جمعه 2 تير 1396 - 28 رمضان 1438 - 23 ژوئن 2017
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 












خروجي RSS

آیاروش‌شناسی معینی برای کشف مرادشارع مقدس وخداوند متعال وجود دارد

خسروپناه تشريح کرد؛

آياروش‌شناسي معيني براي کشف مرادشارع مقدس وخداوند متعال وجود دارد

متفکران اسلامي و غربي در زمينه منطق فهم اسلام به دو دسته تقسيم مي‌شوند. گروهي به منطق فهم دين اعتقاد داشته و دسته ديگري، منکر وجود چنين منطقي شدند.

به گزارش خبرگزاري مهر ، حجت الاسلام عبدالحسين خسروپناه رئيس مؤسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران، در کانال تلگرام خود در مورد منطق فهم اسلام نوشته است: پس از بيان حقانيت نبوت و امامت و اثبات بعثت حضرت ختمي مرتبت (ص) و اثبات ولايت و امامت ائمه اثناعشر(عليهم‌السلام) و حقانيت قرآن و سنت پيامبر و اهل‌ بيت به عنوان مهمترين منابع اسلام، اين پرسش مطرح مي‌شود که آيا مي‌توان منابع اسلامي را فهميد؟ آيا منطقي براي فهم دين اسلام و روش‌شناسي معيني براي کشف مراد شارع مقدس و خداوند متعال وجود دارد؟

متفکران اسلامي و غربي در اين زمينه به دو دسته تقسيم مي‌شوند. گروهي به منطق فهم دين اعتقاد داشته و دسته ديگري، منکر وجود چنين منطقي شدند.   دسته نخست در تاريخ علم اسلامي، به نظريه اجتهاد و دسته دوم، به نظريه تاريخمندي فهم يا نظريه قرائت‌هاي مختلف از دين، شهرت دارند.

تبيين نظريه اجتهاد:

اجتهاد، مبالغه جهد وجهد(به ضم و فتح) در لغت، به معناي تلاش توأم با رنج است. اين واژه در اصطلاح، به معناي کوشش وسيع براي تحصيل احکام و حجت شرعي از دلايل و مدارک شرعيه و همچنين به معناي ملکه اقتدار براي استنباط حکم شرعي به¬کار رفته است. اهل سنت، گاهي واژه اجتهاد را به معناي نظر شخصي مي‌گيرند.

غزالي در کتاب «المستصفي» به نقل از ابوبکر مي‌نويسد: «من درباره‌ کلاله بر طبق رأي خودم حکم مي‌کنم، اگر درست باشد از خداست و اگر نادرست باشد؛ از من و شيطان است و خدا و پيامبرش از آن بريّ و برکنارند.» محمدبن‌ادريس شافعي (وفات ۲۰۴ق)، اجتهاد را همان» قياس» مي‌داند و مي‌نويسد: «قياس و اجتهاد، دو اسم براي يک معنا مي‌باشند.»

شهيد صدر در تبيين تاريخ اجتهاد مي‌نويسد: «واژه‌ اجتهاد، نخستين بار در مسائل فقهي براي بيان يک قاعده، در بعضي مدارس فقه سني به¬کار مي‌رفته است؛ آن قاعده عبارت بود از اين که اگر فقيهي بخواهد يک حکم شرعي را استنباط کند و نصي از قرآن يا سنت نيابد؛ مي‌تواند به جاي نص، به اجتهاد متوسل شود؛ در اينجا، اجتهاد به معناي تفکر شخصي و فردي است…. و مساله‌اي را که در انديشه‌ خود به آن دست يافته، همچون يک قانون الهي مي‌پذيرد. مي‌توان به اين‌گونه استنباط شخصي، نام رأي نيز نهاد.»  «همه‌ علماي شيعه از اجتهاد به معناي عمل و فتوا دادن بر اساس رأي و استحسان و قياس، منع مي‌کنند … اجتهاد به اين معنا، نزد شيعه، قطعاً باطل است.»

همه متفکران شيعي از جمله، سيد مرتضي و شيخ طوسي و ابن‌ادريس بر اساس توصيه ائمه اطهار(ع)، به نقد چنين اجتهادي پرداختند. امام صادق (ع) در روايات متعددي بر اجتهاد روشمندتأکيد کرده و در روايات ديگري با اجتهاد مخالف با نص ديني مخالفت فرمودند.

محقق حلي (متوفاي ۶۷۶ هجري)، نخستين شخصيتي است‌که در کتاب معارج‌الاصول به بحث از حقيقت اجتهاد پرداخته و گفته است: «اجتهاد در عرف فقها، عبارت از کوششي براي استخراج احکام شرعي است. بنابراين، استخراج احکام از ادله‌ شرعي، اجتهاد محسوب مي‌شود؛ زيرا استخراج احکام براساس يک سلسله اعتبارات ذهني و نظري است و هميشه از طريق نصوص به دست نمي‌آيد… براين اساس، قياس هم يکي از اقسام اجتهاد است.

حال، آيا اماميه هم، اهل اجتهاد است؟ بله، همين‌طور است. ولي در اينکه قياس(فقهي)، نوعي اجتهاد محسوب مي‌شود؛ ابهام وجود دارد و شيعه از راه‌هاي نظري، به استثناي قياس، اهل اجتهاد هست.»

اجتهاد به معناي تلاش روشمند، در فقه [علم به احکام شرعيه فرعيه از دلايل تفصيلي] به¬کار مي‌رود. شهيدصدر، علم فقه را علم استنباط احکام شرعي و علم عمليات استنباط دانسته است. امام خميني در رساله اجتهاد و تقليد، بعد از بيان شئونات فقيه مي‌فرمايد: «مجتهد و فقيه کسي است‌که قوه استنباط احکام و يا امکان آن را از ادله بالفعل دارد؛ اگرچه چيزي را بالفعل استنباط نکند.»

مقصود نگارنده از نظريه اجتهاد دربحث منطق فهم دين، تفقه روشمند- به معناي عام- در دين اسلام است و شامل همه عرصه‌هايديني اعم از اصول و فروع دين اسلام مي‌شود. نظريه اجتهاد بر اين نکته تأکيد دارد که فهم دين اسلام از منابع ديني، يعني قرآن و سنت و عقل، به صورت روشمند ممکن است و مي‌توان به فهم صحيح و سقيم آنها دست يافت. فهمنده، بايد تلاش کند تا به کشف مراد مؤلف برسد.

در نتيجه آشکار مي شود که قرآن و سنت، منابع نقلي و عقل، منبع استدلالي دين اسلام به شمار مي‌آيند؛ پس بايد به صورت جداگانه، به تبيين روش‌شناسي تعقل و روش‌شناسي فهم متون اسلامي پرداخت.

متفکران اسلامي و غربي در  زمينه منطق فهم اسلام به دو دسته تقسيم مي‌شوند. گروهي به منطق فهم دين اعتقاد داشته و دسته ديگري، منکر وجود چنين منطقي شدند.

 دسته نخست در تاريخ علم اسلامي، به نظريه اجتهاد و دسته دوم، به نظريه تاريخمندي فهم يا نظريه قرائت‌هاي مختلف از دين، شهرت دارند.

روش‌شناسي تعقل :

عقل، يکي از منابع مهم براي فهم اسلام و متون اسلامي است. علامه طباطبايي معتقداست حيات انسان به فرجام نمي‌رسد؛ مگر اين‌که همراه و بهره‌ور از عقل باشد؛ عقل دريک جمع‌بندي کلي، موظف به انجام سه وظيفه مهم است: يکم: شناخت هستي‌شناسي و در نتيجه خداشناسي است؛ (فاذاکان العبد عاقلا کان عالما بربه)؛ دوم: شناخت ارزش‌هاي اخلاقي؛ (العاقل الکامل قاهر الطبعَ السوء)؛ سوم:شناخت معيشت ورفع حوائج دنيوي. (افضل الناس عقلاً احسنهم تقديراً لمعاشه).

عقل انساني، هم ابزار معرفت و هم منبع معرفت است. طبيعت، به عنوان منبع معرفتِ بيرون از انسان و عقل، به عنوان منبع معرفتِ درونِ انسان شمرده مي‌شوند. انسان، با منبع و ابزار عقل، معاني کلّي و عقلي را درک مي‌کند. عقل در درک معاني عقلي، هميشه نقش فعال دارد و با عمليات خاصي، محسوس را به معقول تبديل مي‌کند. قدرت عقل تا جايي است که ممتنع بالذات(مانند: اجتماع دو نقيض) را نيز تعقل مي‌کند و از آن خبر مي‌دهد. اين عقل است‌که علوم حصولي را از علوم حضوري گرفته و تبيين مي‌کند.

نگارنده بر اين باور است‌ که عقل، پديده‌اي الهي است‌ که توسط خداوند سبحان خلق شده و کاربستش را به ما نشان مي‌دهد. عقلي که در شريعت معرفي مي‌شود؛ ابزار و منبعي است‌که حکمت مي‌سازد؛ پس عقل حکمت‌ساز؛ اولاً: نبايد به مسايل حکمت نظري بسنده کند و بايد مسايل حکمت عملي را نيز درک کند. ثانياً: تنها مأموريت درک و شناخت را ندارد؛ بايد به حکيمان و آشنايان به حکمت، تعبد و بندگي را بياموزد و خضوع و خشوع در برابر خالق را در نفوس حکيمان ايجاد کند و براي بندگان خدا، سعادت را کسب کند.

عقل با کمک بديهيات عقل نظري، مانند: اصل محال بودن تناقض و اصل عليت و با بهره‌گيري از بديهيات عقل عملي، مانند: نيکو بودن عدالت و زشت بودن ظلم و همچنين با استفاده از شکل‌هاي اقتراني و استثنايي منطق صوري، مي‌تواند پاره‌اي از باورهاي ديني، مانند: وجود و وجوب خداي سبحان، لزوم بعثت پيامبران الهي، حاجت به امامت امامان معصوم، ضرورت حيات جاودانه اخروي و… را ثابت کند و به شبهه‌هاي مخالفان پاسخ دهد. پس عقل نظري و عملي انسان، وديعه الهي است‌که به عنوان منبع و ابزار معرفتي، بخشي از منطق فهم اسلام را تأمين مي‌کند.

تعداد بازديد:282 آخرين تغييرات:95/02/07
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر