پنج شنبه 4 خرداد 1396 - 28 شعبان 1438 - 25 مي 2017
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 












خروجي RSS

مهدویت مسئله مشترک دنیای اسلام است/ امام زمان(عج) از منظر سهروردی

به مناسبت نيمه شعبان؛

مهدويت مسئله مشترک دنياي اسلام است/ امام زمان(عج) از منظر سهروردي

حجت الاسلام احمد عابدي گفت: ابن ابي الحديد در قصيده ششم خودش در مورد امام زمان(عج) مي گويد اميدوارم، در آن روز، از خاندان ابي الحديد نيز در ميان لشکر مهدي، شمشير زنان به هم رسند.

خبرگزاري مهر، گروه دين و انديشه: نيمه شعبان و ولادت حضرت بقيه الله الاعظم فرصت دوباره اي براي تجديد پيمان با امام عصر(عج) است. اين عرض ارادت در قالب جشن هاي مختلفي در سراسر ايران و جهان انجام مي شود. اگرچه اين امر توسط برخي بدعت شمرده مي شود اما دلايل و شواهد فراوان تاريخي مبني بر لزوم چنين مراسمي و بزرگداشت اعياد شيعيان وجود دارد.

در گفتگو با حجت الاسلام احمد عابدي با سوالاتي در اين مورد و همچنين مباحثي مانند نگاه اهل سنت به امام زمان(عج)، تاثير موضوع مهدويت بر زندگي انسان، امام زمان در آيينه آيات قران و... به گفتگو نشستيم. متن زير مشروح گفتگوي ما با اين کارشناس ديني است.

*برخي مراسم جشن و اعيادي که براي اهل بيت برگزار مي شود را نوعي بدعت مي دانند، اين امر در ادبيات وهابيت بيشتر به چشم مي خورد، در پاسخ چه مي توان گفت؟ آيا نمونه هاي تاريخي در تاييد اين موضوع مي توان يافت؟

وقتي که پيامبر در جنگ بدر به طرف مدينه آمدند –درباره احد و تبوک هم نقل شده- صحابه رسول خدا اين شعر را خواندند «طلع البدر علينا من ثنيات الوداع/ وجب الشکر علينا ما دعي لله داع» و بخاطر سالم وارد شدن پيامبر به مدينه شادي مي کردند و کف مي زدند

به مراسم هاي جشن احتفال يا محفل مي گويند. کتاب هاي بسيار زيادي در مورد احتفال يا عيد گرفتن و جشن گرفتن ميلاد معصومين نوشته شده است. وهابي ها به شدت با اين جور مجالس مخالفند و مي گويند اين کارها بدعت است و نبايد انجام بشود. اين در حالي است که اولين کساني که در مدح پيامبر و اهل بيت شعر گفتند و کساني که جشن گرفتند و احتفال برگزار کردند اهل تسنن بودند. شايد شنيده باشيد، زيباترين و بهترين چيزي که در ميلاد رسول خدا ذکر شده، برده بوصيري است که يکي از علماي اهل سنت بود و مادرزادي فلج بود. در شب ميلاد رسول خدا قصيده ۱۶۰ بيتي گفت. شب رسول خدا را خواب ديد که پيامبر عباي خود را به او داد. شهيد مطهري مي فرمايد زيباترين شاهکار ادبي دنيا برده بوصيري است از بس اين شعر زيباست. اين جور احتفال ها را در آن زمان در مصر که همه اهل سنت بودند در ميلاد رسول خدا برگزار مي کردند.

وقتي که پيامبر در جنگ بدر به طرف مدينه آمدند –درباره احد و تبوک هم نقل شده- صحابه رسول خدا اين شعر را خواندند «طلع البدر علينا من ثنيات الوداع/ وجب الشکر علينا ما دعي لله داع» و بخاطر سالم وارد شدن پيامبر به مدينه شادي مي کردند و کف مي زدند.

*با توجه به اعتقاد ما مبني بر اينکه در نهايت زمين را عباد صالح خدا به ارث مي برند، جريان تاريخ تا ظهور امام زمان و پس از آن چگونه قابل ترسيم است و اين روند چگونه طي خواهد شد؟

ابتدا خوب است عرض کنم مهدويت و مسئله امام زمان به معناي نگرش مسلمانان به آينده دنياست. يعني وقتي ما مي گوييم به حضرت مهدي اعتقاد داريم به اين معني است که با هر رنج و مشقتي که الان در دنياست اعتقاد ما اين است که آينده دنيا، آينده خوبي است. جهان اگرچه در ظاهر به سمت کجي و خلاف پيش مي رود ولي به هر حال آينده جهان خوب است.

رواياتي داريم که به آن علائم آخرالزمان يا روايات مناهل مي گويند. اين روايات در کتب شيعه و سني متفاوت است. اهل سنت معتقدند آخر الزمان، زمان خوبي است. شيعه ها رواياتي در مورد آخرالزمان دارند که اين زمان، خوب نيست. اهل سنت به دجال به خوبي مي نگرند اما شيعه آن را به عنوان مظهر خلاف بيان مي کند. اهل سنت معمولا عيساي مسيح را دجال مي نامد. در پاکستان و کشمير ديني هست که شبيه بهايي ها هستند و گاهي به آنها احمديه يا پيروان غلام احمدخان مي گويند. پيروان اين فرقه وقتي در مورد غلام احمدخان که او را پيغمبر هم مي دانند، کتاب مي نويسند او را دجال کشمير مي نامند. به اين معني است که آنها دجال را خوب مي دانند. در تفکر آنها دجال يا آخر الزمان خوب است. ما دجال را به عنوان مظهر رذائل و زشتي ها معرفي مي کنيم.

آنچه که مهم است اين است که اين دنيا يک عاقبت و سرانجامي دارد که سرانجام خوبي است. از زمان حضرت آدم تا الان جنگ وجود داشته است. اينهمه جنگ و خونريزي به اين منظور بوده که عدالتي برقرار بشود که تا اکنون برقرار نشده است.

بعضي روايات وجود دارد که وقتي امام زمان ظهور مي کند هفت سال بعد به شهادت مي رسد. شهيد مطهري در بعضي از کتب خود دارد که نمي توان انتظار داشت مردم هزاران سال جنگ و خونريزي داشته باشند براي هفت سال برقراري عدالت. اين هفت سالي که در روايات گفته مي شود از اين بابت است که اين مدت امامت حضرت، آنقدر به مردم خوش گذشته است که اصطلاحاً به سرعت سپري شده است.

در مفاتيح دعايي در مورد اعمال روز جمعه وجود دارد که مي گويد «سلام بر مهدي و سلام بر اولاد او» و يا «سلام بر مهدي و سلام بر ۱۲ مهدي پس از مهدي»، بعضي مي گويند اين مسئله يعني امامان ديگر دوباره بر مي گردند که اين همان رجعت يا «وَ يَکُرُّ فِي رَجْعَتِکُمْ» است. «اللَّهُمَّ إِنْ حَالَ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِي جَعَلْتَهُ عَلَي عِبَادِکَ حَتْماً مَقْضِيّاً، فَأَخْرِجْنِي مِنْ قَبْرِي» لذا بعد از امام زمان امامان ديگر يا همين امامان به دنيا باز مي گردند که به اين رجعت مي گويند.

از اين جور بحث ها خيلي زياد است. مقصود من از ذکر اينها اين بود که ما يک زمان به دنيا نگاه مي کنيم که عاقبت دنيا چيست؟ مي گوييم عاقبت دنيا اين است که يک روزي عدالت برقرار خواهد شد و امام زمان خواهد آمد. امام زمان وقتي ظهور کند گناه اجتماعي برطرف مي شود اما گناهان فردي وجود دارد. فردي که امام زمان را به شهادت مي رساند گناهان ديگر هم مي تواند انجام دهد. فرق الان با آن زمان اين است که الان حکم خدا اجرا نمي شود ولي وقتي امام زمان ظهور کند در آن زمان هم گناه هست اما حکم خدا اجرا مي شود.

اما اينکه تفاوت اين رجعت با موضوع تناسخ چه مي شود و يا آيا بعد از ظهور و رجعت قيامت رخ مي دهد، يا نه؟ بايد سر جاي خود به آن پرداخته شود. بحث من اين است که عاقبت دنيا به خوبي است اما عاقبت افراد و من و شما به چه مي انجامد؟ اينکه ما الان کجا هستيم مهم نيست، عاقبت ما چه مي شود؟ چقدر در تاريخ زياد داريم فردي را که در يک لحظه جور ديگري شد. حر ابن يزيد رياحي صبح عاشورا که از خواب بيدار شد کافر بود چون در حال جنگ با امام حسين(ع) بود. اما ظهر شهيد شد و در بهشت بالاترين مقام را دارد. بعضي ها هم عاقبت به شر مي شوند مثلاً برصيصاي عابد که داستانش در قرآن و هم در تورات و انجيل وجود دارد. لذا هيچ معلوم نيست که عاقبت انسان چه مي شود. داستان ابليس، برصيصاي عابد، بلعم باعورا و... داستان عاقبت به شري است.

*به نظر شما موضوع مهدويت در دنياي امروز ما چه تاثيري مي تواند داشته باشد؟ آيا اعتقاد به مهدويت مي تواند بر نوع زندگي افراد مختلف اثرگذار باشد؟

اگر بحث اين است که اعتقاد به مهدويت چه تاثيري بر دنياي امروز خواهد داشت بايد گفت اين بحث ناظر به آينده است. بودا مي گويد حداقل براي هر انسان لازم است که براي صد سال پيش رو برنامه ريزي کرده باشد. باور به مهدويت به اين معني است که ما براي آينده برنامه ريزي کنيم. آيت الله مکارم مي فرمود من اگر الان بخواهم بميرم، آماده ام، اگر هزار سال ديگر زنده باشم برنامه ريزي کرده ام که چه کارهايي بايد انجام دهم.

مهدويت به انسان مي گويد که براي آينده چطور برنامه ريزي کند در عين حالي که انسان «طول أمل» يعني آرزوي دست نيافتني و بزرگ نداشته باشد

مهدويت به انسان مي گويد که براي آينده چطور برنامه ريزي کند در عين حالي که انسان «طول أمل» يعني آرزوي دست نيافتني و بزرگ نداشته باشد.

اما اگر بحث اين است تاثير امام زمان بر زندگي امروز ما چيست؟ يک تاثير تکويني وجود دارد و آن اين است که انساني که ولي خداست همينکه روي زمين باشد بر کل بشريت تاثير مي گذارد و از آن بهره مند مي شوند.

*نگاه اهل سنت به مسئله مهدويت و ظهور امام زمان(عج) چگونه است؟ آيا از علماي اهل سنت در اين مورد مي توان به نکاتي اشاره کرد؟

ابن ابي الحديد يک عالم بزرگ اهل سنت است. هفت شعر دارد که به آن قصائد سبعه علويات مي گويند که بسيار زيباست. در نجف دور ضريح اميرالمومنين و دور حرم همين شعرهاي ابن ابي الحديد نوشته شده است. او در قصيده ششم خودش در مورد امام زمان(عج) اين جمله را دارد که مي گويد «اميدوارم، در آن روز، از خاندان ابي الحديد نيز در ميان لشکر مهدي، شمشير زنان و نيزه گزاراني چند به هم رسند.»

ابن ابي الحديد در قصيده ششم خودش در مورد امام زمان(عج) اين جمله را دارد که مي گويد «اميدوارم، در آن روز، از خاندان ابي الحديد نيز در ميان لشکر مهدي، شمشير زنان و نيزه گزاراني چند به هم رسند.»

مطلب بعدي اينکه، وقتي مي گويند «آماده کردن زمينه براي ظهور حضرت مهدي(عج)» اين تعبير در هيچ کتاب شيعي وجود ندارد. هر کتاب شيعي هم که اين جمله را گفته باشد تنها مدرک آن کتاب سنن ابن ماجه بوده که يکي از صحاح سته اهل سنت است. در اين کتاب حديثي از پيامبر نقل شده است که رسول خدا مي فرمايد يک افرادي در آخر الزمان مي آيند «يبتعون للمهدي حکومته» که به معني زمينه سازي حکومت حضرت است که اين عبارت فقط مختص کتاب هاي اهل سنت است و از آنجا هم در کتاب هاي شيعه آمده است.

اينکه شما مي شنويد چه کارهايي را براي زمينه سازي ظهور امام زمان انجام دهيم اينها همه از کتاب سنن ابن ماجه گرفته شده است. در واقع مسئله مهدويت يک مسئله مشترک همه دنياي اسلام است.

*در قرآن کريم هم در تفسير بسياري از آيات به موضوع ظهور حضرت بقيه الله اشاره شده است، لطفا به برخي از آنها اشاره اي داشته باشيد.

آيه «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ» در مورد امام زمان تفسير شده است. قرآن خودش را به عنوان ذکر معرفي کرده «انَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْر وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ» و اين آيه شريفه قبلي تورات را هم با کلمه ذکر معرفي کرده است. البته توراتي که الان وجود دارد ۴۹ کتاب است که يکي از آن زبور داود است. اين آيه شريفه مي فرمايد ما هم در تورات و هم در زبور اين مطلب را ذکر کرديم. تورات در زمان پيامبر هم در دست يهوديان بوده است. در توراتي که الان در دست صهيونيست هاست چيزي در مورد امام زمان نيست.

علامه مجلسي در بحارالانوار اصل زبور را نقل کرده و آن زبور هيچ چيزي خلاف تعاليم اسلام نيست. مترادف و ترجمه آيه اي که ذکر شد در اين زبور داود که در بحار نقل شده وجود دارد.

تعبير ديگري که قرآن درباره امام زمان دارد استخلاف في الارض است. شهاب الدين سهروردي از علماي بزرگ اهل سنت مي گويد يک کشور مثل يک انسان مي ماند. يک انسان را خدا به اين گونه آفريده که قوه عاقله و غضب و شهوت دارد. کشور هم بايد اينگونه باشد که شهوت کشور، بازار است. غضب آن نيروهاي نظامي و انتظامي است و عقل هم مي شود هيئت حاکمه کشور. سهروردي اين را بيان مي کند که چه کسي بايد در راس حکومت باشد؟ مي گويد اگر شاهان بخواهند حکومت کنند، استبداد پيش مي آيد. حکومت جمهوري هم خيلي خوب نيست، عيب آن اين است که امنيت زيادي برقرار نمي شود و مردم مطيع نخواهند بود. سهروردي مي گويد بهترين حکومت حکومت اشراف است. ما در فارسي اشراف را طبقه مرفه معني مي کنيم در حالي که اشراف سهروردي به معني هرمس است که هرمس در زبان يوناني يعني حضرت ادريس(ع). بعد از ادريس حضرت لقمان و حضرت داود و حضرت سليمان هرمس اند. سهروردي مي گويد هرمس يعني کساني که عالم ترين عادل ترين و خيرخواه ترين مردم اند. مي گويد حکومت را بايد به دست اينها داد.

سهروردي مي گويد اگر هرمس وجود نداشت حکومت را بايد در دست چه کسي داد؟ خودش فوري پرانتزي باز مي کند و مي گويد نمي شود که او نباشد. منظور ما از «اگر او نبود» اين است که اگر او غائب باشد. يعني زمين امکان ندارد از حجت خدا خالي باشد. در نهج البلاغه داريم «إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً» که عين تعبيري است که سهرودي مي کند. مي گويد اگر هرمس غايب بود هشت گروه مي توانند حکومت کنند. سهروردي مي گويد متاله بحاث بايد حکومت را بر عهده بگيرد. متاله يعني کسي که در الهيات فرو رفته و يکپارچه خدايي است و صبغه اللهي است. بحاث هم يعني از لحاظ علمي هم از همه بالاتر است. يعني هم معنويت و هم علم او از همه بالاتر باشد.

جنگ و خونريزي که نقل شده براي قبل از ظهور است. وقتي امام زمان ظهور مي کند به سيره جدش عمل مي کند. پيامبر خدا در کل جنگ هايي که داشته است توسط مسلمانان ها کمتر از هزار نفر کشته شده اند. وقتي امام زمان ظهور مي کند بسياري از مردم که حضرت را ببينند ايمان مي آورند

مسئله مهدويت به اين معني است که ما انتظار مي کشيم يک روزي کسي از فرزندان رسول خدا بيايد که از همه عالم تر و آگاه تر و خيرخواه تر و به دور از خطا و اشتباه است و خير همه را مي خواهد. جنگ و خونريزي که نقل شده براي قبل از ظهور است. وقتي امام زمان ظهور مي کند به سيره جدش عمل مي کند. پيامبر خدا در کل جنگ هايي که داشته است توسط مسلمانان ها کمتر از هزار نفر کشته شده اند. وقتي امام زمان ظهور مي کند بسياري از مردم که حضرت را ببينند ايمان مي آورند.

قرآن مي فرمايد «فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمْ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَي يَوْمِ الْقِيَامَةِ» ازاين آيه استفاده مي شود که يهودي ها و مسيحي ها روز ظهور امام زمان هستند و اختلافات خود را با هم دارند تا روز قيامت. معني آيه اين است که وقتي امام زمان ظهور مي کنند يهودي ها را ريشه کن نمي کند و يا مسيحي ها يا بي دين ها را از بين نمي برد. اديان ديگر هم در روز ظهور امام زمان هستند اما امام زمان(عج) زندگي مسالمت آميز را بين مردم فراهم مي کند که همه مردم زير پرچم اسلام زندگي کنند و کسي متعرض کسي نشود.

امنيت براي مردم حرف اول را مي زند. قرآن مي فرمايد «وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا» نياز انسان به امنيت بيشتر از نياز انسان به آب و غذاست. امام زمان مي آيد که امنيت ايجاد کند. امنيت و آرامش فردي و اجتماعي را حضرت براي همه فراهم مي کند و اين يعني حکومت امن.

*در بحث مهدويت براي تبليغ و آشنايي مردم و يا ديگر اديان و يا فرقه ها با حضرت حجت به نظر شما ذکر چه مواردي ضرورت دارد و از ذکر چه مباحثي بايد پرهيز کرد؟

چيزهايي وجود دارد که اصلا ضرورتي ندارد در مورد آن مطالعه کنيم و يا به مردم چيزي بگوييم. يکي مثلا در مورد راه هاي ملاقات با امام زمان است. بحث نکردن در مورد اين نوع چيز ها بهتر است. بعضي چيزها هم جز اسرار تشيع است و نبايد گفته شود. بحث هاي زيادي هم هست که خوب است مطرح شود.

مثلا ارتباط معنوي با امام زمان و توسل به آن حضرت و دعا براي فرج امثال اين موارد در جمع شيعي مناسب است.

اما وقتي در جايي که غيرمسلمان وجود دارد و يا اهل تسنن هستند هيچ ضرورتي ندارد که از اين جور بحث ها شود. عقيده ما شيعيان اين است که يک روز امام زمان ظهور مي کند. اينکه امام زمان الان زنده اند و در پس غيبت است جز مباحثي است که مخصوص درون مذهب شيعه است. وقتي غير شيعيان هستند بايد اينگونه استدلال کنيم و بگوييم زمين خالي از حجت خدا نيست. ادله عامه نبوت عامه را ذکر کنيم. «لو لالحجه لساخط الارض باهلها» اگر حجت خدا نباشد، زمين اهلش را در خود فرو مي برد.

هيچ چيز بهتر از روش علامه اميني در الغدير يا روش کليني و صدوق نيست. کليني که در زمان غيبت صغراي امام زمان است در کتاب کافي ۱۶ هزار نقل کرد ولي يک حديث از امام زمان نقل نکرد. صدوق ۲۵ سال از غيبت صغراي امام زمان را درک کرده است اما حتي يکي از احاديث حضرت را در کتاب من لايحضر نياورده است. شيخ طوسي هم در کتاب تهذيب و استبصار همينطور. اينها عنايت و تعمدي در اين کار داشتند. شيخ طوسي کتاب غيبت در مورد امام زمان نوشته است ولي در کتب اربعه مباحث مربوط به امام زمان را نياورده است.

علامه اميني بحث مي کند که در کتب اربعه که اصلي ترين منابع شيعه است احاديث امام زمان در آن ذکر نشده است. علت همين است که عرض کردم. آنچه اسرار امامت و تشيع است ضرورتي ندارد در آنجا که غير شيعي وجود دارد مطرح کنيم.

بايد ببينيم خود ائمه اينگونه مباحث را چگونه مطرح مي کردند. چقدر در روايات داريم که کسي از حضرات معصومين مثلا امام صادق و امام باقر و... سوال مي کرد که مهدي شما هستيد يا نه؟ اين نشان مي دهد که خود شيعيان اين مسائل را نمي دانستند. لذا اين مسائل اسرار تشيع است. در روايت داريم که علت طول کشيدن غيبت اين است که شما اسرار امامت را کتمان نکرديد.

تعداد بازديد:56 آخرين تغييرات:96/02/23
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر