سه شنبه 13 خرداد 1399 - 10 شوال 1441 - 2 ژوئن 2020
صفحه اصلي/مقالات

نماز ستون دین است

نماز ستون دين است

معنا و مفهوم نماز

نـمـاز در لـغت به معناى پرستش, نياز, سجود, بندگى و اطاعت, خم شـدن بـراى اظـهـار بـندگى و اطاعت و يکى از فرايض دين و عبادت مـخصوصى است که مسلمانان پنج بار در شبانه روز به جا مى آورند.
نـماز يعنى خدمت و بندگى, فرمان بردارى, سر فرود آوردن و تعظيم کردن به نشانه احترام.
نماز, داروى نسيان و وسيله ذکر خداوند است. نـمـاز, رابـطه معنوى مخلوق با خالق است. نماز يعنى دل کندن از مـاديـات و پـرواز دادن روح; يـعـنى پا را فراتر از ديدنى ها و شنيدنى ها نهادن.

نماز در قرآن و حديث
فـلـسـفـه, فايده و آثار, شرايط و آداب و اوصاف نماز در آيات و روايـات بـسـيارى آمده که پرداختن به همه آن ها در اين جا ممکن نـيـسـت, لـکـن بـه طور مختصر قطره اى از درياى معارف اسلامى را درباره نماز بازگو مى کنيم.
نماز, بزرگ ترين عبادت و مهم ترين سفارش انبيا است. لقمان حکيم پـسـرش را بـه نـمـاز تـوصـيه مى کند.1 حضرت عيسى(ع) در گهواره فـرمـود: خـدايـم مـرا بـه نـماز و زکات سفارش کرده است.2 حضرت ابـراهـيـم(ع) هـمـسر و کودک خويش را در بيابان هاى داغ مکه آن هـنـگـام که هيچ آب و گياهى نداشت, براى به پا داشتن نماز مسکن داد.3 پـيـشـوايـان مـعـصوم ـ عليهم السلام ـ هنگام نماز رنگ مى باختند.
گـرچـه بـعـضـى نـمـاز را به خاطر بهشت يا ترس از عذاب جهنم مى خـوانند, اما حضرت على(ع) نه براى تجارت و ترس از آتش, بلکه به خاطر شايستگى خدا براى عبادت نماز مى خواند.4
نـمـاز, اهرم استعانت در غم ها و مشکلات است. خداوند مى فرمايد:
از صبر و نماز در مشکلات کمک بگيريد و بر آن ها پيروز شويد. نـمـاز بـه مـنزله پرچم و نشانه مکتب اسلام است. پيامبر اکرم مى فرمايد: (علم الاسلام الصلوه).
نـماز به منزله سر نسبت به تن است. پيامبر(ص) مى فرمايد: (موضع الصلوه من الدين کموضع الراس من الجسد).5
نـمـاز بـراى اولـياى خدا شيرين و براى غير آنان دشوار و سنگين است. قرآن مى فرمايد: (وانها لکبيره الا على الخاشعين).6
در اهـمـيـت نـمـاز همين بس که حضرت على(ع) در جنگ صفين و امام حـسين(ع) در ظهر عاشورا دست از جنگ کشيدند و به نماز ايستادند. و آن گـاه کـه بـه عـلى(ع) ايراد گرفتند که چه هنگام نماز است؟
ايـشـان فرمود: ما براى همين مى جنگيم تا مردم اهل نماز باشند.
در زيـارت نـامـه وارث مـى خـوانيم: (اشهد انک قد اقمت الصلوه; شهادت مى دهم که تو نماز را برپا داشتى.)
حضرت على(ع) درباره نماز بارها سخن به ميان آورده که در اين جا به چند نمونه اشاره مى کنيم.
الـف) درباره برکات نماز مى فرمايد: فرشتگان, آنان را در بر مى گيرند و آرامش بر آنان نازل مى شود, درهاى آسمان بر آنان گشوده و جايگاه خوبى برايشان آماده مى شود.7
ب) در خـطـبـه 196 نهج البلاغه گوشه هايى از مفاسد اخلاقى هم چون کـبر و سرکشى و ظلم را برمى شمارد و آن گاه مى فرمايد: نماز به هـمـه وجـود انـسـان آرامـش مى بخشد, چشم ها را خاضع و خاشع مى گـردانـد, نـفس سرکش را رام و دل ها را نرم و تکبر و بزرگ منشى را محو مى کند.
ج) هـم چـنين در نامه اى به محمد بن ابى بکر مى نويسد: نماز را در وقـت مـعين آن به جاى آر و به خاطر آسوده بودن از کار نماز, پيش از وقت معين آن را برپاى مدار و آن را واپس مينداز.8

آداب نماز و آثار تربيتى آن
شـرايـط و آداب نماز به قدرى زياد است که تمام نظام ها و روابط انـسـانـى را بـه طور خودکار تنظيم و اصلاح مى کند. توجه به همه آثـار تـربيتى نماز کار مشکلى است ولى ما چند نمونه آن را بيان مى کنيم:
1. ادب در بـرابـر سـخـن امـام جماعت; در نماز جماعت وقتى امام مشغول خواندن حمد و سوره است بايد ساکت باشيم.
2. مـراعات حقوق ديگران; آب وضو, مکان نمازگزار و لباس او بايد حـلال و از مـال ديگران و غصبى نباشد; حتى اگر از مال خمس نداده لباس تهيه کند, نمازش باطل است.
3. تـغـذيـه و بهداشت نمازگزار; اگر نمازگزار از مشروبات الکلى اسـتـفـاده کـرده باشد, تا چهل روز نمازش مورد قبول نيست. لباس نـمـازگـزار نيز بايد پاک باشد و بهتر است به هنگام نماز عطر و مسواک زد و موها را شانه کرد.
4. همسردارى; کسى که به همسر خود نيش بزند, نمازش قبول نيست.
5. ولايت; کسى که اهل نماز است ولى تسليم طاغوت ها است و ولايت و حـکـومـت رهـبـران اسلامى را پذيرا نيست, نمازش قبول نيست; گرچه تمام عمر در کنار کعبه باشد.
6. نـظـم و ترتيب; در تمام کلمات و کارهاى نماز نظم و ترتيب به چشم مى خورد.
7. انـعطاف و هم آهنگى; امام جماعت بايد با مردم هم آهنگ باشد; بـه ايـن معنا که مراعات ضعيف ترين افراد را بکند. اگر کسى دير بـه جماعت رسيد, امام بايد کمى رکوع خود را طول بدهد تا او نيز بـه نـمـاز بـرسد. مردم نيز بايد خود را با امام هم آهنگ کنند; مـثـلا کسانى که يک رکعت از نماز جماعت عقب هستند و در رکعت دوم بـه جـمـاعـت پيوسته اند, مى توانند با نوعى انعطاف و تغيير در نماز جماعت شرکت کنند.
8. اعـتـماد; اگر هريک از امام يا مردم در انجام قسمتى از نماز شـک کـردنـد, بـايـد بـه يک ديگر اعتماد کنند; يعنى با توجه به رفتار ديگرى تصميم بگيرند.
9. ورزش; اگـرچه نماز براى انجام وظيفه الهى است, ولى طراحى آن طـورى اسـت که در لابه لاى نماز و حرکات رکوع و سجود يک نوع حرکت ورزشى نيز نهفته است.
10. آمـوزش اجبارى; نمازگزار بايد مسائل و احکام مورد نياز خود را فراگيرد.
11. آگـاهـى از اخـبـار; مـردم با شرکت در نمازجمعه و جماعت با اخبار و مسائل دينى و مشکلات مسلمانان آشنا مى شوند.
12. امـر به معروف و نهى از منکر; (حى على الصلوه) در اذان يکى از بزرگ ترين معروف ها است.

معانى بلند عبارات و الفاظ نماز
نـمازگزار با گفتن (الله اکبر) ابهت همه ابرقدرت ها را مى شکند و خـطـ بـطلان بر همه قدرت هاى طاغوتى, وسوسه هاى ابليس و جاذبه هاى مادى مى کشد.
بـا گفتن (بسم الله) به کار خود قداست و کرامت مى دهد و در خود تـوکـل و وابستگى به قدرت غيبى را ايجاد مى کند و به دنيا اعلام مـى کـنـد قدرتى که من به او پناه آورده ام, سرچشمه مهربانى ها است.
بـا (الـحـمـدلله) گفتن خود را از اطاعت کردن و بله قربان گفتن انسان هاى سفله و پست رها مى کند.
بـا (رب العالمين) قدرت لايزال خداوندى را بر تمام جهانيان حاکم مى داند.
با (الرحمن الرحيم) تمام هستى را از آن خدا معرفى مى کند.
بـا ايـن جمله بيان مى کند که نه تنها نعمت هاى مادى خداوند ما را احـاطه کرده بلکه نعمت هاى معنوى خداوند نيز ما را فراگرفته است.
بـا گـفتن (مالک يوم الدين) مسير و آينده را مشخص مى کند و ياد روز سخت دادرسى را در دل زنده مى کند.
تـا ايـن جـا, نمازگزار زمينه براى اظهار بندگى و ابراز نياز و مـددخـواهـى از خدا را فراهم مى کند و بعد از اين مرحله با درک عـظـمـت خـدا و رحـمـتش و ابراز نياز خويش مى گويد: (اياک نعبد وايـاک نـسـتـعـين) تنها مطيع امر تو هستيم نه غلام حلقه به گوش جباران و تنها از تو يارى مى طلبيم.
با گفتن (اهدنا الصراط المستقيم) از خدا طلب هدايت مى کند, چرا کـه با پيمودن اين راه او به تمام هوس ها و افراط و تفريط ها و وسوسه هاى شيطانى پشت پا مى زند.
با گفتن (صراط الذين انعمت عليهم) الگوها را مشخص مى کند.
بـا (غـيـر الـمغضوب عليهم ولا الضالين) به گروه هاى انحرافى که انسان هاى پاک را اغفال مى کنند, هشدار مى دهد.
بـا رکوع در برابر عظمت پرورگار, اظهار بندگى و اطاعت مى کند و فـروتنى و تواضع و خضوع خود را در برابر عظمت پروردگار نشان مى دهد.
با سجده, تذلل و اظهار کوچکى و خاکسارى در برابر خدا را نمايان مى سازد.
ذکـر مـقـدس (سبحان الله) که در تمام عبادت ها به چشم مى خورد, حـقـيـقـتـى را در بر دارد که ريشه در همه عقايد و تفکرات صحيح اسـلامـى دوانده است و زيربناى ارتباط انسان با خدا و صفات کمال او اسـت; روح تعبد و مغز عبادت, همان تسبيح است. توحيد و عدل و نـبـوت و امـامـت و معاد براساس تسبيح خدا و منزه دانستن او از عـيـوب و کـمبودها است. توحيد خالص جز با منزه دانستن پروردگار از شريک و شبيه و عيب و عجز محقق نمى شود.

آثار فردى و اجتماعى نماز
نـمـاز تاثير بسزايى در زندگى فردى و اجتماعى فرد دارد. در اين جا برخى از آن ها را فهرست وار بيان مى کنيم.
نمازگزار در مقايسه با کسى که نماز نمى خواند, احساس آرامش بيش ترى دارد.
هـنـگـامى که از طريق نماز, روح خود را به معراج مى فرستد و با خـدا و نام او پيوند مى دهد, احساس عزت و قدرت مى کند و از هيچ کس و هيچ قدرتى نمى ترسد.
نـمازگزار هيچ گاه چشمش را به چيزهاى حرام آلوده نمى کند و نمى گـذارد هوس هاى زودگذر و وسوسه هاى شيطانى روح و ذهنش را مشغول کـنـد. در مـقـابل, دامن گيرى مفاسد, جاذبه هاى آلوده موجود در اجـتـمـاع, زلـف هـا و بدن هاى عريان, صحنه هاى بدآموز و تحريک کـنـنده, موسيقى و نغمه هاى حرام چنان پرده اى بر دل هاى افراد بـى نـماز مى کشند که آنان را توان مشاهده و ارتباط با ظرايف و لطايف و معنويت نيست.
در جـهان امروز که لجام گسيختگى فرهنگى به طور فزاينده اى سلامت و امـنيت جانى بسيارى از جوامع را به مخاطره انداخته است و همه روزه شاهد طغيان و عصيان گروه هاى مختلف مردم به‌ويژه نوجوانان و جـوانان هستيم, کيست که فريادرس اين مردم باشد؟! آيا چيزى جز نـماز و توکل و امدادهاى غيبى خداوندى مى تواند ناجى اين افراد از مـنـجـلاب ايـن گـنـاهان عظيم شود و آن ها را از سقوط به دره نيستى و فلاکت باز دارد؟

آثار و عواقب ترک نماز
تـرک نماز در دنيا و آخرت عواقب تلخى دارد. در قيامت, اهل بهشت از دوزخـيـان مى پرسند: چه چيزى شما را روانه جهنم کرد؟ يکى از پـاسـخ هايشان اين است که ما پاى بند به نماز نبوديم.9 در جايى ديگر به نمازگزارانى که در نمازشان سهل انگاراند; يعنى گاهى مى خوانند و گاهى نمى خوانند, مى گويد: واى بر آنان.10
رسـول خدا(ص) فرموده است: (من ترک الصلوه متعمدا فقد کفر; هرکه عمدا نماز را ترک کند, از اسلام خارج شده و کافر است.)
در جـايـى ديـگر مى فرمايد: (بين العبد وبين الکفر ترک الصلوه; مرز بين بنده خدا و کفر, ترک نماز است.)11
هيچ انسان با وجدان و متفکرى نيست که از ابعاد و اسرار و ظرايف نـماز آگاه باشد ولى از کنار آن ها بى اعتنا رد شود, مگر کسانى کـه بـه خـاطر غفلت و بى خبرى, توفيق سخن گفتن با خداوند را از خود سلب کرده اند.

پي نوشت ها:

1- لقمان (31) آيه 17.
2- مريم (19) آيه31.
3- ابراهيم (14) آيه37.
4- نهج البلاغه, حکمت 237.
5- نهج الفصاحه, روايت 3075.
6- طه (20) آيه14.
7- نهج البلاغه فيض الاسلام, خطبه 213.
8- همان, نامه 27.
9- مدثر (74) آيه43.
10- ماعون (107) آيه4.
11- نهج الفصاحه, روايت 1098.

تعداد بازديد:670 آخرين تغييرات:95/09/14
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر