چهارشنبه 1 آذر 1396 - 3 ربيع الاول 1439 - 22 نوامبر 2017
صفحه اصلي/دين و انديشه

هیچ‌یک از روش های ترجمه قرآن دقیق نیست/ امکان ترجمه پذیری قرآن

گفتگو با سيدمحمدمهدي جعفري؛

هيچ‌يک از روش هاي ترجمه قرآن دقيق نيست/ امکان ترجمه پذيري قرآن

سيدمحمدمهدي جعفري گفت: زبان پيوسته در حال تغيير است اما زبان قرآن ثابت است. تنوعات ترجمه اگر به اصل ضربه‌اي نزند و به‌عنوان ترجمه تازه اي مطرح باشد اشکالي ندارد.

خبرگزاري مهر، گروه دين و انديشه: سيدمحمدمهدي جعفري، نويسنده، مترجم، پژوهشگر متون ديني، فعال و زنداني سياسي دوران پهلوي و استاد بازنشستهٔ دانشگاه شيراز از مترجمان برجسته و مشهور در ايران است که ترجمه نهج البلاغه او مشهور است. در گفتگوي کوتاهي با وي ترجمه هاي موجود قرآن به زبان فارسي مورد بررسي قرار داده ايم؛

*استاد! اصولا آيا قرآن ترجمه‌پذير هست يا خير؟

اگر وجه اعجاز لفظي، فصاحت و بلاغت قرآن را در نظر بگيريم، خير! قرآن ترجمه پذير نيست، البته از اين نگاه هيچ متن ادبي از زباني به زبان ديگر ترجمه پذير نيست به خصوص قرآن که از نظر فصاحت و بلاغت آن را معجزه مي دانيم ولي با اين وجود ترجمه اي که به معناي مفهوم قرآن باشد اشکال و مانعي ندارد و بعد از مدتها بحث و جدل به اين نتيجه رسيده اند که مي توان قرآن را به زبان ديگري ترجمه کرد زيرا همه که عربي نمي دانند و همه مسلمانان حق دارند قرآن را بفهمند و لذا بايستي به زبان خودشان ترجمه شود با توجه به اينکه اهل آن زبان مقصد بايد بدانند که اين همان قرآن نيست اما براي اينکه معناي ظاهري قرآن را بدانند به زبان آنها ترجمه مي شود.

*به نظر شما چه نوع ترجمه اي جايز است؟ برخي ترجمه تحت الفظي را جايز مي‌دانند، برخي ترجمه مفهومي و عده اي ترجمه فصيح به زبان مقصد و افراد ديگري ترجمه آهنگين به سبک قرآن. به نظر شما کدام بهتر است؟

به نظر بنده هيچ کدام از اينها ترجمه دقيقي از قرآن نيست، ترجمه تحت الفظي هم اگر تطبيقي باشد بهتر است به اين معنا که کلمات قرآن را با زبان مقصد تطبيق دهند و مثلا فعل را در جاي فعل ترجمه کنند، اسم را به اسم ترجمه کنند و نکات بلاغي را در نظر بگيرند و آنجا که مقدم و مؤخر است و براي تأکيد و منظورهاي مختلف جمله به هم خورده ولي منظور بلاغي در آن مطرح بوده است به آن شکل تطبيق در آن باشد، خوب است اما به هر حال ترجمه هاي آهنگين دست و پاي مترجم را مي بندد.

ترجمه هاي فصيح به زبان مقصد هم همين طور محدوديت‌هايي براي مترجم ايجاد مي شود اما ترجمه هاي تحت الفظي اما نه کلمه به کلمه که برخي ترجمه کرده اند مثل ترجمه‌هايي که جمله مطابق با آئين نگارش فارسي باشد اما اگر فعل در قرآن آمده است «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا» را نمي توان اي مومنان ترجمه کرد به خاطر اينکه در قرآن در چند آيه مختلف تاکيد شده است که اين جمله خطاب به کساني است که قدم اول را برداشته اند، ايمان آورده اند اما هنوز کارهايي انجام نداده اند که مومن حقيقي باشند.

هر چند که بايد اسم را به شکل اسم ترجمه کرد و مترادف به کار نبرد زيرا هر مفهوم و لفظي که در قرآن به کار رفته مفهوم خاص خود را دارد و نمي توان خشيت و رعب و ترس را به يک معنا ترجمه کرد و هر کدام معني خاصي دارد. بدين ترتيب اين ترجمه، نه ترجمه قرآن است که در حد فصاحت و بلاغت مانند معجه است و نه ترجمه مفهومي و دور از اصل هست و خواننده قرآن زبانش عربي نيست مي تواند ان مفهوم را درک کند.

*ترجمه هاي فارسي بسياري از قرآن در بازار هست و مشهورترين شان ترجمه هايي از آقايان فولادوند، قمشه اي و مکارم شيرازي است و ترجمه هاي آقايان بهرام پور، حداد عادل هم تازه به بازار آمده اند، شما اينها را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

من هيچ کدام از اين ترجمه ها را صد در صد تأييد نمي کنم ولي هرکدام امتيازاتي دارند مثلا ترجمه آقاي فولادوند از آنجا که از طرف گروه ها و افرادي ويراستاري شده به اصل نزديکتر است، اگرچه ايرادهايي دارد . ترجمه آقاي خرمشاهي هم خوب است زيرا ايشان هم زبان‌شناسي فارسي، انگليسي و عربي مي داند و شرايطش را ايشان نسبت به بقيه بيشتر دارند. ترجمه مرحوم مجتبوي هم ترجمه نسبتا خوبي است و ترجمه جناب آقاي بهرام پور با توضيحاتي که در حاشيه دارد امتيازاتي را داراست اما خود ترجمه في نفسه کامل نيست و توضيحات کنار خوب است. ترجمه آقاي حسين استادولي از قرآن و نهج‌البلاغه خوب است، البته هيچ کدام صد در صد نيست.

ترجمه مرحوم الهي قمشه اي بسيار معروف است، البته برخي هم بدون اجازه براي متن قرآني ترجمه مي‌گذارند روان است اما ترجمه صحيحي نيست و اشتباهات زيادي دارد و ايشان گاهي فعل‌ها را به جاي هم به کار برده است و مختصر التفاسيري که کرده ترجمه را از روال درستش خارج کرده است و ترجمه آيت الله العظمي مکارم شيرازي هم ايرادهايي دارد، حتي به چند تن از دانشجويان علوم قرآن و حديث پيشنهاد کردم که پايان نامه اي را در تطبيق اين ترجمه ها به کار ببرند. ترجمه آيت الله العظمي مکارم شيرازي هم ايرادهايي دارد.

* به نظر شما اين همه تنوع در ترجمه هاي فارسي لازم است؟

بله! لازم است، ترجمه متون ديني چه قرآن و چه گفته هاي پيامبر(ص) و نهج‌البلاغه لازم است، زيرا هر کسي سليقه‌اي دارد، همان طور که گفتم هيچ کدام از اين ترجمه‌ها همانند خود متن نمي‌شوند اما تنوع هيچ اشکالي ندارد زيرا نمي‌توانيم به ترجمه اي برسيم که بگوئيم آخرين حرف است زيرا تا ۱۰ سال ديگر مثلا انسان‌هايي مي آيند که از آن کلمات مفاهيم ديگري را به دست مي آورند و زبان پيوسته در حال تغيير است اما زبان قرآن ثابت است. زبان مقصدي که به آن ترجمه مي شود مفهوم و نکته هايي تازه در آن به دست مي‌آورند؛ از اين جهت تنوعات اگر به اصل ضربه‌اي نزند و به‌عنوان ترجمه تازه اي باشد اشکالي ندارد.

*به نظر شما ضرورت ترجمه به زبان هاي مختلف دنيا چيست، مي گويند انجيل به ۲۵۰ زبان ترجمه شد. نظر شما در اين باره چيست؟

هيئت‌هاي تبشيري که مسيحيت را تبليغ مي کنند هرجا مي رفتند انجيل را به زبان آن قوم ترجمه مي کردند هرچند اگر تعداد کساني که به آن زبان صحبت مي کردند، اندک بودند، البته اما انجيل هم دقيق نيست و انجيلهاي رسمي با انجيل به زبانهاي زنده دنيا با هم اختلافات فراوان دارد و تورات هم اختلافاتش بيشتر است اما ترجمه لازمست و ما هم اگر مي خواهيم قرآن ميان ملل مختلف و صاحبان زبانهاي مختلف ترويج کنيم بايد ترجمه شود اما با دقت بيشتري تا اشتباهات در آن راه نيابد.

تعداد بازديد:160 آخرين تغييرات:96/03/17
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر