یکشنبه 26 خرداد 1398 - 12 شوال 1440 - 16 ژوئن 2019
صفحه اصلي/دين و انديشه

اسلام مروج و مدافع عدالت جنسیتی است

حجت الاسلام رضا غلامي:

اسلام مروج و مدافع عدالت جنسيتي است

رئيس مرکز پژوهش هاي علوم انساني اسلامي صدرا با بيان اينکه اسلام مروج و مدافع عدالت جنسيتي است، گفت: در تبيين نظرات مترقي اسلام ناب در حوزه زنان با انفعال و کم کاري جدي روبرو هستيم.

به گزارش خبرنگار مهر ، متن پيش رو مشروح سخنراني حجت الاسلام والمسلمين رضا غلامي، رئيس مرکز پژوهش هاي علوم انساني اسلامي صدرا با موضوع «زن و خانواده در آيينه عقلانيت اسلامي» است که روز گذشته در واحد خواهران دانشگاه امام صادق(ع)، ايراد گرده است؛
عنوان بحث اينجانب، زن و خانواده در آيينه عقلانيت اسلامي است هرچند تاييد مي کنيد که ارائه چنين بحثي در يک جلسه، فقط در حد مقدمه چيني است لکن تلاش مي کنم در فرصتي که در اختيار دارم، لااقل تيتر وار به بعضي از مهم ترين مسائل مرتبط با اين بحث بپردازم.
زن و مرد از نظر منزلت انساني، هيچ تفاوتي با هم ندارند
اولين مطلب اينکه در عقلانيت اسلامي، زن و مرد از جهت روحي و به تبع آن، از نظر منزلت انساني، هيچ تفاوتي با هم ندارند؛ به عبارت ديگر، زن و مرد علي السويه از استعداد دست يابي به رفيع ترين سطح رشد و تعالي، و رسيدن به مقام خليفة الهي برخوردارند و آنچه به عنوان تفاوت جنسيتي ميان زن و مرد مطرح است به عالم طبيعي و فيزيکي و اقتضائات آن ربط دارد و طبعا قواعدي را هم در زمينه زيست فردي و اجتماعي زن و مرد به وجود مي آورد.
تساوي جنسيتي با هدف ظلم و ستم عليه زنان طرح مي شود
اين مطلب به عنوان اصل الأصول در مبحث ما، حقيقتا جزو برجستگي هاي تعاليم قدسي اسلام است و جا دارد با رويکرد هاي جديد تر و جذاب تر روي آن کار شود. در اينجا لازم است اين مطلب را صراحتا عرض کنم که در اين عالم، وضع قوانين جنسيتي براي زن و مرد اجتناب ناپذير است، صحبت کردن از تساوي جنسيتي، بيش از اين که با انگيزه خدمت به زنان مطرح شود، با هدف نهادينه کردن ظلم و ستم عليه زنان مطرح مي شود؛ در واقع، حاميان تساوي جنسيتي به دنبال تحميل امور، و تحميل سبک زندگي اي به زن هستند که با طبيعت او که مبتني بر نظام احسن است، سازگاري ندارد و زن را نه فقط دچار رنج مي کند بلکه آن را از بخش مهمي از استعدادهايش دور مي سازد.
اسلام مروج و مدافع عدالت جنسيتي است
در نقطه مقابل، اسلام مروج و مدافع عدالت جنسيتي است. عدالت جنسيتي يعني احترام به استعدادها و به تبع آن، به حقوق اختصاصي زن در عرصه هاي گوناگون و تلاش براي احقاق اين حقوق. از نظر ما، عدالت جنسيتي، بهترين و کارآمد ترين نسخه براي پايان دادن به مظالم مختلفي است که زنان در جهان با آن روبرو بوده و همچنان بيش از گذشته با آن مواجه هستند.
اگر به شرايط امروز عالم دقت کنيد، فرهنگ و سبک زندگي غربي، ضمن گرفتن آزادي انتخاب از زنان، به دنبال حذف تنوع و تکثر واقعي و يکدست سازي زنان در دنيا متناسب با اهداف نظام سرمايه داري است. يعني قالبي را براي زنان طراحي کرده اند و مي خواهند با فريب يا اجبار همه را وارد اين قالب کنند. اينکه امروز مي گوييم سبک زندگي غربي به دنبال مسخ انسان و قطع ارتباط آدمي با گوهر وجودي و مسير کمال وجودي اش مي باشد، يک حقيقت است. انسان در عالم غربي، چيزي جز چرخدنده اي براي دستگاه سرمايه داري و رفع عطش ثروتمندان و مستکبرين عالم به قدرت و شهوت نيست و اين، جزو مصائب بزرگ جهان کنوني است.
در عقلانيت اسلامي، زن ابزار پول سازي و منفعت طلبي نيست و کسي حق ندارد با برهنه سازي زن به اسم آزادي، او را به برده شرکت هاي اقتصادي تبديل کند. جاي تاسف است که امروز در کشور ما جريان غربزده مجددا استفاده ابزاري از جسم زن را در دستور کار خود قرار داده و بعضي از بنگاههاي هنري و رسانه اي هم در خدمت اين هدف کثيف قرار گرفته اند.
رعايت حجاب و عفاف، مشارکت اجتماعي زنان را کاهش نمي دهد
اين حقيقت به وفور تجربه شده که رعايت حجاب و عفاف، نه تنها مشارکت اجتماعي زنان را کاهش نمي دهد، بلکه با پايان دادن به بهره کشي ابزاري، زمينه بروز ظرفيت هاي حقيقي زنان در ميدان اجتماع را فراهم خواهد کرد. شما به واقعيت پيراموني خودتان دقت کنيد، امروز زنان محبه و عفيفه، به مراتب از زنان بدحجاب و کم حياء در به فعليت رساندن استعدادهاي خود موفق ترند.
قوانين ما همچنان با عدالت جنسيتي فاصله دارد
البته ما معتقديم بايد مشارکت اجتماعي زنان با عدالت جنسيتي و شأن و منزلت زنان همسو شود. نمي توان انکار کرد که قوانين و فرايند هاي نوشته و نانوشته با عدالت جنسيتي فاصله دارند و اين اشکال بزرگ بايد با مجاهدت خود بانوان فرهيخته و نخبه کشور برطرف شود.
از طرف ديگر، در جامعه اي که عدالت جنسيتي ملاک است و زنان به حکم عقل و شرع، مقيد به رعايت حجاب و مرزبندي هاي معقول اجتماعي هستند، دولت ها در قبال امور زنان از مسئوليت هاي ويژه برخوردارند. دولت ها نمي توانند در فراهم سازي امکانات رفاهي و تفريحي و يا تأمين هاي اجتماعي به تساوي زن و مرد قائل باشند و نظاره گر رنج هايي باشند که جامعه زنان با آن روبرو است.
حتي در امور قضايي نيز به فلسفه احکام اختصاصي زنان توجه لازم صورت نمي گيرد. اين قوانين آمده است تا شرايط زندگي زنان و احترام و حرمت آنها را بالا ببرد نه اينکه با رواج برداشت هاي غلط يا رسيدگي هاي نامطلوب به مسائل قضايي زنان، عکس منظور نظر شرع مقدس اسلام به مثابه يک احساس اجتماعي، عينيت پيدا کند. لذا يکي از نيازهاي امروز زمينه سازي براي ظهور مکانيزم قضايي کارآمد و متناسب با شان و منزلت زن مسلمان است.
انفعال و کم کاري در تبيين و تحقق نظرات مترقي اسلام ناب در حوزه زنان
بايد صراحتا عرض کنم که ما در تبيين و تحقق نظرات مترقي اسلام ناب در حوزه زنان با انفعال و کم کاري جدي روبرو هستيم و آنچه امروز در اين زمينه مشاهده مي شود، با شرايط مطلوب فاصله معتنابهي دارد. البته خود بانوان مسلمان و انقلابي در زمينه کاهش اين فاصله نقش منحصربه فردي دارند. من معتقدم، سکون و کم تحرکي خواهران فرهيخته و انقلابي در اين زمينه و دادن ميدان به دست غربزده ها و فمينيست ها لطمات جدي به تحقق گفتمان انقلاب اسلامي در عرصه زنان شده است. در حال حاضر به برکت انقلاب صدها موضوع پژوهشي تازه متولد شده که ورود به آنها فرصت به نمايش گذاشتن ظرفيت بي نظير انديشه اسلامي در پاسخگويي به نيازهاي کشور را در اختيار ما قرار مي دهد.
در بحث خانواده، مايلم به اختصار به چند نکته مهم اشاره کنم :اولا، خانواده، سلول بنيادي جامعه اسلامي است. اگر خانواده در جامعه به هر دليل دچار بيماري يا از هم پاشيدگي شود، ترديد نبايد کرد که جامعه نيز به تبع آن، دچار بيماري و از هم پاشيدگي خواهد شد. امروز فرهنگ و سبک زندگي غربي و در رأس همه، فردگرايي، خانواده را در غرب متلاشي کرده و ما نبايد اجازه بدهيم اين اتفاق تلخ و لطمه زننده در جامعه ما نيز تکرار شود.
متاسفانه کم التفاتي ها و کم کاري ها نهاد خانواده در کشور ما را بدحال کرده و به طوريکه بسياري از صاحب نظران سالهاست که زنگ خطر را در ارتباط با خانواده به صدا در آورده اند. اين را هم عرض کنم که در خود غرب نگراني درباره وضع خانواده روز به روز تشديد مي شود به طوريکه تاکنون صدها کتاب منتشر و دهها کنفرانس عظيم در اين زمينه برپا شده است؛ البته جاي تعجب است که چرا غربزده هاي ايراني و آنهايي که قبله خودشان را در همه زمينه ها غرب قرارداده اند، حتي از به کاربردن نام خانواده هراس دارند و اين همه به شرايط بد نهاد خانواده در ايران بي توجه اند.
در حال حاضر، فضاي فرهنگي و رسانه اي کشور خواسته يا ناخواسته به دشمن نهاد خانواده تبديل شده و هر روز زخم جديد و عميقي بر پيکر خانواده ايجاد مي کند. صراحتا عرض کنم که نشر آلوده، مطبوعات آلوده، سينماي آلوده، تئاتر آلوده و از همه مهم تر، فضاي مجازي ناسالم، که حتي کارهاي خوب فرهنگي-هنري را هم خنثي مي کند، خانواده ايراني را در معرض سقوط قرار داده است و بايد ديد بي تفاوتي در قبال فضاهاي فرهنگي کشور به نام آزادي و در جهت اهداف سياسي- جناحي، چه هزينه هاي جبران ناپذيري را به نهاد خانواده وارد کرده است و چقدر تداوم اين هزينه ها قابل تحمل است؟
دولت هيچ برنامه تحول آفريني در زمينه ازدواج پايدار ندارد
از طرف ديگر، نهال ازدواج پايدار که شکوفا کننده نهاد خانواده است سالهاست به شدت رنجور شده و در شرايطي که دولت هيچ برنامه تحول آفريني در اين زمينه ندارد و تشکل هاي مردمي نيز از ورود همه جانبه به اين ميدان پرهيز دارند، اميدي به تقويت اين نهال وجود ندارد. هر چند مسائل فرهنگي در بحث ازدواج غلبه محسوسي دارد لکن چيزي که در سالهاي اخير مشکل ازدواج را پيچيده تر کرده اقتصاد راکد و معضل رو به رشد بيکاري است.مسلما، در عقلانيت اسلامي نقش زن در نهاد خانواده به حد مهم و منحصربفرد است که قوام و حيات خانواده، در گرو حضور و نقش آفريني اوست.
چيزي که بعضي از زنان جوان به آن توجه ندارند اين واقعيت است که اسلام به شرط رعايت حجاب و عفاف و به شرط در نظر گرفتن عدالت جنسيتي، هيخ مخالفتي با مشارکت اجتماعي زنان ندارد اما ارزش ايفاي نقش مادري و همسري زن در خانواده از جهت فايده و ثمر، با هيچ نوع خدمت اجتماعي اي قابل مقايسه نيست.
البته امروز بسياري از زنان خانه دار از جهت برخورداري از شخصيت اجتماعي دچار مظلوميت هستند. متاسفانه، تحميل فرهنگ و سبک زندگي غربي، زنان خانه دار را مبتلا به خود کم بيني کرده است و بخشي از جامعه هم به اين خودکم بيني دامن مي زند. بايد روزي برسد که شخصيت اجتماعي زن خانه دار به مراتب از ساير بانوان بيشتر باشد و زن به خانه دار بودن خود و به سهم بي بديلي که در سازندگي جامعه و توليد سرمايه ملي دارد کاملا افتخار کند.
زن به هيچ وجه خدمتکار خانه نيست
البته اين را عرض کنيم که زن در خانواده به هيچ وجه خدمتکار همسر و فرزندان نيست و چنين تلقي اي از نقش زن در خانواده، حتما با احکام و ارزش هاي اسلامي مغايرت دارد. اينکه روي نقش محوري زن در خانواده تاکيد مي شود، به مفهوم آن نيست که نسبت به ناديده گرفتن حقوق زنان از سوي مردان جوازي صادر شده است؛ خير، مردان بي اخلاق و تماميت خواه سرجمع هم وزن ساير عوامل مخرب، در فروپاشي نهاد خانواده مسئولند. لذا اصلاح و ارتقاء نقش مردان در صيانت از خانواده بايد جدي گرفته شود.
يکي از عالي ترين وجوه امر به معروف و نهي از منکر در نهاد خانواده اتفاق مي افتد، آنجايي که قرآن کريم مي فرمايد : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِيکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ. ( سوره تحريم آيه ۶ ). اگر در خانواده بر اساس ولايتي که اعضاء آن بر حسب مراتب بر هم دارند، امر به معروف و نهي از منکر نباشد، نه تنها خانواده از آسيبها در امان نخواهد بود، بلکه از حرکت کردن در مسير رشد و کمال نيز محروم خواهد شد.
در عين حال آن عنصر اعجازگري که قوام خانواده به آن بستگي دارد، عنصر محبت، گذشت و احترام متقابل است که بايد به عنوان يک عامل کليدي در پاسداري از نهاد خانواده دائما مورد تاکيد باشد. اتفاقا دنياپرستي و اصالت نفع و سود، بيشترين لطمه را به همين عنصر اعجازگر زده و اعضاء خانواده را در حد يک وسيله يا کالاي اقتصادي تنزل داده است.
يک واقعيتي که اين روزها متاسفانه توسط برخي حتي در رسانه ها در حال وارونه سازي است، اين است که تدين، اهتمام به شريعت اسلامي و اخلاق الهي، مولد همه آن خوبي هايي است که ما آن را در نهاد خانواده جستجو مي کنيم و اين ظلم بزرگي است که شرايط از هم پاشيده خانواده هاي نامتشرع را به خانواده هاي متدين نسبت مي دهند و از هيچ کاري براي سياه نمايي عليه خانواده و به طور خاص زن مسلمان دريغ ندارند.
نيازمند شکل گيري يک نهضت بيداري و خودباوري در بين بانوان ايراني هستيم
خواهران گرامي، در پايان، اين مطلب را عرض مي کنم که ما در شرايط کنوني، به شکل گيري يک نهضت بيداري و خودباوري در بين دختران و بانوان ايراني نيازمنديم. بايد در برابر جريان مسخ انسان و به ويژه مسخ زن، و دور کردن او از حقيقت و گوهر وجودي اش به وسيله روشنگري مبارزه کرد. توجه داشته باشيد، تحجر و روشنفکري اباحه گر، دو روي يک سکه هستند و هر دوي اين ها به يک اندازه در عقلانيت اسلامي مذموم شمرده مي شوند. لذا در پيگيري مسائل زنان، بايد همان قدر که نسبت به روشنفکري غربزده و اباحه گر حساس بود، بايد به تحجر و دگم انديشي نيز حساس بود و باب تفکرات مترقي و راهگشاي اسلام به روي جامعه اسلامي را مسدود نکرد.
تعداد بازديد:582 آخرين تغييرات:95/10/08
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر