سه شنبه 29 خرداد 1397 - 5 شوال 1439 - 19 ژوئن 2018
صفحه اصلي/مقالات

اثر ذکر در زندگی

fiogf49gjkf0d

اثر ذکر در زندگي

ذکر و ياد خدا آثار سازنده روحي و اخلاقي فراواني دارد که ياد متقابل خدا از بنده، روشني دل، آرامش قلب، ترس از(نافرماني) خدا، بصيرت و شناخت شيطان، بخشش گناهان، از جمله آنهاست.

 ذکر و ياد خدا آثار سازنده روحي و اخلاقي فراواني دارد که ياد متقابل خدا از بنده، روشني دل، آرامش قلب، ترس از (نافرماني) خدا، بصيرت و شناخت شيطان، بخشش گناهان، و علم و حکمت از جمله آنهاست. يکي از زيباترين جلوه هاي ارتباط عاشقانه با خدا و اساسي ترين راه هاي سير و سلوک، ذکر است; يعني مترنم بودن زبان و قلب انسان به اسماء حسناي الهي و شاداب نگه داشتن گل روح در زير باران ياد خدا.

ذکر خدا، از يادبردن هستي محدود خويش در رهگذر ياد اسماي الهي است و تداوم و استمرار آن زنگار گناهان را از روي دل مي زدايد زيرا غفلت و فراموشي حق تعالي، ساحت دل را مکدر مي‌کند. از اينجاست که يکي از رسالت هاي اولياي الهي و کتابهاي آسماني، برطرف نمودن اين کدورت و تاريکي است و به همين علت «ذکر» را از اوصاف پيامبر و از نام هاي قرآن شمرده اند چنانکه قرآن مجيد به ذکر بودن پيامبر صلي الله عليه و آله چنين اشاره مي‌کند:«... قد انزل الله اليکم ذکرا × رسولا يتلوا عليکم آيات الله... » (۱).  «خداوند ذکري (رسولي) را به سوي شما فرستاد تا آيات خدا را بر شما تلاوت کند». همچنين از نام هاي قرآن مجيد ذکر مي باشد: «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون » (۲). «ما ذکر (قرآن) را بر تو نازل کرديم و آن را حفظ خواهيم کرد». وجه نامگذاري پيامبر صلي الله عليه و آله و قرآن به ذکر اين است که موجب يادآوري خداوند متعال مي باشند; زيرا يادآوري منوط به دانش قبلي است و اين پيامبران و کتاب هاي آسماني مي باشند که پرده غفلت و فراموشي را از روي دل کنار زده و نور الهي را بدان مي تابانند. بنابراين ياد خدا انسان را از ماديت به اوج معنويت مي رساند و اميد را در انسان زنده مي‌کند و ياس و نااميدي را که از تنگناهاي زندگي مادي و معادلات بشري ناشي مي‌گردد، برطرف مي‌کند.

ذکر خدا ارتباط معنوي عبد سالک با رب مالک است و اين انسان است که نبايد خود را وقف زندگي مادي کند و مقصد را در خود و دنياي خود محدود سازد، بلکه بايد خود را براي سفر پر فراز و نشيب ابديت آماده و مهيا کند.

ذکر خداوند آثار و ثمرات اعجاب آور و با شکوهي دارد که هريک از آنها در سازندگي روحي و اخلاقي انسان تاثير به سزايي دارد. عمده ترين اين آثار و ثمرات به شرح زير است:

۱/ ياد خدا نسبت به بنده اولين اثر ياد خدا اين است که خداي متعال نيز انسان را ياد مي‌کند: «فاذکروني اذکرکم... » (۳) «مرا ياد کنيد تا شما را ياد کنم ». از اينکه در اين آيه شريفه ياد خداوند متعال، منوط به يادکردن بنده شمرده شده است، يک نکته دقيق فهميده مي‌شود و آن عبارت است از تصور دو نوع ذکر از طرف خدا; الف: ذکر عام. ب: ذکر خاص. ذکر عام عبارت از هدايت عام الهي است که شامل تمام موجودات مي باشد و اختصاص به گروه خاصي ندارد و شاهد آن آثار ذکر عام الهي در پهنه گيتي مي باشد. و آن اعطاي مواهب و عطاياي گوناگون خداوند به تمام ممکنات مي باشد و اين ياد همگاني که فيض مستمر الهي است، هرگز قطع نمي شود. اما ذکر خاص به بندگان خاص و ذاکر تعلق دارد و يک نوع توجه و لطف است از جانب خداوند متعال.

۲/ روشني دل خداوند، خداوند ذکر خويش را موجب نوراني شدن و بيداري دل ها مي داند. مردن دل و افسردگي از هولناک ترين سيه روزي هاست; به طوري که حضرت علي عليه السلام اولين سفارششان به امام حسن مجتبي عليه السلام - در نامه اي که به فرزند ارجمندشان نوشته اند - اين است که بيش از هرچيز به آباداني دل خويش بپردازد: «فاني اوصيک بتقوي الله - اي بني - و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره... » (۴).«پسرم! تو را به تقوا و التزام به فرمان خدا، آباد کردن قلب و روح با ذکر او و چنگ زدن به ريسمان الهي توصيه مي‌کنم... ». يکي از مؤثرترين عوامل علاج مرگ دل و احياي دوباره آن، پناه بردن به ذکر خداست; ذکر حق نور است و مداومت در آن، قلب را از تاريکي و نااميدي و قساوت نجات مي دهد; شفافيت و لطافت و درک و شور و عشق به آن مي بخشد و گرمي و تپش و نشاط تازه در آن مي دمد. اين ثمره ذکر را حضرت علي عليه السلام چنين گوشزد مي‌کند:« ان الله تعالي جعل الذکر جلاء للقلوب تسمع به بعد الوقرة و تبصر به بعد العشوة و تنقاد به بعد المعاندة... » (۵) ; «خداوند متعال ياد خويش را جلاي قلبها قرار داده، که در اثر آن گوش، پس از سنگيني مي شنود و چشم پس از کم سويي مي بيند و بدين وسيله پس از لجاجت و دشمني منقاد و رام مي‌گردد».

۳/ آرامش قلب سومين اثري که براي ياد خدا بيان مي‌شود آرامش دل آدمي است. به تعبير قرآن طمانينه و سکون قلب از جمله آثار مستقيم ياد خداست: «الذين آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکرالله الا بذکر الله تطمئن القلوب » (۶) ; «کساني که ايمان آورده اند و دل هايشان به ياد خداست، بدانيد تنها با ياد خدا دل ها آرام مي گيرد». ياد خدا داروي معنوي اضطراب و افسردگي است که از نظر روانشناسي علل آن ترس، آينده مبهم، نگراني از شکست خوردن، ترس از بيماري ها و نگراني از عوامل طبيعي مي باشد. گذشته از مساله بيماري اضطراب، آرامش طلبي در فطرت انسان ريشه دارد و در سرشت انسان ها حس آرامش جويي نهفته است و بسياري از فعاليت هاي آدمي در حقيقت پاسخ به نداي الهي فطرت است. وقتي به زندگي خود و بسياري از افراد نظر مي‌کنيم، مي بينيم هدف بسياري از کارهاي ما دست يابي به گوهر گرانبهاي آرامش است; يعني انسانها در طول زندگي خود تلاش مي‌کنند تا به آرامش خاطر و طمانينه نايل شوند. در اين نقطه بين انسان ها اشتراک نظر وجود دارد، ولي اختلاف نظر در تعيين و تشخيص چيزهايي است که به زندگي آرامش مي بخشد.  بسيارند کساني که اين گوهر نفيس را در گرو ثروت اندوزي و رفاه مادي مي دانند و آرامش گم شده خود را در آن مي جويند و به قول خودشان، پشت خود را مي بندند تا براي عمري، خيال آسوده و آرامش خاطر داشته باشند; گروهي نيز آرامش را در کسب مقام و شهرت مي بينند و براي آن خود را به آب و آتش مي زنند; گروهي - به اشتباه - آرامش را در پناه بردن به دامن «اعتياد» مي بينند تا دمي آرامش و تسکين يابند که اين آرامش کاذب است.  ولي قرآن مجيد تنها نسخه شفابخش اضطراب را ياد خدا مي داند و تنها پاسخ نداي فطرت را ذکر خدا مي بيند (۷) ولي مقصود ذکر قلبي است نه ذکر زباني; زيرا قرآن کريم آن ذکر زباني را که با ذکر قلبي همراه نيست، ممدوح نمي شمارد بلکه مذموم مي داند درباره نماز مي فرمايد: «... اقم الصلاة لذکري » (۸) «نماز را با ياد من اقامه کن ». و در سوره ماعون مي فرمايد: «فويل للمصلين × الذين هم عن صلاتهم ساهون » (۹) «واي بر نمازگزاراني که از نمازشان غافل اند». معلوم مي‌شود اگر کسي نماز بخواند، هرچند که ذکر خدا بر زبانش جاري است ولي غافل باشد و نداند چه مي‌گويد، کارش زار است. بنابراين، مقصود اصلي، ذکر قلبي است نه ذکر زباني. ذکر زباني زمينه است براي پيدايش ذکر قلبي و آرامش با ذکر قلبي مشکلات را حل مي‌کند (۱۰). خداوند در سوره طه خطاب به حضرت موسي و هارون عليه السلام مي فرمايد: «اذهب انت و اخوک بآياتي و لا تنيا في ذکري » (۱۱) «تو و برادرت با آيات و معجزات من حرکت کنيد و در ياد کردن من سستي نکنيد». اين ذکر، ذکر قلب است; زيرا انساني که در برابر خطر مواجه مي‌شود و به مقاومت در برابر آن خطر، ماموريت پيدا مي‌کند، با ذکر زباني نمي تواند مشکلي را حل کند; طمانينه است که مشکلات را حل مي‌کند و طمانينه، با ذکر قلب است نه با ذکر زبان. البته ذکر زبان خوب است و زمينه را براي ذکر قلب فراهم مي‌کند (۱۲).

در خصوص اين بحث که ياد خدا و ذکر قلبي آرام بخش دلهاست، امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «ان القلب ليتجلجل في الجوف يطلب الحق فاذا اصابه اطمان و قر» (۱۳). «دل آدمي از درون مضطرب مي‌شود و در حقيقت خواهان حق است پس آنگاه که به حق رسيد، آرام و قرار مي گيرد».

۴/ خشيت و ترس از خدا، از جمله آثار ياد خدا براي مؤمنان، خداترسي و خشيت مي باشد. قرآن در اين زمينه مي فرمايد: «انما المؤمنون الذين اذا ذکر الله و جلت قلوبهم... » (۱۴) «تنها مؤمنان هستند که هرگاه يادخدا به ميان آيد، دل هايشان ترسان شود». که اين ترس از درک عظمت و علم ايشان سرچشمه مي گيرد; لذا خداوند در قرآن تنها عالمان را متصف به خشيت مي داند و در سايه خشيت از خداوند است که انسان از ارتکاب معاصي اجتناب مي ورزد.

۵/ بصيرت يافتن و شناخت شيطان، يکي از عوامل اصلي سقوط انسان و سيه روزي او، افتادن به دام هاي ناپيداي شيطان است و ذکر حق به انسان بصيرتي مي دهد که وسوسه هاي پنهان و دام هاي ناپيداي شيطان را به سهولت بشناسد و در دام او نيفتد:«ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذکروا فاذا هم مبصرون » (۱۵). «اهل تقوا آن هنگام که دچار وسوسه گروهي از شياطين شوند به ياد خدا مي افتند و در آن وقت است که بينا مي گردند».

۶/ بخشش گناهان،  از آثار و ثمرات اخروي ياد خداوند، مغفرت الهي مي باشد که شامل حال يادکنندگان خدا مي‌گردد و اضافه بر آن، خداوند وعده اجر و پاداش بزرگ نيز به ايشان داده است. قرآن مجيد در اين باره مي فرمايد: «... و الذاکرين الله کثيرا و الذاکرات اعد الله لهم مغفرة و اجرا عظيما» (۱۶). «مردان و زناني که بسيار ياد خدا کنند، خداي متعال براي آنان آمرزش و پاداش بزرگ آماده نموده است ». انسان مؤمن بر اثر لغزش هايي که در مدت عمر داشته است، در اندوه و نگراني به سر مي برد و دائم به دنبال انجام کارهايي است که باعث آمرزش گناهان وي گردد، از طرفي خداي غفار، باب توبه و آمرزش خود را بر روي بندگان خود گشوده و فرموده است: «قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعا... » (۱۷). «بگو اي بندگان من که با ارتکاب گناهان بر خود زياده روي نموديد از رحمت خداوند نوميد نباشيد; زيرا خداوند متعال جميع گناهان را مي آمرزد». از طرف ديگر; خداوند کارها و راه هاي متعددي را براي آمرزش بندگان قرار داده است و هرکس با وسيله اي مي تواند براي خود آمرزش طلب کند و از آن جمله است ذکر بسيار خداي متعال.

۷/ حکمت و علم يکي ديگر از ثمرات ذکر، پختگي عقل و کمال و حکمت است. ذکر باعث فروزان شدن قوه ادراک انسان و جوشش فکر و انديشه مي‌شود. جان فرد شايستگي اين را پيدا مي‌کند که منعکس کننده حقايق غيبي در خود گردد و خداوند به انديشه و عقل اين افراد مدد رساند. اين حقيقت را اميرالمؤمنين عليه السلام صريحا بيان نموده و بزرگاني هم آن را تجربه کرده اند. شيخ الرئيس ابن سينا و صدرالمتالهين تصريح دارند که گاه در يک مساله علمي و فلسفي به بن بست رسيده و قادر به حل آن نبوده اند و به ذکر و نماز پرداخته اند و مطلب برايشان آشکار شده است. حضرت علي عليه السلام مي فرمايد: «... و ما برح لله - عزت آلاؤه - في البرهة بعد البرهة و في ازمان الفترات عباد ناجاهم في فکرهم و کلمهم في ذات عقولهم فاستصبحوا بنور يقظة في الابصار و الاسماع و الافئدة... » (۱۸). «و همواره براي خداي تعالي - که نعمتهايش بزرگ است - در هر برهه اي بعد از برهه ديگر و در دوران هاي نبودن پيامبران و سستي دين، بندگاني بوده اند که خداوند در انديشه هايشان با آنان راز گفته و در عقل هايشان با آنان سخن مي گفته است. اينان چراغ هدايت را به روشنايي بيداري در ديده ها و گوش ها و دل ها افروختند... »

۸/ باطن بيني، در پرتو تداوم در ذکر خدا مي توان ديده ملکوت بين پيدا کرد و درهاي آسمان معني را به روي خود گشود: «و فتحت لهم ابواب السماء... » (۱۹). نور ذکر، باطن امور را بر ما مي گشايد حتي به حقايق آخرت و جهان ديگر مي توان آگاهي يافت. حضرت علي عليه السلام در خطبه اي که صفات اهل ذکر است صريحا اين حقيقت را بيان فرموده است:«گويا دنيا را به پايان رسانده و به آخرت درآمده و مشاهده کننده صحنه آخرت هستند و گويا بر احوال پنهان اهل برزخ در مدت اقامتشان در آنجا آگاهند و  وعده هاي خويش را جلو چشم ايشان محقق ساخته و در همان حال که هنوز در دنيا هستند پرده غيب از جلو چشمشان کنار رفته به طوري که مي بينند آنچه را که ديگر مردم نمي بينند و مي شنوند آنچه را که ديگران قادر به شنيدن آن نيستند» (۲۰).

۹/ افزايش هدايت، ذکر خدا درجات هدايت را افزايش مي دهد. در سوره کهف آمده است: «... و اذکر ربک اذا نسيت و قل عسي ان يهدين ربي لاقرب من هذا رشدا» (۲۱).  «پروردگارت را ياد کن و بگو شايد خداهم مرا به چيزي که به حق و صواب نزديکتر از اين باشد، هدايت کند». در اين آيه خداوند به پيامبرش دستوري مي دهد تا امت از آن استفاده کنند، مي فرمايد: اگر خدا را فراموش کردي به ياد خدا باش تا بر هدايت تو افزوده گردد. معلوم مي‌شود هر درجه اي از ذکر که هم سطح خود ايمان و هدايت را در بر دارد، زمينه اي است براي درجه بعدي و دايت بالاتر و ايمان افزون تر. «و اذکر ربک اذا نسيت... »، يعني اگر آن درجه عاليه را از دست دادي، باز هم به ياد خدا باش و متذکر حق باش تا خداوند رشد بيشتر و بهتري به تو مرحمت کند (۲۲).

 10. عدم از خودبيگانگي، يکي از موجبات عمده رکود و بي ثمري انسان، در افتادن به ورطه خود فراموشي و از خودبيگانگي است. قرآن کريم تنها عامل خود فراموشي را خدا فراموشي معرفي مي‌کند که به وسيله ذکر و ياد خدا مي توان از اين ورطه هولناک نجات يافت:«و لا تکونوا کالذين نسوا الله فانسيهم انفسهم اولئک هم الفاسقون » (۲۳).«مانند آن افرادي مباشيد که خدا را فراموش کردند پس خداوند هم آنان را از ياد خودشان برد و اينان همان فاسقان هستند».

۱۱/ مقبوليت و پذيرش، يکي از نشانه هاي اينکه فرد بداند مورد رضايت خدا هست يا نه؟ اين است که فرد ببيند اهل ذکر است يا نه. آنان که مي بينند توفيق ذکر خدا را دارند بايد مطمئن باشند که مقبول خداي تعالي و مورد عنايت او هستند تا وقتي که خداوند از بنده اي خشنود نباشد، اجازه نمي دهد نام پاکش بر دهان او جاري شود و مداومت در ذکر داشته باشد. کساني که مي بينند ذاکر خداي متعال هستند بايد اطمينان داشته باشند که خدا نخست ذاکر آنها بوده است (۲۴).

۱۲/ کنترل قواي فکري، يکي ديگر از آثار و ثمرات ذکر، کنترل قواي فکري و حواس است. در مسير تهذيب نفس، انسان بايد به تدريج بر قواي دروني و همه ابعاد گفتاري و رفتاري وجود خود مسلط شود. يکي از ابعاد گريزپا و سرکش درون انسان قوه تفکر اوست. سرکشي اين بعد را مي توان در نماز به خوبي درک کرد. يکي از عوامل بسيار مؤثر در کنترل فکر، مداومت در ذکر است (۲۵): «يا ايها الذين آمنوا اذکروا الله ذکرا کثيرا × و سبحوه بکرة و اصيلا» (۲۶). «اي مؤمنان! خدا را بسيار ياد کنيد و هر صبح و شام او را تسبيح گوييد». امام صادق عليه السلام از سيره پدر بزرگوارش امام باقر عليه السلام نقل مي‌کند:« پدرم امام باقر عليه السلام بسيار ذکر خدا مي گفت. من همواره با او راه مي رفتم و او به ياد خدا بود و با او غذا مي خوردم و او ذکر خدا مي گفت و حتي وقتي با مردم حرف مي زد، شرکت در جلسات مردم او را مانع از ذکر خدا نبود و من مرتب مي ديدم که زبانش به زير گلويش مي چسبد و لا اله الا الله مي‌گويد و او پيوسته ما را جمع مي کرد و بين الطلوعين بيدار نگه مي داشت و ما را به خواندن ذکر، دعا و قرآن امر مي فرمود تا آفتاب طلوع کند» (۲۷). بنابراين ذکر زياد و توبه به معناي آن به تدريج انسان را توانا مي‌کند تا تمرکز حواس کسب کند و هر لحظه به هرچه اراده کرده، بينديشد و فکر را از سرکشي مانع شود و اين قدرت در ابعاد بسياري مي تواند فکر و قواي دروني را مهار کند.

۱۳/ زدودن غم و اندوه، غم و اندوه غالبا بر اثر از دست دادن يک چيز، به دست نياوردن مطلوب، ترديد وبلاتکليفي و مشاهده صحنه هاي تاثرانگيز پيش مي آيد.  ياد خدا در همه اين موارد مي تواند به نحو معجزه آسايي غم و غصه را برطرف سازد. گاهي غمي که بر دل شخص سنگيني مي‌کند ناشي از تاسف او به خاطر از دست دادن يک فرصت، يک موقعيت و يا چيزي از مال و مقام دنياست. خداوند متعال مي فرمايد:«لکيلا تاسوا علي ما فاتکم...؛ نسبت به آنچه از دست داده ايد افسوس نخوريد»(۲۸). با ياد خدا مي توان به مرحله اي از معرفت دست يافت که به خاطر از دست دادن هيچ چيزي اندوهگين نشد. کسي که صرفا به ياد خداست مي آموزد که پيوسته حاجات خود را از خدا بخواهد و به لطف و کرم او اميد ببندد. حضرت يعقوب عليه السلام فرمود:«.. انما اشکو بثي و حزني الي الله و اعلم من الله ما لا تعلمون » (۲۹).  «من غم و درد دل خود را به خدا مي‌گويم و مي دانم از خدا آنچه را شما نمي دانيد». بعضي اوقات غم و غصه نتيجه ترديد و بلاتکليفي است. کساني که نسبت به اجرا يا عدم اجراي کاري دو دل هستند، دچار پريشاني و اندوه مي گردند. چنين غصه هايي براي کسي که به ذکر خدا مشغول باشد، کمتر پديد مي آيد; زيرا ياد خدا او را صاحب تشخيص و اراده اش را قوي مي‌کند و روح اعتماد و توکل به خدا را در او زنده مي‌کند. و بالاخره ديدن صحنه هاي تاثرانگيز موجب اندوه شديد مي‌گردد در اين گونه موارد ياد خدا بهترين داروي معنوي اثربخش است; مثلا اگر از روي توبه به ذکر خدا مشغول شدن، اين ذکرانسان را از معنويت سرشار خواهد کرد، غمش را خواهد زدود و قلبش را از فشارهاي ناشي از غم، خلاص خواهد کرد (۳۰).

۱۴/ نجات از غفلت، همه گناهان کوچک و بزرگ در حالت غفلت و بي خبري رخ مي دهد و عوامل غفلت زا بسيار است. زن، فرزند، زينت ها، زخارف دنيوي، دارايي هاي منقول و غير منقول، رياست ها، حکومت ها، عنوان هاي فاميلي و مقام علمي و روحاني و حتي بسياري از عبادتها ممکن است انسان را به غفلت بياندازد. شيطان براي غافل کردن هرکسي از طريق ويژه اي که با حال و شغل او متناسب و در او مؤثر است، وارد مي‌شود و او را به آن سرگرم مي سازد. آنچه غفلت را برطرف، عمل را صالح و انسان را تربيت مي‌کند، ياد خدا و تذکر است و عوامل تذکر نيز فراوان است. بعضي از عوامل تذکر، تکويني و برخي ديگر تشريعي است. اجرام زميني و آسماني، شب و روز، نعمت هاي مادي، پديده حيات و تمامي ذرات جهان هستي که صنع صانع يکتاست، عوامل تکويني تذکر است که نظرکردن به آنها اهل معرفت را به ياد خدا مي اندازد. و عوامل تشريعي تذکر، همان عبادات است که بهترين رافع غفلت است و خلاصه آنکه بر اساس آيات قرآن و به حکم عقل و اثبات تجربه، ياد خدا انسان را از حالت غفلت خارج مي‌کند و از ابتلا به پيامدهاي آن که ارتکاب معاصي، مفاسد شخصي و اجتماعي تباه کننده است، دور مي سازد (۳۱). از آثار و ثمرات ذکر  يکي از مصاديق والاي ذکر، قرآن است. بنابراين تمام آثاري که بر قرآن کريم مترتب است و همه بهره مندي هايي که انسان از رهگذر قرآن کريم مي تواند به آن برسد، خود ثمرات و آثار ذکر خواهد بود و نيز تمامي اثرات عظيمي که بر نماز مترتب است، در شمار ثمرات ذکر است; زيرا نماز يکي از مصاديق والاي ذکر است.

پي نوشتها:

:۱) طلاق، ۱۰ و ۱۱/ ۲) حجر، ۹/ ۳) بقره، ۱۵۲/ ۴) نهج البلاغه، نامه ۳۱/ ۵) همان، خ ۲۲۲/۲/ ۶) رعد، ۲۸/ ۷) فضايل و آثار ذکر،  ص ۱۰۵ تا ۱۰۷/ ۸) طه، ۱۴/ ۹) ماعون، ۴ و ۵/ ۱۰) مجله پاسدار اسلام، شماره ۱۳۶، ص ۱۷/ ۱۱) طه، ۴۲/ ۱۲) همان، ص ۱۷/ ۱۳) اصول کافي، ج ۲، ص ۴۲۱/ ۱۴) انفال، ۲/ ۱۵) اعراف، ۲۰۱/ ۱۶) احزاب، ۳۵/ ۱۷) زمر، ۵۳/ ۱۸) نهج البلاغه: خطبه ۲۲۲/۳ و ۴/ ۱۹) نهج البلاغه، خطبه ۲۲۲، ۱۳/ ۲۰) همان، خ ۲۲۲، ۸، ۹، ۱۰/ ۲۱) کهف، ۲۴/ ۲۲) پاسدار اسلام، شماره ۱۳۷، ص ۴۵/ ۲۳) حشر، ۱۹/ ۲۴) مجله تربيت، سال دهم، شماره ۱، ص ۳۰/ ۲۵) همان، ۳۱/ ۲۶) احزاب، ۴۱ و ۴۲/ ۲۷) پاسدار اسلام، شماره ۱۳۷، ص ۹/ ۲۸) حديد، ۲۳/ ۲۹) يوسف، ۸۶/ ۳۰) نمازشناسي، حسن راشدي، ص ۷۹/ ۳۱) همان، ص ۱۶۸ و ۱۶۹/

منابع:

قرآن

نهج البلاغه

کتناب فضايل و آثار ذکر

مجله پاسدار اسلام

مجله تربيت

نمازشناسي

باقر کيهاني ثابت کارشناس فرهنگي شهرستان رزن

برگرفته از: ido.ir

تعداد بازديد:689 آخرين تغييرات:95/05/17
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر