جمعه 27 مهر 1397 - 9 صفر 1440 - 19 اكتبر 2018
صفحه اصلي/ورزشي


 
 


 










 


 












خروجي RSS

«عروسک‌فروش»تنها درآغوش مرگ/ ورزشکار و هنرمندی که فیش حقوقی نداشت

براي ايرج خدري که در سکوت رفت؛

«عروسک‌فروش»تنها درآغوش مرگ/ ورزشکار و هنرمندي که فيش حقوقي نداشت

پيشکسوت بسکتبال ايران که سابقه پوشيدن پيراهن تيم ملي در رده‌هاي مختلف را هم داشت در شرايطي مرگ را در آغوش کشيد که هنوز تعدادي از عروسک‌هايش به فروش نرفته بود تا خرج بيماري همسرش کند.

خبرگزاري مهر - گروه ورزشي: براي خيلي‌ها اين تيتر يک جمله ساده و البته کم اهميت است:«ايرج خدري درگذشت». اينها شايد وقت هم نگذارند تا همين چند کلمه را بخوانند چه برسد به اينکه بينديند ايرج خدري که بود و چطور زندگي کرد و چطور رفت؟

مردي که هم در ورزش پله هاي موفقيت را طي کرد و هم در هنر مقابل دوربين چند کارگردان مطرح نقش آفريني کرد. اما آخر عمري شده بود گوش‌نشين ميادين تهران و همدمش شده بود عروسک‌هايي که بايد فروخته مي شد تا هزينه هاي درمان خودش و همسرش و البته مخارج دو فرزند خردسالش را تامين کند.

ايرج خدري اولين قهرمان و ورزشکاري نبود که اينگونه زيست و اينگونه رفت، آخرين هم نخواهد بود. او که بايد زير چتر حمايتي خانواده بزرگ ورزش قرار مي گرفت روزهاي آخر عمرش را گوشه يکي از ميادين تهران سپري کرد و در 45 سالگي درحالي جان به جان آفرين تسليم کرد که تنهايي بيشتر از ضعف مالي آزارش داد.

حالا قطعا همه مسئولان مي خواهند بيايند در تشييع پيکرش مقابل دوربين ها قرار بگيرند و از خوبي هايش بگويند و از اينکه قدرش را ندانستند. حالا حتما فدراسيون بسکتبال برايش تاج گل ارسال خواهد کرد و بنر بزرگي هم خواهد زد براي عرض تسليت. وزارت ورزش هم همينطور. بقيه مسئولان هم که بايد به فکر او مي بودند از اين قاعده مستثني نيستند.

شايد بتوان به صندوق حمايت از قهرمانان و ورزشکاران نمره قبولي داد که در ماه‌هاي آخر عمر ايرج خدري سراغ او رفت و در حد بضاعت و تا آنجايي که قانون اجازه مي داد به وي کمک کرد. وزير ورزش هم در اين اواخر به ياري او شتافت و مبلغي را به حقوقش اضافه کرد اما نوشدارويي بود بعد از مرگ سهراب.

حالا همسر بيمار ايرج خدري مانده و دو کودک خردسال که نمي‌دانند بايد خرج خودشان را در بياورند يا خرج بيماري مادري که ام اس دارد و هزينه هاي درمانش بالاست. حالا آنها مانده‌اند و خانه‌اي استيجاري که نمي‌دانند صاحبخانه کي وسايلشان را مي ريزد داخل خيابان.

همين چند روز خاکسپاري و مراسم‌هاي ترحيم کسي ياد مي‌کند از خانواده ايرج خدري اما هفته بعد آنها مي‌مانند و تنهايي هايشان و هزاران مشکلي که برسرشان چون آوار فرو خواهد ريخت. بايد چه کرد؟ بايد چه کرد که خانواده خدري و خدري ها که براي اين ورزش زحمت کشيده اند و سلامتي شان را داده اند به چنين سرنوشت تلخي گرفتار نشوند؟

چه کسي بايد بيايد سروسامان بدهد به اوضاع نامناسب زندگي اين ورزشکاران. اينهايي که خيلي هاشان تا به حال رنگ فيش حقوقي را نديده اند چه برسد به فيش هاي حقوقي نجومي. اينها حتي بيمه هم ندارند چه برسد به حق اولاد و حق سختي کار و زير کولر نشستن و سفر رفتن و ...

عروسک فروش ميادين تهران هم رفت. در ميان خواب بسياري از مسئولان. در ميان بي توجهي ها و کم محلي هاي آنهايي که بايد مي آمدند و دست اين ورزشکار و هنرمند را مي گرفتند و حداقل ها را برايش فراهم مي کردند. نمونه اين عروسک فروش در ورزش ايران بسيار است. از ورزشکاران تيم هاي ملي گرفته که کنار خيابان ها دستفروشي مي کنند تا قهرماناني که براي نان شب شان مانده اند.

ايرج خدري رفت اما آيا رفتن او براي مسئولان درس عبرتي مي شود که مراقب ايرج خدري هاي ديگر باشند؟

تعداد بازديد:449 آخرين تغييرات:95/04/20
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر