پنج شنبه 1 اسفند 1398 - 26 جمادي الثاني 1441 - 20 فوريه 2020
صفحه اصلي/دين و انديشه

بزرگترین سازمان اسلامی را بهتر بشناسیم

fiogf49gjkf0d

گزارشي از نهضت العلماي اندونزي؛

بزرگترين سازمان اسلامي را بهتر بشناسيم

هراس از گسترش نگاه هاي سلفي، سبب شد تا علماي اندونزي به فکر نهادسازي براي حراست از ميراث سنتي و تاريخي خود افتاده و نهضت العلما را تاسيس کنند.

خبرگزاري مهر ، گروه دين و انديشه ــ حامد رضايي: لقب «بزرگترين سازمان اسلاميِ پرجمعيت ترين کشور مسلمان»، براي اثبات لزوم شناخت دقيق سازمان نهضت العلماي اندونزي کافي است. سازماني که اعضايش را از ۲۰ ميليون تا ۴۰ ميليون نفر و البته در مواردي کمابيش اغراق آميز تا ۷۰ ميليون نفر تخمين زده اند. ما اما در اين مجال سعي مي کنيم گزارشي کوتاه و اجمالي از نهضت العلماي اندونزي ارائه دهيم. باشد که پژوهشگران جريانات اسلامي به شناختي دقيق تر و جزئي تر از اين سازمان بزرگ همت گمارند.

هدف از تشکيل نهضت العلما

نهضت العلما در سال ۱۹۲۶ ميلادي توسط هاشم اشعري تاسيس شد. هدف اصلي اين سازمان پاسداري از رويکرد سنتي دينداري مردمان اندونزي در برابر نگرش هاي جديد ديني خصوصا از نوع سلفي اش بود. در واقع هراس از گسترش نگاه هاي سلفي که سازوکارهاي دين ورزي در جهان اهل سنت را مورد بازتعريف قرار مي دهد، سبب شد تا علماي آن ديار به فکر نهادسازي براي حراست از ميراث سنتي و تاريخي خود افتاده و نهضت العلما را تاسيس کنند.

فروپاشي امپراتوري عثماني در ۱۹۲۴ که حافظ سنت رسمي دينداري در ميان اهل سنت بود و قدرت گيري تقريبا همزمان آل سعود در شبه جزيره عربستان که مخالف نگاه هاي سنتي بوده و شکلي تازه از دينداري را در قالب «سلفيت» ترويج مي داد، بر اين هراس هويتي بي تاثير نبود.

دو مولفه اساسي که جريانات سنتي اهل سنت را از سلفيون جدا مي کند، يکي تقليد است و ديگري تصوف. سنتي ها خود را مقلد يکي از مذاهب چهارگانه فقهي حنفي، شافعي، مالکي و حنبلي مي دانند، اما سلفي ها – غالبا و نه تماما - به اجتهاد از طريق رجوع مستقيم به قرآن و سنت معتقدند. سنتي ها معمولا به فرق تصوف گرايش دارند و سلفي ها – غالبا نه تماما - متاثر از مباني ابن تيميه با جريانات صوفي موجود ميانه خوبي ندارند.

بر همين اساس در فصل دوم از اساسنامه نهضت تاکيد شده که از ويژگي هاي اين جمعيت تمسک به يکي از مذاهب چهارگانه اهل سنت است. مذهب فقهي غالب در اندونزي شافعي است و از نظر کلامي اشعريه و ماتريديه در آن رواج دارد. نهضتي ها داراي گرايشات صوفيانه قوي بوده و مناسکي چون زيارت قبور و توسل به اولياالله در ميان آنان رواج دارد. همين رويکردهاي صوفيانه محبت اهل بيت «ع» و بروزات اجتماعي آن را گسترش داده است. سادات نيز احترام خاصي نزد آنها دارند. نهضتي ها در تصوف و عرفان معمولا از آموزه هاي امام غزالي و شيخ عبدالقادر گيلاني استفاده مي کنند.

رياست فعلي اين سازمان بر عهده مصطفي بِسري است. معمولا در ايران به اشتباه سعيد عقيل سراج به عنوان رييس نهضت العلما معرفي مي شود، اما ايشان رييس اجرايي نهضت است نه رئيس عام.

جايگاه اجتماعي نهضت العلما

غالب مساجد اندونزي تحت سرپرستي نهضت العلماست و به همين خاطر مساجد پايگاه هاي اصلي آنها در اندونزي است. تريبون مقدس مساجد مشروعيت بالايي به نهضت داده است. علماي نهضت نيز جايگاه بسيار والايي نزد مردم داشته و کمتر کسي حق تعرض به آنها را به خود مي دهد. اين مرجعيت بالاي علما را مي توان مديون دو عامل دانست: اول اينکه غالب هواخواهان نهضت مردمان فقير شهرها يا روستاها هستند که در نظم سنتي جامعه خود، روابط طولي برپايه مذهب را به رسميت مي شناسند. دوم اينکه فرهنگ صوفيانه موجود از مشايخ صوفي شبه قديساني مي سازد که بايد اطاعت شوند. چنين تعبدي نسبت به علما در جريانات سلفي به مراتب کمتر يافت مي شود.

نکته مهم در اين زمينه اين است که روابط در خود نهضت العلما طولي نيست. يعني در بسياري از موارد کيايي[۱] هاي محلي مقبوليت و مشروعيت بيشتري نسبت به رهبران اصلي سازمان دارند. اين مسئله ضرورت ارتباط گيري با کيايي هاي رده هاي مياني نهضت را دوچندان مي کند. چرا که صرف ايجاد روابط حسنه با رهبران اصلي سازمان نمي تواند نزديکي بدنه آن به جريان انقلاب اسلامي را تضمين کند.

سنتي ها و نوسنتي ها

بدنه اصلي نهضت با توجه به دو مولفه مهمي که بدان اشاره شد کماکان سنتي است. اما جرياني جديد در درون نهضت شکل گرفته که با در پيش گرفتن اجتهاد به جاي تقليد، راه خود را تا حدي از سنت رسمي نهضت جدا کرده است. اين جريان «نوسنتي» ناميده شده است. نوسنتي ها که مصطفي بسري رهبر فعلي نهضت نيز جزو آنهاست، توانسته اند عليرغم مخالف هاي بسيار «تقليد روشي» را به جاي «تقليد قولي» در نهضت به تصويب برسانند.

نکته مهم در اين زمينه تفاوت ميان جنس اجتهاد اين جريان با اجتهاد در جريانات سلفي است. در حالي که اجتهاد در ميان سلفيون وسيله اي است براي وفاداري بيشتر بر نص و اصل گرفتن ظواهر آن، نوسنتي ها اجتهاد را براي دخالت بيشتر عقل و درنظر گرفتن مصالح و شرايط زمانه در صدور احکام شرعي به کار مي گيرند. در واقع مي توان گفت جريان نوسنتي در اينجا به نوسلفي ها يعني سلفيت از جنس محمد عبده نزديک مي شود نه سلفيت رشيدرضا. آنها همچون عبده سعي دارند با کاربرد عقل در فهم دين، ميان مفاهيم ديني و ارزش هاي دنياي مدرن سازگاري ايجاد کرده و شکاف هاي ميان اسلام و مدرنيته را با استفاده از متون ديني پر کنند. نوسنتي هاي نهضتي اختلافاتي اساسي با سلفي ها دارند که مهمترين آنها نقد به ظاهرگرايي سلفي هاست. تکفيرگرايي بعضي از سلفي ها موضوع ديگري است که نوسنتي ها آن را برنمي تابند. اصولا نه تنها نهضت العلما، که اسلام اندونزيايي نزد مستشرقان غربي به «چهره خندان اسلام» معروف است.

با همه اين احوال، با توجه به رشد موج سلفي گري و نوسلفي گري و افول همزمان جريانات سنتي در سطح جهان اسلام و نيز به دليل جايگاه بالاي نوسنتي هاي نزديک به نوسلفي گري در نهضت العلما که به رياست نهضت نيز انجاميده است، بايد منتظر رشد بيشتر نوسنتي ها و گسترش رويکردهاي نوسلفي گري در نهضت بود.

نهضت العلما و سياست

نهضت العلما از تشکيل حکومتي اسلامي در اندونزي جانبداري نمي کند. آنها خواهان اجراي شريعت توسط دولت نبوده و به بهانه حفظ وحدت پيروان مذاهب و اديان مختلف به تعهد حاکميت به توحيد – و نه اسلام – رضايت داده اند. اما اين مسئله به معناي عدم فعاليت سياسي آنها نيست. خيلي از بزرگان نهضت رسما درباره مسائل سياسي اظهارنظر کرده و حتي به مناصب سياسي نيز رسيده اند. مهمترين اين افراد عبدالرحمن واحد رئيس پيشين نهضت العلماست که در مقطعي به رياست جمهوري اندونزي نيز رسيد.

حضور بعضي رجال نهضت در حکومت و نيز کمک هاي مالي دولت اندونزي و دولت هاي ديگر به نهضت، در مواضع اين سازمان بي تاثير نبوده است.

رويکرد مصلحت گرايانه اعضاي نهضت در مواضع سياسي آنها نيز موثر بوده است. جنجالي ترين اين مواضع، نظرات عبدالرحمن واحد است که مسئله فلسطين را مسئله اي عربي مي دانست و خواستار ايجاد رابطه اقتصادي با اسرائيل بود! اين موضع البته با واکنش شديد بدنه نهضت مواجه شده و احتمالا از دلايل سقوط دولت واحد نيز بوده است. مصطفي بسري رهبر کنوني چنين نگاهي ندارد ولي جهاد مسلحانه حماس و جهاد را از منظر بي فايدگي و به هدردادن خون مردم مظلوم فلسطين مورد نقد قرار مي دهد.

مواضع نسبت به انقلاب اسلامي و ايران

نهضت از ابتدا نگاه مثبتي به انقلاب اسلامي ايران داشته است. سعيد عقيل سراج رييس اجرايي کنوني به ايران آمده و تمجيدهايي نيز از انقلاب اسلامي ايران و امام خميني داشته است. او حتي از فعاليت هاي تشيع در اندونزي دفاع کرده است. اما پساسنتي هاي شبه مدرن انقلاب ايران را نمونه اي از عدم مطلوبيت اجراي شريعت مي دانند. آنان اسلام را نه يک سري دستورات فرمي که «شريعت» باشد، بلکه معاني و مضاميني مي دانند که شريعت صرفا وسيله اي متناسب با زمان براي رسيدن به آنهاست.[۲]

در مجموع هم به دليل رويکردهاي تقريبي و مسامحه گرانه نهضت و هم پررنگ بودن رويکردهاي صوفيانه آن، مواضع ضدشيعي چنداني از نهضت العلما به گوش نمي رسد.

منابع:

 - الإسلام في أندونيسيا المعاصرة. حسين محمد الكاف

- اطلس رهبران. حميد عظيمي و ديگران

- وهابيت در اندونزي. سيد محسن ميري. پژوهش هاي منطقه اي، شماره اول، بهار ۱۳۸۸

-  مصاحبه مسئول هماهنگي نهضت العلما

http://hawzahnews.com/TextVersionDetail/۳۵۱۰۶۹


[۱] - نامي که اندونزي هايي براي روحانيون خود به کار مي برند

[۲]  - اطلس رهبران، ص ۶۳

تعداد بازديد:897 آخرين تغييرات:95/02/29
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر