سه شنبه 21 مرداد 1399 - 21 ذي الحجه 1441 - 11 آگوست 2020
صفحه اصلي/اجتماعي(جوانان، خانواده، بانوان و...)

فحاشان اینستاگرامی رودخانه ای که طغیان می کند!!

فحاشان اينستاگرامي رودخانه اي که طغيان مي کند!!

تکراري است اما تلخ.کدام چهره هنرمند و ورزشي و سياسي اجتماعي را مي شناسيد که صفحه اي با دنبال کنندگان پرشمار داشته باشد و حتي براي يک بار، طعم تلخ کامنت هاي سراسر فحش را نچشيده باشد؟! حالا هر کس به طريقي و شکلي و ميزاني.

فحاشان اينستاگرامي رودخانه اي که طغيان مي کند!!

نمي دانم متاسفانه يا خوشبختانه من مشهور نيستم، سلبريتي نيستم و دنبال کنندگان صفحه خصوصي ام، جمعي رفيق اديب و هنرمند و رسانه اي هستند و حتي هنوز اين عدد از 350 هم فراتر نرفته است، اما چندي قبل، بعد از يک بازي فوتبال ، براي نخستين بار، صابون حمله فحاشان به تنم خورد.
- عده اي که صفحه اينستاگرام من را مهربانانه نواختند؛چه نواختني!صفحه اي که تا پيش از اين نهايتا ده تا کامنت از دوست و رفيق نزديک ديده بود،ظرف يکي، دو ساعت بالاي 450 کامنت به خودش ديد که بايد عرض کنم با 35 سال سن، نمي دانستم اين همه فحش کشدار و آبدار جديد ابداع شده است.
غير از مواردي که منطقا به جوابي برايش نرسيدم، در عوض به جوابي منطقي براي اين فحاشي ها رسيدم. ابتدا مروري بر مواردي که بي جواب مانده است:
هنوز نفهميده ام کسي که مي خواهد به من فحش دهد، چه اصراري دارد فالو کند و فحش خود به "من" را جلوي چشم "همه" بگذارد؟! خب دايرکت که هست؛ بدون فالو کردن هم فحش ايشان مستقيم به من مي رسد.
هنوز نفهميده ام براي اعتراض و مخالفت و حتي تنفر، چه نيازي به استفاده از واژگان رکيک هست؟!
هنوز نفهميده ام اعتراض و مخالفت و تنفر و حتي فحاشي رکيک،چه نيازي دارد از فرد مورد نظر فحاشان به دايره بازتر خانواده و فک و فاميل طرف برسد؟!
و "هنوز نفهميده ام"هاي بسيار ديگر که "هرگز" نخواهم فهميد. اين سوال ها را پيشتر از من و خيلي بزرگتر از من هم پرسيده اند، جوابي پيدا نکرده اند و پيدا هم نخواهد شد.
و اما منطقي ترين جوابي (البته جواب هايي) که براي بي منطق ترين نوع اعتراض (فحاشي رکيک) به ذهن ها مي رسد:
در همين سال ها بسيار شنيده ايم که از رييس جمهور تا جزءترين مقام شهري، در حال استفاده از تعابير و کلمات و رفتارهاي بيرون از قاعده احترام در امور و شئون مختلف هستند.
نايب رئيس مجلس ضرب المثل "خدا فلان حيوان را شناخت و به او شاخ نداد" را در نامه اي عمومي به

در همين سال ها بسيار شنيده ايم که از رييس جمهور تا جزءترين مقام شهري، در حال استفاده از تعابير و کلمات و رفتارهاي بيرون از قاعده احترام در امور و شئون مختلف هستند.

رئيس شوراي تبليغات اسلامي استان گلستان به کار مي برد.
همان رئيس شوراي تبليغات اسلامي، نايب رئيس مجلس را "نجس" خطاب مي کند.
پسر حضرت شان، ترمز مي برد و به نايب رئيس مجلس جواب مي دهد؛يک نامه مثبت چهارده سال!
وزير بهداشت مملکت به ائمه جمعه متلک مي اندازد و ائمه جمعه در خطبه هاي نمازي که قرار است وحدت آفرين باشد،جواب متلک مي دهند و به رئيس جمهور کشور مي گويند خائن!
نماينده مجلس مملکت در صحن علني به وزير خارجه معتمد و متدين و شجاع و باغيرت نظام، فحش مي دهد.
مداح پيشکسوت و مشهور مملکت پشت ميکروفن به رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و يار امام و منصوب رهبري فحش مي دهد و تازه وقتي بخاطر اين رويه مورد پرسش قرار مي گيرد، روي آنتن رسانه ملي مي گويد: امام حسين هم فحش مي داد! ياللعجب!!
مامور شهرداري در اروميه به دستفروش فحش مي دهد.
مامور شهرداري در فومن به دستفروش فحش که مي دهد هيچ، توي گوش او هم سيلي ميزند.
ماموران شهرداري تهران با چماق به جان صاحب کارواش مي افتند حتما بدون فحش!
معلم سر کلاس به دانش آموز فحش مي دهد و کتک هم مي زند.
در ورزش خصوصا فوتبال مدام بازيکن و مربي و دلال و داور و هوادار و مدير و... در حال فحش شنيدن يا فحش دادن هستند.تازه ورزش قرار بوده سلامتي بياورد و مرام پهلواني و ادب،قرائت غالب آن باشد.
تا صبح مي شود از اين موارد بر شمرد و به انتها نرسيد.
غير از اينها، ما شهروندان بيست و چهار ساعته درحال فحش دادن به هم هستيم. فقط حواسمان نيست که فحش، فقط به کار بردن کلمه اي خارج از قاعده معمول و محترمانه نيست. گاهي يک نگاه است، گاهي يک بوق است، گاهي يک نيشخند است و گاهي حتي نهفته در دل يک سکوت.

زندگي مجازي ايرانيان چرا اينگونه است؟

زندگي از نوع مجازي اش در ايران هر روز ابعاد اجتماعي تازه تري پيدا مي کند. با وجود فرصت هايي که شبکه هاي اجتماعي و رسانه هاي جديد براي جامعه ايران به همراه آورده اند، از سوي ديگر بازنمايي بخشي از بدفرهنگي ها در همين فضاي مجازي، شکلي از آسيب هاي نوپديد اجتماعي را به نمايش گذاشته است. جامعه شناسان مي گويند که آنچه در فضاي مجازي مي گذرد و ازجمله رفتارهاي خشن کلامي که در سال هاي اخير و در مقاطع زماني مختلف تکرار شده بازنمايي بخشي از آشفتگي و بي نظمي هاي جامعه است. جامعه اي که از سويي شايد حساسيتش را به کاربرد الفاظ رکيک و بددهني از دست داده و از سوي ديگر در فضاي مجازي احساس امنيت بيشتري مي َکند که با استفاده از نام و نشان جعلي عقده گشايي کند و خشونت، کينه و نفرت را به اشتراک بگذارد.
دکتر سعيد معيدفر، جامعه شناس در اين باره به مي گويد: «کساني که در اين حمله هاي مجازي شرکت دارند نسبت به جمعيت چندده ميليوني کاربران ايراني در فضاي مجازي، تعداد محدودي هستند و به هرحال از تعداد بالاي کاربران فضاي مجازي، عده اي ممکن است به اين سمت و سو کشيده شوند اما نمي توان رفتار آنها را به پاي ملت ايران نوشت.»(1)
به گفته معيد فر، اين رفتارهاي اجتماعي و فحاشي ها در فضاي مجازي مسأله اي است که عوامل متعددي دارد: «اين مسأله ريشه در عرصه ها و عوامل مختلفي دارد. به همين دليل است که نمي دانيم از کجا شروع کنيم. زماني است که جامعه وضع باثباتي دارد و يک يا چند جا مشکل دارد و مي توان به صورت مشخص آن را شناسايي کرد اما الان در ايران همه جا دچار مشکل شده است و در چنين شرايطي سرنخ از دستتان مي َرود و نمي دانيد در آسيب شناسي مسائل به کجا بايد مراجعه کنيد.»
به گفته وي، يکي از مشکلات ايران در دهه هاي اخير اين است که جامعه تقريبا نظم و نسق خود را از

«اين مسأله ريشه در عرصه ها و عوامل مختلفي دارد. به همين دليل است که نمي دانيم از کجا شروع کنيم. زماني است که جامعه وضع باثباتي دارد و يک يا چند جا مشکل دارد و مي توان به صورت مشخص آن را شناسايي کرد اما الان در ايران همه جا دچار مشکل شده است و در چنين شرايطي سرنخ از دستتان مي َرود و نمي دانيد در آسيب شناسي مسائل به کجا بايد مراجعه کنيد.»

دست داده و دچار بي نظمي شده است و اين بي نظمي در سطوح مختلف ديده مي شود: «گروه سياسي و جناحي عمدتا به دنبال اين هستند که بهانه اي پيدا کنند تا با استناد به آن وارد مناقشه و دعوا شوند. در سطح ديگر جامعه هم همين طور است. در جامعه منظم و باثبات که افراد جايگاه هاي خودشان را دارند و اهداف توسعه اي اش مشخص است، آدم ها کمتر به رفتارهاي پرخاشگرانه تمايل دارند اما در ايران در بيشتر حوزه ها اين ازهم گسيختگي مشاهده مي َشود؛ در حوزه هاي اقتصاد و فرهنگ هم همين طور است.»
اين جامعه شناس، بيکاري و بي آيندگي به ويژه براي جوانان را از ديگر عواملي مي داند که موجب شده انرژي آنها به صورت انرژي مخرب به کار بيفتد: «بيکاري مسأله اصلي جوانان است. انرژي جوانان مثل رودخانه خروشاني است که مسيرش بسته شده و نمي تواند به زمين هايي که به آن نيازمند هستند برسد و در نتيجه جايي که نبايد سر باز مي َکند و همه چيز را با خودش مي برد. انرژي جوانان در جامعه به خوبي مديريت و از آن بهره برداري نمي شود و نتيجه همين مي شود که اين نيروهاي سرشار جايي مشکل توليد مي کنند چه در فضاي مجازي و چه در فضاي حقيقي.»
بايد فکري کرد به حال اين آشفتگي فرهنگي که دچارش شده ايم!!!

تعداد بازديد:568 آخرين تغييرات:95/09/17
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر