دوشنبه 30 دي 1398 - 24 جمادي الاول 1441 - 20 ژانويه 2020
صفحه اصلي/قرآن

نظام‌سازی قرآن و امکان پارادایم فراگفتمانی

نظام‌سازي قرآن و امکان پارادايم فراگفتماني

گروه انديشه: فخرزارع معتقد است با رسيدن به شالوده‌هاي گفتماني در بطن قرآن، مي‌توان به پارادايمي فراگفتماني رسيد تا فارغ از گفتمان‌هاي موجود به نظام‌سازي قرآني دست يافت.

سيدحسين فخرزارع، عضو هيئت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، در گفت‌وگو با خبرگزاري بين‌المللي قرآن (ايکنا)، به تحليل امکان نظام‌سازي قرآن و پارادايم فراگفتماني مي‌پردازد. فخرزارع در مقاله‌اي با عنوان «روش‌شناسي ساخت نظام اجتماعي در پرتو آيات قرآن کريم» تصريح کرده بود که کثرت‌گرايي روش‌شناسي لازمه ساخت نظام اجتماعي قرآني است و جامع بودن قرآن اقتضا مي‌کند تا روش‌شناسي قرآني در ساخت نظام اجتماعي قرآني بر روش‌هاي مختلف نظر داشته باشد. به نظر وي هرچند تاسيس گفتمان فراگفتماني وجود دارد هنوز به انجام نرسيده است. در پي مشروح اين گفت‌وگو را ملاحظه مي‌کنيد:
ايکنا: ما گفتماني سنتي در جهان اسلام داريم که توسط علما نمايندگي مي‌شود، آيا ما مي‌توانيم از گفتمان غالب سنتي در مطالعات قرآني سخن بگوييم يا گفتمان‌هايي سنتي در کنار هم وجود داشته‌اند؟
ما نمي‌توانيم بگوييم گفتمان‌ها در جهان سنت و تجدد چگونه بوده است. وقتي ما مي‌خواهيم در جامعه‌سازي و نظام‌سازي قرآني سخن بگوييم، بايد مراجعه به قرآن بکنيم. حال ممکن است در جهان سنت قضيه فرق بکند. سنتي‌نگري با در جهان سنتي بودن فرق مي‌کند. در مراجعه به حاق واقعيت قرآني مي‌بينيم که دستاوردهاي بينش‌هاي قرآني، قابليت تبديل‌شدن به فراگفتمان را دارد.
کساني که به قرآن مراجعه مي‌کنند و با انتخاب يکي از گفتمان‌هاي رايج، وارد قرآن مي‌شوند که اين به جايي نمي‌رسد. اما بايد ديدي فراگفتماني و فراانگاره‌اي داشته باشيم و ببينيم حاق واقعيت قرآني چيست و ما بايد همه ارزش‌ها و هنجارها را در يک ساز و کار مفهومي منسجمي قرار دهيم که همه چيزش درست باشد يعني شالوده‌هاي نظري‌اش با هم مرتبط باشند و انسان‌شناسي و معرفت‌شناسي‌مان مبتني بر يک هستي‌شناسي توحيدي باشد. از سوي ديگر بايد يک روش‌شناسي کامل در گستره‌اي وسيع حاکم کنيم، فارغ از اين که بگوييم در گفتمان سنتي چه مطرح بود و در گفتمان مدرن چه مطرح است، ما خواهيم بود و قرآن.
اگر نگاه‌هاي سنتي که در جهان مدرن که ما با آن‌ها کلنجار مي‌رويم منظور باشد، با ديد سنتي نظام‌سازي، روش‌شناسي و انگاره‌اي از قرآن استخراج نمي‌شود که آن را مسلط بر سلسله‌اي از نظريات بکنيم. بايد وارد قرآن شد و واقعيت قرآن و ارزش‌هاي قرآني را به هم مرتبط در نظر گرفت و مورد سنجش قرار داد که در اين صورت هم نظام منسجمي استخراج مي‌شود و ما خواهيم توانست از اين طريق به نظام‌سازي قرآني برسيم.
ايکنا:‌ آيا نگاه فراگفتماني ممکن است و آيا ما مي‌توانيم خارج از يک گفتمان خاص زبان‌شناختي، تفسيري يا مذهبي به قرآن نگاه کنيم؟
ما در ادعا حداقل مي‌گوييم که بايد از اين گفتمان‌هاي رايج خارج شويم، يعني از اين گفتمان‌ها سر بر آوريم و از همه اين‌ها خود را فارغ بکنيم. ما در ادعا اين را مي‌گوييم اما تاکنون در عمل تا الان نتوانسته‌ايم خارج از اين گفتمان‌ و نظريه‌ها باشيم. وقتي من مي‌خواهم وارد يک موضوع بشوم، عينک يک گفتمان و رهيافت را به چشم مي‌زنم و پيش مي‌روم.
براي مثال در عرصه زبان‌شناسي ممکن است، مني که هرمنوتيک کار کرده‌ام، با ديد هرمنوتيکي وارد قرآن مي‌شوم و يا کسي که علوم تجربي کار کرده است بيشتر با ديد پوزيتيويستي وارد قرآن مي‌شود، همان طور که الان هست و براي مثال کساني که به صورت قالبي و افراطي وارد مباحث علمي قرآن مي‌شوند، مانند مرحوم بازرگان و يا افراد ديگر معلوم است که در اتمسفر تجربي زندگي مي‌کنند و قرآن در همه اتمسفرها حرف مي‌زند و براي ما راه و روش مي‌دهد.
کساني که وارد تفسير مي‌شوند، نمي‌توانند خود را از وجه و نظري که دارند فارغ کنند، اما در ادعايي که ما داريم مي‌شود به چنين وضعيتي رسيد و قرآن را فارغ از عينک‌ها و ذره‌بين‌ها ديد. مورد توجه انسان به تمام معناست و در اين صورت بايد بالا رفت. در مرحله نظر قابليت نگاه فراگفتماني نيست، اما اينکه مي‌تواند عملي شود بايد منتظر بود.
ايکنا: بحث سر همين امکان هست. با توجه به بحث‌هايي که در حوزه انسان‌شناسي شناختي انسان و معرفت انساني محيطي وجود دارد،آيا ذهن تهي از تربيت، زبان و ... داريم يا نه؟ اگر در عمل هيچ وقت ما نگاه فراگفتماني نداريم، نزديک‌ترين راه براي رسيدن به گفتمان فراگفتماني در حوزه مطالعات قرآني چيست و ما چگونه مي توانيم يک گفتمان جامع الاطراف داشته باشيم؟
اگر نقطه حساس اين بحث را در نظر بگيريم، کساني که گفتمان ساختند و بر اساس يک فضاي حاکم پيش رفتند، روي چه چيزي کار کردند، چه کاري انجام داده‌اند؟ آن‌ها روي شالوده‌ها تمرکز کرده‌اند. ما روي شالوده‌هاي اساسي کار نکرده‌ايم. بر اساس جهان‌بيني که ما داريم، مي‌توانيم به اين وضعيت فراگفتماني برسيم. همه گفتمان‌ها بهره‌اي از حقيقت دارند و ما مي‌توانيم حقايق گفتمان‌ها را اخذ کنيم. ما مي‌توانيم بر اساس مباني نظري که از قرآن مي‌گيريم و در واقع مباني نظري که با قرآن انطباق يافته و قرآن بر آنها صحه گذاشته است، آغاز بکنيم. بر همين اساس است که مي‌توانيم نظريه‌پردازي کرده و در ذيل يک چتر واحد به گفتماني فراگفتماني برسيم که مي‌تواند همپوشاني‌هايي هم با گفتمان‌هاي رايج داشته باشد.

تعداد بازديد:775 آخرين تغييرات:96/01/15
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر