چهارشنبه 30 خرداد 1397 - 6 شوال 1439 - 20 ژوئن 2018
صفحه اصلي/اجتماعي(جوانان، خانواده، بانوان و...)

نوشدارویی بعد از مرگ سهراب ها

نوشدارويي بعد از مرگ سهراب ها

اين روزها، کسبه پلاسکو، حال و روز خوبي ندارند. تجربه تلخي است از دست دادن کل دارايي و سرمايه در عرض چند ساعت. آنها به اين فکر مي کنند که چه بايد بکنند؟اعضاي شوراي پلاسکو اين روزها جلسه پشت جلسه برگزار مي‌کنند. مي‌گويند روزهاي سختي در راه دارند؛ به ويژه که به ايام پايان سال هم نزديک مي شويم. آنها معتقدند تنها همدلي و در کنار هم بودن مي‌تواند شرايط روحي‌شان را بهتر کند. آنها نگرانند که نکند بعد از اتمام اين روزها و فروکش کردن تب اين حادثه، به فراموشي سپرده شوند.

 

نوشدارويي بعد از مرگ سهراب ها

روايت همسايه هاي ساختمان پلاسکو، در زمان وقوع حادثه، شنيدني و تلخ بود. روايت مرداني که با چشماني اشک بار بر سر خود مي زدند که هستي مان سوخت.

در همين راستا، روزنامه ايران نوشت: «نابود شدم همه زندگي‌ام رفت، ديديد شب عيد چه بلايي سرمان آمد؟ حالا خودم هيچي طفلک ۳۰ نفر کارگرم هم نابود شدند. هر روز زنگ مي‌زنند، مي‌گويند شب عيد جواب زن و بچه‌هايمان را چي بايد بدهيم. آخر من چه جوابي دارم که به آنها بدهم؟» اينها حرف‌هاي محمد کريمي يکي از کسبه ساختمان پلاسکو است. او با بغض حرف مي‌زند و تقريباً ترجيع‌بند هر جمله‌اش اين است: «ديديد چه بلايي سرمان آمد، چه خاکي به سرمان شد، واي که بدبخت شديم.»!»

ساختمان پلاسکو فروريخت و عده‌اي را داغدار و بسياري را بيکار و نگران آينده‌شان کرد. ۵۶۰ واحد توليدي در پلاسکو مشغول فعاليت بودند که فقط حدود ۱۱۰ واحد آن بيمه بوده‌اند. اما کريمي هم مانند اغلب مغازه‌داران پلاسکو فقط ناراحت وضعيت خودش نيست. بارها از آتش‌نشان‌هايي که جانشان را در اين حادثه از دست داده‌اند هم حرف مي‌زند: «واقعاً نمي‌دانم درباره درد خانواده آتش‌نشان‌ها چه بگويم. فقط همه‌شان بدانند که ما تا آخر عمر قدردان‌شان هستيم.» »

کريمي هم مثل اغلب مغازه‌داران پلاسکو ساعتي قبل از فروريختن ساختمان به توصيه آتش‌نشان‌ها آنجا را ترک کرد: «توي مغازه همه‌مان پيک‌نيکي بود براي داغ کردن غذا. من با خودم آوردمش بيرون. کاش همه همکارها اين کار را کرده باشند، واي از اين همه درد.»

کريمي اداره‌ کننده يک توليدي از آنهايي است که نه اجناسش بيمه بوده و نه مغازه‌اش. او هم مثل اغلب مغازه‌داران پلاسکو توليد کننده پيراهن مردانه است: «۲۰۰ ميليون جنس توي مغازه‌ام بود. حدود ۲۵۰ ميليون تومان سند و چک هم توي گاوصندوق، موعد همه‌شان هم برج ۱۱ و ۱۲. رفتم آگاهي مرکز گفتند، برو آگاهي بهارستان. آنجا گفتند برو چهارراه استانبول. آنجا گفتند برو با اجاره‌نامه و مبايعه‌نامه بيا. مي‌گويم آخر اجاره‌نامه‌ام کجاست؟ همه توي گاوصندوق بود و سوخت. گفتند فرم بگيريد پر کنيد. مي‌ترسم همه اين حرف‌ها را بزنند و بعد يادشان برود. برخي از همکارها براي همين چک و سفته، سوختند. اين مال‌دوستي نيست ترس از آبروست.»

علي ربيعي، وزير کار و رفاه اجتماعي روز شنبه اعلام کرد: «براي کاهش آلام مردم در گام اول از فردا صبح کارگران بيکار مي‌توانند به اداره کار وزارت رفاه در خيابان حافظ مراجعه و براي دريافت بيمه بيکاري ثبت‌نام کنند. البته کساني که بيمه شده تأمين اجتماعي باشند.» هر چند کريمي مي‌گويد هيچ‌کدام از کارگرانش بيمه نبوده‌اند.

محمد ۳۲ ساله يکي از کارگران اوست: «کارگاه ما نزديک «جمهوري» است. بيمه هم نبوديم. همه‌مان شب عيد بيکار شديم. دلخوشي همه‌مان عيدي و کارانه شب عيد بود. حالا چه‌ کار کنيم.

يکي از اعضاي شوراي پلاسکو که جمعه شب جلسه‌اي را با حضور ۷۰ نفر در خانه يکي از اعضا برگزار کرده در گفت‌وگو با ما

نابود شدم همه زندگي‌ام رفت، ديديد شب عيد چه بلايي سرمان آمد؟ حالا خودم هيچي طفلک ۳۰ نفر کارگرم هم نابود شدند. هر روز زنگ مي‌زنند، مي‌گويند شب عيد جواب زن و بچه‌هايمان را چي بايد بدهيم. آخر من چه جوابي دارم که به آنها بدهم؟

 

مي‌گويد: «ما نگران وضعيت روحي کسبه هستيم. برخي از شدت ناراحتي، قلب‌شان چند بار گرفته و راهي بيمارستان شده‌اند. مي‌دانيد مالباختگي در اين سطح اصلاً چيز کمي نيست. کاش همه صحبت از شرايط مالي اين افراد نکنند. يکي هم براي نجات شرايط روحي‌ به دادشان برسد؛ وگرنه در اين ميان چند نفر ديگر هم مي‌ميرند. اين بار بدون آتش و خفگي.»

شايد براي همين است که اين کسبه گروهي به نام «داغداران پلاسکو» تشکيل داده‌اند و معتقدند اين روزها تنها کنار هم بودن مي‌تواند نجات‌شان دهد. در همين گروه مجازي، مرکز روانشناسي و مشاوره «نگاه سبز» به همه کسبه معرفي شده تا از شنبه ۲ بهمن تا ۱۴ بهمن به مدت دو هفته به همه آسيب‌ديدگان مالي و رواني پلاسکو مشاوره رايگان بدهد.

مولايي يکي ديگر از کسبه پلاسکوست. او هم مثل اغلب کسبه ساختمان پلاسکو دو کارگاه توليدي‌اش بيرون از ساختمان بوده: «دو کارگاه دارم با ۵۰ کارگر. يعني داشتم. بدبختي اين بود که اگر برج ۸ اين اتفاق مي‌افتاد آن قدر بدبخت نمي‌شديم. تمام اين مدت داشتيم براي شب عيد انبار مي‌کرديم. هر چه داشتيم گذاشته بوديم شب عيد ارائه بکنيم. همه شب عيد بيکاريم، بيکار. براي بيمه بيکاري هم گفتند بايد بيمه تأمين اجتماعي داشته باشيم. کارگران من بيمه نيستند.»

او مي‌گويد: «۵۰ سال از خدا عمر گرفته‌ام و با آبرو زندگي کرده‌ام. در يک شب همه چيز دود شد و رفت هوا. تازه همه داغيم. دو روز ديگر پارچه‌فروش‌ها که ازشان جنس برديم مي‌ريزند سرمان و حساب‌شان را مي‌خواهند. آنها مي‌گويند به ما چه؟ طلب‌مان را مي‌خواهيم. خانه‌ات را بفروش! ماشين‌ات را بفروش! اما دريغ! نه ماشين دارم، نه خانه. اجاره‌نشينم همه را فروختم و خرج بازار خراب اين سال‌ها کردم تا ورشکست نشوم. واي از دل خانواده آتش‌نشان‌ها که ديگر نمي‌دانم چه بگويم.»

علي ملکيان از ديگر کسبه پلاسکوست: «فقط از شما مي‌خواهم واقعيت را بنويسيد. اين روزها هر چه شنيدم دروغ بود. من اجناسم بيمه بود اما چه فايده دارد؟ مغازه از دست رفت، ملک هم براي بنياد مستضعفان بود و متأسفانه تا حالا هيچ واکنشي نشان نداده‌اند. چرا مدام تکرار مي‌کنند ۳۰ بار درباره ناايمن بودن ساختمان اخطار داده‌ايم؟ به کي اخطار داده‌ايد؟ بايد اين اخطارها را به بنياد مستضعفان مي‌دادند نه نگهباني پلاسکو که اخطارنامه‌ها را امضا کرده.»(1)

او اميدوار است اتحاديه و شوراي اصناف، پيگير حقوق از دست رفته‌شان باشند. رئيس اتاق اصناف ايران هم در گفت‌وگو با خبرگزاري‌ها احياي پلاسکو را منوط به تصميم بنياد مستضعفان يعني مالک ساختمان دانسته است: «خطر مشابه ساختمان پلاسکو در کمين بازار بزرگ تهران است.»

يکي ديگر از کسبه پلاسکو هم که در طبقه هشتم مغازه داشته، چند روز اخير شب‌ها و روزهاي سختي را سپري کرده: «هيچ‌کس به فکر حال کسبه نيست. پدرم بعد از اين ماجرا آن قدر فشار خونش بالا رفت که شب گذشته را در بيمارستان گذراند. نگراني‌اش هم بدهي‌ها و پول مردم است. قوه قضائيه هر چه زودتر بايد به بحث پلاسکو ورود کند و يک شعبه براي اسناد از بين رفته و چک‌هاي برگشتي ايجاد کند، چون پيگيري اين مسأله در شوراي حل اختلاف ماه‌ها طول مي‌کشد. خيلي‌ها به خاطر چک‌هاي برگشتي قلب‌شان گرفته. فکر نکنيد اين مسأله منحصر به پلاسکوست. خيلي‌ها در بازار بافت و پارچه هم شرايط روحي بسيار نامناسبي دارند.»

اين مغازه‌دار پلاسکو هم حدود ۴۰۰ ميليون دارايي‌اش را از دست داده: «ما اجناس‌مان بيمه بود اما حدود ۱۰۰ ميليون تا يک ميليارد گردش مالي داريم و حالا همه چک‌هايمان در آتش سوخته. بيشتر مغازه‌ها هم جنس‌هايشان را مي‌دادند شهرستان‌ها که همه اين اسناد هم نابود شده. ما همه منتظر پاسخگويي بنياد مستضعفان هستيم تا گام‌هاي بعدي‌مان را برداريم.

طراحي محل جايگزين براي کسبه پلاسکو

رئيس اتاق اصناف ايران با اشاره به فعاليت کارگروهي درکميته بررسي سانحه ساختمان پلاسکو، گفت: جلوگيري از افزايش قيمت پوشاک و طراحي محل براي استقرار اصناف در دستور قرار دارد.

علي فاضلي در گفتگويي در خصوص آخرين وضعيت بررسي سانحه آتش سوزي در ساختمان پلاسکو، گفت: کميته ويژه حادثه پلاسکو ابعاد مختلف اين حادثه را تحت بررسي قرار داده است.

وي، افزود: احتمال بروز حادثه ساختمان پلاسکو براي بخش قالب بازارها و ساختمانهاي تجاري کشور وجود دارد و مجموعه مديريت شهري بايد براي شرايط ويژه و بحراني آمادگي داشته باشد.

رئيس اتاق اصناف ايران با اعلام اينکه انتظار است تا براي تامين خسارت آسيب ديدگان و مهيا کردن ادامه کسب و کار افراد شاغل در ساختمان چاره انديشي شود، اظهار داشت: کارگروهي در کميته بررسي اين سانحه مشغول تهيه گزارشي براي تمامي جوانب اين آتش سوزي و آثار آن است.

فاضلي ادامه داد: راه هاي تامين خسارات اصناف، طراحي محل يا محل هايي براي استقرار اصناف آسيب ديده، پيش بيني و راهکارهايي براي جلوگيري از افزايش قيمت کالاهايي که در اين ساختمان عرضه مي شد در دستور کار کميته بررسي اين سانحه قرار دارد.(2)

آنچه مهم است اينکه در شرايط فعلي همه نهادها با همکاري و مشارکت، به کسبه مال باخته اين مجتمع تجاري کمک کنند که آنها در شرايط روحي بسيار سخت و ناگواري قرار دارند. اکنون زمان آن نيست که به دنبال مقصر باشيم و هر روز، انگشت اتهام به سوي کسي دراز کنيم و در جستجوي متهم باشيم. آنچه مهم است سر و سامان دادن به وضعيت چندين هزار فردي است که در پي اين حادثه، ضررهاي گسترده اي را متحمل شدند.

پي نوشت:1-"حال و روز کسبه پلاسکو بعد از آتش سوزي"، ايسنا، 1395

2-"طراحي محل جايگزين براي کسبه پلاسکو"، الف، 1395

تعداد بازديد:340 آخرين تغييرات:95/11/07
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر