پنج شنبه 14 اسفند 1399 - 20 رجب 1442 - 4 مارس 2021
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 




 








خروجي RSS

قرآن را بیاموزید که بهار دلها قرآن است

قرآن را بياموزيد که بهار دلها قرآن است

انسان حالتي دارد که از يکنواختي ملول مي‏شود، طالب تجدد و تنوع است‏. تجدد و نوخواهي احتياجي است در وجود بشر. اما رمز اين کار چيست، چرا بشر در کمال اشتياق چيزي را طلب مي‏کند و همينکه به او رسيد از شدت هيجانش کاسته مي‌شود، کم کم به سردي و خستگي و احيانا به تنفر و انزجار منتهي مي‏شود ؟ در نهاد و غريزه بشرمعشوق و محبوبي کامل تر و عالي‏تر است، محبوبي که کمال لا يتناهي است. به دنبال هر محبوبي که مي‏رود، در حقيقت، نشاني از محبوب اصلي و واقعي‏ خود در او مي‏بيند و به گمان محبوب اصلي به سراغ او مي‏رود، اما پس ازوصال چون خاصيت آن محبوب اصلي را در او نمي بيند و احساس مي‏کند که اين‏ موجود قادر نيست خلاء وجودي او را پر کند، به سراغ محبوبي ديگر مي‏رود، وهمين طور... مگر آنکه روزي به محبوب اصلي و حقيقي خود نائل گردد، آن‏ وقت به کمال واقعي خود که اتصال به کمال لا يتناهي است، خواهد رسيد و در بهجت و سعادت کامل غرق مي‏گردد و براي هميشه آرام مي‏گيرد و ديگر خستگي و افسردگي و کسالت در او راه نمي يابد « ألا بذکر الله تطمئن‏ القلوب » ( سوره رعد/۲۸ )

قرآن کريم درباره بهشت مي‏فرمايد: « لا يبغون عنها حولا » ( سوره کهف/۱۰۸ )

يعني اين تفاوت ميان نعمتهاي آخرت و اين دنيا هست که در اين دنيا انسان طالب تحول و تغير است، اما در آخرت طالب تغير و تحول و نو شدن‏ و عوض شدن نيست. به هر حال، مسلما انسان در اين دنيا طالب تجدد و تنوع است. تجدد موجب انبساط و شکفتگي خاطر ميگردد خصوصا اگر آن تجدد و تنوع در جهت‏ حيات و تازگي زندگي باشد. تجدد و تنوع، کدورت و ملال را از خاطر مي‏زدايد.

در تشريع نيز اين نکته رعايت شده، در هفته، روزي و در سال، ماهي‏ براي عبادت اختصاص داده شده است، روز جمعه در هفته، و ماه رمضان در سال، اوقات تجديد حيات‏ معنوي و زدودن خاطرازملالها و کدورتهاي مادي است.

در حديث است:  « لکل شي‏ء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان » ( کافي/ج۲/ص۶۳۰ ): يعني هر چيزي بهار و فصل تجديد حياتي دارد، بهار و فصل تجديد حيات‏ قرآن در دل اهل ايمان، ماه رمضان است. علي ( ع ) مي‏فرمايد: « تعلموا القرآن فانه ربيع القلوب » ( نهج البلاغه /خ ۱۰۹ ): قرآن را بياموزيد که بهار دلها قرآن است.

بهار طبيعي را خورشيد به وجود مي‏آورد و بهار معنوي را خورشيد تابنده قرآن در دلهاي مرده و روحهاي افسرده ايجاد مي‏کند. هم از فرصت بهار معنوي بايد استفاده کرد و هم از فرصت بهار طبيعي.

رسول اکرم ( ص ) درباره بهار معنوي يعني ماه مبارک رمضان فرمود:  « فاسألوا الله بنيات صادقة و قلوب طاهره أن يوفقکم لعبادته و تلاوه کتابه » (عيون اخبار الرضا (ع) /ج۲ /ص۲۹۵ ): ( از خداوند با نيتهاي جدي و راستين و با دلهاي پاک بخواهيد که توفيق‏ بندگي و تلاوت کتاب الهي به شما عنايت کند )


سهم انسان از فصل بهار

در قرآن کريم مکرر از اين تجديد حياتي که براي زمين رخ مي‏دهد ياد شده‏ ولي به‌عنوان يک درس و تعليم و به‌عنوان راهنمايي بشر، که از اين فصل‏ چه استفاده‏اي بايد بکند و چه الهامي بايد بگيرد. انسان ازآن جهت که انسان است، عقلي دارد و فهمي، دلي‏ دارد واحساساتي وعواطفي،اوهم ازاين فيض عام سهمي دارد. سهم انسان‏ چيست ؟ براي بعضي از مردم فصل حيات بخش بهار الهام دهنده است، درس است، آموزنده است، نکته‏ها و رمزها و حقيقتها در مي‏يابند، اما متأسفانه‏ استفاده بعضي ديگرازافراد ازحد استفاده يک حيوان تجاوز نمي کند. در قرآن کريم از اين حالت زمين، از اين تجديد حياتي که براي اين‏ موجود رخ مي دهد، مکرر ياد شده. در حدود پانزده بار و شايد بيشتر در قرآن کريم به اين موضوع اشاره شده، ولي به‌عنوان يک درس و يک تعليم و يک حکمت آموختني.


« لُبّ » در قرآن
در قرآن مجيد تعبير بسيار لطيفي است: گاهي که مي‏خواهد از حقايق زير پرده ظواهر بحثي بکند مي‏گويد: «اولوالالباب » يعني صاحبان لب يعني مغز خالص و جدا شده از پوست. انسان اگر در علم و معرفت کامل گردد، عقلش از حس و وهم و خيالش‏ جدا و مستقل مي‏شود، احکام هيچ يک از آنها را با ديگري اشتباه نمي کند. در اين هنگام به چنين شخصي گفته مي‏شود " لبيب "، يعني کسي که قوه‏ عاقله‏اش استقلال خود را بازيافته است.

دستگاه عقل و فکر انسان از همين راه حس و حواس قوام و مايه و قوت‏ مي‏گيرد، راه عبور به معقولات از ميان محسوسات است. قرآن کريم دعوت‏ به تدبر در همين محسوسات مي‏کند، زيرا از همين محسوسات بايد به معقولات‏ پي برد و نبايد در عالم محسوسات متوقف شد.

« إن في خلق السموات و الارض و اختلاف الليل و النّهار لايات لاولي‏ الالباب »، يعني در خلقت آسمانها و زمين، نشانه‏ها ودلايلي بر روح عالم و لب و مغز عالم هست، ولي ازبراي کساني که خودشان داراي لب و مغز و هسته هستند و عقل قوي و خلاص شده‏از حس دارند.

« الذين يذکرون الله قياما و قعودا و علي جنوبهم و يتفکرون في خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب‏ النار. » ( سوره آل عمران/۱۹۰-۱۹۱ )

: آن کساني که خدارا در دل خود ياد مي‏کنند، در لب خود و مغز و هسته‏ وجودي خود با خداي عالم و مرکز و روح عالم ارتباط پيدا مي‏کنند، در همه‏ حال در ياد او هستند، در حالي که ايستاده‏اند و در حالي که نشسته‏اند، در حال سستي و در حال سختي، در همه حال در نظام عالم فکر مي‏کنند، مي‏رسند به آنجا که به حرکت غائي و تسخيري موجودات پي مي‏برند و مي‏فهمند که عبث‏ نيست، خودشان عبث آفريده نشده‏ا ند، قيامت و رسيدن نتيجه اعمالي درکار هست.

برگرفته از: کتاب بيست گفتار، استادعلامّه، شهيد آيت الله مرتضي مطهري (ره)

تعداد بازديد:768 آخرين تغييرات:95/04/20
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر