جمعه 2 تير 1396 - 28 رمضان 1438 - 23 ژوئن 2017
صفحه اصلي/خانواده

کابوسهای کودکانه

کابوسهاي کودکانه

پدر و مادرهايي که فرزند کوچک دارند بيش از هر کس مشکلات خواب کودکان را تجربه کرده اند و طبيعتا دوست دارند روشهايي براي مقابله با اين مسايل بياموزند.

کابوسهاي کودکانه

خواب! ما در طول زندگي خود همواره با اين بازسازي، سر و کار داريم، در آن دخل و تصرف مي کنيم، از آن استقبال مي کنيم و آن را جز ضروري زندگي خود مي دانيم. بيدار شدن کودکان خردسال از خواب، کابوسهاي شبانه، دندان قروچه در خواب، سر تکان دادن در خواب و .. همه مسايل رايج ميان کودکان است.هر چه کودک بزرگتر مي شود تنوع رفتار آنها در خواب بيشتر مي گردد و درمقابل والدين هم واکنشهاي مختلف و متفاوتي را از خود بروز مي دهند.

پدر و مادرهايي که فرزند کوچک دارند بيش از هر کس مشکلات خواب کودکان را تجربه کرده اند و طبيعتا دوست دارند روشهايي براي مقابله با اين مسايل بياموزند

کابوس ها

کابوسها که در مرحله حرکت سريع چشم رخ مي دهد، در واقع روياهايي ترسناک هستند که کودک را بيدار کرده و ترس و اضطرب عميقي را در او ايجاد مي کند. کابوسها معمولا ثلث آخر خواب رخ مي دهند. در کابوس کودک تحرک فيزيکي ندارد، هنگام بيدار شدن هوشيار است و جزييات روياهايش را کاملا به ياد مي آورد. کودکان بيشتر صبح ها کابوس مي بينند ضمن اينکه کابوس پديده شايعي ميان کودکان است و حددا 10-15 درصد کودکان 3-6 ساله کابوس مي بينند.

منشا کابوسها

کابوسها ظاهرا استرسهاي طول روز را منعکس مي کند . محتواي آنها نيز از سير رشدي ترسها و نگراني ها تبعيت مي کند. مثلا پيش دبستاني ها خواب موجودات خيالي ترسناک را مي بينند حال آنکه کودکان بزرگتر خواب بچه دزدي مي بينند. دوره هاي پر استرس و ضربه هاي رواني نيز بر شدت کابوسهاي کودکان مي افزايد؛ مطالعات نشان داده که دانش آموزان دچار ناتواني هاي يادگيري که نگران توان عقلي و تحصيلي خود هستند بيش از ساير کودکان دچار کابوس مي گردند. مصرف و قطع برخي از دارو ها هم در ايجاد کابوس مي تواند نقش داشته باشد.
همانطور که گفته شد بروز کابوس در کودکان امري شايع است اما زماني بروز کابوسها نگران کننده است که جنبه تکرار شونده داشته باشند. کابوسها اگرچه به خودي خود آسيب محسوب نمي شوند ولي مي توانند اختلال خواب و ترس از رختخواب رفتن ايجاد کند.

بررسي يک نمونه واقعي

خانم و آقاي موسوي والدين آراد ده ساله هستند. آنها بابت کابوسهاي مکرر آراد به روان شناس مراجعه کردند.ابزارهاي بررسي نشان داد که عملکرد آراد در مدرسه خوب است و دانش آموزي فعال است. هر چند که والدينش او را کودکي حساس ارزيابي مي کنند اما در کل پسري شاد است و دوستان زيادي دارد. بررسيها نشان داده که در دو هفته اخير، او يازده شب را دچار کابوس شده است.
آراد در اتاق خواب خود مي خوابد اما وقتي دچار کابوس مي شود کف اتاق والدين يا برادربزرگترش مي خوابد. در پنج شب گذشته نيز دير به خواب رفته بود و چند بار پدر و مادرش را صدازده بود يا بيدار مانده بود و کتاب خوانده بود.

مصاحبه با والدين آراد

خانم و آقاي موسوي هر دو کارمند بوده و داراي سه فرزند پسر هستند که آراد فرزند دوم آنهاست. آنها آراد را پسري سالم توصيف مي کنند که هرگز سابقه بستري شدن هم نداشته است. آراد در سنين 4-6 سالگي بعد از مرگ پدربزرگش دچار وحشتزدگي در خواب مي شده. در مقطع پيش دبستاني نيز ماهي يک بار دچار کابوس مي شده، کم کم اين کابوسها بسيار کمتر شده و به سالي چند مورد رسيده است. اما اخيرا مجددا بر شدت اين کابوسها افزوده شده به طوري که طي دو هفته اخير آراد يازده بار کابوس ديده است.

مصاحبه با آراد

نکته قابل توجه در صحبت با آراد اين بود که او احساس مي کرد اين کابوسها همواره ادامه خواهد يافت. آراد مي دانست کابوسها واقعيت ندارند اما از آنها خيلي مي ترسيد.
در طي مصاحبه آراد به نکاتي ديگر هم اشاره کرد؛ اينکه چند بچه قلدر در سرويس مدرسه او است و باعث آزار او و برادر کوچکترش مي شدند . اين بچه هاي قلدر، آراد و برادرش را دايما تمسخر مي کردند و هل مي دادند. البته به نظر مي رسيد که برادربزرگتر آراد نيز زياد او را مورد استهزا و تحقير قرار مي دهد.

هر چه کودک بزرگتر مي شود تنوع رفتار آنها در خواب بيشتر مي گردد و درمقابل والدين هم واکنشهاي مختلف و متفاوتي را از خود بروز مي دهند

سير درمان آراد

آراد مدت چهار هفته با روان شناس ملاقات داشت. در نهايت تصميم گرفته شد که آراد هرگاه کابوس ديد به اتاق والدين خود برود و سپس يکي از والدين او را به اتاقش ببرد و آراد محتواي کابوس را براي وي شرح دهد و در برگه ثبت روزانه خواب، يادداشت کند.

همچنين آراد و روان شناس محتواهاي خواب آراد را مرور کرده و نقش شخصيتهاي آن را بازي کردند. آراد در اين نمايشها پاسخ هايي مي داد که وي را بر آن رويدادهاي ترسناک مسلط مي کرد.

عوامل استرس آور در طول روز مورد بررسي و درمان قرار گرفت. يکي از اين موضوعات قلدرهاي سرويس مدرسه آراد بودند که بايد با کمک آراد و روان شناس رفع مي شد. آراد تصميم گرفت از پدر و مادرش بخواهد ماجراي قلدرها را به مدير مدرسه بگويد و مدير مدرسه به آنها تذکر دهد تا رفتارشان را اصلاح کنند. همچنين تصميم گرفت اگر او را کتک زدند يا هل دادند از خودش دفاع کند.

همچنين بايد به رفتار برادر بزرگتر آراد هم رسيدگي مي شود و قرار شد که والدين طوري برنامه ريزي کنند که اگر جر و بحثي ميان آراد و برادر بزرگش ايجاد شد خودشان حل کنند و در غير اين صورت هردو جريمه شوند ضمن اينکه براي اوقات فراغت برادر بزرگتر آراد هم برنامه ريزي جدي شود.

همزمان با افزيش تسلط آراد بر وقايع زندگي خويش، به ويژه همزمان با حل مشکل او با قلدرهاي سرويس مدرسه، کابوسهايش ظرف مدت يک ماه کمتر شد. پيگيري مدير مدرسه باعث شد که قلدرها به خاطر آزار و اذيتهاي جدي که به بچه هاي سرويس مي کردند، به مدت يک هفته حق استفاده از سرويس را نداشتند. بعد از يک هفته که محروميت آنا تمام شد بازهم قلدرها آراد را به طور لفظي تهديد کردند و آرادهم در پاسخ گفته که" اگر بدرفتاريهايشان ادامه يابد حتما درس به يادماندني به آنها خواهد داد"
آراد متوجه شد که با فهميدن مشکلات روزمره خود احتمالا دچار کابوس خواهد شد ولي اين را هم ديگر ياد گرفته بود که اگر کابوسهايش تکرار شدند، بايد دنبال استرسها بگردند و با آنها کنار آمده و حلشان کند.

تعداد بازديد:109 آخرين تغييرات:95/09/18
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر