چهارشنبه 28 شهريور 1397 - 9 محرم 1440 - 19 سپتامبر 2018
صفحه اصلي/اجتماعي(جوانان، خانواده، بانوان و...)

زنان بدون حامی

زنان بدون حامي

گرچه زنان آبرومند در کشور بسيار زياد اند که با سختي و مشکلات موجود دست و پنچه نرم مي کنند و با عفت و حيا زندگي مي کنند و اجازه هيچ گونه تعرض جنسي به هيچ مردي نمي دهند اما برخي از اين زنان به خاطر تامين مخارج زندگي اقدام به تن فروشي مي کنند...

 

خانواده کوچکترين نهاد اجتماعي است؛ بخش اعظمي از هويت فردي و اجتماعي افراد نيز در چارچوب خانواده شکل مي گيرد. در ميان اين نهاد کوچک زن نقش مهم و بسزايي ايفا مي کند؛ بخصوص در خانواده هايي که زن سرپرستي خانواده را عهده دار است. در چنين حالتي زن علاوه بر نقش هاي زنانگي، کليه وظايف يک مرد خانه را به دوش مي کشد. بنابراين به خاطر تحمل فشارهاي مختلف ممکن است دچار آسيب هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، رواني و... شود.
طبق بررسي هاي انجام شده علت عمده سرپرست خانوار شدن زنان، در وهله اول فوت همسر و در رتبه دوم طلاق بوده است. زناني که همسرشان فوت کرده و يا زناني که همسرانشان معتاد، بيکار، زنداني، از کار افتاده و سالمند هستند و يا دختراني که هرگز ازدواج نکرده اند، ناخواسته مسئوليت زندگي را بايد به عهده بگيرند.
طبق قانون حمايت از خانواده، زنان سرپرست خانوار بايد از سوي نهادهاي حمايتي همچون کميته امداد و بهزيستي حداقل حقوق و دستمزد را براي گذران زندگي دريافت کنند درحالي که به خاطر مشکلات اقتصادي دولت، تحت پوشش قرار دادن همه زنان سرپرست خانوار مستلزم هزينه هاي زياد است و علاوه بر آن مبلغ پرداخت شده به زنان تحت پوشش نيز کفاف زندگي آنان را براي حداقل معاش نمي دهد و اغلب اين زنان در فقر و تنگدستي زندگي خود را سپري مي کنند. افزون بر اين نهادهاي حمايتي عموما زنان بدسرپرست يا به عبارتي زناني که همسران معتاد، زنداني و ... دارند را به سختي تحت پوشش قرار مي دهد.

برخي از اين زنان به دليل نداشتن مهارت کافي، نيافتن شغل مناسب، نداشتن دانش کافي و يا بي توجه به مسايل ديني و اعتقادي اقدام به تن فروشي مي کنند تا از اين راه مخارج زندگي خود را تامين کنند غافل از آنکه در دام مردان سودجو و يا شبکه هاي منافي عفت اسير و گرفتار مي شوند و به راحتي نمي توانند از اين منجلاب خلاص شوند.

براساس آمار منتشره از سوي سازمان بهزيستي کشور، 2.5 ميليون زن سرپرست خانوار در کشور وجود دارد که تنها 180 هزار نفر آنان تحت پوشش اين سازمان و يک ميليون و پنجاه هزار نفر تحت پوشش کميته امداد هستند. که اين جمعيت به دليل افزايش طلاق در کشور در حال افزايش است و اگر کنترل نشود، در آينده فاجعه بار خواهد شد.
در نظر گرفتن مسائل رفاهي زنان سرپرست خانوار امري مهم است. زيرا يک زن سرپرست خانوار قادر نيست مانند يک مرد تن به هر کاري بدهد و يا توان انجام برخي کارهاي مردانه را ندارد. از طرف ديگر ناامني  در جامعه و محيط کاري از ديگر دغدغه هاي اينگونه زنان است. نگاه جنسي و در مواردي تعارضات جنسي مشکلات زيادي را براي اين قشر از افراد جامعه فراهم مي کند.
اين دسته از زنان به دليل فقدان همسر و به دوش کشيدن مشکلات فرزندان، دچار برخي بيماري هاي روحي، رواني نيز مي شوند. افسردگي، پرخاشگري، اضطراب و ... اختلالاتي است که کم و بيش در آنها ديده مي شود احساس حقارت، نگراني، ترس، درماندگي، خجالت، ناامني از جمله مشکلاتي است که در محيط اجتماعي با آن روبرو هستند که اين مشکلات به تبع در فرزندان آنان نيز اثرگذار خواهد بود.
حضور مادر در زمان طولاني در محيط کاري و فقدان پدر دو عامل اساسي و مهم براي لغزش فرزندان و بروز آسيب هاي جدي براي آنان است. زني که مجبور است ساعتهاي طولاني خارج از منزل کار کند و هنگام ورود به منزل بيشتر وقت خود را بايد صرف امور منزل کند، کمتر فرصت دارد به مسايل فرزند يا فرزندان خود بپردازد از طرف ديگر نبود طولاني مدت مادر و تنها بودن فرزندان مي تواند منجر به وقايع ناگوار و يا ناهنجاري هاي اجتماعي شود.
گرچه زنان آبرومند در کشور بسيار زياد اند که با سختي و مشکلات موجود دست و پنچه نرم مي کنند و با عفت و حيا زندگي مي کنند و اجازه هيچ گونه تعرض جنسي به هيچ مردي نمي دهند اما برخي از اين زنان به دليل نداشتن مهارت کافي، نيافتن شغل مناسب، نداشتن دانش کافي و يا بي توجه به مسائل ديني و اعتقادي اقدام به تن فروشي مي کنند تا از اين راه مخارج زندگي خود را تامين کنند غافل از آنکه در دام مردان سودجو و يا شبکه هاي منافي عفت اسير و گرفتار مي شوند و به راحتي نمي توانند از اين منجلاب خلاص شوند.
زنان سرپرست خانوار در شهرها از موقعيت مناسب تري برخوردارند زيرا در شهرها امکانات رفاهي بيشتر و فرصت هاي شغلي زيادتري وجود دارد علاوه بر آن زنان شهرنشين توانمندي  و مهارت بيشتري نسبت به زنان روستايي دارند و همچنين از نظر تحصيلات در سطح بالاتري هستند. اما زنان روستايي علاوه بر سطح سواد پايين، مهارتي در زمينه شغلي ندارند و در بسياري موارد از پشتوانه اقتصادي و مالي نيز برخوردار نيستند و براي تامين نيازهاي مادي و اقتصادي خود محتاج ديگران مي شوند.

چه بايد کرد؟

براساس آمار منتشره از سوي سازمان بهزيستي کشور، 2.5 ميليون زن سرپرست خانوار در کشور وجود دارد که تنها 180 هزار نفر آنان تحت پوشش اين سازمان و يک ميليون پنجاه هزار نفر تحت پوشش کميته امداد هستند. که اين جمعيت به دليل افزايش طلاق در کشور در حال افزايش است و اگر کنترل نشود، در آينده فاجعه بار خواهد شد.

با هيچ ترفند و تدبيري نمي توان جلوي مرگ و مير مردان را گرفت تا از آمار زنان سرپرست خانوار کاسته شود اما مي توان از افزايش تعداد مواردي همچون طلاق، اعتياد، بيکاري و ... که منجر به سرپرست شدن زنان مي شود جلوگيري کرد. گرچه طلاق در مواردي تنها راه چاره براي حل مشکل زناشويي است با اين حال درصدي از اين طلاق ها مي توانست با کمي صبوري و تحمل و يا افزايش مهارت زندگي ادامه پيدا کند تا يک زن به تنهايي مسئوليت زندگي خود و فرزندان را با همه مشکلاتش به دوش نکشد.
به منظور کاهش مشکلات زنان، آموزش مهارت و توانمندسازي آنان در حوزه هاي مختلف است تا جايي که ديگر نيازي به کمک هاي نقدي دولت نداشته باشند و خود به تنهايي از عهده مخارج زندگي برآيند. اين قشر از زنان به خاطر موقعيت اجتماعي که دارند براي يافتن شغل مناسب مشکلاتي دارند و در معرض آسيب هاي اجتماعي زيادي قرار مي گيرند.
تخصيص بودجه لازم براي ارائه تسهيلات بانکي و توانمند سازي اين قشر از افراد جامعه کمک بسزايي در افزايش سطح رفاه و کاهش مشکلات آنان خواهد کرد. اين تسهيلات مي تواند شامل حل دو مشکل اساسي و مهم اين خانوارها يعني تهيه مسکن و ايجاد شغل باشد.
ارايه خدمات اجتماعي همچون مراکز مشاوره و مددکاري رايگان براي اين دسته از زنان و فرزندانشان و همچنين حمايت هاي بيمه اي و درماني نيز از ديگر کمک هايي است که مسئولان امر مي توانند به اين قشر از افراد بکنند.

تعداد بازديد:633 آخرين تغييرات:95/03/16
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر