پنج شنبه 30 خرداد 1398 - 16 شوال 1440 - 20 ژوئن 2019
صفحه اصلي/دين و انديشه

روزه، آموزش صبر و مجاهدت با نفس است/ رمضان؛ ماه ورود به ساحت کریم

يک مدرس حوزه در گفتگو با مهر:

روزه، آموزش صبر و مجاهدت با نفس است/ رمضان؛ ماه ورود به ساحت کريم

حجت الاسلام اخوان، مدرس حوزه با بيان اينکه روزه نوعي صبر کردن است تا انسان مجاهدت با نفس را بياموزد گفت: اگر ما لئامتي داريم، بايد آن را بيرون ماه رمضان بگذاريم و اينگونه به ساحت کريم برويم.

خبرگزاري مهر ، گروه دين و انديشه ــ عباس بنشاسته: به مناسبت آغاز ماه مبارک رمضان گفتگويي با مدرس حوزه علميه، حجت الاسلام عباس اخوان انجام داديم. متن زير مشروح گفتگوي مهر با اين کارشناس ديني است؛

*ما بحث هايي در باب حکمت عبادات داريم. آيا توجه به حکمت عبادات با عبوديت ما منافات ندارد از اين جهت که عبد در برابر معبود چون و چرايي ندارد؟ ذيل پاسخ به اين سوال بفرماييد حکمت عبادتي مثل روزه چيست؟

در روايات اين حکمت ها را به علل الشرايع تعبير مي کنند و از ديرباز بين علماي شيعه مطرح بوده است. مرحوم صدوق و کسان ديگر در اين زمينه کتاب مستقل دارند. علل الشرايع يعني جهت تشريع احکام. اين بابي بوده که در دوره خود ائمه هم وجود داشته است.

مسئله اي که شما مطرح کرديد منافات ندارد با اينکه انسان بداند حکمت عملش چيست. کمااينکه در باب جناب ابراهيم در قرآن آمده است «رَبِّ أَرِنِى كَيْفَ تُحْىِ ٱلْمَوْتَى» خدا به من بنمايان که مردگان را چگونه زنده مي کني؟ «قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِى» فرمود: «مگر ايمان نياورده‌اي؟!» عرض کرد: «آري، ولي مي‌خواهم قلبم آرامش يابد.» يعني منعي ندارد که انسان در يک زمينه اي سوال براي چه؟ يا چگونه؟ داشته باشد.

در آيه ديگري در مورد عزيز و عُزير آمده است که «أَوْ کالَّذِى مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِىَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْىِ هَذِهِ ٱللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا» سوال أَنَّى است يعني کجا خدا زنده مي کند؟

تعبد الزاما به اين معنا نيست که پي به حکمت فعل نبريم. کمااينکه از معصومين هم سوال مي شد که خداوند متعال چرا روزه را تشريع کرده است؟ و حضرات جواب داده اند. اگر با تعبد منافات داشت سوال کننده را از اين سوال منع مي کردند.

ضرورت پرداختن به حکمت عبادات براي ترقي و تعالي عقلي انسان است. اينکه خداوند انسان را به يک امري واداشته و انسان مي داند که لامحاله اين دستور صادر از جناب حکيم است و او هيچ کاري را بدون حکمت انجام نمي دهد. بنا بر آن حکمتي که خدا در وجود فرد قرار داده، فرد مي تواند تا آن اندازه که برايش ميسور است، پي به حکمت فعل خداوند متعال ببرد. اين امر در مقام تعقل با تلقي انسان به نوعي هم خواني دارد. کمااينکه اگر وقتي خدا جناب آدم را مسجود ملائکه کرد اگر آن موقع جناب آدم سوال مي کرد که به چه جهت من مسجود ملک شدم؟ و اگر آن زمان که خدا به او فرمود که از شيطان تبعيت نکن باز سوال مي کرد که اي خدا چرا نبايد از شيطان تبعيت بکنم، يا زماني که گفته شد «فلا يخرجنکما من الجنه فتشقي» شما را از بهشت خارج مي کند، سوال مي کرد خدايا اگر من از بهشت خارج شوم چه مي شود؟ شايد ديگر کار او به مقام ترک اولي نمي انجاميد.

اينکه بعضي مي گويند لازمه کمال جناب آدم اين بوده که معصيت کند، حرف غلطي است. لازمه کمال اين بود که سوالاتي که مطرح شد را مي پرسيد.

لذا حکمت عبادات در روايات آمده است و مرحوم صدوق آن ها را ذکر کرده است. علماي سلف کتاب در باب حکمت عبادات خيلي نوشته اند اما يکي از آنها به ما رسيده است. امام معصوم در مقام جواب اين سوال چند مطلب را مي فرمايد. يکي اينکه خداوند متعال آن سختي و ضعفي که به مستمندان در شدت گرسنگي عارض مي شود به بقيه بچشاند. در بعضي از روايات که آنها ناظر به شئون ديگري است مي فرمايد محتضر وقتي در حالت مرگ قرار مي گيرد به او حالت عطش غلبه مي کند. آن کسي که راه مبارزه با عطش را آموخته باشد در آن حال خود را گرفتار شيطان نمي کند و مي تواند آن عطش احتضار را تحمل کند.

خود اميرالمومنين(ع) در وصيتنامه اي که به جناب محمدبن حنفيه دارند که «عَوِّدْ نَفْسَكَ التَّصَبُّرَ» اي فرزندم، نفس خود را وادار به صبر ورزيدن کن. روزه خود نوعي صبر کردن است که انسان مجاهدت با نفس را بياموزد.

*در دعاي افتتاح که در شب هاي ماه رمضان وارد شده است. من باب تبرک يک فراز از اين دعا را ذکر مي کنيم. فرازي وجود دارد که مي فرمايد «وارحم عبدک الجاهل» با توجه به اينکه امام معصوم مظهر کامل علم خداوند است اين بيان چگونه قابل توجيه است؟

ظهور علم خداوند متعال در ظرف مقدس اهل بيت عصمت و طهارت است. تعيّن صفات خداوند متعال در اين ذوات مقدس است. عين علم خداوند متعال که به ظهور رسيده در اين ذوات مقدسه متجلي شده است. اما اين به اين معنا نيست که اين ذوات مقدسه ذاتاً چنين شاني را دارند. در قرآن آمده است «و کذلک اوحينا اليک روحا من امرنا» يعني اين چنين است ما به تو فرستاديم روحي از امر خودمان را. «ما كنت تدرى ما الكتاب و لا الايمان» تو نمي داني کتاب و ايمان چيست. «و لكن جعلناه نورا». يک طرف کلام ناظر به ذاتيات است و يک طرف ناظر به فعل است. وقتي بنده به خود باشد يعني هيچ شاني از شئون ايهابي به او واقع نشده باشد و فقط تصور وجود او برود، از خودش هيچ ندارد. من ز خود هست و بودي ندارم/ من که از خود نمودي ندارم. اين را خواجه عبدالله انصاري مي گويد که الهي چون در تو نگرم از جمله تاجدارنم و چون بر خود نگرم در زمره خاکسارانم. آنجا که توجه به ذاتيات خود مي کند از خود هيچ ندارد.

برخي هم بر اين باور هستند که اين عبارات از اين جهت است که معصوم دارند به بقيه تعليم مي دهد.

تعابير مختلفي در باب ماه رمضان آمده است مثلا از پيامبر سوال شد چرا اين ماه را رمضان نام گذاشتند و حضرت فرمود به اين دليل که گناهان را مي سوزاند. چه توصيفاتي در روايات در مورد ماه رمضان شده است؟

مقدم بر روايات، آيات قران است که بعد از ذکر وجوب روزه بيان حکمت مي کند. مثلا در سوره بقره مي فرمايد «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا كُتِبَ عَلَيكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِن قَبلِكُم» بيان حکمت مي کند که «لَعَلَّكُم تَتَّقونَ» پس اينکه در روايت آمده است که گناه را مي سوزاند، چون تقوا جنبه سلب لغزش و معصيت است. تقوا از کلمه وقايه گرفته شده که به معني خويشتن داري است. چون انسان در مقام نفسانيت به سمت بيهوده روي گرايش پيدا مي کند پس اين تقوا سوزاندن آن جنبه است و آن را سلب مي کند.

اينکه گناه را مي سوزاند در واقع اين است که خواهش هاي نفساني را مي سوزاند، اين لازمه تقوي است.

در آيات بعدي اشاره شده «شَهْرُ رَمَضَانَ ٱلَّذِى أُنزِلَ فِيهِ ٱلْقُرْءَانُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبيناتٍ مِّنَ ٱلْهُدَي وَٱلْفُرْقَانِ» يعني اگر اين ظرف براي نزول قرآن موضوعيت نداشت، خداي متعال اين را به عنوان امتياز ماه رمضان ذکر نمي کرد. اين آيه شريفه به اين امر اشاره دارد که در ماه رمضان قرآن دفعتاً فرود مي آيد. لذا اين آيه سه شان را بيان مي کند که هدايت مردم، بينات هدايت و فرقان است. اين سه شان در جايي که «و من يتق الله يجعل له فرقانا» و يا «و من يتق الله يجعل له مخرجا» وارد شده، در آنجا مي فرمايد «لعلکم تتقون»، يعني اگر بنا شد ماه رمضان ماه «لعلکم تتقون» باشد پس «يجعل له فرقانا» و «يجعل له مخرجا» خواهد بود؛ آيات در اين زمينه صراحت دارد. لذا اين ماه ماهي است که اگر انسان به مقتضي ماه رمضان عمل کند، خداوند براي او فرقان و مخرجا قرار مي دهد.

البته بايد گفت ما يک شبه نمي توانيم به کمالات برسيم  واينها مقدمه مي خواهد. ما بايد عمري بدويم تا يک ماه رمضان به ما جلوه اي کند. يک عمر بايد به در خدا گدايي کنيم تا يک ماه رمضان به ما جلوه اي کند. بايد گفت ماه رجب که ماه اميرالمومنين است و ماه شعبان ماه پيامبر اکرم است و ماه رمضان به دنبال هم هستند. ما بايد از راه ائمه اهل بيت وارد شويم و آنها ما را به ارشاداتي که در آن شان نبوت است هدايت مي کنند. آنگاه از آن طريق بتوانيم به فيوضات ماه رمضان برسيم.

بدانيم که به غير از ذوات معصومين دست ما به هيچ جا بند نيست. بزرگان ما به غير از اميد به توسلات به ذوات معصومين به هيچ چيزي اتکال نداشتند. مرحوم آيت الله سيد احمد آقا خوانساري مي فرمود غير ار توسل به سيد الشهدا(ع) به هيچ چيزي اميد ندارم. سر سفره افطار از سيدالشهدا ياد کنيم.

في الجمله بايد گفت تا بر سر نفس نکوبيم به جايي نمي رسيم. نفس هرس مي خواهد. به قول علامه طبايي به شادي و آسايش و خواب و خور/ ندارند کاري دل افکارها/ بجز اشک چشم و بجز داغ دل/ نباشد به دست گرفتارها/ کشيدند در کوي ديوانگان/ ميان دل و کام ديوارها.

نفس به سمت خوردن و آشاميدن مي کشاند. در جريان سپاه طالوت خدا مي فرمايد «ان اللّه مبتليکم بنهر» يعني خداوند شما را به نهر آب امتحان مي کند. اين نهر آبي است که همه ما در ماه رمضان با آن امتحان مي شويم. ماه رمضان به ما مي آموزد که اگر بخواهي نفس را نگه داري مي تواني.

آيت الله شاه آبادي در ذيل آيه مبارکه «انه کان ظلوما جهولا» مي فرمود تا سلطان نفس اماره را از تخت سلطنتش پايين نکشي به کمالي نمي رسي. امام هم اين را دارند که عارفان رخ تو جمله ظلوم اند و جهول/ اين ظلومي و جهولي ز جهان ما را بس. ماه رمضان اين ظلومي را به ما مي آموزد.

به طور کلي از چند جهت ماه رمضان براي علماي ما بزرگ بوده است. يکي اينکه ماه نزول قرآن است. يکي اينکه ماه ثبت مقدرات است و ديگر اينکه ماهي است که به ظهور عيد فطر منتهي مي شود. عيد فطر عيد فطرت است. در قنوت عيد فطر مي گوييم «اللهم اهل الکبريا و العظمه». اميرالمومنين مي فرمايد: «الهي ما عبدتک خوفا من نارک و لا طمعا في جنتک بل وجدتک اهلا للعبادة» لذا عيد فطر عيدي است که ما بايد به آن مقام اهليت رسيده باشيم. ماهي است که بايد در اين ماه اهليت کسب بشود.

مرحوم آقاي حق شناس در روز آخر ماه رمضان مي خواستند ما طلبه ها موعظه کنند. ايشان ساعت خود را در دست گرفته بودند مثلا يک ساعت به مغرب مانده بود، گريه مي کرد و مي گفت مومنين يک ساعت ديگر مهمان خاص خداونديم. دوباره کمي ما را موعظه مي کرد و باز مي گفت مومنين نيم ساعت ديگر مانده است! ما اگر معناي مهماني را بفهيم ديگر باقي اش حل مي شود. ما نه خود را شناختيم، نه خداي خود را شناختيم و نه جايگاه خود را مي دانيم...

در خطبه شعبانيه رسول خدا آمده است که «دعيتم فيه الي ضيافه الله». اميرالمومنين به کفن سلمان نوشتند که «وفدتُ على الكريم بغير زادٍ/ من الحسناتٍ و القلب السليم/ وحملُ الزادِ اقبحٌ كل شئٍ/ اذا كان الوفودُعلى الكريم» يعني وقتي تو بر کريم مهمان باشي اگر بخواهي زاد و راحله ببري بد است، تو بايد به آن ضيف خودت معرفت داشته باشي که او کريم است.

خود کريم بودن خيلي اهميت دارد. اگر انسان خداي خود را بر کرم بشناسد، با ديد ديگري بر ماه رمضان وارد مي شود. «دعيتم فيه الي ضيافه الله» در اين ماه به ضيافت خدا دعوت شديد و خدايي که کريم است. اگر انسان به خداي کريم بخواهد وارد شود و چيزي با خود بياورد بد است. آنجا فقط بايد شان گدايي و دست دراز کردن را داشته باشد.

مرحوم آيت الله کوهستاني سه مرتبه به کسي فرمودند من فهميدم که بايد در خانه خدايي گدايي کرد. وقتي فهميدي او کريم است بلند مي شوي و براي گدايي به محضر او مي روي.

در روايت داريم خداوند متعال در قيامت با هر کسي بر اساس باورش عمل مي کند. مرحوم شاه آبادي مي فرمودند که خداي متعال در قيامت به بنده القا مي کند که «يا ايها الانسان ما غرک بربک الکريم» آن کسي که خدا را به کرم باور داشته و سختي قيامت باعث شده از باور خود پس افتاده باشد با اين القا به يادش مي آيد. بعد مي گويد «کرمک يا کريم» بعد خطاب مي شود که ما را به کرم ذکر کرد لذا با او با کرم معامله کنيد. ماه رمضان ماه کريم است.

ماه رمضان ماه ورود به کريم است و ساحت کريم اين است که اگر ما لئامتي داريم آن را بيرون ماه رمضان بگذاريم و اينگونه به ساحت کريم برويم.

در روايت داريم که ماه رمضان اسم خداوند متعال است. ائمه اطهار هم اسماء خداوند متعال هستند که فرمود نحن اسماء الله، نحن صفات الله، يعني خداوند متعال ظهور اسمي دارد. يکي از جلوات اسمي خداوند متعال همين ماه رمضان است. ذوات معصومين هم آن اصل تحقق جلوه اسمي خداوند ذوالجلال هستند. همه اينها تحت آن عنايت اهل بيت است.

*در ماه رمضان مردم خيلي شور و اشتياق پيدا مي کنند، چگونه بايد تاثير عملي اين حضور و اشتياق را محسوس تر نمود؟

مردم همه فطرت دارند. اين فطرت الهي گاهي جلوه گري مي کند، حتي براي منافقين. «أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ ٱلسَّمَاءِ فِيهِ ظلماتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِى ءَاذَانِهِم مِّنَ ٱلصَّوَاعِقِ حَذَرَ ٱلْمَوْتِ وَٱللَّهُ مُحِيطٌ بالکافِرِينَ». فطرت نمي ميرد. او منتظر يک بهانه است. خداوند متعال اين بهانه را در ماه رمضان فراهم کرده است. انسان بالفطره محب است. محب خلوت با محبوب را دوست دارد. شب يک جلوه اي از خلوت است. شب جلوه اي از مقام خلوت محب و محبوب است. اهل معاصي هم شب به دنبال معصيت مي روند. کسي که اهل معصيت باشد نور فطرت را مي گيرد و کج منعکس مي کند. خداوند در قرآن مي فرمايد «جعل اليل سکنا» خداوند شب را مايه سکون قرار داده است. يعني فطرت انسان آماده است.

اما در مورد قسمت دوم سوال شما بايد گفت ما بايد بر روي معرفت کار کنيم. اگر معرفت کم باشد حال ما نيز زوال پيدا مي کند. آنچه که حال را ثابت نگه مي دارد «يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آَمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآَخِرَةِ» با تثبيت الهي است که اين تثبيت معرفت الهي مي خواهد. لذا حال انسان بايد با معرفت تثبيت شود. بايد در ماه رمضان سعي شود بحث هاي معرفتي و توحيدي و ولايي مطرح شود.

تعداد بازديد:506 آخرين تغييرات:95/03/18
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر