چهارشنبه 26 مهر 1396 - 27 محرم 1439 - 18 اكتبر 2017
صفحه اصلي/مقالات

راه معرفت امام زمان(ع)

راه معرفت امام زمان(ع)

غيبت امام زمان همواره مسئله‌اي مهم، معتبر و اصيل بوده است، به گونه‌اي که همة معصومان(ع) از نبي مکرم اسلام(ص) تا امام عسکري(ع) بارها به وجود مبارک ايشان و ويژگي‌هايشان اشاره فرموده‌اند روايات مجامع روايي شيعه و غير شيعه در اين‌باره نه از حد استفاضه بلکه از تواتر متعارف نيز فزون‌تر است.
محمّدبن عثمان عَمْري1 مي‌گويد: «از پدرم شنيدم که در خدمت امام حسن عسکري(ع) بودم که پدرم پرسيد: اين سخن حق است که پيامبر فرموده‌اند: من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتةً جاهليةً»؟ فرمود: «آري، اين سخن درست است و هيچ ترديدي در آن نيست». همان‌طور که شکي در روز بودن اين روز روشن نيست: سپس پدرم عرض کرد: پس از اينکه شما رحلت کرديد، امام بعد از شما کيست؟ امام عسکري(ع) به نام مبارک حضرت ولي عصر(ع) اشاره کردو آنگاه فرمود: او غيبتي طولاني دارد که در آن عدّه‌اي سرگردان، گروهي هلاک و دسته‌اي دچار ترديد مي‌شوند.2
بر اين اساس، غيبت ولي عصر(ع) براي بسياري دشوار مي‌‌آيد و شکوک و شبهات اذهان بسياري را مسموم مي‌کند و عدّه‌اي مي‌گويند که چگونه مي‌شود انساني بيش از هزار سال زنده بماند و گروهي سخن مي‌رانند که از کجا معلوم است که بيايد و کسان ديگر شبهادت ديگري، ساده‌تر يا پيچيده‌تر را در اذهان مي‌پرورند و آن را مي‌پراکنند.
از سويي ديگر، زمان ظهور وجود مبارک بقيّـ[الله الاعظم(ع) معلوم نيست ـ گر چه ما بايد همواره منتظر ظهور خجسته حضرتشان باشيم ـ و امکان دارد خداي نخواسته غيبت ايشان طولاني شود و ترديدها، شکوک و شبهه‌ها نيز افزايش يابد! چه کنيم تا به اين ترديدها در ابعاد فردي يا اجتماعي مبتلا نشويم؟ درباره مسائل و مباحت ديني، به‌ويژه چالش‌هاي فراروي حکومت اسلامي نظير مبحث ولايت فقيه، به دام قرائت‌هاي مختلف گرفتار نياييم؟ در باتلاق شبهات فرو نرويم و با شناخت اصيل امام و امامت مشکلات موجود در اين زمان را باز شناخته و بگشاييم؟
شناخت وليّ خدا و امام عصر(ع) تنها راه نجات و رستگاري است که با درخواست از ذات اقدس خداوند و مجاهدة علمي و عملي شدني است.
وعدة نجات از جهالت و رهايي از ظلمت گمراهي، دل انسان‌هاي بصير را از ديرباز به خود مشغول داشته است، به همين سبب بعضي شاگردان خاص اهل بيت(ع) براي يافتن طريق هدايت سؤالاتي دربارة معرفت آخرين حجّت الهي در محضر ايشان مطرح کرده‌اند، چنان‌که جناب «زراره» مي‌گويد: «از امام صادق(ع) شنيدم که فرمود: قائم ما پيش از قيام خود، غيبتي طولاني خواهد داشت. عرض کردم: چرا؟ فرمود: اگر ظاهر باشد او را مي‌کشند؛ سپس فرمود: اي زراره! اوست که انتظارش را مي‌کشند و مردم در ولادتش شک مي‌کنند؛ برخي مي‌گويند پدرش از دنيا رفته و فرزندي از خود به جاي نگذارده است؛ بعضي مي‌گويند در شکم مادرش است؛ گروهي گويند غايب است؛ دسته‌اي گويند به دنيا نيامده و عدّه‌اي ديگر گويند دو سال قبل از وفات پدرش به دنيا آمد! همان، موعود منتظر است؛ ولي خداي والا مي‌خواهد تا شيعيان را بيازمايد و در اين آزمايش دشوار، باطل‌گرايان دچار ترديد مي‌شوند».
زراره (که گويا از چنين فضاي پر شبهه‌اي هراسناک گرديد، و به فکر چاره افتاده) گويد: به امام صادق(ع) عرض کردم: فدايتان شوم! اگر من در آن زمان بودم چه کنم؟ آن حضرت فرمود: اگر آن زمان را ادارک کردي، پيوسته دل به اين دعا مشغول دار: «اللّهم عرّفني نفسک، فأنّک إن لم تعرفني نفسک لم أعرف نبيّک، اللّهم عرّفني رسولک، فإنّک إن لم تعرّفني رسولک لم أعرف حجّتک. اللّهم عرّفني حجّتک، فإنّک إن لم تعرّفني حجّتک ضللت عن ديني».3
دعا تنها مجموعه‌اي از الفاظ براي خواندن و درخواست کردن نيست، بلکه معارف عميق و درس‌هاي ارزشمندي در دعاي معصومان(ع) نهفته است که فهم آنها و تأمّل در آموزه‌هايشان ارزشمند علمي و عملي به بار مي‌آورد، چنان‌که زراره در پي آن است با اين درس گرانقدر مشکل خويش را بگشايد.
براي شناخت مقام والاي امامت و شخصيّت منحصر به فرد امام عصر(ع) راه‌هاي فراواني هست؛ بررسي دعاها و زيارت‌هايي که از خود امام عصر(ع) رسيده است و يا فرموده امامان ديگر(ع) در بارة آن حضرت از بهترين اين راه‌هاست.
همان‌گونه که تأمّل در عبارات «نهج‌البلاغه»، سخنان سيّد الشهدا(ع) از آغاز تا پايان حادثه کربلا، معارف بلند «صحيفة سجّاديه» گوياي برنامه‌هاي امام علي، امام حسين و امام سجّاد(ع) اند و از ايجاد حوزه‌هاي علمي و برگزاري مناظرات علمي برنامه صادقين(ع) استنباط مي‌گردد، از ادعية مأثور يا مرتبط با امام عصر(ع) برنامه‌هاي ايشان فهميده مي‌شود؛ زيرا وقتي امامي دعا مي‌کند، علاوه بر مقتضيات دعا، ويژگي‌هاي امامت و وظيفة امام در برابر امّت و چگونگي پيوند امام با امّت و تأثير ملکي و ملکوتي امام را تشريح مي‌کند.
بر اين پايه، کسي که مي‌خواهد وجود مبارک وليّ‌عصر(ع) را بشناسد، بهتر است زيارت‌ها و دعاهاي مرتبط با آن حضرت را به دقت بررسي کند، تا به حريم معرفت آن امام همام بار يابد.
از سوي ديگر، شناخت امام زمان(ع) مراتبي دارد که تأثير گذاري آنها در زدودن غبار جاهليّت و پاک کردن گرد تحجّر و ارتجاع يکسان نيست؛ زيرا آثار هر مرتبه از معرفت در تبيين انتظار حقيقي و صحيح، با مرتبه ديگر متفاوت است؛ مثلاً شناخت شناسنامه‌اي امام عصر(ع) و دانستن تاريخ ولادت و زمان غيبت صغرا و کبرا و امثال آن، هرگز همانند معرفت معناي حقيقي امامت و شناخت حقيقت ولايت و انطباق انحصاري آن شخصيّت حقوقي در فلان شخص حقيقي نخواهد بود؛ همان‌طور که براهين حدوث، نظم، امکان ماهوي، امکان فقري و نظاير آنها براي شناخت خدا راهگشاست؛ امّا آنکه خدا را با الوهيّت مي‌شناسد، بهترين راه معرفت خداوند را پيموده و خدا شناس خوبي شده است؛ و نظير اينکه هر چند شناخت رسول از راه معجزه [کافي است، ولي] مربته بالاي معرفت را تأمين نمي‌کند؛ امّا آن که رسول را با علم به رسالت مي‌شناسد، از معرفت آن حضرت به سبب معجزه بي‌نياز مي‌شود؛ چرا که وقتي معني الوهيت و رسالت فهميده شد، خداوند و رسول شناخته مي‌شوند.
در روايت کليني و صدوق است که ولي امر با اين خصوصيّات شناخته مي‌شود: «اعرفوا الله بالله و الرسول بالرسالة و أولي بالامر بالمعروف و العدل و الاحسان؛ خدا را با خدا، رسول را با رسالت و اولي‌الامر را با امر کردن به معروف و عدل و احسان بشناسيد».4 امّا اين نقل کافي نيست، زيرا هرگز با صرف امر به معروف و عدل و احسان نمي‌توان ولي امر را شناخت، چون آمران به معروف و... بسيارند، به همين دليل در نقل ديگري فرمود: «... بالمعروف و العدل و الاحسان؛. .. با معروف و عدل و احسان».5 نه «بالأمر بالمعروف؛ امر کردن به معروف»، زيرا امام با معروف، عدل و احسان شناخته مي‌شود نه با امر به آنها، آن که ولي خداست و ولايت امر را بر عهده دارد به دستور دادن به معروف، عدل و احسان بسنده نمي‌کند بلکه سنّت او معروف و سيرتش عدل و سريرة او احسان است. 
اگر کسي معروف شناس باشد، حقيقت آن را در وليّ‌امر در مي‌يابد. همان‌طور که شناسندة عدل و احسان، عدل و احسان را در سنّت و سريرة و سيرة امام مشاهده مي‌کند و در مي‌يابد که او صاحب مقام ولايت است.
پي نوشت ها: 

1. از وکلاي امام حسن عسکري(ع).
2. کمال‌الدّين، ج2، ص81؛ کفايـة الاثر، ص296؛ کشف‌الغمه، ج2، ص528.
3. الکافي، ج1، ص337؛ کمال‌الدّين، ج2، ص12.
4. الکافي، ج1، ص85؛ التوحيد، صدوق، ص286.
5. الکافي، ج1، ص85؛ التوحيد، صدوق، ص286.

برگرفته از: امام مهدي(ع)، موجود موعود. آيت‌الله جوادي آملي

برگرفته از : ido.ir

تعداد بازديد:146 آخرين تغييرات:96/02/20
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر