن» و از على(عليه السلام) به «فرع» و از حسنين به «ثمار» تعبير شده است. و در «بصائر الدرجات» نيز روايتى ذکر شده که در آن آمده است: «انا جزرها اى اصلها و على زروها و فاطمه فرعها و الائمة اغصانها و شيعتهم اوراقها»; رسول خدا(صلى الله عليه وآله)فرمود: من بيخ اين درخت هستم، و على(عليه السلام) تنه اين درخت است و فاطمه فرع و لقاح او است و ائمه(عليهم السلام)شاخه اى او و شيعيان برگ او مى باشند و در صافى چند روايت نقل مى فرمايد: در بعضى از آنها مى فرمايد: شاخه آن درخت فاطمه است و ميوه آن ائمه است و برگ آن شيعيان ايشان است، هرگاه فرزندى از شيعه متولد شود. برگى بر او اضافه مى شود و هر گاه شيعه اى بميرد برگى از او ساقط مى شود([۱۸]).


زهرا(عليها السلام) و نسل پاکش


(وهو الذى خلق من الماء بشرا فجعله نسبا وصهرا وکان ربک قديرا). (فرقان، ۲۵/ ۵۴); او کسى است که از آب، انسانى را آفريد; سپس او را نسب و سبب قرار داد (و نسل او را از اين دو طريق گسترش داد); و پروردگار تو همواره توانا بوده است.
در تفسير صافى به نقل از مجمع البيان نقل شده است: ابن سيرين گفته آيه شريفه در حق رسول(صلى الله عليه وآله)خدا و على مرتضى نازل شده است، آن زمان که رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فاطمه را به على بن ابى طالب(عليه السلام)تزويج کرد. و مراد از نسب صهر ايشانند([۱۹]).


فاطمه(عليها السلام) ذا القربى


(فآت ذا القربى حقه والمسکين وابن السبيل ذلک خير للذين يريدون وجه الله واولئک هم المفلحون).(روم، ۳۰ / ۳۸); پس حق نزديکان و مسکينان و در راه ماندگان را ادا کن. اين براى آنها که رضاى خدا را مى طلبند بهتر است، و چنين کسانى رستگارانند.
در سال هفتم از هجرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به سوى خيبر رفت، و به محيصة بن مسعود حارثى دستور داد که جانب فدک برود، و يهودهاى فدک را به اسلام دعوت کند، اگر قبول نکردند بايد جزيه بدهند، و اگر جزيه را هم قبول نکردند، آماده جنگ باشند، آنان نه به جزيه و تن دادن و نه اسلام را پذيرفتند، امّا وقتى که خبر فتح خيبر را شنيدند، وحشت عظيم آنان را فرا گرفت، در اينجا بود که با بزرگان خود مشورت کردند و چند نفر از بزرگان خود را به جانب رسول خدا(صلى الله عليه وآله)فرستادند، در آنجا آنها از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) معجزات عظيم را مشاهده کردند. مثلاً: با وجود که کليد ابواب را در صندوق مهر شده گذاشته بودند، ولى آن کليدها را جبرئيل براى رسول خدا(صلى الله عليه وآله)آورده بود، با مشاهده اين صحنه عده اى از آنان با اسلام مشرف شدند، و بين پيامبر و آنان صلح شد، و فدک بدون خونريزى به تصرف رسول خدا(صلى الله عليه وآله)در آمد، در اسلام اموالى که بدون جنگ و قتال به دست آيد، مختص رسول خدا(صلى الله عليه وآله) است، و فدک مختص رسول خدا شد، آنها که ايمان آوردند خمس اموال خود را به رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بدهند و بقيه ملک رسول خدا(صلى الله عليه وآله)باشد([۲۰]).
چون فدک به تصرف رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در آمد، جبرئيل نازل شد و رسول خدا(صلى الله عليه وآله) را سلام داد و عرض کرد که خداوند مى فرمايد: حق خويشاوندان را بده([۲۱]).
چون جبرئيل اين خبر را آورد که حق خويشان را بده رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: اين خويشان کيانند جبرئيل عرض کرد دخترت فاطمه زهراء(عليها السلام) است حوائط فدک را تفويض فاطمه بنما و حق خود را باو واگذار; چون خداوند متعال حق خويش را نيز به فاطمه(عليها السلام) واگذار فرمود، رسول خدا(صلى الله عليه وآله)فاطمه را طلبيد و آيه مذکوره را بر او قرائت فرمود و اموالى که از فدک بهره رسول خدا شده بود همه را به فاطمه تسليم کرد. و فدک را تفويض فاطمه(عليها السلام)فرمود. آن مخدره عرض کرد يا رسول اللّه! آنچه به فرمان خدا بهره من شده است، همه را ه بشما واگذار کردم. رسول خدا(صلى الله عليه وآله)فرمود: اى نور ديده! همه مخصوص تو است. آن را براى خود و فرزندان خود نگهدار. و دانسته باش که بعد از من با تو از در عناد بيرون شوند و حيله ها بسازند. خصومتها بياغازند تا فدک را از دست تو بيرون کنند([۲۲]).
سپس رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمان داد تا بزرگان اقوام و اصحاب حاضر شوند. و در حضور آنان حوائط فدک را و با هر ملک و مالى که از آن اراضى ماخوذ داشته بود، به فاطمه تسليم فرمودند، و اعلام کرد که فدک با تمام منافعش متعلق به فاطمه و فرزندان او است، و تا زمان رحلت رسول(صلى الله عليه وآله)کارگران آن مخدره در فدک مشغول بودند. و آن حضرت هر سال فقط به اندازه نياز خود برمى داشت، بقيه را بين مسلمانان تقسيم مى کردند، و تا زمان رحلت پيامبر(صلى الله عليه وآله) تمام فدک در تصرف فاطمه(عليها السلام)بود([۲۳]).
آيات بى شمارى ديگرى هم در شأن و منزلت آن بانوى نمونه، در کتاب خداوند وجود دارد که در اين مختصر نمى گنجد، در کتاب رياحين شريعه چيزى در حدود ۳۰ آيه در شأن و منزلت حضرت زهرا(عليها السلام) نقل و تأويل شده است. و نيز در کتابى تحت «عنوان فاطمة الزهراء فى القرآن» ۶۸ آيه از آيات قرآن در منزلت، فضايل و مرتبط با آن بانو گردآورى شده است([۲۴]).


نتيجه


از آنچه که گذشت روشن گرديد که در آيات متعدد قرآن مجيد، کتاب مقدس مسلمانان، از فضايل حضرت فاطمه (عليها السلام) نام برده شده است، و آن حضرت مورد تقدير و ستايش قرار گرفته است، و نيز روشن گرديد که حضرت فاطمه دختر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) داراى عصمت، طهارت و شفاعت کبرى است. و بهترين انسانها از نسل او قرار داده شده است، خشنودى خدا و رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در خشنودى فاطمه است. او بهترين عبادت کنندگان و بهترين زنان جهان است. از انفاقش به‌عنوان بهترين انفاق نام برده شده است. اميد که با شناخت و درک فضايل حضرت او را در زندگى دنيا و آخرت الگو و سرمشق قرار دهيم.

 

پي نوشت ها:


[۱]. نگاه کنيد به مهدى نيلى پور، فرهنگ فاطميه، انتشارات مرکز فرهنگى شهيد مدرس، اصفهان، چاپ اول ۱۳۸۰/ مسعود پور سيّد آقايى، چشمه در بستر، ص ۲۱، مؤسسه انتشارات حضور، قم، چاپ سوم ۱۳۸۱/
[۲]. چشمه در بستر، ص ۴۷۴/
[۳]. همان.
[۴]. فرهنگ فاطميه، ف، پيشين، ص ۴۷۶/
[۵]. استاد محمد تقى مصباح يزدى، جامى از زلال کوثر، تحقيق و نگارش محمد باقر حيدرى، ناشر انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، چاپ دوم ۱۳۸۱/
[۶]. مجمع البيان، شيخ طبرسى، ج ۲۷، ص ۳۰۹/
[۷]. مجمع البيان، پيشين، ص ۲۱/
[۸]. سيد عبدالرزاق مقرم، صديقه شهيده، زهراء(س)، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم.
[۹]. جامى از زلال کوثر، ص ۱۷، (به نقل از تفسير برهان، ج ۴، ص ۱۵۸).
[۱۰]. آقاى شيخ ذبيح اللّه محلاتى، رياحين شريعه، ج اول، ص ۱۵۷ ـ ۱۵۹، انتشارات دار الکتب الاسلامية، چاپ چهارم ۱۳۶۴/
[۱۱]. تفسير مجمع البيان، شيخ طبرسى، ج ۱۰، ص ۳۸۲، ناشر مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، بيروت، چاپ اول ۱۴۱۵/
[۱۲]. رياحين الشريعه، پيشين، ص ۱۵۲ـ ۱۵۳/
[۱۳]. رياحين شريعه، پيشين، ص ۱۵۳/
[۱۴]. سخنرانى مقام معظم رهبرى در سمينار بررسى زن در جامعه، ۱۰/۱۲/۶۴/
[۱۵]. جامى از زلال کوثر، پيشين، ص ۱۰۱
[۱۶]. رياحين شريعه، پيشين، ص ۱۵۴/
[۱۷]. رياحين شريعه، پيشين، ص ۱۵۵/
[۱۸]. همان.
[۱۹]. رياحين شريعه، پيشين، ص ۱۵۶/
[۲۰]. رياحين الشريعه، پيشين، ص ۳۰۵/
[۲۱]. رياحين الشريعه، پيشين، ص ۳۰۶/
[۲۲]. همان، پيشين، ص ۳۰۷/
[۲۳]. همان.
[۲۴]. فرهنگ فاطميه/ ف، پيشين، ص ۴۷۹/

 

منبع: موسسه فرهنگي بشارت


برگرفته از : ido.ir
تعداد بازديد:1186 آخرين تغييرات:94/12/17
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر