چهارشنبه 26 مهر 1396 - 27 محرم 1439 - 18 اكتبر 2017
صفحه اصلي/كودك و نوجوان


 
 


 










 


 












خروجي RSS

وحی عجیب

وحي عجيب

خداوند به يکي از پيامبران وحي کرد: فردا صبح، اول چيزي را که جلويت آمد بخور! و دومي اش را بپوشان! و سومي را بپذير و چهارمي را نا اميد مکن! و از پنجمي بگريز!

وحي عجيب

پيامبر خدا صبح از خانه بيرون آمد در اولين مرحله با کوه سياه بزرگي رو به رو شد. کمي ايستاد و با خود گفت: خداوند دستور داده تا اين کوه را بخورم. در حيرت ماند که چگونه بخورد!

آن گاه به فکرش رسيد خداوند به چيز محال دستور نمي دهد، حتما اين کوه خوردني است. به سوي کوه حرکت کردهر چه بيش تر مي رفت کوه کوچک تر مي شد.

سرانجام کوه به صورت لقمه اي در آمد. وقتي که خورد ديد بهترين و لذيذ ترين چيز است. و از آن محل که گذشت تشت طلايي نمايان شد.

با خود گفت: خداوند دستور داده اين را پنهان کنم. گودالي کند و تشت طلا را در آن نهاد، و خاک روي آن ريخت و رفت.

اندکي گذشته بود و برگشت و پشت سرش را نگاه کرد؛ ديد تشت بيرون آمده و نمايان است.

با خود گفت: به فرمان خداوند عمل کردم و تشت را پنهان کردم. سپس با يک پرنده برخورد کرد که باز شکاري آن را دنبال مي کرد.

پرنده آمد و دور او چرخيد. پيامبرخدا با خود گفت: پروردگار فرمان داده تا او را بپذيرم.

آستينش را باز کرد و پرنده داخل آستين حضرت شد.

باز شکاري گفت: اي پيامبر خدا شکارم را از من گرفتي. چند روز بود که او را تعقيب مي کردم.

پيامبر گفت: پروردگار دستور داده تا او را نا اميد نکنم.

مقداري از گوشت ازرانش بريد و به او داد و از آن محل نيز گذشت. آن گاه قطعه گوشتي گنديده را ديد. گفت: مطابق دستور خدا بايد از او گريخت.

پس از طي مراحل به خانه برگشت. شب در خواب به او گفتند: ماموريت خود را خوب انجام دادي آيا حکمت آن ماموريت را دانستي و اين که چرا چنين ماموريتي به تو داده شده است؟

پاسخ داد: نه ندانستم. گفتند: اما منظور از کوه غضب بود. انسان در برابر غضب خويشتن را در برابر عظمت خشم گم مي کند.ولي اگر شخصيت خود را حفظ کند و اتش غضب را خاموش سازد عاقبت به صورت لقمه اي شيرين و لذيذ در مي آيد .

و منظور از تشت طلا، کارهاي خوب و نيکو است. وقتي انسان آن را پنهان کند خداوند ان را آشکار مي سازد تا بنده اش را با ان زينت و آرايش دهد.

گذشته از آن که اجر و پاداشي براي او در آخرمقدر کرده است و منظور از پرنده آدم پند گويي است که شما را پند و اندرز مي دهد بايد او را پذيرفت و به سخنانش عمل کرد و منظور از باز شکاري شخص نيازمندي است که نبايد او را نا اميد کرد.

و منظور از گوشت گنديده غيبت و بدگويي پشت سر مردم است؛ بايد از آن گريخت و نبايد غيبت کسي را کرد.

تعداد بازديد:252 آخرين تغييرات:96/01/29
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر