دوشنبه 25 تير 1397 - 3 ذي القعده 1439 - 16 ژولاي 2018
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 












خروجي RSS

رعایت اصول خویشاوندی درکلام امام یازدهم

رعايت اصول خويشاوندي درکلام امام يازدهم

يکي از دستورات اخلاقيِ آموزه هاي ديني، ارتباط اجتماعي مناسب و مطلوب با خويشاوندان است. متأسفانه بايد اذعان داشت که امروزه توسعه زندگي شهري در کنار پيچيدگي هاي زندگي صنعتي، اين ارتباط را با آفت ها و مشکلاتي روبه‌رو ساخته است به گونه اي که برخي از خانواده ها به علّت ناتواني در مقابله با اين گونه مشکلات به بي تفاوتي يا قطع روابط خويشاوندي روي آورده اند.

هدف ما در اين مجال آن است که با بررسي محتواي متون اسلامي[قرآن و حديث] و يافته هاي تجربي در حوزه روابط خويشاوندي، در جهت برقراري ارتباط صحيح با خويشان و نزديکان و نيز شيوه مديريت مشکلات موجود در روابط خويشاوندي، راهکارهايي را معرفي کرده و برآنيم که با تقويت اخلاق خويشاوندي، مي توان در جهت حل مشکلات فرهنگي، عاطفي و اقتصادي خانواده هاي امروزي يا دست کم کاهش ناملايمات و ناسازگاري در تعاملات خويشاوندي، گام هاي جدّي برداشت.

 

اهميت روابط خويشاوندي
خويشاوندي، شيوه اي است که از طريق آن افراد با گذشته و آينده خود، رابطه برقرار مي‌کنند و به تاريخچه خانوادگيِ خود پي مي برند. از اينرو همين پيوندهاي خويشاوندي است که مبناي توقّعات، الزامات و تعهّدات واقع مي‌شود و در هويّت بخشيدن به افراد نيز نقش مؤثري ايفا مي‌کند.[1]

 

از نظر دين مبين اسلام، حفظ و استمرار روابط خويشاوندي جزئي از دستورات الهي است که بار مسئوليتِ آنها، هم رديف با پاسداشت حُرمت الهي دانسته شده است. به‌عنوان نمونه در قرآن مجيد اينگونه بيان شده است وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلَيکمْ رَقيباً[2] «و از خدايي که به نام او از يکديگر درخواست مي‌کنيد و از [بريدن و قطع رابطه با] خويشاوندان پروا کنيد که همانا خداوند پيوسته بر شما مراقب و نگهبان است.»از آنجا که کلمۀ «رَحِم» به معناي نزديک و «ارحام» به معناي نزديکان انسان است؛[3] معناي آيه اين مي‌شود که: «حُرمت خدايي را که يکديگر را به او سوگند مي دهيد پاس بداريد و حُرمت نزديکان و خويشان را هم نگه داريد.»[4] در برخي از روايات نيز، پاسداشت حُرمت خويشاوندان در زمره بالاترين مراتب رفتارهاي ديني پس از ايمان به خداوند متعال ذکر شده است.[5] علاوه بر اين در روايات ديگر، «صله رحم» به‌عنوان محبوب ترين راه ها به سوي خدا و بالاتر از «جهاد في سبيل الله» به شمار آمده است.[6]

 

از سوي ديگر، قوانين اسلامي در ابعاد گوناگون عبادي، اقتصادي و اجتماعي از جمله روزه مستحبي فرزند بدون اجازه پدر، قانون ارث، پرداخت زکات به خويشاوندان نزديک و ساير احکام حقوقي و قضايي، نشان از اهتمام دين اسلام به حفظ روابط خويشاوندي دارد.[7]امام رضا(عليه السلام) در اهميت توجّه به خويشاوندان به نقل از پدرانش نقل مي‌کند که پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) فرموده اند:«لَمَّا أُسْرِي بِي إِلَي السَّمَاءِ رَأَيتُ رَحِماً مُتَعَلِّقَةً بِالْعَرْشِ تَشْکو رَحِماً إِلَي رَبِّهَا فَقُلْتُ لَهَا کمْ بَينَک وَ بَينَهَا مِنْ أَبٍ فَقَالَتْ نَلْتَقِي فِي أَرْبَعِينَ أَبا؛[8] در شبي که به معراج بُرده شدم، خويشاوندي را ديدم که به عرش آويخته و از دست يکي از خويشاوندان خود به پروردگارش شکايت مي‌کند به او گفتم: ميان تو و خويشاوندت چند پُشت (نسل) فاصله است؟ گفت: در چهل پُشت به هم مي رسيم.»همچنين امام صادق(عليه السلام) فرمود:«أَنَّ رَجُلًا أَتَي النَّبِي(صلي الله عليه و آله) فَقَالَ يا رَسُولَ اللَّهِ أَهْلُ بَيتِي أَبَوْا إِلَّا تَوَثُّباً عَلَي وَ قَطِيعَةً لِي وَ شَتِيمَةً. فَأَرْفُضُهُمْ؟ قَالَ إِذاً يرْفُضَکمُ اللَّهُ جَمِيعاً. قَالَ: فَکيفَ أَصْنَعُ؟ قَالَ(صلي الله عليه و آله): تَصِلُ مَنْ قَطَعَک وَ تُعْطِي مَنْ حَرَمَک وَ تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَک فَإِنَّک إِذَا فَعَلْتَ ذَلِک کانَ لَک مِنَ اللَّهِ عَلَيهِمْ ظَهِيرٌ؛[9] مردي نزد پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) آمد و عرض کرد: اي رسول خدا خويشاوندانم براي من نخواهند جز ستم، قطع رحم و دُشنام! آيا آنها را رها کنم؟ پيامبر فرمودند: در اين صورت، خدا همه شما را ترک خواهد کرد. آن مرد پرسيد: پس چه کنم؟ پيامبر فرمود: با هر کس که از تو بريد، پيوند برقرار کن و به آن که تو را محروم ساخته، عطا کن و از آن که بر تو ستم نموده، گذشت کن. هرگاه چنين کردي، خدا در برابر آنان پشتيبانِ تو خواهد بود.»

 

علاوه بر آنچه گذشت، از سخنان و سيره اهل بيت پيامبر(صلي الله عليه و آله) چنين بر مي آيد که ايشان با توصيه به رعايت اخلاق اسلامي در روابط خويشاوندي به دنبال پيش گيري از وقوع ناسازگاري و دشمني در ميان خويشاوندان هستند؛ بنابراين از نگاه حکيمانه آن بزرگواران، قطع رحم و بريدن از خويشان، نوعي اظهار دشمني و جدايي از طايفه و فاميل است که همين امر به تنهايي کافي است تا زمينه تفرقه و چنددستگي در ميان افراد جامعه را فراهم آوَرَد. به اين جهت امام رضا(عليه السلام) فرمود:«...وَ عَلَيک بِالصَّبْرِ وَ طَلَبِ الْحَلَالِ وَ صِلَةِ الرَّحِمِ وَ إِياک وَ مُکاشَفَةَ النَّاسِ فَإِنَّا أَهْلُ الْبَيتِ نَصِلُ مَنْ قَطَعَنَا وَ نُحْسِنُ إِلَي مَنْ أَسَاءَ إِلَينَا فَنَرَي وَ اللَّهِ فِي ذَلِک الْعَاقِبَةَ الْحَسَنَة»؛[10] بر تو باد به شکيبايي! و طلب رزق حلال و به جاي آوردن صله رحم و از اظهار دشمني با مردم بپرهيز؛ همانا ما خانداني هستيم که با هر که از ما بِبُرد، مي پيونديم و به هر که با ما بدي کند، خوبي مي‌کنيم و به خدا سوگند که در اين کار، عاقبت نيک مي بينم.»

 

راز و رمز اين همه تأکيد و اهتمام به موضوع رعايت حقوق خويشاوندي را بايد از برکات و ثمرات آن در زندگي فردي و اجتماعي جست و جو کرد.

 

آثار روابط خويشاوندي
حفظ روابط خويشاوندي و تحکيم آن، آثار بسياري بر زندگي انسان در دنيا و همچنين بر زندگي پس از مرگ دارد که در متون ديني به آن اشاره شده است؛ از جمله: طولاني شدن عمر، دفع بلا، جلوگيري از مرگ ناخوشايند، سلامتي بدن، رفع فقر، فزوني روزي، آبادي شهرها، اصلاح اخلاق، آرامش و شادکامي، آساني حساب قيامت، فرونشاندن خشم خداوند، قُرب الهي، عبور آسان از پُل صراط، صيانت از گناهان و...که حصول هر يک از آنها عامل مهمي در رفع مشکلات خانواده ها و دفع ناهنجاري هاي جامعه خواهد بود.[11]تبيين روان شناختي و جامعه شناختي آثار روابط خويشاوندي است. بر همين اساس، برکات روحي و اجتماعي توجّه به خويشاوندان و برقراي ارتباط سالم و مستمر با آنها را در دو بخش به شرح ذيل به بحث و بررسي مي گذاريم:

 

1.سلامت و شادکامي
تحقيقات جامعه شناسان نشان مي دهد که بين سلامت خانواده با روابط خويشاوندي، رابطه معناداري وجود دارد.[12]از منظر روان شناسي نيز، انس با دوستان، آشنايان و خويشان، از جمله عوامل دست يابي به سلامت رواني و شادکامي اعضاي خانواده است. شادکامي به اين معنا است که سه چيز در زندگي انسان وجود داشته باشد: شادي به همراه رضايت از زندگي و فقدان عواطف منفي،[13]که بخش مهمي از اين موارد در ارتباط افراد با دوستان و خويشاوندان به دست مي آيد. ارتباط با ديگران، خواسته و نياز هر انسان عاقلي است چرا که؛ «تنهايي براي انسان، تلخ و آزار دهنده است انسان دوست دارد با ديگران باشد و با آنان رابطه برقرار کند اين نيازي عاطفي است انسانِ تنها احساس خلأ مي‌کند؛ احساس درد آوري که هيچ چيز حتّي ثروت، شهرت و رياست آن را پُر نمي کند انس با ديگران، يکي از نيازهاي جدّي بشر است بنابراين انس و صميميّت يکي از عوامل مهم در نشاط و شادابي است.»[14] به‌ويژه درباره سالمندان که نياز بيشتري به توجه و احترام دارند.

 

از اين رو تجربه هاي متعدد و دانش نوين روان شناسي اجتماعي نيز نشان مي دهد که يکي از عوامل نشاط آفرين براي روح انسان، ارتباطات اجتماعي اوست. آنها که پُررفت و آمد بوده و در روابط اجتماعي خود، گرم تر و صميمي ترند، احساس شادي بيشتري دارند و علت برخي افسردگي ها، تنهايي و دوري از برقراري روابط اجتماعي است.[15]روايت پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) را نيز در همين راستا بايد دانست که مي فرمايد: «إِنَّ صِلَةَ الرَّحِمِ مَثْرَاةٌ فِي الْمَالِ وَ مَحَبَّةٌ فِي الْأَهْلِ وَ مَنْسَأَةٌ فِي الْأَجَل؛[16]برقراري رابطه خويشاوندي، افزايش مال و محبت در ميان خانواده ها را به دنبال داشته، مرگ را به تأخير انداخته و موجب طول عمر مي‌گردد.»همچنين امام صادق و امام رضا(عليهما السلام) فرمودند: «إِنَّ الرَّجُلَ يکونُ أَجَلُهُ ثَلَاثَ سِنِينَ فَيکونُ وَصُولًا لِلرَّحِمِ فَيزِيدُ اللَّهُ فِي عُمُرِهِ ثَلَاثِينَ سَنَةً فَيجْعَلُهَا ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِينَ سَنَةً وَ يکونُ أَجَلُهُ ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِينَ سَنَة[17]کسي که سه سال از عمرش باقي مانده صله رحم مي‌کند، خدا عمرش را 30 سال قرار مي دهد در نتيجه عمر او به 33 سال افزايش مي يابد.»

 

آيا مي توان اين سخن امام علي(عليه السلام) را که فرمود: «صُحْبَةُ الْوَلِي اللَّبِيبِ حَياةُ الرُّوح»[18] ناديده گرفت؟ پيام آشکار اين حديث آن است که: همراهي و ارتباط با دوستان خردمند و همنشينان صالح، روح انسان را زنده مي‌کند و به جان آدمي طراوت مي بخشد. آن کس که جانش تازه و زنده و باطراوت باشد، حتي اگر پيکري ضعيف و جسمي معلول داشته و از کم ترين امکانات زندگي برخوردار باشد، در زندگي سعادتمند بوده و به کاميابي رسيده و از تيرگي رهيده است. به همين دليل است که پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) فرمود:

 

«أَسْعَدُ النَّاسِ مَنْ خَالَطَ کرَامَ النَّاس؛ [19]خوشبخت ترينِ مردم کسي است که با مردمان بزرگ و بزرگوار بجوشد.»

 

علاوه بر روايات فوق، احاديث ديگري نيز وجود دارد که شادي بخشي را ثمره روابط اجتماعي سالم، همچون ديدار برادران و دوستان مي داند. رسول گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: «ثَلَاثٌ فَرَحَاتٌ لِلْمُؤْمِنِ فِي الدُّنْيا: لِقَاءُ الْإِخْوَانِ وَ تَفْطِيرُ الصَّائِمِ وَ التَّهَجُّدُ مِنْ آخِرِ اللَّيل؛[20] براي مؤمن، سه شادي در دنيا وجود دارد: ديدار برادران، افطار دادن به روزه دار و شب زنده داري در پايان شب.» شواهد تجربي نيز نشان داده است که برقراري روابط اجتماعي نزديک با ديگران، با شادماني و سلامت ذهني، همبستگي و ارتباط مستقيم دارد. به‌عنوان مثال «داينر» و «سِليگمن» در مطالعه اي درباره شناسايي ده درصد از شادترين افراد يک گروه222 نفري از دانشجويان، دريافتند که برجسته ترين ويژگي آنان، داشتن زندگي اجتماعي پُربار و رضايتمند است. اين دانشجويان، بخش قابل ملاحظه اي از وقت خود را در معاشرت با دوستان و اقوام خود صرف مي کردند.[21]

 

نويسندگان کتاب «روان شناسي مثبت نگر» معتقدند: يکي از پيش بين ها و تسهيل کننده هاي بزرگ شادکامي (به باشي دروني)، روابط اجتماعي ما است. صرف کردن وقت در موقعيت هاي اجتماعي، ميزان به باشي ما را افزايش مي دهد. آنها از پژوهشي تجربي نام مي برند که توسط «دَنيِل کانمَن» انجام گرفته است. نتايج تحقيق او نشان داد؛ گروه نمونه، شادترين اوقات را زماني داشتند که با ديگران بودند و اندوهگين ترين اوقات را زماني داشتند که تنها بودند.[22]«مايکل آرگايل» نيز يکي ديگر از روانشناسان مثبت گرا است که معتقد است: «روابط خويشاوندي يکي از بزرگ ترين منابع کاهش اندوه است.»[23]بنابراين به نظر مي رسد افرادي که هر روز با دوستان، آشنايان و خويشاوندان خود در شبکه هاي ارتباطي کوچک و بزرگ، مستقيم يا غير مستقيم مراوده دارند، شادتر و سالم تر هستند. نتيجه آنکه سلامت و بهداشت رواني و عاطفي از فايده هاي پيوند خويشاوندي است. به اين جهت در آموزه هاي اسلامي، صله ارحام، يک واجب ديني است که ترک آن از نظر فقهي حرام و بي تفاوتي نسبت به آن از منظر اخلاق اسلامي، ناروا است.

 

2.حمايت اجتماعي
در حوزه علوم اجتماعي، از موضوعي با عنوان «سرمايه اجتماعي»، سخن به ميان مي آيد که به معناي چهارچوب اجتماعي است که موجب تسهيل روابط ميان افراد مي‌گردد.[24]

 

اين تعريف در بردارنده مفاهيمي همچون نظم، اعتماد، همکاري و روابط متقابل بين اعضاي يک گروه در جامعه به سمت دستيابي به هدفي مشترک است. از نظر جامعه شناسان، شبکه خويشاوندي، منشأ سرمايه اجتماعي براي خانواده است که مي تواند در حل مشکلات خانواده مؤثر باشد. يک خانواده سالم به روابط عاطفي، مسکن، کار، پول، خدمات و حمايت هاي ديگر نياز دارد، اين مسائل در روابط خويشاوندي بهتر حل مي‌شود. با ديد و بازديد خويشاوندان، خانواده ها مسائل و مشکلات زندگي خود را مطرح مي‌کنند که اين مرتبه، کمترين حدّ حمايت عاطفي است که افسردگي ها و تنيدگي ها را تا حدّي کاهش مي دهد. مشورت و نظرخواهي در امور و استفاده از تجارب و کسب اطلاعات مفيد براي زندگي خانوادگي، از فوايد شناخته شده اين ملاقات ها است. مهماني و اطعام نيز مرتبه اي از صله رحم است. قرض دادن به خويشاوندان و حل مشکلات مالي آنها نيز نمونه بالايي از برکات برقراري روابط خويشاوندي است.

 

امام علي(عليه السلام) در تبيين ضرورت تعاون با خويشاوندان به همين بُعد حمايتي اشاره نموده و مي فرمايد:

 

«أَيهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَا يسْتَغْنِي الرَّجُلُ وَ إِنْ کانَ ذَا مَالٍ عَنْ [عَشِيرَتِهِ ] عِتْرَتِهِ وَ دِفَاعِهِمْ عَنْهُ بِأَيدِيهِمْ وَ أَلْسِنَتِهِمْ وَ هُمْ أَعْظَمُ النَّاسِ حَيطَةً مِنْ وَرَائِهِ وَ أَلَمُّهُمْ لِشَعَثِهِ وَ أَعْطَفُهُمْ عَلَيهِ عِنْدَ نَازِلَةٍ إِذَا نَزَلَتْ بِهِ وَ لِسَانُ الصِّدْقِ يجْعَلُهُ اللَّهُ لِلْمَرْءِ فِي النَّاسِ خَيرٌ لَهُ مِنَ الْمَالِ يرِثُهُ غَيرُهُ. أَلَا لَايعْدِلَنَّ أَحَدُکمْ عَنِ الْقَرَابَةِ يرَي بِهَا الْخَصَاصَةَ أَنْ يسُدَّهَا بِالَّذِي لَا يزِيدُهُ إِنْ أَمْسَکهُ وَ لَا ينْقُصُهُ إِنْ أَهْلَکهُ وَ مَنْ يقْبِضْ يدَهُ عَنْ عَشِيرَتِهِ فَإِنَّمَا تُقْبَضُ مِنْهُ عَنْهُمْ يدٌ وَاحِدَةٌ وَ تُقْبَضُ مِنْهُمْ عَنْهُ أَيدٍ کثِيرَةٌ وَ مَنْ تَلِنْ حَاشِيتُهُ يسْتَدِمْ مِنْ قَوْمِهِ الْمَوَدَّة؛[25] اي مردم، انسان هر مقدار که ثروتمند باشد، باز از خويشاوندان خود بي نياز نيست که از او با زبان و دست دفاع کنند. خويشاوندان انسان، بزرگ ترين گروهي هستند که از او حمايت مي‌کنند و اضطراب و ناراحتي او را مي زدايند و در هنگام مصيبت ها نسبت به او، پُرعاطفه ترين مردم مي باشند. آگاه باشيد، مبادا از بستگان تهيدست خود رو برگردانيد و از آنان چيزي را دريغ داريد، که نگاه داشتن مال دنيا، زيادي نياورد و از بين رفتنش کمبودي ايجاد نکند. آن کس که دست دهنده خود را از بستگانش باز دارد، تنها يک دست را از آنها گرفته امّا دست ه اي فراواني را از خويش دور کرده است و کسي که پر و بال محبّت را بگستراند، دوستي خويشاوندانش تداوم خواهد داشت.» همچنين در جاي ديگر در خطاب به امام حسن مجتبي(عليه السلام) فرمود: «أَکرِمْ عَشِيرَتَک فَإِنَّهُمْ جَنَاحُک الَّذِي بِهِ تَطِيرُ وَ أَصْلُک الَّذِي إِلَيهِ تَصِيرُ وَ يدُک الَّتِي بِهَا تَصُول؛[26]خويشاوندانت را گرامي دار، زيرا آنها پر و بال تو مي باشند، که با آن پرواز مي‌کني، و ريشه تو هستند که به آنها باز مي گردي، و دست نيرومند تو مي باشند که با آن حمله مي‌کني.»

 

فرجام کلام آنکه امروزه فهم فلسفه خويشاوندي و بُعد حمايتي آن، چندان دشوار نيست؛ چرا که زندگي در عصر صنعت و تکنولوژي با همه فناوري ها و نوآوري ها براي تهيه امکانات رفاهي، چنان انسان را به خود مشغول داشته که او را از همه ارزش هاي اصيل جدا ساخته و موجب جدايي پيوند هاي اجتماعي و افزايش بي مهري ها و بي تفاوتي ها نسبت به هم نوعان گرديده است در حالي که اگر اخلاق خويشاوندي مورد توجه و عمل قرار بگيرد هيچ گاه نيازها، ضرورت ها و اضطرارها در زندگيِ برخي از افراد، آنها را به کام نيستي نمي کشاند. بايد گفت که ارتباط بين بستگان، همسايگان و آشنايان در شهرهاي بزرگ، باعث الفت، امنيت، همبستگي، اعتماد، سلامت و شادکامي خواهد بود.

 

مشکلات و راهکارها
تعاليم اسلام در عين تأکيد بر حفظ روابط خويشاوندي، سعي در جلوگيري از آسيب هاي احتمالي ناشي از اين روابط دارد و براي رفع مشکلات پيش آمده نيز راهکارهاي عملي ارائه مي دهد، ولي بيش تر به پيشگيري توصيه مي‌کند.

 

بنابراين براي جلوگيري از تيرگي روابط خويشاوندي و قطع آن، بايد از آموزه هاي اخلاق اسلامي در اين باره کمک گرفت که به‌عنوان راهبردهاي بنيادين براي هدايت و سعادت بشر ياد مي شوند. از جمله:

 

1.مهرورزي و کاستن از نامهرباني با خويشاوندان؛

 

2.خيرخواهي؛

 

3.ايثار و از خودگذشتگي؛

 

4.ياري رساني در سختي ها و ناگواري هاي زندگي؛ و...

 

آنچه در اين مجال مورد توجه قرار مي گيرد، برشماري مهم ترين مشکلات در روابط خويشاوندي و ذکر راهکار برون رفت از آنها است که در ادامه به طور اجمالي به آن مي پردازيم.

 

1.نگاه ابزاري به خويشاوندان
يکي از مشکلات مهم جامعه ما، انتظار مردم از استفاده از روابط خويشاوندي در حلّ مسائل اجتماعي و اداري است. افراد از خويشان خود که در ادارات و سازمان ها به کار مشغول اند، انتظار دارند که به مشکلات اداري آنها را خارج از نوبت و فراتر از قوانين رسيدگي کنند که در صورت شنيدن پاسخ منفي از سوي آنها، به کينه و دشمني و قطع روابط فاميلي روي مي آورند. در اين موارد بايد بدانيم که بر اساس تعاليم اسلامي رعايت حقوق مردم و توجه به قوانين موجود در همه حال لازم بوده و در اين مسئله تفاوتي ميان خويشاوند و غريبه نيست.

 

برخورد حضرت علي(عليه السلام) با برادرش عقيل که به مشکلات شديد مالي دچار بود و سهم بيش تري از بيت المال براي برطرف کردن مشکلاتش مي خواست، درس بزرگي براي ما در روابط صحيح خويشاوندي و انتظار درست از آنان است. ايشان در روايتي مي فرمايد:«به خدا سوگند، برادرم عقيل را ديدم که به شدّت تهيدست شده و از من درخواست داشت تا يک مَن از گندم هاي بيت المال را به او ببخشم. کودکانش را ديدم که از گرسنگي داراي موهاي ژوليده، و رنگشان تيره شده، گويا با نيل رنگ شده بودند. پي در پي مرا ديدار و درخواست خود را تکرار مي کرد، چون به گفته هاي او گوش دادم پنداشت که دين خود را به او واگذار مي‌کنم، و به دلخواه او رفتار و از راه و رسم عادلانه خود دست بر مي دارم، روزي آهني را در آتش گداخته به جسمش نزديک کردم تا او را بيازمايم، پس چونان بيمار از درد فرياد زد و نزديک بود از حرارت آن بسوزد. به او گفتم: اي عقيل، گريه کنندگان بر تو بگريند؛ از حرارت آهني مي نالي که انساني به بازيچه آن را گرم ساخته است؟ امّا مرا به آتش دوزخي مي خواني که خداي جبّارش با خشم خود آن را گداخته است؟ تو از حرارت ناچيز مي نالي و من از حرارت آتش الهي ننالم؟»[27]

 

2.مجالس گناه آلود
در روابط خويشاوندي و ملاقات ها ممکن است، زمينه اي براي نافرماني خدا و از بين بردن حقوق مردم و آبروي آنها شود. مسخره کردن، عيب جويي، غيبت، سخن چيني، تحقير نمودن و غيره از جمله اين آسيب ها است. در اين موارد-با توجه به آموز ه هاي ديني- مي توان به گونه اي برنامه ريزي نمود که زمينه امر به معروف و نهي از منکر، مشورت، برگزاري مجالس ديني و استفاده از تجارب بزرگان فاميل فراهم گردد تا فرصتي براي گناهان يادشده، پيش نيايد.

 

خداوند متعال در قرآن کريم همين نکته را گوشزد کرده و مي فرمايد: «إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يکفَرُ بِها وَ يسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّي يخُوضُوا في حَديثٍ غَيرِهِ إِنَّکمْ إِذاً مِثْلُهُم؛[28] هر گاه بشنويد افرادي آيات خدا را انکار و استهزا مي‌کنند، با آنها ننشينيد تا به سخن ديگري بپردازند! و گر نه، شما هم مثل آنان خواهيد بود.» همچنين فرمود: «وَ إِذا رَأَيتَ الَّذينَ يخُوضُونَ في آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّي يخُوضُوا في حَديثٍ غَيرِهِ وَ إِمَّا ينْسِينَّک الشَّيطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکري مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمين؛[29]هر گاه کساني را ديدي که آيات ما را استهزا مي‌کنند، از آنها روي بگردان تا به سخن ديگري بپردازند! و اگر شيطان از ياد تو ببرد، هرگز پس از ياد آمدن با اين جمعيت ستمگر منشين!»

 

3.دخالت هاي نابجاي خويشاوندان در زندگي يکديگر
از ديگر مشکلات موجود در روابط خويشاوندي، دخالت هاي بي مورد و گاه مضرّ در زندگي هاي يکديگر است که مي توان آن را از متداول ترين آفت هاي روابط خويشاوندي دانست. براي برطرف نمودن اين مشکل بايد اين نکته را مدّ نظر داشت که مشکلات داخلي و شخصي در خانواده هاي افراد، برعهده خود آنها است و ما نبايد خود را مسئول نجات آنها دانسته و به اين بهانه به حريم آنها ورود کرده و دخالت کنيم. البته اگر خودشان تقاضاي مشورت داشتند، در اين صورت وظيفه ما فقط، راهنماييِ بي طرفانه است نه اينکه ديدگاه هاي خود را به آنان تحميل کنيم چون در اينصورت موجبات آزار و ناراحتي آنها را فراهم کرده که اين امر، ناروا و غير اخلاقي است، چنانچه در کلمات پيامبر گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله) نيز آمده است.«أَفْضَلُ مَا يوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ کفُّ الْأَذَي عَنْهَا؛[30] بالاترين صله رحم، آزار نرساندن به خويشان است. آزار و اذيت مي تواند در ضمن دخالت هاي بي مورد يا به هنگام ارائه مشورت نيز بروز نمايد که سرانجامي به غير از دلخوري و سردي روابط خويشاوندي، به دنبال نخواهد داشت.

 

4.رقابت در تجمّلات
از آفت هاي ديگر روابط خويشاوندان، رقابت و چشم و هم چشمي در تجمّلات و امور دنيوي استکه به نظر مي رسد مي تواند زمينه بسياري از رذايل اخلاقي را فراهم سازد. در اين مورد، توجّه به توصيه هاي اسلام در دوري از تجمّل گرايي و تشويق به مسابقه در کارهاي خير و معنوي[31] مي تواند تا اندازه اي اين آفت را کاهش دهد. با اين حال در اين مورد، بايد به ناروايي «چشم و هم چشمي» توجّه ويژه کنيم.

 

در تعريف «چشم و هم چشمي» اين گونه گفته اند: «مقايسه خود و زندگيِ خود با ديگران و کوشش در راه عقب نماندن از آنها؛ رقابت در جهت گرايش به تجمّل.»[32] اين مسئله را مي توان در آيات و روايات اسلامي با مفاهيم «چشم دوختن» جستجو کرد که به طور صريح، ناشايست بودن آن نيز استنباط مي‌شود.کلمه اي که «چشم دوختن» را مي رساند، واژه «مَدّ عين» است که خداوند به پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله) سفارش مي‌کند: وَ لا تَمُدَّنَّ عَينَيک إِلي ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ[33] «و هرگز چشمان خود را به آنچه گروه هايي از آنان (کافران) را بدان برخوردار ساختيم، مدوز!» علامه طباطبايي(ره) در تفسير آيه فوق مي فرمايد:«"مَدّ عَين" به معناي مَدّ ديد، يعني نگاه را طولاني کردن.در اين تعبير، مجاز عقلي به کار رفته و نگاه طولاني به هر چيز کنايه از شدّت علاقه و محبّت به آن است.»[34]

 

نتيجه اينکه «چشم دوختن»، يک نوع شيفتگي به دنبال مي آورد که «مقايسه» را در پي خواهد داشت، چون انسان براي شناسايي تفاوت ها، نقص ها و کمبود هاي خود مايل است خود را ارزيابي کند. اينجاست که دست به مقايسه اجتماعي مي زند و خود را با هم نوعان خود مقايسه مي‌کند. ره آورد اين مقايسه، يا شادماني و رضايت از زندگي است و يا ناخرسندي و نااميدي. به همين دليل از اينجا انواع مقايسه رخ مي نمايد و در يک جمله، مقايسه اجتماعي، انواعي دارد: «مقايسه صعودي»، «مقايسه نزولي» و «مقايسه هم سطح». اگر وضعيت ديگران، در سطح بالاتري باشد، مقايسه صعودي شکل مي گيرد و اگر در سطح پايين تري قرار گيرد، مقايسه نزولي پديد مي آيد و با اين توضيح، تعريف مقايسه هم سطح نيز مشخص است و نيازي به توضيح ندارد.

 

از ميان انواع ياد شده براي مقايسه اجتماعي، نوع مقايسه صعودي، آن هم در مسائل مادّي مورد نظر ما است چرا که به نظر مي رسد آنچه از «چشم و هم چشمي» فهميده مي‌شود همين نوعِ مقايسه صعودي است چون اين نوع از مقايسه در امور مادي، نتايج و پيامدهاي تلخي به دنبال دارد که باعث مي‌شود ترديدي در ناشايست بودنِ آن نماند. نمونه اين مقايسه را در عصر قارون مي توان ديد. قارون از ثروت فراواني برخوردار بود او زندگي اشرافي و خيره کننده اي داشت. مشاهده زندگي وي ديگران را به مقايسه وا مي داشت و آرزوي زندگي قاروني را در آنان به جوش مي آورد. قرآن کريم در بيان اين ماجرا مي فرمايد: فَخَرَجَ عَلي قَوْمِهِ في زينَتِهِ قالَ الَّذينَ يريدُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا يا لَيتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِي قارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظيمٍ[35]«[روزي قارون] با تمام زينت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها که خواهان زندگي دنيا بودند گفتند: «اي کاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نيز داشتيم! به راستي که او بهره عظيمي دارد!»

 

خلاصه اينکه طبق اين آيه شريفه، مقايسه صعودي، اولاً: زاييده «دنياخواهي» است؛ و ثانياً: ارزيابي آنها غير واقعي و غم افزاست. از همين جا مي‌شود ناپسند بودنِ «چشم و هم چشمي» را استنباط نمود.

 

افزون بر آن، علت ناشايست بودنِ «چشم و هم چشمي» در کارکردِ روانيِ آن است؛ زيرا مقايسه زندگي خود با وضعيت کساني که در موقعيت برتري قرار دارند سبب مي‌شود که انسان آنچه را دارد کوچک و ناچيز بشمارد و همين «ناچيزشماري نعمت ها» پيامدهاي ويرانگري را به دنبال مي آورد که عبارتند از: اندوه، افسردگي، حسرت، حسادت، ناسپاسي، بي تابي، نااميدي، ناتواني و نيز محروميت از چشيدن حلاوت ايمان.

 

هر کدام از پيامد هاي يادشده به تنهايي قادر است در دامن خود، ده ها رذيله اخلاقي را بپروراند و انسان را از پا درآورد. در اين مورد، توجه به توصيه هاي اسلام در دوري از تجمل گرايي، و تشويق به مسابقه در کارهاي خير و معنوي مي تواند تا حدّي اين آفت را کاهش دهد.

 

پي نوشت ها

 

[1] مفاهيم کليدي در مطالعات خانواده، ترجمه محمدمهدي لبيبي، ص464.

 

[2] نساء/1.

 

[3] تفسير الميزان، سيدمحمدحسين طباطبايي، ج4، ص219.

 

[4] همان، ص 218.

 

[5] بحارالأنوار، محمدباقر مجلسي، ج 71، ص97، ح30.

 

[6] بحارالأنوار، محمدباقر مجلسي، ج 75، ص58،ح 128.

 

[7] نظام خانواده در اسلام، محمدرضا سالاري فر، ص182.

 

[8] خصال، شيخ صدوق، ج2، ص540.

 

[9] کافي، محمد بن يعقوب کليني، ج2، ص150.

 

[10] همان، ج 2، ص 488، ح1.

 

[11] براي آشنايي با روايات مربوطه بنگريد به: بحارالانوار، ج47، ص194، 211 و ج 71، ص93، 108، 118،138 و ج73، ص315 و ج74، ص88 و...

 

[12] فصلنامه علوم اجتماعي، دانشکده علامه طباطبايي، شماره 59، زمستان 1391ش.

 

[13] روان‏شناسي شادي، ترجمه مسعود گوهري و ديگران، ص15.

 

[14] الگوي اسلامي شادکامي عباس پسنديده، ص 473.

 

[15] روابط اجتماعي از نگاه قرآن، عبدالهادي مسعودي،ص28.

 

[16] الزهد، حسين بن سعيد کوفي اهوازي، 1جلد، ص41.

 

[17] الکافي، محمد بن يعقوب کليني، ج2، ص152

 

[18] تصنيف غرر‏الحکم و درر‏الکلم، عبد‏الواحد بن محمد تميمي آمدي، 1جلد، ص429، ح9771.

 

[19] من لا يحضره ‏الفقيه، محمدبن علي ابن بابويه، ج4، ص395.

 

[20] همان، باب النوادر، ص360، ح5762.

 

[21] روان‏‌شناسي مُثبت، ترجمه حسن پاشا شريفي و جعفر نجفي زند، ص66.

 

[22] روان‏‌شناسي مثبت‏‌نگر، مترجمان محمدتقي تبيک و محسن زندي، ص87 و 88

برگرفته از : ido.ir

 

تعداد بازديد:275 آخرين تغييرات:95/10/26
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر