دوشنبه 3 مهر 1396 - 4 محرم 1439 - 25 سپتامبر 2017
صفحه اصلي/كودك و نوجوان

طعم هدیه

طعم هديه

روزي فردي جوان هنگام عبور از بيايان، به چشمه آب زلالي رسيد. آب به قدري گوارا بود که مرد سطل چرمي اش را پر از آب کرد تا بتواند مقداري از آن آب را براي استادش که پير قبيله بود ببرد.

 

طعم هديه

مرد جوان پس از مسافرت چهل روزه اش آب را به پيرمرد تقديم کرد پيرمرد مقداري از آب را لاجرعه سرکشيد و لبخند گرمي نثار مرد جوان کرد، و از او بابت آن آب زلال تشکر کرد.

مرد جوان با دلي لبريز از شادي به روستاي خود باز گشت.

اندکي بعد استاد به يکي ديگر از شاگردانش اجازه داد تا از آن آب بنوشد. شاگر آب را از دهانش بيرون کشيد و گفت: آب بسيار بد مزه است.

ظاهرا آب به دليل ماندن در سطل چرمي طعم بد چرم گرفته بود.

شاگرد با اعتراض از استاد پرسيد: آب گنديده بود. چه طور وانمود کرديد که گوارا ست؟

استاد گفت: تو آب را چشيدي و من خود هديه را چشيدم. اين آب فقط حامل مهرباني سرشار از عشق بود و هيچ چيز نمي تواند گواراتر از آن باشد.

تعداد بازديد:207 آخرين تغييرات:95/11/25
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر