جمعه 6 مرداد 1396 - 4 ذي القعده 1438 - 28 ژولاي 2017
صفحه اصلي/مقالات

حضرت معصومه (س) کریمه اهل بیت (ع)

حضرت معصومه (س) کريمه اهل بيت (ع)

حضرت معصومه (س) کريمه اهل بيت (ع)

حضرت فاطمه معصومه(س) کريمه اهل بيت، دختر امام هفتم حضرت موسي بن جعفر(ع) است، امام موسي بن جعفر(ع) دختران زيادي داشته است. علماي شيعه حضرت معصومه(س) را افضل از ساير دختران آن حضرت مي‌دانند، به‌عنوان نمونه شيخ عباس قمي در منتهي الآمال مي‌نويسد: «... بر حسب آنچه به ما رسيده افضل آن‌ها سيده جليله معظّمه فاطمه بنت امام موسي(ع) معروف به حضرت معصومه است».
يکي از سؤالاتي که درباره حضرت فاطمه معوصمه(س) مطرح مي‌شود اين است که چرا اين بانوي بزرگوار را کريمه اهل بيت مي‌نامند، مرکز مطالعات و پاسخگويي به شبهات حوزه علميه قم اين چنين به اين سؤال پاسخ مي‌دهد: حضرت فاطمه دختر امام موسي بن جعفر(ع) داراي القاب زيادي هستند، دو لقب مشهور آن حضرت «معصومه» و «کريمه اهل بيت» است، در رابطه با لقب کريمه اهل بيت در کتاب «در حريم حضرت معصومه(س)» اين گونه آمده است که: در ايام محبوس بودن پدر بزرگوارش، حضرت موسي بن جعفر(ع) و در روزگار مسافرت برادرش حضرت رضا(ع) در دفاع از حريم ولايت و پاسداري از خط امامت، آن چنان نقش مؤثري ايفا کرد که به «شفيعه روز محشر» و «کريمه اهل بيت پيامبر» اشتهار يافت و در کتاب «فروغي از کوثر»، ذيل عنوان «کريمه اهل بيت» آمده است که: «اولياء الهي منشاء کرامات و عناياتي بوده‌اند که آثار يک عمر اخلاص و وارستگي آن‌هاست، از دير زمان، آستانِ قدس فاطمي منشاء هزاران کرامت و عنايت رباني بوده است...».
اما به نظر مي‌رسد، شهرت اين لقب براي حضرت معصومه(س) به واسطه رؤياي صادقه‌اي است که از مرحوم آيت‌الله سيدمحمود مرعشي نجفي(ره) نقل شده است. داستان به اين صورت است که مرحوم سيدمحمود مرعشي نجفي متوفاي 1328 هجري قمري بسيار علاقه‌مند بود که به هر طريقي شده، محل قبر شريف حضرت صديقه طاهره(س) را به دست آورد، براي اين مقصود، ختم مجرّبي انتخاب کرده، چهل شب به آن مداومت کرد تا شايد خداوند به طريقي او را از محل قبر شريف حضرت زهرا(س) آگاه فرمايد، شب چهلم بعد از انجام ختم و توسل فراوان استراحت کرده در عالم رؤيا به محضر مقدس حضرت باقر يا حضرت صادق(ع) مشرف شد.
امام(ع) به ايشان فرمود: «عليک بکريمة اهل البيت»؛ به دامن کريمه اهل بيت چنگ بزن، ايشان به تصور اينکه منظور امام(ع) از «کريمه اهل بيت» حضرت زهرا(س) است، عرضه داشت: بلي! قربانت گردم من نيز اين ختم را براي همين گرفتم که محل قبر شريف آن حضرت را به صورت دقيق‌تر بدانم و به زيارتش مشرف شوم، امام(ع) فرمودند: «منظور من قبر شريف حضرت معصومه در قم است»، مرحوم آيت‌الله سيدمحمود مرعشي نجفي هنگامي که از خواب برخاست تصميم گرفت که رخت سفر ببندد و به قصد زيارت حضرت معصومه(س) رهسپار ايران شود. اين جريان در کتاب «کريمه اهل بيت» نقل شده است مؤلف بعد از نقل اين جريان در پاورقي کتابش اضافه مي‌کند که: اين داستان را مرحوم آيت الله مرعشي چندين بار در ملاقات‌هاي اينجانب با ايشان از پدر بزرگوارشان نقل کردند و حقير آن را بدون هيچ گونه تصرفي در اينجا آوردم.
اين داستان در کتاب «حرم فاطميون» و همچنين در کتاب «حضرت معصومه، فاطمه دوم» با اقتباس از کتاب «کريمه اهل بيت(س)» هم نقل شده است. آقاي محمدي اشتهاردي بعد از نقل اين داستان مي‌نويسد: «اقتباس، از کتاب ارزشمند «کريمه اهل بيت(س)» صفحه 43-45، سپس آقاي محمدي اشتهاردي ادامه مي‌دهد: ماجراي فوق را مرحوم آيت‌الله سيدشهاب‌الدين مرعشي به طور مکرر براي افراد مختلف نقل کرده است. يکي از شاگردان آيت‌الله نجفي مي‌گفت: ايشان در درس خود مي‌فرمود: علت آمدن من به قم، همين مطلب بود» و در مورد رؤياي مذکور ايشان مي‌نويسد: با توجه به اينکه مرجع تقليدي اين رؤيا را از پدر مجتهدش نقل مي‌کند و خواب ديدن امام معصوم(ع)، دليل بر صدق آن خواب است».
کرامت حضرت معصومه عليها السلام نسبت به جوان نخجواني
حضرت آيت الله مکارم شيرازي مي فرمود: «بعد از فروپاشي شوروي و آزاد شدن جمهوري هاي مسلمان نشين، مردم شيعه نخجوان تقاضا کردند که عده اي از جوانان خود را به حوزه علميه قم بفرستند تا براي تبليغ در آن منطقه تربيت شوند.
مقدمات کار فراهم شد و استقبال عجيبي از اين امر به عمل آمد. از بين سيصد نفر داوطلب، پنجاه نفري که معدل بالايي داشتند و جامع ترين آن ها بودند براي اعزام به حوزه علميه انتخاب شدند. در اين ميان جواني که با داشتن معدل بالا، به سبب اشکالي که در يکي از چشمانش وجود داشت، انتخاب نشده بود، با اصرار فراوان پدر ايشان، مسؤول مربوطه ناچار از قبول ايشان شد. ولي هنگام فيلمبرداري از مراسم بدرقه از کاروان علمي، مسؤول فيلم برداري دوربين را روي چشم معيوب اين جوان متمرکز کرده و تصوير برجسته اي از آن را به نمايش مي گذارد. جوان با ديدن اين منظره بسيار ناراحت و دل شکسته مي‌شود. وقتي کاروان به قم رسيد و در مدرسه مربوطه ساکن شدند، اين جوان به حرم مشرف شده و با اخلاص تمام متوسل به حضرت مي‌شود و در همان حال خوابش مي برد. در خواب عوالمي را مشاهده کرده و بعد از بيداري مي بيند چشمش سالم و بي عيب است.
او بعد از شفا گرفتن به مدرسه بر مي‌گردد. دوستان او با مشاهده اين کرامت و امر معجزه آسا، دسته جمعي به حرم حضرت معصومه عليها السلام مشرف شده و ساعت ها مشغول دعا و توسل مي شوند. وقتي اين خبر به نخجوان مي رسد، آن ها مصرانه خواهان اين مي شوند که اين جوان بعد از شفا يافتن و سلامتي چشمش به آن جا برگردد که باعث بيداري و هدايت ديگران و استحکام عقيده مسلمين گردد.»
آزاد شدن اسير جنگي
حضرت حجت‌الاسلام و المسلمين آقاي ابن الرّضا از حاج آقاي کشفي از خدمتگزاران بلند پايه حرم حضرت معصومه عليها السلام نقل کردند که در ايام جنگ، شبي از شبها گروهي از اسراي عراقي را به حرم مطهّر کريمه اهل بيت آورده بودند، در طرف بالاي سر حضرت ميله هايي نهاده شده بود که اسرا در داخل ميله ها و ديگر زائران در بيرون ميله ها مشغول زيارت بودند. يکمرتبه ديديم که زني از ميان تماشاگران جيغ کشيد و بلافاصله يکي از اسرا نيز جيغي کشيد.
معلوم شد که اين اسير از شيعيان عراقي بوده، به خدمت سربازي رفته، توسّط ارتش عراقي او را اجباراً به جبهه برده اند و آنجا به اسارت نيروهاي ايراني درآمده است.
مادرش نيز به جرم شيعه بودن از عراق اخراج شده، به ايران آمده، در قم اسکان داده شده، و به کلّي از سرنوشت پسرش بي خبر مانده است.
اين مادر بيچاره، هر شب به حرم مطهّر حضرت معصومه عليها السلام مشرّف مي شده، به خدمت بي بي عرض مي کرده: بي بي جان من پسرم را از تو مي خواهم.
آن شب نيز چون شبهاي ديگر به حرم مشرّف شده، براي پسرش دعا کرده، به حضرت معصومه عليها السلام متوسّل شده است که يکمرتبه پسرش را در ميان اسيران ديده، بي اختيار جيغ کشيده، پسرش نيز متوجّه مادر شده، متقابلاً جيغ کشيده و اينگونه از عنايات حضرت معصومه عليها السلام پس از سالها جدايي، چشم مادر با ديدن ميوه دلش روشن گرديده است.
پس از اين رخداد جالب، توسّط سازمان بين المللي ترتيبي داده شد که اين پسر از اسارت آزاد شده به کانون گرم خانواده برگردد.
پاداش گراميداشت خادم
مرحوم حاج ميرزا محمد تنکابني، متوفاي ۱۳۰۲ هـ. تأليفات فراواني دارد که اسامي ۲۱۲ جلد از آنها را در کتاب قصص العلماء آورده است. کتاب قصص العلماء به طوري که از عنوانش پيداست، در مورد شرح حال علماي اعلام تأليف شده است.
مرحوم تنکابني در اين کتاب به سبک قدما شرح حال خودش را نيز نوشته است.
او در ضمن شرح حال خويش به عناياتي از حضرت معصومه سلام الله عليها اشاره کرده، که يک نمونه آن را در اينجا مي آوريم: در سالي که براي زيارت حضرت فاطمه دختر موسي بن جعفر عليهما السلام ملقب به حضرت معصومه سلام الله عليها به قم مشرف شدم، کيسه اي داشتم که مخصوص پول طلا بود، همواره مقدار معيني طلاي مسکوک در آن مي گذاشتم و همراه خود مي بردم.
در يک شب جمعه اي دو اشرفي طلا در آن کيسه نهادم و براي آستان بوسي دختر باب الحوائج به حرم مطهر مشرف شدم. در حرم مطهر به دلم گذشت که به يکي از خدام هديه اي بدهم، چون هوا تاريک بود به جاي دو روپيه، دو اشرفي طلا را به او داده بودم.
هنگامي که به منزل مراجعت کردم، کيسه پول را خالي يافتم و متوجه شدم که اشرفي ها را سهواً به جاي روپيه داده ام. صبح هنگامي که مي خواستم از منزل بيرون بروم آن کيسه را برداشتم که تعدادي اشرفي در آن بگذارم و براي خرجي همراه خود بردارم، با کمال تعجب مشاهده کردم که دو اشرفي طلا در آن هست.
من مطمئن هستم که شب آن کيسه خالي بود و مطمئن هستم که احدي در آن تصرف نکرده بود.
سپس ايشان اضافه مي‌کند که اين قضيه دو بار برايم اتّفاق افتاد
فداها ابوها
آيت الله سيد نصر الله مستنبط از کتاب «کشف اللئالي» نقل فرموده که روزي عده اي از شيعيان وارد مدينه شدند و پرسش هايي داشتند که مي خواستند از محضر امام کاظم(ع) بپرسند. امام عليه السلام در سفر بودند، پرسش هاي خود را نوشته به دودمان امامت تقديم نمودند، چون عزم سفر کردند براي پاسخ پرسش هاي خود به منزل امام(ع) شرفياب شدند، امام کاظم(ع) مراجعت نفرموده بود و آنها امکان توقف نداشتند، از اين رو حضرت معصومه(س) پاسخ آن پرسش ها را نوشتند و به آنها تسليم نمودند، آنها با مسرت فراوان از مدينه منوره خارج شدند، در بيرون مدينه با امام کاظم(ع) مصادف شدند و داستان خود را براي آن حضرت شرح دادند.
هنگامي که امام(ع) پرسش هاي آنان و پاسخ هاي حضرت معصومه(س) راملاحظه کردند، سه بار فرمودند:«فداها ابوها» «پدرش به قربانش باد.» باتوجه به اين که حضرت معصومه(س) به هنگام دستگيري پدر بزرگوارش خردسال بود،اين داستان از مقام بسيار والا و دانش بسيار گسترده آن حضرت حکايت مي‌کند.
جلال و جبروت حضرت فاطمه سلام اللّه عليها
مرحوم آيت اللّه مرعشي نجفي قدّس سره بارها براي طلاب مي فرمودند: علّت آمدن من به قم اين بودکه پدرم، آقا سيد محمود مرعشي نجفي - که از زهّاد و عبّاد معروف نجف بود - چهل شب در حرم امير المؤمنين عليه السلام، بيتوته نمود که آن حضرت را ببيند. پس شبي در حالت مکاشفه، حضرت علي عليه السلام را مشاهده کرد که به ايشان فرمود: سيد محمود چه مي خواهي؟
عرض مي‌کند: مي خواهم بدانم قبر فاطمه ي زهرا سلام اللّه عليها کجاست؟ تا آن را زيارت کنم. حضرت فرموده بودند: من که نمي توانم برخلاف وصيت آن حضرت قبر او را معلوم کنم.
عرض مي‌کند: پس من هنگام زيارت چه کنم؟
حضرت فرموده بودند: خداوند متعال، جلال و جبروت حضرت فاطمه را به فاطمه ي معصومه سلام اللّه عليها عنايت فرموده اند؛ پس هر کس که بخواهد به زيارت حضرت فاطمه زهرا نايل شود، به زيارت حضرت فاطمه معصومه سلام اللّه عليها برود.
راهگشاي مشکلات فلسفي ام
مرحوم صدر المتألهين شيرازي، فيلسوف بزرگ جهان اسلام و صاحب کتاب گرانسنگ «اسفار اربعه» شاهکار فلسفه اسلامي، در سالهاي اواخر عمر پر برکت خود، تبعيد شده و در روستاي«کهک» قم مقيم گشته و در آنجا به تحرير مباحث فلسفي مشغول شده بود. ايشان گفته است: هرگاه در زمينه ي فلسفه، مشکلي برايم پيش مي آمد که از حلّ آن عاجز مي ماندم، با پاي پياده از کهک به قم مي رفتم و به کنار قبر حضرت فاطمه ي معصومه سلام اللّه عليها رفته، از آن حضرت استمداد مي‌نمودم. با اين کار، مسأله و مشکل من حل مي شد و سپس به روستاي کهک باز مي گشتم.
مکاشفه بزرگ صدر المتالهين در حرم فاطمه معصومه (س)
استاد آية الله جوادي آملي: اگر انسان کتابي و يا مطلب علمي را در شهري که از نظرآب و هوا و موقعيت اقليمي از قم بهتر است، مطالعه کند؛ بعدعين همان کتاب و يا مطلب را در جوار رحمت بارگاه حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها در قم مطالعه کند، مي بيند که برکات ديگري نصيب انسان مي‌شود، و حقايق بالاتري براي انسان کشف مي‌گردد. اين حقيقت براي جناب صدر المتالهين نيز پيش آمده است. زيرا ايشان، هنگامي که در کهک زندگي مي کرد، براي عرض ادب و توسل به بارگاه کريمه اهل بيت فاطمه معصومه سلام الله عليها مشرف مي شد. در يکي از اين سفرها در جوار قبر فاطمه معصومه يک مساله مهم و پيچيده فلسفي يعني اتحاد عاقل و معقول در يک مکاشفه عرفاني، برايش حل شد. او خود در اين زمينه مي‌گويد: مسأله اتحاد عاقل و معقول از مشکلترين مسائل فلسفي است ک تا کنون هيچ فيلسوف مسلماني توفيق حل آن را پيدا نکرده است. من با توجه کامل به سوي خداي سبحان از او خواستم که مشکل برايم حل شود. دري از رحمت حق بر من گشوده شد و در اين مورد معرفت جديدي برايم حاصل شد. «کنت حين تسويد هذا المقام به کهک من قري قم، فجئت الي قم زائرا لبنت موسي ابن جعفر مستمدا منها و کان يوم الجمعه فانکشف لي هذا الامر؛» هنگام نوشتن اين بحث من درقريه کهک قم بودم. از آنجا رهسپار قم شدم، به زيارت دختر موسي بن جعفر عليهما السلام مشرف گرديدم و از آن حضرت در حل اين مسأله ياري جستم. به برکت او در روز جمعه اين مطلب بر من کشف گرديد.
افطار با بوسه بر ضريح
مرحوم علامه طباطبايي در زمان سکونت در قم، در ماه هاي رمضان، پيش از افطار به حرم ملکوتي کريمه ي اهل بيت، فاطمه ي معصومه سلام الله عليها مشرف مي شدند و با بوسه زدن بر ضريح مطهر آن بانوي بزرگوار، روزه ي خود را افطار مي کردند.
علامه شهيد مطهّري، هرگاه نام مرحوم علامه طباطبايي را به زبان مي آورد، مي گفت: روحم به فداي او باد. يکي از دانشمندان از استاد مطهّري پرسيد: دليل اين همه تجليل و احترام شما از علاّمه طباطبايي چيست؟ استاد مطهّري در پاسخ گفت: من فيلسوف و عارف بسيار ديده ام و احترام من به علاّمه طباطبائي به خاطر فيلسوف بودن ايشان نيست، بلکه از اين جهت است که او عاشق و دلباخته ي اهل بيت است. چرا که علاّمه طباطبايي در ماه رمضان روزه ي خود را با بوسه بر ضريح مقدّس حضرت معصومه سلام الله عليها افطار مي کرد. ابتدا پياده از منزل تا حرم مطهّر(با توجّه به آن سنين پيري و دوري راه) مشرف مي شد. ضريح مقدّس را مي بوسيد، سپس به خانه مي رفت و غذا مي خورد.
عنايت حضرت در فهم قرآن
مرحوم آيت الله العظمي فاضل لنکراني مي فرمايد: روزي به حرم مطهر حضرت فاطمه ي معصومه سلام الله مشرف شدم و پس از اين که زيارت را خواندم، خدمت آن حضرت عرض کردم که من امروز آمده ام و هيچ حاجت دنيوي ندارم. فقط يک حاجت دارم و آن اين است که درفهم آيه ي «تطهير» مورد عنايت شما واقع شوم و اين آيه را درست بفهمم و مشکلاتم در اين زمينه حل گردد. پس به خانه آمدم و مشغول نوشتن مطالبي پيرامون اين آيه ي شريفه شدم؛ پس مسائل و مطالبي به برکت حضرت فاطمه ي معصومه سلام الله عليها براي من روشن شد که شايد اگر پنجاه سال ديگر درس مي خواندم آن مطالب براي ما روشن نمي شد!
شفاعت همه ي شيعيان
آيت اللّه حاج سيد محمد وحيدي(ره) از يکي از سادات برقعي نقل فرمودند که گفته بود: شبي در عالم رؤيا محضر مقدس حضرت معصومه سلام الله عليها رسيدم. مانع و حجابي در بين نبود. احساس کردم که من محرم ايشان هستم و ايشان عمه ي سادات برقعي مي باشند. از محضر مقدسشان سؤال کردم: «آيا شما به اهل قم، شفاعت خواهيد فرمود؟» حضرت در پاسخ فرمودند: «ميرزاي قمي(ره) براي شفاعت اهل قم کافي است. من براي همه ي شيعه شفاعت مي‌کنم.
اين رؤياي صادقه، يادآور حديثي از امام صادق عليه السلام است که مي فرمايد: «تدخَل بشفاعَتِها شيعَتي الجنّة بأجمعهم؛ به شفاعت او - حضرت فاطمه ي معصومه سلام الله عليها - همه ي شيعيانم وارد بهشت خواهند شد.»
منابع:
کتاب فروغي از کوثر، زندگينامه حضرت فاطمه معصومه عليها السلام.
نشريه خيمه، شماره 10.
نشريه ديدار آشنا، شماره 109.
نشريه مبلغان، شماره57.
نشريه کوثر، شماره 24.
نشريه کوثر، شماره 31.
کتاب صحيفه امام، ج 13.

گردآوري: سيد محمد هادي موسوي رکني - کارشناس مذهبي اداره تبليغات اسلامي گرگان

برگرفته از : ido.ir

تعداد بازديد:281 آخرين تغييرات:95/10/19
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر