شنبه 31 شهريور 1397 - 12 محرم 1440 - 22 سپتامبر 2018
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 












خروجي RSS

شرط نبوت انبیاء، ولایت امیرالمومنین است/ کاشف الکرب عن وجه الرسول

به مناسبت شهادت مولي الموحدين؛

شرط نبوت انبياء، ولايت اميرالمومنين است/ کاشف الکرب عن وجه الرسول

حجت الاسلام ميرزامحمدي گفت: اگر وجود ملکوتي اميرالمومنين نبودند، انبيا به اين تقرب نمي رسيدند چون شرط تقرب انبيا و شرط منصب نبوت، ولايت اميرالمومنين بود که در روايات به صراحت اشاره شده است.

خبرگزاري مهر، گروه دين و انديشه: ايام شب هاي قدر و تقارن آن با شهادت مولاي متقيان بهانه اي است که در مورد فضائل اميرمومنان تاملي دوباره داشته باشيم. در اين مجال نقلي از ابن ابي الحديد را مورد بررسي قرار مي دهيم که مي گويد علي(ع) صاحب اخلاق متضاده است. در ادامه با يک روايت تاريخي گريزي به فضائل اميرمومنان خواهيم داشت. براي اين منظور با دو تن از کارشناسان ديني کشور به گفتگو نشستيم که در ادامه مي خوانيد؛

براي خيلي ها تصور انساني که در عين صلابت نرم باشد، در عين قدرتمندي متواضع باشد، در عين بزرگي در نهايت فروتني باشد سخت بوده است. من معتقدم اينها اخلاق متضاد نيست. اينها مجموعه شاخصه هاي اخلاقي است که برخواسته از انسان قرآني است

مصطفي دلشاد تهراني با بيان اينکه ابن ابي الحديد جمله اي در شرح خود دارد که مي گويد علي(ع) داراي اخلاق متضاده است مثلا در عين حال که مرد ميدان جنگ است، شب ها به تهجد مي پردازد، گفت: براي خيلي ها تصور انساني که در عين صلابت نرم باشد، در عين قدرتمندي متواضع باشد، در عين بزرگي در نهايت فروتني باشد سخت بوده است. من معتقدم اينها اخلاق متضاد نيست. اينها مجموعه شاخصه هاي اخلاقي است که برخواسته از انسان قرآني است.

وي ادامه داد: انسان قرآني يک انسان سه وجهي است. يک وجه رو به خدا دارد و آن ايمان است. يک وجه رو به خودش دارد و آن تقوي است و يک وجه رو به خودش دارد و آن انسان است.

اين نهج البلاغه پژوه افزود: در طول تاريخ مي گفتند اگر کسي رو به خدا دارد ديگر نمي تواند رو به مردم داشته باشد. انسان قرآني اينگونه نيست. در عين حالي که رو به خدا دارد رو به مردم نيز دارد. مردم را نيز جلوه خدا مي بيند و با همه وجود عاشق آنهاست.

مصطفي دلشاد تهراني گفت: شايد هنوز هم در بعضي از جاهاي دنيا باشد که کساني که مي خواهند با خدا رابطه داشته باشند و يک پارساي محض باشند نمي توانند انسان اجتماعي باشند و اين خلاف انسان قراني است. علي(ع) انسان قرآني است. يعني در عين حال که محو تمام عيار خق است و جز خدا نمي بيند اما در ميان مردم و همراه مردم است و درد مردم را لمس مي کند و براي مردم کار مي کند.

اين استاد دانشگاه افزود: ابن ابي الحديد و شريف رضي اظهار شگفتي مي کنند که اين انساني که در ميدان جنگ آنطور است در عبادت چگونه است. خاستگاه همه اينها يک چيز است و همه اين ويژگي ها به يک نقطه برمي گردد و آن نقطه بندگي خداست. يعني اگر کسي بنده خدا باشد مجموعه صفات خدا در او جلوه مي کند. اصلاً تربيت، رفع موانع و ايجاد مقتضيات است که انسان به صفات و کمالات الهي متصف شود. صفات و کمالات الهي يعني چي؟ يعني شما در عين اينکه قدرت، علم، سطوت داريد نهايت رحمت هم داريد. براي آنها سخت بوده که همه اينها را با هم ببينند.

وي ادامه داد: به نظر من اگر کسي زير ساخت لازم را داشته باشد مجموعه اين ويژگي ها در او بروز مي کند و اين ويژگي ها به هيچ وجه متضاد نيست بلکه کمک کننده هم است. به ميزاني که شما عاشق خدا مي شويد عاشق مردم مي شويد. اميرالمومنين به مالک مي فرمايد «وَ أَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ» يعني قلبت را از رحمت به مردم و عشق به آنان و لطف به ايشان لبريز کن. اين از خدادوستي نشأت مي گيرد. لذا هيچ منافاتي ندارد که کسي عاشق خدا باشد و پارسا و بنده خدا باشد و اهل عبادت باشد و اين جلوه ها را هم داشته باشد.

مرحوم شهيد ثاني مي فرمايد «الشيعه هم من شايع عليا» شيعه کسي است که علي(ع) را مشايعت کند. و اين راه نجات است.

دلشاد تهراني در مورد مفهوم ولايت ولايت در ادبيات ديني ما و اشاره به اين موضوع توسط اميرالمومنين در نهج البلاغه گفت: به لحاظ لغوي اين معني است که دو نفر چنان در کنار هم قرار بگيرند که ما آنها را يکي ببينيم. لذا اصل ولايت يعني تنگاتنگي. ولايت يعني اينکه ما در تنگاتنگي يک انسان راه يافته به حق قرار مي گيريم. اگر اينطور باشد و ما اين ولايت را بپذيريم، او دست ما را مي گيرد و به سوي حق مي برد. اميرالمومنين وقتي مي خواهد از اين ولايت صحبت کند مي فرمايد «فَإِنْ أَطَعْتُمُونِي فَإِنِّي حَامِلُکُمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ عَلَي سَبِيلِ الْجَنَّةِ وَ إِنْ کَانَ ذَا مَشَقَّةٍ شَدِيدَةٍ وَ مَذَاقَةٍ مَرِيرَةٍ» اگر از من فرمان ببريد، -اگر خدا خواهد- شما را به راه بهشت مي برم، هر چند راه سخت و با تلخکامي آميخته باشد.

وي ادامه داد: پس ولايت يعني پذيرش سرپرستي انسان يا انسان هايي که راه يافته به حق هستند که بايد با آنها به صورت تنگانگ همراه شد و به دنبال آنها رفت. ولايت اميرالمومنين يعني اينکه ما پا در جاي پاي او بگذريم. مرحوم شهيد ثاني مي فرمايد «الشيعه هم من شايع عليا» شيعه کسي است که علي(ع) را مشايعت کند. و اين راه نجات است.

وي در پايان تصريح کرد: اميرالمومنين در آنجايي که مردم را به همراهي و اطاعت از خودش فرا مي خواند از ادبياتي از جنس ولايت استفاده مي کند. لذا ولايت را بايد درست فهميد.

حجت الاسلام محمد ميرزامحمدي در مورد فضائل اميرالمومنين گفت: اميرالمومنين در ده سالگي رائحه نبوت به مشام او مي رسيد و نور وحي و جبرئيل را مي ديد. لذا پيامبر اکرم هم خطاب به او فرمودند «انَّکَ تَسْمَعُ ما اسْمَعُ وَ تَري ما اري» هر چه من مي بينم تو هم مي بيني و هر چه من مي شنوم تو هم مي شنوي. تفاوت تو با من در اين است که «إِلَّا أَنَّکَ لَسْتَ بِنَبِيٍّ» تو نبي نيستي. اين به آن معنا نيست که اميرالمومنين لياقت نبوت رانداشته است، نه! چون مقام امامت از نبوت بالاتر است. اراده پروردگار بر اين تعلق گرفته بود که نبوت به وجود ملکوتي پيامبر ختم شود والا طبق آيه ابتلا يعني آيه ۱۲۴ سوره بقره، منصب امامت از منصب نبوت بالاتر است.

وي ادامه داد: البته به اين معنا نيست که اميرالمومنين بالاتر باشد چون پيامبر هم امام بودند و هم نبي و هم رسول. افضل همه انبياء و اوصياء هستند اما در مقايسه اميرالمومنين با بقيه انبيا، اميرالمومنين افضل بر همه انبيا هستند.

وي افزود: در ساعات پاياني عمر اميرالمومنين وقتي طبيب حضرت را جواب کردند، صعصعه بن صوحان و اَصبَغ بن نُباته به ملاقات حضرت آمدند. حضرت کساني را که به ملاقاتشان آمده بودند را جواب کردند چون حال مساعدي نداشتند. امام مجتبي همه را مرخص کردند، اما اين دو نفر ماندند. اميرالمومنين صداي ناله شنيدند و خطاب به امام مجتبي فرمودند مگر نگفتم کسي پشت در براي ملاقات نماند؟ امام مجتبي بيرون آمدند و ديدند اين دو بيرون ايستاده اند. اين دو نفر شرطه الخميس حضرت بودند يعني کساني بودند که قسم خورده بودند تا آخرين قطره خون از اميرالمومنين دفاع کنند و بر اين عده و پيمانشان هم وفادار ماندند.

مرحوم ميرزا اسماعيل دولابي در اينجا يک گريز تربيتي مي زد و مي گفت اگر مدتي دق الباب کردي و جواب نيامد زود قهر نکن. چون خود اين امر شايد بهانه اي است که خودِ صاحب خانه در را به رويت باز کند

اين کارشناس ديني ادامه داد: اميرالمومنين اجازه دادند که اين دو وارد شوند. مرحوم ميرزا اسماعيل دولابي در اينجا يک گريز تربيتي مي زد و مي گفت اگر مدتي دق الباب کردي و جواب نيامد زود قهر نکن. چون خود اين امر شايد بهانه اي است که خودِ صاحب خانه در را به رويت باز کند.

حجت الاسلام ميرزامحمدي گفت: اصبغ ابن نباته لحظات جان دادن حضرت را براي ما نقل مي کند که حضرت دستمالي به سر بسته بود و به قدري رنگ چهره زرد بود که تشخيص ندادم چهره علي(ع) زردتر است يا رنگ دستمال و بعد حضرت پاشنه هاي پاي مبارک رو بر روي بستر مي شکيدند و جمع مي کردند.

وي افزود: صعصعه بن صوحان که اولين روضه خوان قبر اميرالمومنين هم هست در جنگ جمل و صفين برادران خود را در راه اميرالمومنين فدا کرده بود و خودش فقيه و مجتهد مسلم بود. اينجا سوالي از حضرت پرسيد که «يا اَمِيرَ الْمُؤمِنِينَ اَنْتَ اَفْضَلُ اَمْ آدَمُ» حضرت جوابي دادند که اين جواب سندي شد بر افضليت اميرالمومنين به همه انبيا. فرمودند «انا افضل من آدم». صوحان پرسيد «انت افضل ام نوح» حضرت فرمود «انا افضل من نوح». صوحان پيامبراني از جمله موسي، عيسي، ابراهيم را نام برد و حضرت فرمود من بر همه اينها افضل هستم. پس منصب امامت افضل بر منصب نبوت است و وجود ملکوتي اميرالمومنين افضل بر تمام انبياء هستند حتي انبياي اولوالعظم.

اگر وجود ملکوتي اميرالمومنين نبودند اصلاً انبيا به اين تقرب نمي رسيدند چون شرط تقرب انبيا و شرط منصب نبوت ولايت اميرالمومنين و محبت حضرت زهرا(س) بود که در روايات ما به صراحت اشاره شده است

وي ادامه داد: اگر وجود ملکوتي اميرالمومنين نبودند اصلاً انبيا به اين تقرب نمي رسيدند چون شرط تقرب انبيا و شرط منصب نبوت ولايت اميرالمومنين و محبت حضرت زهرا(س) بود که در روايات ما به صراحت اشاره شده است. «ما تکاملت النبوه لنبيّ حتّي أقرّ بفضلها و محبّتها» يعني شرط نبوت هر پيامبري اين بود که به محبت و فضيلت صديقه طاهره(س) اقرار کند. وقتي پيامبر در شب معراج از انبيا پرسيدند که «ماذا بعثکم ربي» يعني فلسفه بعثت شما چيست؟ همه گفتند ما مبعوث شديم براي امر مقدس توحيد و رسالت تو و اقرار به ولايت اميرالمومنين. پس امامت بالاتر از منصب نبوت است.

اين کارشناس ديني گفت: لذا پيامبر(ص) مامور بودند امام را به عنوان افضل مخلوقات عالم و اشرف گزينه هاي آفرينش در کنار قرآن براي امت معرفي کنند و معرفي کردند. از ولادت و روزهاي کودکي اميرالمومنين گرفته تا واقعه غدير خم.

وي اظهار داشت: سواي از اتفاقات ولادت اميرالمومنين و تربيت اميرالمومنين توسط پيامبر در دوران خردسالي، وقتي اميرالمومنين ده ساله بود براي پيامبر در غار حرا آب و غذا مي آورد. خود حضرت در خطبه قاصعه اين داستان را تعريف مي کند. مي فرمايد شب چهلم که خدمت پيامبر رسيدم «اني اري نور الوحي» نور وحي را مي ديد. «وَلَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّيْطَانِ» صداي ناله شيطان را مي شنيد که «قَدْ أَيسَ مِنْ عِبادَتِهِ» شيطان از عبادت خود مايوس شد.

قصه خوابيدن اميرالمومنين به جاي پيامبر نه فقط براي ليله المبيت که براي آن آيه نازل شد، بلکه براي هر شب شعب ابي طالب است. هر شب که پيامبر مي خوابيد و جاي او مشخص مي شد، جناب ابوطالب در دوران شعب ابي طالب، هر شب جاي پيامبر را با علي(ع) عوض مي کرد براي اينکه پيامبر ترور نشود

وي گفت: فاصله بين ده تا ۲۳ سالگي اميرالمومنين، ۱۳ سال وقوف پيامبر در مکه است. سال هاي هفتم تا دهم هجري سال هاي شعب ابي طالب است. در اين مدت ذکر اين نکته لازم است که قصه خوابيدن اميرالمومنين به جاي پيامبر نه فقط براي ليله المبيت که براي آن آيه نازل شد، بلکه براي هر شب شعب ابي طالب است. هر شب که پيامبر مي خوابيد و جاي او مشخص مي شد، جناب ابوطالب در دوران شعب ابي طالب، هر شب جاي پيامبر را با علي(ع) عوض مي کرد براي اينکه پيامبر ترور نشود. اميرالمومنين در اينجا ۱۷ سال داشت.

ميرزامحمدي گفت: بعد از ورود پيامبر به مدينه و تشکيل حکومت اسلامي ۸۲ جنگ بر پيامبر تحميل شد که اميرالمومنين در تمامي اينها جز جنگ تبوک حضور دارند. در تمام جنگ ها، جنگ با شمشير علي(ع) مختومه شد. لذا ابن ابي الحديد مي گويد ضربات کاري عرب هفت ضربه بود که عرب هر هفت ضربه را از علي(ع) ياد گرفت.

وي ادامه داد: اميرالمومنين در طول اين سال ها به عنوان سمبل منصب امامت بارها و بارها معرفي مي شد. در غدير آنچه که پيامبر انجام داد گرفتن بيعت علني بود براي اميرالمومنين نه اينکه بخواهد علي(ع) را معرفي کند. ۲۳ سال علي(ع) را معرفي کرده بود.

وي افزود: روز مبعث روز زيارت مخصوصه اميرالمومنين است که در زيارتنامه آن حضرت مي خوانيم «السلام عليک يا کاشف الکرب عن وجه الرسول.»

اين کارشناس ديني گفت: مرحوم محدث قمي در سفينه البحار روايتي را نقل مي کند که اگر پيامبر در جمعي نشسته بود و مي خواست برخيزد، علي(ع) عصاي دست پيامبر مي شد.

وي ادامه داد: پيامبر وقتي در نزول آيات اوليه سوره برائت، فرد ديگري را فرستاد، جبرئيل نازل شد که يا رسول الله اين آيات را يا بايد خودت ببري و يا «رجل من نفسک» اين همان آيه مباهله است، يعني علي(ع). علي يعني خود رسول. مرحوم اقبال لاهوري اينجا بيتي دارد که مي گويد «چونکه اوصاف محمد با علي است/ هر که گويد يا محمد يا علي است»

وي افزود: پيامبر فرمود «اني تارک فيکم الثقلين کتاب الله و علي بن أبي طالب واعلموا ان عليا لکم أفضل من کتاب الله لأنه مترجم لکم عن کتاب الله» علي(ع) از قرآن هم بالاتر است چون سخنگو و مترجم قرآن است. پيامبر در اين حديث علي(ع) را کنار قرآن گذاشت يعني هر که بخواهد علي(ع) را بشناسد اول بايد قرآن را بشناسد.

ميرزامحمدي گفت: از همينجا وصيت نامه پيامبر قيچي شد و عده اي گفتند «حسبنا کتاب الله» مردم مدينه هم فکر کردند که با اين شعار قرآن حفظ مي شود. اگر علي را از قرآن جدا کني، قرآن ديگر کتاب شفا و هدايت نيست، بلکه برعکس خودش عامل اختلاف است. شاهد اين حرف من هم خوارج و قتله ابي عبدالله و آل سعود هستند.

وي ادامه داد: در زيارتنامه عيد قربان امام حسين مي خوانيم «وأصبح کتاب الله بفقدک مهجورا» حسين جان اينها با کشتن تو اول قرآن را به زمين زدند.

وي در پايان اظهار داشت: در سقيفه گفتند علي همه فضايل و برتري هاي لازم را دارد ولي کفايت سياسي ندارد! اين همان آقايي است که در ده سالگي مي گفت «اني اري نور الوحي» حال در سي و سه سالگي کفايت سياسي ندارد؟

تعداد بازديد:249 آخرين تغييرات:96/03/27
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر