دوشنبه 2 اسفند 1395 - 23 جمادي الاول 1438 - 20 فوريه 2017
صفحه اصلي/مقالات

جایگاه نیت در آیات و روایات

جايگاه نيت در آيات و روايات

جايگاه نيت در آيات و روايات

در قرآن کريم آياتي داريم که تقريباً به طور مطلق، رضاي خداوند را مقوم ارزش اخلاقي کارها معرفي کند. و در مقابلش نيت ها و انگيزه هايي را که مخالف با رضاي و نامتناسب با آن باشد، موجب سقوط فعل از ارزش اخلاقي دانسته و به‌عنوان ضد ارزش اخلاقي مطرح مي‌کند. نسبت به بعضي موارد، آيات زيادي صريحاً و نيز با تأکيد روي رضايت خداوند تکيه کرده است شايد به اين علت که در اين مواد خاص، انسان بيشتر در مظان انحراف و در معرضنيت هاي نادرست قرار گيرد. از اين رو، خداوند براي جلوگيري از انحراف از ارزش هاي اخلاقي و پيشگيري از سقوط انسان در ارزش هاي صنفي به‌ويژه روي نيت و انگيزه الهي تأکيد کرده است. و برعکس، در موارد ديگري وضع به گونه اي است اگر کسي نيست غير خدايي داشته باشد. اين حالت انحرافي و استثنايي خواهد بود مثل اينکه کسي فقط براي رياکاري نماز بخواند چنين چيزي در مؤمنين جنبه استثنايي دارد و در منافقين اتفاق مي افتد. ولي، در اين موارد خاص که روي رضايت خداوند تکيه شده حالت انحرافي يک استثنا نيست؛ بلکه بسياري از مردم و حتي مؤمنين مبتلا به آن مي شوند.

في المثل در انفاقات اين حالت زياد اتفاق مي افتد و از جاهايي است که چون مورد حاجت و لغزشگاه بوده قرآن رويش تکيه مي‌کند. خداوند گاهي اهميت نيت به طور اطلاق گوشزد مي‌کند. نظير اينکه در وصف قرآن مي فرمايد: «قد حأَسکم مِنَ الله نُورُوَ کتابُ مُبينٌ يَهدي بهِ اللهُ مَن اتَّبَعَ رِضونَهُ سُبُلَ السّلامِ» (مائده/ 15 و 16).
(به سوي تو آمد از طرف خداوند نور و کتاب روشني، خداوند کساني را که از خشنودي و رضايت او پيروي کنند به راه هاي امن و آرامش هدايت مي‌کند.)
آري کساني که طالب رضاي خدا باشند به وسيله قرآن هدايت مي شوند و برعکس، کساني که در طلب خشنودي خداوند نباشند. از اين کتاب نمي توانند استفاده کنند. و يا در وصف گروهي از مردم مي فرماييد:
«وَ مِنَ النّاس مَن يَشري نَفسَهُ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللهِ وَ اَلله رَئُوفُ بالعِباد» (بقره/ 207).
(و از مردم کسي است که جان خويش به طلب خشنودي خدا فروشد و خدا به بندگان مهربان است.)
دو گروه از مردم در مقابل هم قرار مي دهد. گروهي آن کسان که به دنبال فساد و برتري طلبي هستند و گروه ديگر آنانند که خود را به خداوند مي فروشند و صرفاً براي آنکه طالب مرضات خداوند هستند خود را وقف او مي‌کنند. در مقابل اين آيات، آيات ديگري با تعابير گوناگون دلالت دارند بر اين که نيت هاي پليد و انگيزه هاي نفساني که برخلاف خشنودي خدا باشند موجب سقوط انسان مي شوند. نظير اينکه مي فرمايد:
«وَ اِن تَبدُوا ما اَنفُسَکم اَو تُخفُوهُ يُخاسِبکم بهِ الله» (بقره/ 284).
و يا مي فرمايد: «لا يُؤاخِذکُم اللهُ بالَّلغو فِي وَلکِن يُؤاخِذکُم بِما کَسَبَت قُلوبُکم» (بقره/ 225).
(خدا شما را به قسم هاي بيهوده بازخواست نمي کند ولي شما را به آنچه دلهايتان کرده بازخواست مي‌کند.)
اکثر آياتي که روي نيت تکيه مي‌کنند مربوط به موارد خاصي است که انسان در آنها به لغزش نزديکتر است. چون گمان مي‌کند که اين کارها را اگر براي غير رضاي خداوند هم انجام دهد، داراي ارزش خواهد بود. يکي از اين موارد خاص، هجرت است که از شرايط سخت طاقت فرسا کساني به خاطر اسلام، خانه و زندگي و اموال خود را در مکه رها کرده و به مدينه مهاجرت نمودند و پس از اين به خاطر اين فداکاري در ميان مردم مسلمان از احترام ويژه اي برخوردار بودند و اين کار آنان از ارزش اخلاقي بزرگي برخوردار بود. ولي، کسانيهم بودند که پس از قوت اسلام، پيروزي مسلمانان را پيش بيني مي کردند. و از روي انگيزه هاي غير خدايي و به خاطر طمع هايي به مدينه مهاجرت مي کردند، از اين رو در مورد هجرت، قرآن به‌ويژه، روي آن نيت خاص و انگيزه الهي تکيه مي‌کند و مي‌گويد: کساني که براي خداوند به خاطر تحصيل خشنودي وي مهاجرت مي‌کنند، ارزش دارند.
«لِلفُقَراءِ المُهاجِرين الّذينِ اُخرِجُوا مِن دِيارِهِم وَ اَموالِهِم يَبتَغُونَ فُضلاً مِن اَللهِ» (حشر/ 8).
(براي نيازمندان مهاجرت که از ديار و اموالشان بيرون شده اند، فضلي (و رضايت و خشنودي) از خدا طلب مي‌کنند.)
خداي تعالي درباره نيت مي فرمايد: «قُل اِنَّ صَلواتي وَ نُسُکي وَ مَحياي وَ مکاتي لِلهِ رَبِّ العالمينَ» (انعام/ 162).
(بگو به درستي که نماز و اعمال و زندگي و مرگ من همه براي خداي جهانيان است.)
«نيت» به معناي قصد است و قصد حلقه اتصال بين علم و عمل است. چرا که اگر کسي نداند که بايد کاري را انجام دهد قصد انجام آن را نمي نميد و تا چنين قصدي نکند آن عمل صورت نمي گيرد. و مبدأ سير و سلوک قصد است. و بايستي سالک مقصد معيني را در نظر بگيرد و چون مقصد کمال مطلق بايد نيت تقرب به حق تعالي باشد، زيرا که کامل مطلق ذات پاک اوست. (غياثي کرماني، 1383: 62)
ارتباط «نيت» باخداوند درجات مختلفي دارد. گاهي کار به خاطر خود خداوند انجام مي‌شود و انسان صرفاً، چون خداوند را دوست دارد؛ کاري را که حرف وي باشد انجام مي دهد چنانچه در بعضي روايات از ائمه اطهار (عليه السلام) وارد شده است که: «اِنَّما اَعبُدُهُ حُبّاً لَهُ» يا «اِنَّما اَعبُدُهُ شُکراً لَهُ»
(خدا را به خاطر دوستي و محبت او) يا (به خاطر سپاس از او پرستش مي‌کنم.)
گاهي کار را براي دستيابي به نعمت هاي خداوند انجام مي دهد اما از آن جهت که از ايمان به خدا سرچشمه مي گيرد؛ يعني نعمت را چون خداوند اعطاء مي‌کند و از دست خداست، مي خواهد و براي آن کار مي‌کند. کساني که براي تحصيل ثوابهاي اخروي و اخيت از عذاب خدا کار مي‌کنند؛ آن هم ارزش دارد ولي در مقايسه با کاري که فقط براي خداوند انجام مي‌شود ارزش نازلتري دارد. خلاصه کاري از نظر اسلام ارزش دارد که برون وابسته يا مع الواسط با خداوند پيدا مي‌کند و علت اينکه نيت، موجب ارزش کار مي‌شود، رابطه با خدا است؛ زيرا به وسيله نيت که اين رابطه تحقق مي پذيرد. (مصباح، 1385: 167)
به بيان ساده تر مي توان بيان کرد که خداوند متعالي نيت را براي تأکيد بيشتر در قبولي اعمال در قرآن صريحاً بيان فرموده است که انسان ها توجه بيشتري به آن داشته باشند. و با توجه به آيات و روايات انسان نيت خود را خالصانه و براي رضاي خداوند انجام دهد.
ارکان نيت
اسلام هيچ عبادتي را بدون نيت نمي پذير و نيت از نظر اسلام داراي دو رکن است. يکي اينکه عمل بايد از روي توجه باشد نه از روي عادت، آن چنان عادتي که انسان بدون اينکه خودش توجه داشته باشد آن بدنش دارد عمل را انجام مي دهد. مثل خيلي کارهايي که انسان بدون توجه انجام مي دهد. مانند راه رفتن انسان وقتي دارد راه مي رود توجه ندارد که دارد راه مي رود، از روي بي توجهي است.
پس اولين رکن نيت اين است که انسان بايد ذهنش را متمرکز کند، طوري که عمل از روي توجه باشد نه بي توجهي اينکه مي‌گويند: استدامه نيت هم شرط است براي همين است. توجهي هم که در ابتداي نماز داري کافي نيست؛ يعني اگر انسان در وسط نماز آن چنان از کار خود غفلت کند که بايد متوجهش کرد، نمازش باطل است. (مطهري، 1378: 278)
رکن دوم اخلاص است. و آن عبارت است از خالص ساختن قصد، در سير و حرکت و جميع اعمال از براي خداي تعالي و قطع طمع از اعراض دنيويه، بلکه اخرويه و بلکه از جميع آنچه بر خود راجع مي‌شود. بلکه در اواخر حال، امر به انتهاي نيت منتهي مي‌گردد. اخلاص حالت و ملکه اي در دل است که در سايه تنزيه قلب از علايق غير خدايي و مقاصد شرک آلوده پديدار مي‌شود. و با مداومت بر اطاعت و پا فشاري در فکر و ذکر، شدت مي يابد. (محمودي، 1380: 93)
به بيان ساده تر مي توان بيان کرد که نيت دو رکن اساسي دارد. يکي توجه به عمل انسان و ديگري اخلاص انسان در عمل او است. انسان با توجه به عملي که انجام مي دهد. بايد به آن عمل توجه مهمي داشته باشد و ان را با قصد انجام دهد و از روي عادت هميشگي آن کار را انجام ندهد. رکن ديگر که اخلاص است انسان با توجه به اخلاص و خلوصي که در دل دارد مي توان آن کار را براي رضا و خشنودي خداوند انجام دهد.


انواع اعمال
اعمالي که انسان انجام مي دهد جنبه عبادي و يا تکليفي دارد. بر سه گونه است. نوع اول اعمالي است که نيت، مقدم و محقق وجود آن است. يعني اگر نيتي نباشد، آن عمل در خارج محقق نمي شود. نوع دوم اعمالي است که قوام آن به نيت، ولي اگر نيت و قصد قربت در آن باشد، ثواب واجد دارد. براي مثال طهارت لباس و بدن از مقدمات نماز است. اين نوع طهارت، نيت و قصد و قربت نمي خواهد. اگر باد لباسهاي شما را در اب بيندازد يا شخص ديگر بي اختيار در اب پرت کند و لباس و بدن شما شسته شود، لباس شما پاک شده و شستن آن دوباره لازم نيست. البته اگر با نيت و قصد و قربت انجام شود بهتر است. نوع سوم اعمالي است که افزون بر اصل نيت، قصد قربت و اطاعت مي خواهد. اين نيت، فوق نيت محقق است. يعني نماز و وضو مانند آن از عبادت، علاوه بر آن که قصد (عمل خالص) را مي خواهد لازم است با قصد قربت و امتثال امر الهي انجام شود. يعني در عبادات انگيزه عمل بسيار مهم است. (مهدوي کليني، ج 2، 1380: 81 و 82)
به بيان ساده تر مي توان بيان کرد که سه نوع اعمال داريم که هر کس طبق اين اعمال، وظايف خود را انجام دهد. اين ها مورد قبول خداوند متعالي مي‌شود.
نقش نيت در قبولي اعمال
از آنجايي که اخلاق اسلامي بر اساس تزکيه و تقويت بنيه معنوي و فضايل نفساني و ارزش هاي والاي انساني نهاده شده است. بدين جهت، در کليه اعمال اعم از قلبي و بدني به‌ويژه عبادات و اصالت با نيت است. نيت تا آن درجه نقش دارد که چنانچه عملي غير عبادي و مباح با صبغه الهي و قصد قربت انجام شود. عنوان عبادت به خود مي گيرد و داراي اجر و ثواب مي‌شود. مثلاً اگر غذا خوردن يا استراحت را با اين قصد انجام دهيم که با خوردن غذاي خوب و استراحت کافي بتوانيم بهتر عبادت کنيم و يا بيشتر در خدمت مردم باشيم، آن غذا خوردن و استراحت عبادت محسوب مي‌شود. و حال آنکه اين گونه اعمال ذاتاً عبادت نيست؛ پس، با اين وضع مي توان گفت که نيست، روح عمل و حقيقت آن است. و به تعبير ديگر، آنچه در اسلام اهميت دارد، جنبه باطني و حقيقي عمل است. که ارزش و قبولي اعمال به آن بستگي دارد. (مهدوي کني، 1373: 379)
رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم فرمود: «نِيَّهُ المُؤمِنِ خَيرُ مِن عَمَلِهِ وَ نِيَّهُ الکافِرِ شَرُّ مِن عَمَلِهِ وَ کُلُّ عامِلٍ يَعمَلُ عَلي نِيَّتِهِ» (نيت مؤمن از عمل او بهتر و نيت کافر از عمل او برتر است، و هر کس طبق نيتش کار مي‌کند.) (حر عاملي، سال انتشار بيتا، ج 1: 35، )
همان گونه که نيت در کيفيت عمل و ارزش آن نقش دارد، در ساختار شخصيت انسان نيز تأثير بسزايي دارد. و ملاک ثواب نيت و انگيزه جدي است که انسان را به سوي عمل سوق مي دهد. خداوند اراده انسان را به شرط سعي و کوشش با ارزش تلقي کرده و به آن ارج مي دهد. که خداوند تنها خواستن را معيار ارزش قرار نداده بلکه خواستني را که توأم با ايمان و عمل صالح باشد ملاک قرار داده است. که نيت جدي در مقام عمل با دو نوع بازتاب روبه‌رو مي‌شود. گاهي با موفقيت همراه است و گاه با شکست روبه‌رو مي‌شود. يعني انسان هميشه موفق نمي شود به نيت خود جامه عمل بپوشاند، اما در هر دو صورت چون نيت جدي است ارزش دارد هرچند در پاره اي از موارد موانع خارجي مانع از تحقق آن مي‌شود و اين همان نيتي است که فرموده اند بهتر از عمل است. بايد دانست که نيت مؤمن در صورتي با ارزش است که همراه با عمل باشد. اگر هر کسي يک کار نيک را بدون نيت اخلاص انجام دهد چون نيت او خالي از اخلاص است، براي او هيچ فايده اي ندارد. (همان: 410)
امام علي (ع) در خطبه ي اول نهج البلاغه مي فرمايد: «کمال توحيدهُ الما خِلاصُ له»
(بالاترين درجه ي خداشناسي، اخلاص براي خداست.)
و خداوند مي فرمايد: «وَ ما اُمِرُ اِلَّما لِيَعبُدُوا الله مُخلصين لَهُ الدّين» (بنيه/ 5)
(ما جز به اين امر نشويم که فقط خدا را عبادت کنيم و اعمالمان تماماً براي خدا باشد و در دين اخلاص بورزيم.)
زيرا از يک سرنوشت انسان بر محور مسئله ي توحيد است و از سوي ديگر فطرتش او را دعوت، شکرگزاري ضعم حقيقي مي‌کند و به طرف معرفت الهي رهنمون مي‌شود. هم چنين از سويي ديگر، روح اجتماعي و مدنيت انسان، او را به سوي کمک به محرومان که از شاخه هاي مهم اخلاق انساني است فرا مي خواند. (مکارم شيرازي، 1383، ج 27: 25)
حديث نبوي مي فرمايد: «مَن اَخلَص لِلهِ اَربعينَ صباحاً جَرَت ينابيعُ الحِکمَه مِن قَلبِه اِلي لِسانِه» (الجار الانوار، ج 67: ص 242)
(هر کس چهل شبانه روز خود را براي خدا خالص کند و هر کاري که انجام مي دهد رضاي او را در نظر بگيرد. خداوند چشمه هاي حکمت را از قلب او به زبانش جاري مي‌کند.)
واين مطلب به علم نظري ربطي ندارد؛ زيرا چه بسا افرادي که چندان سوادي ندارند. اما کلمات حکمت آميز از گفتار و اعمالشان ريزش مي‌کند. از اين حديث شريف استفاده مي‌شود که اصل در همه ي امور، نيت و عمل خالص براي خداست وگرنه براي خوشايند و اکراه ديگران کارکردن، نه تنها پذيرفته نمي شود، بلکه بعضي وقت ها شرک نيز محسوب شده و اعمال نيک انسان را حبط مي‌کند؛ زيرا مشرک فقط کسي نيست که بت بپرستد بلکه هر کس غير خدا را مستقلاً در زندگي خود مؤثر بداند و در اعمالش جلب نظر ديگران را منظور داشته باشد، هم چنين هم خدا و هم ديگران را در زندگي خود مؤثر بداند مشرک است. (حسيني، 1384: 59)
به بيان ساده تر مي توان گفت: که نيت در قبولي اعمال نقش بسيار مهمي دارد. هر انساني هر کاري که بدون نيت انجام دهد آن کار او بيهوده و عبث است. انسان بايد براي قبولي اعمال خود نيت را با قصد قربت انجام دهد که کار او باعث رضايت خداوند شود. از آنجايي که اعمال همه ي بندگان با نيت خودشان محاسبه مي‌شود پس ما براي قبولي اعمال بايد نيت کنيم.

نتيجه گيري:

در پاسخ به اين سوال مفهوم نيت و سعادت و شقاوت چيست؟
به بيان ساه تر مي توان اين چنين بيان کرد نيت را يک اراده دروني که در ذهن انسان به وجود مي آيد و باعث تصميم گرفتن آن کار مي‌شود بيان کرد. سعادت يعني دست يافتن به والاترين کرامت ما و ارزش هاي انساني.شقاوت همان سختي ها و بلاهايي است که خود انسان با اعمال و رفتارهايي که در طي زندگي خود دارد باعث مي‌شود که دچار آن مشکلات شوند.
در پاسخ به اين سوال نيت چه جايگاهي در آيات و روايات دارد؟
به بيان ساه تر مي توان اين چنين بيان کرد خداوند متعالي نيت را براي تأکيد بيشتر در قبولي اعمال در قرآن صريحاً بيان فرموده است که انسان ها توجه بيشتري به آن داشته باشند. و با توجه به آيات و روايات انسان نيت خود را خالصانه و براي رضاي خداوند انجام دهد.
د ر پاسخ به اين سوال ارکان نيت کدام اند؟
به بيان ساه تر مي توان اين چنين بيان کرد نيت دو رکن اساسي دارد. يکي توجه به عمل انسان و ديگري اخلاص انسان در عمل او است. انسان با توجه به عملي که انجام مي دهد. بايد به آن عمل توجه مهمي داشته باشد و ان را با قصد انجام دهد و از روي عادت هميشگي آن کار را انجام ندهد. رکن ديگر که اخلاص است انسان با توجه به اخلاص و خلوصي که در دل دارد مي توان آن کار را براي رضا و خشنودي خداوند انجام دهد.

در پاسخ به اين سوال انواع اعمال را نام ببريد.
به بيان ساه تر مي توان اين چنين بيان کرد سه نوع اعمال داريم که هر کس طبق اين اعمال، وظايف خود را انجام دهد. اين ها مورد قبول خداوند متعالي مي‌شود.
در پاسخ به اين سوال نقش نيت در قبولي اعمال چيست؟
به بيان ساه تر مي توان اين چنين بيان کرد که نيت در قبولي اعمال نقش بسيار مهمي دارد. هر انساني هر کاري که بدون نيت انجام دهد آن کار او بيهوده و عبث است. انسان بايد براي قبولي اعمال خود نيت را با قصد قربت انجام دهد که کار او باعث رضايت خداوند شود. از آنجايي که اعمال همه ي بندگان با نيت خودشان محاسبه مي‌شود پس ما براي قبولي اعمال بايد نيت کنيم.

منابع و مآخذ

* قرآن
1- اسحاقي، محمد، ارزشهاي اخلاقي، انتشارات اسوه، چاپ دوم، 1394
2- شعاعي، عليرضا، نقش نيت در تعبيرکارنامه اعمال، انتشارات و تحقيقات ذکر، 1384
3- ريگي، محمد، فرهنگ لغت، ج 6، انتشارات اسلامي تهران، چاپ دوم، 1378
4- جوادي آملي، حسن، اخلاق عملي، انتشارات مرکز نشر اسراء، چاپ پنجم، 1378
5- جهان تيغ، سميه، نقش نيت در سعادت و شقاوت انسان، ( تحقيق پاياني سطح 2 )، 1392
6- حسيني دشتي، مصطفي، ارزش اخلاقي، 1385ج 5، انتشارات پرهيزکار قم، چاپ اول، 1385
7- فراهيدي، احمد، ترتيب العين،، انتشارات اسوه قم، 1414 ق
8- عميد، حسن، فرهنگ لغت، انتشارات کلي، ج پنجم، 1389
9- غياثي کرماني، محمدرضا، آسان ترين راه براي سير و سکوک و تهذيب نفس، انتشارات محمدرضا حاج شريفي خوانساري، چاپ سوم، 1383
10- طباطبايي، حسن، تفسير الميزان، انتشارات بنياد علمي و فکري، ج7، چاپ پنجم، 1358
11- مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج 9، انتشارات تهران دتر الکتب الاسلاميه، 1353
12- مطهري، مرتضي، طهارت روح عبادت و نماز، انتشارات ستاد نماز، 1378
13- مهدوي کني، مهدي، اخلاق عملي، چاپ دوازدهم، دفتر نشر فرهنگي اسلام، 1373
14- محمودي، محمد، مفردات قرآن، ناشر مؤسسه فرهنگي دارالذکر قم، چاپ ششم، 1385
15- مشکيني، حسن، درس هاي اخلاق، انتشارات پارسايان، چاپ اول، 1376
16- مولي نراقي، مهدي، جامع السعادت، نشر کيمياي حضور، ج 3، چاپ نهم، 1371
17- معين، محمد، فرهنگ لغت، انتشارات ناص، ج 3، چاپ دوم، 1358

گردآورنده: زهرا کريميان، حوزه علميه فاطمه الزهرا (س) بندرترکمن

برگرفته از : ido.ir

تعداد بازديد:99 آخرين تغييرات:95/10/18
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر