جمعه 31 شهريور 1396 - 1 محرم 1439 - 22 سپتامبر 2017
صفحه اصلي/دين و انديشه

مفهوم حقوق بشر در غرب مورد اختلاف است/ نقد سارتر به جنگ ویتنام

در همايش «ايالات متحده، حقوق بشر و گفتمان سلطه» مطرح شد؛

مفهوم حقوق بشر در غرب مورد اختلاف است/ نقد سارتر به جنگ ويتنام

حسن حسيني گفت: انسان ها به سه دسته متمدن، وحشي و بربر تقسيم شده اند. مبناي حقوق بشر و نگاه ۵۰۰ ساله آمريکا به تمدن سازي نه برابري انسان ها بلکه اين دسته بندي از انسان ها است.  

به گزارش خبرنگار مهر، همايش «ايالات متحده، حقوق بشر و گفتمان سلطه» به مناسبت هفته حقوق بشر آمريکايي روز يکشنبه يازدهم تير ماه در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران برگزار گرديد. اين همايش که به همت مرکز تحقيقات سياست خارجي و ديپلماسي عمومي دانشگاه تهران و انجمن ايراني مطالعات جهان و مؤسسه اسلامي حقوق بشر لندن و دانشکده مطالعات جهان برگزار گرديد با سخنراني اساتيد دانشگاه هاي ايران و آمريکا به کار خود ادامه داد.

آمريکا و امپرياليسم، به نام حقوق بشر

در ابتداي همايش دانيل کواليک، استاد حقوق بشر بين الملل دانشکده حقوق دانشگاه پيتزبرگ با موضوع «آمريکا و امپرياليسم، به نام حقوق بشر» به سخنراني پرداخت. وي گفت: به دنبال تهاجم نظامي آمريکا به عراق در سال ۲۰۰۳ ،مباحث گسترده اي در محافل رسانه اي با محوريت اين موضوع آغاز شد که هدف دولت بوش از ملت سازي در عراق چيست. اگرچه اين روزها به ندرت از عبارت ملت سازي به عنوان يکي از اهداف سياست خارجي آمريکا مطلبي شنيده مي شود.

وي ادامه داد: واقعيت آزار دهنده اين است که آمريکا واقعا به هيچ وجه قصد ندارد در خاورميانه يا هر جاي ديگر در ايجاد ملتي مقتدر نقش داشته باشد. بلکه برعکس، همان طور که بارها و بارها شاهد بوده ايم، مثلاً در کشورهايي نظير يوگوسلاوي، سودان، ليبي، يمن، سوريه، سومالي و اوکراين هدف آمريکا به صورت روزافزون بر تخريب و بالکانيزه کردن کشورهاي مستقل استوار است. اهداف آمريکا در ويتنام نيز نابودي هرگونه دورنماي کشوري مستقل و دست نخورده بود. ژان پل سارتر که همراه برتراند راسل رياست دادگاه بين المللي جنايات جنگي را بعد از جنگ آمريکا در ويتنام برعهده داشت، مي نويسند: آمريکا دو گزينه در اختيار ويتنامي ها قرار داد. يا کاپيتوالسيون را بپذيريد که به موجب آن کشور به دو نيم تقسيم خواهد شد و يک نيمه آن را عوامل آمريکا اداره خواهند کرد. گزينه ي دوم اين که تقريباً همگي کشته شويد. سارتر مي نويسد: حتي در حالت اول که در آن يک کشور مستقل به دو نيم تقسيم مي شد، بخش ويتنام از نظر فيزيکي محو نمي شد، بلکه از نظر اقتصادي، سياسي يا فرهنگي ديگر وجود خارجي نداشت. البته در حالت دوم، ويتنام به صورت فيزيکي محو مي شد و آن گونه که آمريکا تهديد کرده بود بمب باران مي شد و به عصر حجر باز مي گشت.

جنگ آمريکا با تروريسم: فرار از عنوان تروريسم

در ادامه بو گراسکاب، استاد اقتصاد سياسي بين الملل در دپارتمان علوم سياسي دانشگاه ايالتي کاليفرنيا با موضوع «جنگ آمريکا با تروريسم: فرار از عنوان تروريسم» به سخنراني پرداخت. وي گفت: براي بسياري از شهروندان و سياستمداران، اين که يک نفر از منظر يک شخص تروريست و از منظر شخصي ديگر مبارز راه آزادي است، نقطه ي آغاز و پايان هرگونه مباحثه جدي درباره تروريسم است. اين يک کليشه پوچ و خطرناک است، زيرا در اين تعريف حقايق قدرت پنهان شده است. نکته مهم اين است که چه کسي مالک کلمه ترور است؟ کاري که آمريکا انجام مي دهد گريز از تروريسم و در عين حال بمباران و کشتار است.

سياست مهاجرت آمريکا و نقض حقوق بشر

سپس خانم تانيا ماريا گلاش-بوزا سخنراني خود را با موضوع «سياست مهاجرت آمريکا و نقض حقوق بشر» آغاز کرد. استاد جامعه شناسي دانشکده علوم اجتماعي، علوم انساني و هنر دانشگاه کاليفرنيا با اشاره به اين نکته که در ۴۰ سال گذشته تعداد افرادي که دولت آمريکا بازداشت و يا اخراج کرده به ميزاني چشمگير افزايش يافته است، گفت: سيستسم هاي بازداشت مهاجران، مجموعه اي است از بازداشتگاه هاي وزارت امنيت داخلي، زندان هاي شهري و استاني، و زندان هاي خصوصي براي نگهداري افرادي که منتظر محاکمه يا اخراج هستند. بازداشت شدگان براي نقض هيچ مورد از قوانين جنايي زنداني نيستند. وزارت امنيت داخلي بازداشت غير آمريکايي ها را با اين ادعا توجيه مي کند که چنين اقدامي تضمين خواهد کرد بازداشت شدگان در جلسات دادگاه مهاجرات شرکت خواهند کرد و اگر حکم به اخراج آن ها از کشور صادر شود، از آمريکا خارج خواهند شد. اما اين وزارتخانه به طور معمول افرادي را بازداشت مي کند که ظاهرا تهديدي عليه کشور نيستند. وزارت امنيت ملي افرادي را بازداشت مي کند که احتمال پيروزي آن ها در جلسات دادگاه به منظور اخراج از کشور بسيار زياد است. افرادي که در نيروهاي مسلح آمريکا خدمت کرده اند، مردمي که بيشتر عمرشان را در آمريکا زندگي کرده اند، مردمي که در آمريکا صاحب خانه و مراکز تجاري هستند، مردمي مانند جوزف دانتيکا که بيمار و از کار افتاده اند و مردمي که والدين، فرزندان، خواهران و برادران شان آمريکايي اند. وزارت امنيت داخلي حتي مردمي را بازداشت مي کند که در حقيقت شهروندان آمريکا هستند اما نمي توانند اين مساله را ثابت کنند. بازداشت مهاجران در آمريکا در حالي صورت مي گيرد که کمترين اقدامات حمايتي درقبال آن ها به عمل مي آيد.

از جنگ هاي سرخ پوستي تا جنگ جهاني با تروريسم

در ادامه نشست آنتوني جيمز هال، استاد مطالعات جهاني شدن در دانشگاه لتبريج کانادا با موضوع «تاخت و تاز ايالات متحده به حقوق بشر براي توسعه امپراتوري آمريکا، از جنگ هاي سرخ پوستي تا جنگ جهاني با تروريسم» سخنراني نمود. وي گفت: جنگ جهاني با تروريسم با مجموعه اي از عمليات همراه شده که بر فريب کاري گسترده استوار است. به دنبال فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، طراحان جنگ جهاني با تروريسم يک دشمن جانشين به جاي آن خلق و مسلح کردند و درباره تهديدات ناشي از آن به تبليغات گسترده پرداختند. جنگ جهاني با تروريسم در جبهه هاي مختلف نظامي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و روانشناختي پيش برده مي شود. اين عمليات در داخل و خارج از کشورها شديداً حقوق بشر و آزادي هاي انساني را تضعيف کرده است. دموکراسي هايي که اکنون تو خالي به نظر مي رسند. تحريفات صورت گرفته درباره ي جنايات ۱۱ سپتامبر اين دروغ را توجيه مي کند که براي هر اقدام تروريستي، جنگ درمان قطعي است. حال آن که جنگ افروزي، نمونه اي کامل از تروريسم است. معناي مشارکت در جنگ جهاني با تروريسم آن است که اجازه دهيم از عامه مردم به شدت جاسوسي شود تا تهديدات حريم خصوصي مان شناسايي شود.

ظرافت هاي روانشناختي حقوق بشر در ديدگاه اسلامي

سخنران بعدي نشست محسن فاطمي استاد روانشناسي دانشگاه هاروارد بود. وي که با موضوع «ظرافت هاي روانشناختي حقوق بشر در ديدگاه اسلامي» به سخنراني پرداخت گفت: ديدگاه اسلامي نسبت به موضوع حقوق بشر تفاوت دارد با تفاسير منفعت طلبانه از انسانيت و رويکردها و سياست هايي که به انسان نگاه مادي دارد و آن را مورد انتقاد قرار مي دهد. امروز ما با پديده بردگي مدرن مواجه هستيم که به صورت مخفي گرفتاري هاي بسيار زياد و متنوعي را به وجود آورده است. تحت عناوين و پوشش هايي همچون پيشرفت و توسعه. اما اگر ريشه اي به قضيه نگاه کنيم اهداف سلطه طلبانه در آن وجود دارد. از طريق بازي هاي روان شناختي گوناگون و ارائه راه هاي مختلف شناخت، امکان گفتمان هاي مختلف مشروعيت را محدود مي کنند و عقلانيت سود محور خود را که بر مبناي نگاه هژمونيک آن هاست طراحي و تجويز مي کند. ديدگاه اسلامي به حقوق بشر اين نگاه آن ها را به چالش مي کشد و نگاه خود محورانه و مصرف گراي آنان را رد مي کند. پيامبر اسلام صلح و رحمت را به عنوان ماهيت مديريت روابط معرفي کرد. قرآن ريشه هاي بهترين نظم و ارزش هاي اخلاقي ممکن را به ما معرفي مي کند. ديدگاه بين فرهنگي اسلامي تأکيد بر ارزش هايي دارد که غير قابل تغيير و جهاني هستند. پيامبران پيرامون روابط درون فردي، روابط بين فردي، رابطه با طبيعت و رابطه با خدا، اصول مديريتي و ارتباطي به ما ارائه داده اند.

در ادامه نشست مقاله جيمز پتراس با عنوان «آمريکا و ايران، دو مسير برقراري سلطه» و ديويد سوانسون با عنوان «پيامي از آمريکا براي ايران» قرائت شد.

سپس رابرت فانتينا، روزنامه نگار در حوزه صلح و عدالت اجتماعي به سخنراني با موضوع «دوگانگي در سياست هاي حقوق بشري آمريکا» پرداخت.

آمريکا و حقوق بشر در اشغال عراق

سهراب صلاحي، استاديار گروه حقوق دانشگاه جامع امام حسين (ع) با موضوع «آمريکا و حقوق بشر در اشغال عراق» سخنراني کرد. وي گفت: از مهم ترين دلايل اشغال گران گسترش حقوق بشر در عراق بود اما به خصوص آمريکايي ها در زمينه ارتکاب شکنجه و خشونت جنسي در عراق به ويژه در زندان ابوغريب ضربه سنگيني به وجدان بشريت وارد کردند که شايد نتوان نمونه ديگري در تاريخ براي آن پيدا کرد. آن چه اشغال گران در عراق انجام دادند بسيار فراتر از تغيير يک رژيم بود. زيرا علاوه بر قتل عام هاي فجيع و گسترده افراد غيرنظامي، بسياري از زير ساخت هاي اين کشور نابود گرديد و هيچ گونه سلاح کشتارجمعي در عراق يافت نشد. اشغال گـران در طول اشغال اين کشور از سلاح هاي غيرمتعارفي چون سلاح هاي شيميايي، بمب هاي خوشه اي، گلوله هاي فسفر سفيد و اورانيوم ضعيف شده استفاده نمودند که باعث شد پيامدهاي انساني و اجتماعي شديدي بر اين کشور و حتي تا حدودي منطقه وارد گردد که تشديد شديد پديده ريزگردها تنها يکي از اين پيامدهاست.

تحليلي تمدني درباره بشرحقوق و حقوق بشر

در ادامه حسن حسيني از گروه مطالعات آمريکاي دانشکده مطالعات جهان با موضوع «فرمانروايي بر امواج موج بازي در فرامين: تحليلي تمدني درباره بشرحقوق و حقوق بشر» به سخنراني پرداخت. وي گفت: امروزه حقوق بشر در حرف و عمل نمون هاي از فرمانروايي بر امواج و موج بازي در فرامين است که زماني بريتانيايي‌ها و اکنون آمريکايي‌ها آن را پياده مي‌کنند. يکي از استادان فلسفه اسکاتلندي مي گويد: انسان ها ۳ دسته اند: متمدن، وحشي و بربر. مبناي حقوق بشر و نگاه ۵۰۰ ساله آمريکا به تمدن سازي نه برابري انسان ها بلکه اين دسته بندي از انسان ها است.

حقوق بشر و گفتمان هاي آمريکايي سازي قدرت نرم

سپس حکيمه سقاي بي ريا با موضوع «حقوق بشر و گفتمان هاي آمريکايي سازي قدرت نرم: نظام سلطه و مقابله با آن» سخنراني کرد. وي گفت: زبان حقوق بشر جديد ترين گفتمان قدرت نرم آمريکايي سازي است که ايالات متحده از طريق آن تلاش مي کند به سلطه خود بر جهان مشروعيت بخشد. اما مشخص شده است که استفاده آمريکا از گفتمان حقوق بشر به عنوان ابزار مشروعيت بخشي، نتيجه معکوس دارد. درست همان طور که مقوله مدرن سازي نتيجه عکس داد و به وابستگي منجر شد. براي رسيدگي به اين مشکل، بازيگران بين المللي دولتي و غير دولتي بايد در راستاي گفتمان سازي ضد سلطه حقوق بشري به مقابله با سلطه گري در بُعد معنايي حقوق بشر و در سطوح قانون گذاري، سازماني و اعمال حقوق بشر بپردازند. اين مسئله مهم است که بازيگران مزبور خود و فعاليت هاي شان را از واشنگتن جدا کنند. شرق شناسي و استثناگرايي آمريکايي بايد به لرزه درآيند تا حقوق بشر تحول گرا ريشه بگيرد.

بررسي تطبيقي حمايت از حقوق بشر در اسلام و حقوق بين الملل معاصر

سيد ابراهيم حسيني، عضو هيأت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) با موضوع «بررسي تطبيقي حمايت از حقوق بشر در اسلام و حقوق بين الملل معاصر» سخنراني کرد. وي گفت: اصل عدم مداخله و اصل منع توسل به زور از جمله اصول کلي حاکم بر روابط بين المللي است که کليات آن هم در نظام حقوقي اسلام و هم در نظام حقوق بين الملل معاصر پذيرفته شده است. البته در هر دو نظام حقوقي، موارد متعددي به عنوان استثنا بر اين دو قاعده لحاظ شده است. در غرب در بين حقوق دانان در خصوص مفهوم حقوق بشر اختلاف نظر است. حسيني در ادامه به ريشه هاي اين اختلاف نظرها و نقد تعدادي از اصول بيانيه حقوق بشر از منظر قرآن و احاديث پرداخت.

دموکراسي آمريکايي و گسل هاي حقوق بشري

در انتهاي نشست فؤاد ايزدي، عضو هيئت علمي گروه مطالعات آمريکاي دانشکده مطالعات جهان با موضوع «دموکراسي آمريکايي و گسل هاي حقوق بشري» سخنراني کرد. وي گفت: انتخابات اخير آمريکا علاوه بر نمايان کردن واقعيت انحطاط اخلاقي سردمداران آمريکايي، نشان از نوعي بيداري در جامعه آمريکا نسبت به کاستي هاي حقوق بشري در آمريکا دارد. مبارزات انتخاباتي آمريکا نشان داد که کلينتون و ترامپ دو روي سکه دولاراکراسي يعني جنگ قدرت ميان ميلياردرها هستند. مايکل پرنتي، انديشمند آمريکايي در کتابي با عنوان دموکراسي براي عده اي معدود در سال ۲۰۱۰ مي گويد: پول، خون حياتي مبارزات انتخاباتي امروزي در آمريکاست. همچنين وست در کتابش با عنوان دموکراسي دسته چک به اين مسأله مي پردازد که چگونه پول، کمپين هاي سياسي را فاسد مي کند. آمارهاي مؤسسه افکارسنجي پيو بين نشان مي دهد که اکثريت قريب به اتفاق مردم آمريکا نسبت به نظام سياسي-اقتصادي خود بي اعتمادند و تنها ۱۹ درصد اعتماد دارند.

تعداد بازديد:83 آخرين تغييرات:96/04/13
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر