دوشنبه 27 آذر 1396 - 29 ربيع الاول 1439 - 18 دسامبر 2017
صفحه اصلي/خانواده

آیا می توانم بیماری همسرم را تحمل کنم؟

آيا مي توانم بيماري همسرم را تحمل کنم؟

آيا با وجود بيماري هاي مزمن مي توان عاشق شد؟ آيا در اوايل آشنايي بايد بيمار بودن خود را به طرف مقابل گفت؟ ذهن کساني که سال ها با بيماري هاي مختلف دست و پنجه نرم کرده اند با اين سوال ها درگير است.

 

آيا مي توانم بيماري همسرم را تحمل کنم؟

فردي که ده سال با يک بيماري درگير بوده است حتي به آشنا شدن با جنس مخالف فکر نمي کند. سازمان بهداشت جهاني اعلام کرده است که نيمي از آمريکايي ها به بيماري هاي مزمن دچار هستند اما شدت اين بيماري ها مي تواند خفيف مانند يک تبخال هميشگي و يا شديد تر مانند بيماري کرون باشد. در موارد شديد فرد حتي به زندگي مشترک و ازدواج فکر هم نمي کند.

چه زماني بايد بيماري را به فرد مقابل بگوييم؟

عمده ترين سوالي که بيماران در ذهن خود دارند اين است که چه زماني بايد بيماري را به فرد مقابل بگوييم؟ گفتن آن در همان ابتداي رابطه مي تواند فرد را بترساند و دير گفتن آن نيز مي تواند او را بي اعتماد کند. پس چه زماني مناسب است؟

يکي از بيماراني که به ديابت نوع ۱ دچار بود از ترس اينکه نامزد او رهايش نکند در يک ماه اول هيچ حرفي از نوع بيماري خود با او نزد و بعد از يک ماه او به علت بيماري خود به کما ديابتي رفت.

برخي از بيماران مبتلا به بيماري هاي مزمن از نااميدي و ناراحتي هميشگي همسر خود شکايت دارند. آن ها مي گويند که همسر آن ها هيچ اميدي به خوب شدن آن ها ندارد

اين کار وي باعث بي اعتمادي طرف مقابل شد و نامزد او ديگر تمايلي به ادامه رابطه نبود زيرا کاملا به او و خانواده اش بي اعتماد شده بود زيرا فکر مي کرد آن ها در همه ي زمينه ها به او دروغ گفته اند. پس نگفتن بيماري هم مي تواند مشکل ساز باشد.

در برخي بيماري ها مانند HIV كه مسري نيز هستند کار سخت تر مي شود. فردي که به ايدز مبتلاست به شروع يک زندگي فکر نمي کند زيرا به افراد مختلفي پيشنهاد ازدواج داده است و در همان ابتدا پيشنهاد وي رد شده است. در اين افراد پيدا کردن فردي با بيماري مشابه براي ازدواج راحت تر است زيرا تمام جنبه هاي بيماري را درک کرد است و ديگر نگران انتقال بيماري نيست.

در انجمن بيماري هاي مزمن سوال از افراد پرسيده شد که آيا با فرد مبتلا به بيماري هاي مزمن ازدواج مي کنند؟ افرادي گفتند اگر عاشق شوند اين کار را مي کنند. عده اي ديگر بيان کردند اگر مسري نباشد با فرد بيمار ازدواج مي کنند. برخي هم جواب نه محکمي دادند و گفتند حوصله دردسر ندارند.

آيا عاشق شدن براي زندگي با يک بيمار کافيست؟

اما آيا عاشق شدن براي زندگي با يک فرد بيمار کافيست؟ جواب اين سوال منفي است. شايد در ابتدا بتوان با عشق يک رابطه را شروع کرد اما ادامه آن نياز به صبر و تحمل دارد. با توجه به تحقيقي که در انجمن هاي بيماري هاي مزمن انجام شده است، ۷۵ درصد از ازدواج هايي که با بيماران مزمن سر گرفته است به طلاق منجر شده است زيرا با شناخت کافي بيماري ها شروع نشده است. (اين آمار از سايت ها و انجمن ها گرفته شده است و منشا دقيق و علمي ندارد.)

برخي از بيماران مبتلا به بيماري هاي مزمن از نااميدي و ناراحتي هميشگي همسر خود شکايت دارند. آن ها مي گويند که همسر آن ها هيچ اميدي به خوب شدن آن ها ندارد. اين مي تواند به علت اين باشد که فرد از روي دلسوزي و عدم آگاهي از بيماري با فرد ازدواج کرده است.

يکي از بيماراني که به ديابت نوع ۱ دچار بود از ترس اينکه نامزد او رهايش نکند در يک ماه اول هيچ حرفي از نوع بيماري خود با او نزد و بعد از يک ماه او به علت بيماري خود به کما ديابتي رفت

در افراد مبتلا به تشنج فردي که قرار است با آن ها ازدواج کند بايد بداند در زمان تشنج بيمار چگونه خواهد شد و بعد از تشنج توان انجام کاري را نخواهد داشت. بايد فردي با اين بيماران ازدواج کند که بسيار محکم و استوار باشد تا علاوه بر حفظ روحيه خود به بيمار نيز روحيه دهد.

دکتر مک ريوز يک روانشناس در حوزه ي بيمازي هاي مزمن مي گويد اکثر بيماران با مشکل ترس از شروع رابطه و بعد از آن رها شدن دست و پنجه نرم مي کنند. اما توصيه او به افراد اين است که اگر فرد مناسب وي پيدا شود ديگر نگراني در رابطه با اين که نکند تشنج کنم يا اينکه به دليل عوارض دارو چاق شوم يا هر چيز ديگر نخواهد بود. زيرا آن فرد شما را با وجود بيماري قبول کرده است.

تعداد بازديد:228 آخرين تغييرات:95/12/21
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر