پنج شنبه 2 آذر 1396 - 4 ربيع الاول 1439 - 23 نوامبر 2017
صفحه اصلي/مقالات

حضرت زینب (س) بانوی استقامت و ایثار

حضرت زينب (س) بانوي استقامت و ايثار

زينب، سومين فرزند مهد ولايت است که به احتمال قوي در سال ششم هجرت در مدينه چشم به جهان گشود.

ولادت:
ثمره ازدواج مبارک علي عليه السلام و فاطمه زهرا عليها السلام پنج فرزند به نام هاي حسن، حسين، زينب، ام کلثوم و محسن است.بنابر آن‌چه که از امام صادق عليه السلام رسيده است «محسن» که آخرين فرزند زهرا بود، بر اثر تجاوز و هجوم دشمنان اسلام به خانه آن حضرت، در شکم مادر جان داد و به دنبال اين حادثه دردناک و صدماتي که بر جسم فاطمه عليها السلام وارد آمد، آن حضرت بيماري شديد پيدا کرد و به شهادت رسيد.زينب، سومين فرزند مهد ولايت است که به احتمال قوي در سال ششم هجرت در مدينه چشم به جهان گشود. پدربزرگوار آن حضرت، اوّلين پيشواى شيعيان حضرت اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه عليها مى باشد.

بشارت تولد زينب و گريه علي
 
هر پدري را که بشارت به ولادت فرزند دادند، شاد و حرم گرديد، جز علي بن ابي طالب (ع) که ولادت هر يک از اولاد او سبب حزن او گرديد. درروايت است که چون حضرت زينب متولد شد، اميرالمؤمنين (ع) متوجه به حجره طاهره گرديد، در آن وقت حسين (ع) به استقبال پدر شتافت و عرض کرد: اي پدر بزرگوار! همانا خداي کردگار خواهري به من عطا فرموده. اميرالمؤمنين(ع) از شنيدن اين سخن بي اختيار اشک از ديده هاي مبارک به رخسار همايونش جاري شد. چون حسين (ع) اين حال را از پدر بزرگوارش مشاهده نمود افسرده خاطر گشت. چه، آمد پدر را بشارت دهد، بشارت مبدل به مصيبت و سبب حزن و اندوه پدر گرديد، دل مبارکش را درد آمد و اشک از ديده مبارکش بر رخسارش جاري گشت و عرض کرد: «بابا فدايت شوم، من شما را بشارت آوردم شما گريه مي‌کنيد، سبب چيست و اين گريه بر کيست؟»علي(ع) حسينش را در برگرفت و نوازش نمود و فرمود: «نور ديده! زود باشد که سر اين گريه آشکار و اثرش نمودار شود.»که اشاره به واقعه کربلا مي‌کند. همين بشارت را سلمان به پيغمبر داد و آن حضرت هم منقلب گرديد. چنان که در بعض کتب است که حضرت رسالت در مسجد تشريف داشت آن وقت سلمان شرفياب خدمت گرديد و آن سرور را به ولادت آن مظلومه بشارت داد و تهنيت گفت. آن حضرت بگريست و فرمود: «اي سلمان جبرييل از جانب خداوند جليل خبر آورد که اين مولود گرامي مصيبتش غير معدود باشد تا به آلام کربلا مبتلا شود.

نامگذاري زينب از طرف خداوند
 
هنگامي که زينب (س) متولد شد، مادرش حضرت زهرا (س) او را نزد پدرش اميرالمؤمنين (ع) آورده و گفت: اين نوزاد را نامگذاري کنيد!حضرت فرمود: من از رسول خدا جلو نمي افتم. دراين ايام حضرت رسول اکرم (ص) در مسافرت بود. پس از مراجعت از سفر، اميرالمؤمنين علي (ع) به آن حضرت عرض کرد: نامي را براي نوزاد انتخاب کنيد.
رسول خدا (ص) فرمود: من بر پروردگارم سبقت نمي گيرم.دراين هنگام جبرئيل (ع) فرود آمده و سلام خداوند را به پيامبر(ص) ابلاغ کرده و گفت: نام اين نوزاد را «زينب» بگذاريد! خداوند بزرگ اين نام را براي او بر برگزيده است.بعد مصايب و مشکلاتي را که بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو کرد. پيامبر اکرم (ص) گريست و فرمود: هر کس بر اين دختر بگريد، همانند کسي است که بر برادرانش حسن و حسين گريسته

نام، لقب و کنيه آن حضرت:
نائبة الزهراء: جانشين و نماينده حضرت زهرا (س)
نائبة الحسين: جانشين و نماينده حضرت حسين (ع)
مليکة الدنيا: ملکه جان، شهبانوى گيتى
عقيلة النساء: خردمند بانوان.
 
عديلة الخامس من اهل الکساء: همتاى پنجمين نفر از اهل کساء.
شريکة الشهيد: انباز شهيد.
کفيلة السجاد: سرپرست حضرت سجاد.
ناموس رواق العظمه: ناموس حريم عظمت و کبريايى.
 
سية العقائل: بانوى بانوان خردمند.
سر ابيها: راز پدرش على (ع)
سلالة الولاية: فشرده و خلاصه و چکيده ولايت.
 
و ليدة الفصاحة: زاده شيوا سخنى.
 
شقيقة الحسن: دلسوز و غمخوار حضرت حسن (ع).
عقيلى خدر الرسالة: خردمند پرده نشينان رسالت.
 
رضيعة ثدى الولاية: کسى که از پستان ولايت شير خورده.
 
بليغة: سخنور رسا.
فصيحة: سخنور گويا.
صديقة الصغرى: راستگوى کوچک (در مقابل صديقه کبرى )
الموثقة: بانوى مورد اطمينان.
 
عقيلة الطالبين: بانوى خردمند از خاندان حضرت ابوطالب (و در بين طالبيان)
الفاضلة: بانوى با فضيلت.
 
الکاملة: بانوى تام و کامل.
 
عابدة آل على: پارساى خاندان
علىعقلية الوحى: بانوى خردمند وحى
شمسة قلادة الجلالة: خورشيد منظومه بزرگوارى و شکوه.
 
نجمة سماء النبالة: ستاره آسمان شرف و کرامت.
 
المعصومة الصغرى: پاک و مطهره کوچک.
 
قرينة النوائب: همدم و همراه ناگوارى ها.
محبوبة المصطفى: مورد محبت و محبوب حضرت رسول (ص)
قرة عين المرتضى: نور چشم حضرت على (ع)
صابرة محتسبة: پايدارى کننده به حساب خداوند براى خداوند.
عقيلة النبوة: بانوى خردمند پيامبرى.
ربة خدر القدس: پرونده پرده نشينان پاکى و تقديس.
 
قبلة البرايا: کعبه آفريدگان.
 
رضيعة الوحى: کسى که از پستان وحى شير مکيده است.
 
باب حطة الخطايا: دروازه آمرزش گناهان.
 
حفرة على و فاطمه: مرکز جمع آورى دوستى و محبت على (ع) و فاطمه (س)
ربيعة الفضل: پيش زاده فضيلت و برترى.
 
بطلة کربلاء: قهرمان کربلا.
عظيمة بلواها: بانويى که امتحانش بس بزرگ بود.
عقلية القريش: بانوى خردمند از قريش.
 
الباکية: بانوى گريان.
 
سليلة الزهراء: چکيده و خلاصه حضرت زهرا (س)
امنية الله: امانت دار الهى.
 
آية من آيات الله: نشانى از نشانه هاى خداوند.
مظلومة و حيدة: ستمديده بى کس.
 

عمر پر برکت:
عمرشريف اين بانوي بزرگوار ۵۶ سال است. در آخر عمر ايشان در مدينه منوره، قحطي پيش آمد. شوهرايشان، جناب عبدالله بن جعفر مزرعه‌اي در شام داشت.
 
ناچار به اتفاق او به شام حرکت کردند و در آنجا حضرت زينب(س) از دار دنيا رفت. قبر شريفش هم در همان محوطه‌اي که متعلق به عبدالله بن جعفر بود دفن گرديد. وفات آن مخدره در چهاردهم ماه رجب در سن ۶۲ گفته شده است و بعضي پنجم ماه رجب ۶۲ را به‌عنوان تاريخ وفات ايشان ذکر کرده اند. ولي درخصوص مکان و قبر آن حضرت اختلاف است.
 

زندگي مشترک:
اينک زينب به سالهاي تشکيل زندگي مشترک نزديک شده است. او مي‌داند که ازدواج براي هر زني حق طبيعي و شرعي است و روي گرداني از اين سنت، خارج شدن از آئين پيامبر اسلام است.ولي زينب با ازدواج که عمل به سنت پيامبر خداست،‌ رسالت بزرگي را که بر دوش دارد فراموش نمي‌کند. او مي‌داند که بايد در تمام صحنه ها و لحظه ها در کنار برادرش باشد. او مي‌داند که به ثمر نشستن قيام حسين و شهادت عزيزانش، نيازمند آزادگي در اسارت، صبر و پايداري،‌ و پيام رساي او به گوش تاريخ بشريت است.از اين رو زينب در قرارداد ازدواجش شرط همراهي با برادرش حسين را قيد مي‌کند تا از وظيفه مهم خود باز نماند. از شخصيتي متعهد به اسلام و دوستدار اهلبيت، چون عبدالله بن جعفر که به خواستگاري دختر علي آمده است، انتظاري جز پذيرش اين شرط نيست. به هر صورت مراسم خواستگاري پايان مي‌يابد و عبدالله بن جعفر به افتخارهمسري زينب کبري نائل مي‌گردد..همسر زينب عبدالله از فرزندان جعفر است و جعفر، فرزند ابوطالب و برادر علي و از جانبازان جبهه موته و شهيدان بزرگ اسلام است. شخصيت جعفر بن ابي‌طالب را که معروف به جعفر طيار است، مي‌توان از اظهار علافه و سخنان پيامبر اکرم درباره او دريافت. هنگام فتح خيبر،‌ زماني که جعفر از حبشه مراجعت کرد پيابمر او را آغوش گرفت و ميان ديدگانش را بوسيد و فرمود: نمي‌دانم به خاطر کدام يک خوشحال‌تر باشم، به خاطر ورود جعفر يا فتح خيبر؟ و رسول خدا او را در جوار مسجد منزل دادند.زماني که جعفر در جبهه موته جنگيد و دو دستش قطع شد و حاضر نشد پرچم را بر زمين بيفکند،‌ پيامبر خدا فرمودند: خداوند به جاي دو دست دو بال به جعفر عنايت کرد که در بهشت با آن‌ها پرواز کند و از همين روست که او به جعفر طيار معروف شد.عبدالله در حبشه متولد شد و اين ولادت زماني رخ داد،‌ که جعفربه همراه همسرش و عده‌اي ديگر از مسلمانان بر اثر فشار دشمنان اسلام و به پيشنهاد پيامبر اکرم(ص)‌ به حبشه هجرت کرده بود. عبدالله بعد از شهادت پدرش جعفر مورد محبت و علاقه پيامبر اکرم بود.در تاريخ آمده است: هنگامي که جعفر پدر عبدالله به شهادت رسيد،‌ پيامبر فرمود: فرزندان جعفر را نزد من بياوريد. حضرت آنان را در آغوش عطوفت خود گرفت،‌ بوسيد و چشمهايش پر از اشک شد. و اين گونه از عبدالله که کودکي بيش نبود تفقد و دلجويي فرمود. بعد از پيامبر اکرم تاريخ شاهد رشادتها و فداکاريهاي عبدالله در کنار اميرالمومنين(ع) بوده و او در جنگ صفين از شجاعان صحنه نبرد به شمار رفته است و جود و سخاوت او نيز در آن زمان زبانزد بوده است.

فرزندان حضرت زينب (س):
سبط بن جوزى درتذکرة الخواص گويد: عبدالله بن جعفر را فرزندان متعدد بوده است. از آن جمله، على و عون الاکبر و محمد و عباس و ام کلثوم مى باشند که مادرآنان حضرت زينب (س) بوده است. آن حضرت، در طول حيات خود، همراه با امامان زمان خويش در مسائل سياسي و اجتماعي شرکت فعال داشت و تا آخرين لحظات در کنار آنها بود.

ويژگي هاي حضرت زينب:
 

نيابت از امام حسين(ع):
از ويژگي‌هاي حضرت زينب(س)، نيابت از امام حسين(ع) است و از جمله القاب آن مخدره نائبه الحسين(ع) است. اين ويژگي مخصوص زينب کبري(س) بوده است.

همراهي در سفر کربلا:
هنگام حرکت به سوي کربلا، همراه برادر عازم اين سفر پر بلا شد تا برادرش را در انجام امر الهي با صبر و استقامت ياري کند. حضرت ابا‌ عبدالله الحسين(ع)، در واپسين لحظات عمر شريف خود سفارشاتي به خواهر نمود و رسالت تبليغ واقعه کربلا را بر دوش ايشان گذارد و زينب کبري(س) هم در انجام رسالت خويش زره‌اي کوتاهي نکرد و هر چه در توان داشت به کار برد تا اسلام زنده بماند.

پس از شهادت برادر:
مهمترين خدمت حضرت زينب(س)، پس از شهادت امام حسين(ع) هدايت و رهبري، حفاظت و مراقبت از اسراء، دلداري دادن به شهيد داده‌ها و همچنين حفاظت از جان امام سجاد(ع) و رساندن پيام عاشوراء و شهداء کربلاء به گوش جهانيان بود. او با خطبه‌هاي خود توانست از اسلام و حيثيت آن دفاع کند و پاسخ گوي ياوه سرايي‌هاي يزيد و يارانش باشد. ايجاد تحول و انقلاب در کوفه وشام و جاهاي ديگر، و بسياري از کارها که حضرت زينب کبري(س) در جريان اسارت انجام داد، تنها بخشي از خدمات آن مخدره در قيام عاشوراء بود، اگر زينب کبري(س) آن خدمات ارزنده را به اسلام ارائه نمي‌داد، نهضت عاشورا، راهبري پس از شهادت سيدالشهداء نمي‌داشت، اسرا و خصوصاً اطفال، جانشان در خطر قرار مي‌گرفت و امام سجاد(ع) که جانشين امامت بعد از امام حسين(ع) بود از خطر مرگ حفظ نمي‌شد و پيام کربلاء به شهرهاي ديگر ابلاغ نمي‌شد و در نتيجه نهضت عاشورا، پايان خوب و پيروزمندانه‌اي نمي‌داشت.

صبر و بردباري:
او روزها و سالهاي مظلوميت پدر را خوب به ياد داشت و شاهد بود که بعد از رحلت پيامبر اسلام، ‌ولايت پدرش را که بزرگترين شخصيت جهان اسلام بعد از پيامبر بود، ناديده گرفتند و بر جايگاهي که پيامبر بعد از خود براي علي(ع) تعيين کرده بود و کراراً آن را گوشزد مي‌کرد و مسلمانان را به آن توصيه مي‌فرمود عاصبانه تکيه زدند و حق او را ضايع ساختند. بر کرسي هوسها نشستند و خود را جانشين و خليفه پيامبر خواندند. و اميرالمومنين که جز به حفظ اسلام و مصالح مسلمين نمي انديشيد همچنان صبر پيشه کردو رضايت خدا را بر هر چيز مقدم داشت و بيست و پنج سال سکوت اختيار کرد.زينب در اين دوران،‌ حوادث را به دقت پيگيري مي‌کرد و بر بينش و آگاهيهاي خود مي افزود. هواپرستي و دنيا طلبي بسياري را مي‌ديد،‌ دوست و دشمن را به خوبي از يکديگر تميز مي‌داد و شاهد کينه‌توزي‌هاي ابوسفيان‌ها و معاويه ها بود. دشمنان نقابداري که در ظاهر،‌ لباس اسلام بر تن کرده بودند و سنگ اسلام به سينه مي‌زدند و در باطن و حقيقت براي نابودي آن نقشه مي کشيدند و حقايق را وارونه جلوه مي دادند.زينب،‌ همه اين دشمني‌ها را مي‌ديد و عظمت صبر پدر را درمي‌يافت. هم او که فرمود:«صبرت و في العين قديً و في الحلق شجاً» شکيبايي ورزيدم همچون کسي که خاشاک چشمش را پر کرده و استخوان راه گلويش را گرفته است.زينب از صبر او الهام مي‌گرفت و درس فداکاري مي آموخت. مي آموخت که چگونه بايد تمام مشکلات و رنجهاي راه خدا را تحمل کرد، محروميتها را پذيرا شد و مصالح فردي را فداي مصلحت اسلام کرد.

عالمه غير معلمه:
 
داناى نياموخته فهمة غير مفهمه: فهميده بى آموزگار کعبة الرزايا: قبله رنجها.مهمترين امتياز انسان نسبت ‏به ساير موجودات - حتى ملائکه - دانش و بينش اوست. « وعلم آدم الاسماء کلها ثم عرضهم على الملائکه فقال انبئونى باسماء هؤلاء ان کنتم صادقين. قالوا سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا انک انت العليم الحکيم‏.»؛« سپس علم اسماء[علم اسرار آفرينش و نامگذارى موجودات] را همگى به آدم آموخت. بعد آن‏ها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مى‏ گوييد، اسامى اين‏ها را به من خبر دهيد. عرض کردند: تو منزهى. ما چيزى جز آن چه به ما تعليم داده‏اى نمى‏دانيم؛ تو دانا و حکيمى.»و برترين علم‏ها، علمى است که مستقيما از ذات الهى به شخصى افاضه شود، يعنى داراى علم «لدنى‏» باشد. خداوند متعال در مورد حضرت خضرعليه السلام مى‏ فرمايد:« وعلمناه من لدنا علما.»؛«علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بوديم.»زينب عليهاالسلام به شهادت امام سجاد عليه السلام داراى چنين علمى است، آن جا که به عمه‏اش خطاب کرد و فرمود:« انت عالمه غير معلمه وفهمه غير مفهمه؛ تو بي آنکه آموزگاري داشته باشي؛ عالم و دانشمند هستي.»

عبادت و بندگى:
 
زينب عليهاالسلام به خوبى از قرآن آموخته بود، که هدف از آفرينش و خلقت انسان رسيدن به قله کمال بندگى است. «ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون‏»؛ «من جن و انس را نيافريدم جز براى اين که عبادت کنند.»او عبادت‏ها و نماز شب‏هاى پدر و مادر را از نزديک ديده بود. او در کربلا شاهد بود که برادرش امام حسين عليه السلام در شب عاشورا به عباس فرمود:«ارجع اليهم واستمهلهم هذه المشيه الى غد لقد نصلى لربنا الليله وندعوه و نستغفره فهو يعلم انى احب الصلوه له وتلاوه کتابه وکثره الدعاء والاستغفار؛ به سوى آنان باز گرد واين شب را تا فردا مهلت‏ بگير تا بتوانيم امشب را به نماز و دعا واستغفار در پيشگاه خدايمان مشغول شويم. خدا خود مى ‏داند که من نماز، قرائت قرآن، زياد دعا کردن و استغفار را دوست دارم. » در اين جملات صحبت از اداى تکليف نيست، بلکه سخن از عشق به عبادت و نماز است. زينب کبري ( س ) زني دانشمند، سخنور، فصيح و بليغ بود. آن گاه که در جمع کوفيان لب به سخن و خطابه گشود، گفتند: به خدا سوگند از او سخنورتر نديديم گويا از زبان علي سخن مي‌گويد. همراهان ! زينب ( س ) نايب خاص امام حسين ( ع ) در بيان حلال و حرام الهي بود و آن گاه که فرزند برادرش از شدت کسالت توان پاسخ به سوال کنندگان را نداشت، سخنان زينب ( س ) حجت شرعي عوام و خواص بود. زينب ( س ) در زمان حيات پدر بزرگوارش براي زنان کوفه مدرسه ويژه اي تشکيل داد و خود درس تفسير مي گفت. امام سجاد ( ع ) خطاب به عقيله بني هاشم، زينب کبري ( ع ) مي فرمايند: عمه جان تو عالمه اي هستي بدون اين که معلم داشته باشي و تو فهيمه اي هستي بي آن که کسي مطالب را به تو فهمانده باشد و اين بيان امام ( ع ) مقام علمي آن بانوي بزرگ را روشن مي‌کند.
 

فصاحت و بلاغت:
هر خطيبى بخواهد فصيح و بليغ سخن بگويد، علاوه بر استعداد ذاتى، بايد بارها تمرين عملى انجام دهد، همچنين در حين خطابه لازم است از نظر روانى و جسمانى کاملا آماده باشد تا بتواند خطبه‏اى فصيح و بليغ ادا کند. و مستمعين بايد با او هماهنگ باشند والا ياراى سخن گفتن نخواهد داشت تا چه رسد به اين که فصيح و بليغ بگويد.زينب بدون آن که دوره ديده و يا تمرين خطابه کرده باشد و در حال تشنگى، گرسنگى، خستگى اسارت، و از نظر روانى داغ دار، آواره و تحقير شده با کسانى سخن مى ‏گويد که نه تنها با او هماهنگ نيستند بلکه حتى سنگ و خاکروبه بر سر او ريخته ‏اند، با اين حال صداى زينب بلند مى ‏شود که:«اى مردم کوفه! اى نيرنگ بازان و بى وفايان... » سخنان زينب عليهاالسلام چنان بود که وجدان خفته مردم را بيدار کرد و صداى گريه از زن ومرد و پير و جوان و خردسال بلند شد. زينب (س ) در فصاحت و آشکارا سخن گفتن و زبان آورى و در بلاغت و رسايى سخن و سخن گفتن مطابق اقتضاى مقام و مناسب حال، گويى از زبان (پدر بزرگوارش ) اميرالمؤ منين (ع ) قصد و آهنگ مى نمود، چنان که پوشيده نيست بر کسى که در خطبه و سخنرانى او (در مجلس ابن زياد در کوفه، و مجلس يزيد در شام ) از روى تحقيق و درستى فکر نموده و بينديشد، و اگر ما (علما و بيان کننده اصول و فروع دين مقدس اسلام ) بگوييم: زينب (س ) مانند امام (ع ) داراى مقام عصمت بوده (از گناه بازداشته شده وهيچ گونه گناهى نکرده با اين که قدرت و توانايى بر آن داشته و معنى عصمت نزد ما اماميه همين است ) کسى را نمى رسد که (گفتار ما را) انکار کند و نپذيرد.
 
منابع:ناسخ التواريخ حضرت زينب کبري (س)، ج 1، ص 45 و 46.
 
دويست داستان از فضايل، مصايب و کرامات حضرت زينب؛ عباس عزيزي
فاطمه زهرا (س) دل پيامبر، ص 854.
 
کهف/65.
شيخ عباس قمى، منتهى الآمال،(تهران، علميه اسلاميه، چاپ قديم،1331 ه. ش) ج‏1، ص‏298.
 
محمد بن جريرطبرى، تاريخ طبرى، ج‏6، ص‏238.
بوته کار حسن؛ زينب کبري (س) عقيله بني هاشم، بهار، چ: فروردين، ت: ۱۳۷۵ ن، اول ص ۱۷۶
زندگي حضرت فاطمه الزهرا (س) و حضرت زينب (س). ص ۱۴نهج البلاغه
فيض الاسلام،ميزان الحکمه، ج‏1مدرسه علميه الزهرا(س)
شهيد آويني
هيئت مکتب الباقر
خبرگزاري فارس
خبرآنلاين
 
تهيه و تنظيم، اعظم اسدي

برگرفته از : ido.ir

تعداد بازديد:134 آخرين تغييرات:96/04/14
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر