سه شنبه 26 تير 1397 - 4 ذي القعده 1439 - 17 ژولاي 2018
صفحه اصلي/اجتماعي(جوانان، خانواده، بانوان و...)

پلاسکو از منظر جامعه شناختی و رفتار شناسی

پلاسکو از منظر جامعه شناختي و رفتار شناسي

پلاسکو، واژه اي که اين روزها همه درباره اش حرف مي زنند. پلاسکو، عبارتي که اين روزها، به تيتر اول اخبار تبديل شده و لحظه به لحظه، خبرهاي مختلف و مطالبي مرتبط با اين حادثه، در شبکه هاي اجتماعي رد و بدل مي شود. قضاوت و نظرات متعددي درباره اين حادثه وجود دارد که معلوم نيست در نهايت به کدام يک از اين نظريه ها مي شود اطمينان کرد.

 

پلاسکو از منظر جامعه شناختي و رفتار شناسي

واقعه يا مساله اجتماعي

هر واقعه اي که در جامعه اي رخ مي دهد، از حاشيه هايي برخوردار است که گستردگي آن، به ميزان اهميت آن حادثه ارتباط پيدا مي کند.

آتش سوزي يک ساختمان قديمي در يکي از مرکزي ترين نقاط پايتخت، به دليل تلفات جاني و خسارات مالي فراوان، کانون توجه جامعه در روزهاي فعلي است. به نظر مي رسد اين حادثه به يک مساله اجتماعي تبديل شده است. چالش هاي مختلفي در ارتباط با اين حادثه مطرح و درباره آن، بحث و گفتگو مي شود. يکي از بارزترين مباحث مربوط به اين اتفاق، به واکنش مردمي برمي گشت که در لحظه وقوع حادثه حضور داشته و بعضا به گرفتن عکس سلفي پرداخته و موجب مسدود کردن مسير کمک رساني شده اند. تمرکز بر روي اين موضوع به نظر مي رسد که کمي زياده از حد شده است و حرکت هاي متعددي مبني بر محکوميت اين عملکرد، در شبکه هاي اجتماعي به راه افتاد و در برنامه هاي مختلف تلويزيوني هم نسبت به اين موضوع، اعتراضات تندي مطرح شد.

اگر قرار باشد نگاهي واقع بينانه به اين بخش از موضوع داشته باشيم، بهتر است از اين زاويه نگاه کنيم که تعداد افرادي که دچار اين رفتارهاي نادرست شدند در برابر مردمي که نسبت به اين واقعه ابراز همدري داشتند، بسيار ناچيز است. هرچند توجه به رفتارهاي فرهنگي مردم، موضوعي حائز اهميت است اما بايد باور داشته باشيم که برخي از مشکلات رفتاري، از پايه و اساسي اشتباه ناشي مي شود. يعني بايد به منشا يک رفتار غلط مراجعه کرد.

اين بدان معناست که وقتي وسيله اي ارتباطي به نام موبايل هوشمند به جامعه ما وارد شد، لازم و ضروري بود که پيش از ورود آن، آموزش هايي درباره نحوه ارتباط و برخورد با اين تکنولوژي، صورت گيرد. در حاليکه متاسفانه در اين زمينه ها، کاستي هاي بسياري در جامعه ما و در بخش مربوط به فرهنگ سازي وجود دارد. پس زمانيکه از اين منظر به موضوع نگاه

آتش سوزي يک ساختمان قديمي در يکي از مرکزي ترين نقاط پايتخت، به دليل تلفات جاني و خسارات مالي فراوان، کانون توجه جامعه در روزهاي فعلي است. به نظر مي رسد اين حادثه به يک مساله اجتماعي تبديل شده است. چالش هاي مختلفي در ارتباط با اين حادثه مطرح و درباره آن، بحث و گفتگو مي شود.

 

ميکنيم احتمالا به اين نتيجه خواهيم رسيد که ما آموزش هاي لازم در جهت نحوه بهره برداري از وسايل ارتباطي پيشرفته را به درستي ياد نگرفته ايم و شايد اين طبيعي باشد که وقتي مردم در نزديکي يک حادثه قرار مي گيرند، نسبت به ثبت شخصي آن رويداد، واکنش نشان دهند.

چنانچه در اين رابطه، دکتر سعيدي، جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعي، در مورد افرادي که در محل حادثه اقدام به گرفتن تصوير و فيلم کردند، گفت: پنداشت من از اين موضوع خيلي منفي نيست و به نظرم چون وقوع اين حادثه مهم است،‌ هر فردي که آن را ملاحظه مي کند با توجه به ابزاري که در اختيار دارد،‌ سعي بر ثبت آن دارد و به عنوان نشانه اي مهم مي خواهد اين حادثه را در تاريخ براي خود ثبت و نگهداري کند.(1)

هرچند اين موضوع تا جايي قابل قبول است که در همين حد و حدود باشد و اگر به اين نقطه برسد که معناي بي تفاوتي اجتماعي را به دنبال داشته باشد، خطرناک و قابل تامل خواهد بود.

فرهنگ ايمني را چطور بايد دروني کرد؟

بايد اين واقعيت را بپذيريم که فرهنگ ايمني به طور کلي در جامعه ما، در حد بسيار پاييني قرار دارد.

در اين زمينه به نظر مي رسد اين وظيفه حاکميت است که به واسطه نهادهاي مختلف، در راستاي فرهنگ سازي و دروني کردن هنجارهاي رفتاري به مردم، اقدام کند.

با نگاهي به جوامع پيشرفته متوجه خواهيد شد که رفتارهاي فرهنگي در جوامع پيشرفته و توسعه يافته، توسط حاکميت و قوانين اعمال شده است.

اين در حاليست که فرهنگ ايمني در بسياري از جوامع در حال توسعه، پايين است و معمولا اين وظيفه دولت هاست که رفتارهاي فرهنگي و به طور مثال، ارزش هاي ايمني را از طرق مختلف در جامعه، برنامه ريزي و نهادينه کنند.

مثل زماني که در تاکسي ها، دو نفر در صندلي جلو مي نشستند و يا بستن کمربند ايمني اجباري نبود. اما وقتي اين موضوع قانوني شد، همگان خود را موظف به رعايت آن کردند و به طور تدريجي اين فرهنگ در ميان افراد جامعه، رسميت پيدا کرد و همين رسميت يافتن مي تواند منجر به دروني شدن و نهادينه شدن يک عمل شود.

بنابراين آنچه مسلم و ضروري است اين است که وظيفه ايمني شهروندان در وهله نخست بر عهده حاکميت است و دستگاه ها و نهادهاي متولي بايد با اصرار به برقراري قانون در نهادينه سازي فرهنگ ايمني، اهتمام لازم را داشته باشد.

قدري به تغيير بينديشيم

همه ما ميدانيم که از جنس حوادث پلاسکو در کشور زياد داشتيم. هرچند وسعت اين حادثه بسيار زياد بوده و همين امر موجب شده تا تمرکز بيشتري بر آن شود، اما واقعيت اين است که کم نبوده اند تعداد تلفاتي که به دليل عدم ايمني داده شده اند. افرادي که در تصادفات جاده اي مي ميرند يا ناقص مي شوند، افرادي که بر اثر گازگرفتگي از دنيا مي روند، افرادي که از آسانسور سقوط مي کنند و....همه اينها مواردي است دال بر اين که عدم رعايت فرهنگ ايمني، منجر به تکرار وقايع تلخ و جبران ناپذيري شده اند. آنچه در اين مقطع زماني بيش از هر چيز ضرورت دارد، تغيير در فرهنگ ايمني و قوانين است که لازم است از سمت حاکميت و نهادهايي همچون شهرداري صورت گيرد. در عين حال که مردم هم بايد نگاه خود را نسبت به فرهنگ ايمني، تغيير دهند.

پي نوشت: 1- "نمايش همبستگي ملي" ايرنا،1395

تعداد بازديد:343 آخرين تغييرات:95/11/10
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر