چهارشنبه 1 آذر 1396 - 3 ربيع الاول 1439 - 22 نوامبر 2017
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 












خروجي RSS

۱۲۵ آیه ایمان را در برابر کفر قرار داده است/ کفر؛ جرمی نابخشودنی

پاسخ سوزنچي به اظهارات محقق داماد؛

۱۲۵ آيه ايمان را در برابر کفر قرار داده است/ کفر؛ جرمي نابخشودني

اگر اسلام حقيقي بر کسي عرضه شد و او علي‌رغم شناخت حق، مسلمان نشد، قطعا مجرم است، آن هم جرمي نابخشودني، چرا که لحن عتاب‌آلود آيات قرآن بر ثبوت اين جرم دلالت دارند.

به گزارش خبرنگار مهر، چندي پيش مصطفي محقق داماد در همايش بزرگداشت روز شيخ اشراق با بيان اينکه نبايد جامعه را به کافر و مومن تقسيم کرد، گفت: حربه تکفير ناشي از تقسيم بندي انسان ها به مومن و کافر است. به نظر من بايد اين تقسيم بندي را کنار گذاشت و به تقسيم بندي جديدي که انسان ها را به مسالم و محارب تقسيم مي کند تن داد.

وي مي افزايد: تکفير ناشي از آن تقسيم بندي است در صورتي که اسلام به معني سلام به معناي عشق، دوستي و... اسلام انسانها را به مسالم و محارب تقسيم کرده است. هر کسي که محارب نيست، ما حق نداريم با او حرب کنيم و اگر محارب است ما بايد از خودمان دفاع کنيم.

در اين بين حسين سوزنچي، عضو هيئت علمي دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به آيه ۳۵ سوره قلم و تفسيرهاي معطوف به آن به اظهارات آيت الله محقق داماد پاسخ داده است. متن پاسخ حجت الاسلام سوزنچي را در ادامه مي خوانيد؛

أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمينَ کَالْمُجْرِمينَ

سوره قلم (۶۸) آيه ۳۵

ترجمه: آيا پس [انتظار داريد] مسلمانان [= تسليم‌شدگان در برابر حقيقت] را همانند مجرمان قرار دهيم؟!

شأن نزول: در مقابل بلايي که بر صاحبان باغ نازل شد و خداوند آن را به عنوان مايه عبرت کفار معرفي کرد، از حال متقين خبر داد که نزد پروردگارشان بهشت‌هاي پرنعمت دارند.
در اين زمينه روايت شده است که وقتي اين آيه (إِنَّ لِلْمُتَّقينَ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعيمِ) نازل شد، کفار قريش گفتند: اگر چنان باغهاي بهشتي‌اي وجود داشته باشد، حظ و بهره ما از آن، از شما بيشتر خواهد بود؛ و نيز نقل شده که گفتند: همان طور که خداوند در دنيا ما را بر شما برتري داد در آخرت هم بر شما برتري خواهد داد و لااقل به اندازه شما به ما هم خواهد داد. پس اين آيه نازل شد که: «آيا پس [انتظار داريد] مسلمانان را همانند مجرمان قرار دهيم؟»
البحر المحيط في التفسير، ج‏۱۰، ص۲۴۵

۱) از اميرالمومنين ع روايت شده است:

همانا آنچه هست حق است و باطل، ايمان است و کفر، علم است و جهل، سعادت است و شقاوت، بهشت است و جهنم؛ و هرگز حق و باطل در دل کسي جمع نشود که خداوند متعال فرموده است «خداوند براي هيچ مردي دو دل در سينه‌اش نگذاشته است» (احزاب/۴)؛ و همانا مردم هلاک شدند آن هنگام که بين امامان هدايت و پيشوايان کفر تفاوتي نگذاشتند و گفتند اطاعت از هرکسي که بر جايگاه پيامبر ص تکيه زند واجب است، نيکوکار باشد يا بدکار، و از اين راه وارد شدند؛ در حالي که خداوند سبحان فرموده است: «آيا پس مسلمانان [= تسليم شدگان در برابر حق] را همانند مجرمان قرار مي‌دهيم؟ شما را چه مي‌شود؟! چگونه حکم مي‌کنيد؟!» (قلم/۳۵-۳۶)

بحار الأنوار، ج‏۶۶، ص۸۲ و ج‏۹۰، ص۵۸

تَفْسِيرُ النُّعْمَانِيِّ، بِالْإِسْنَادِ الْآتِي فِي کِتَابِ الْقُرْآنِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع) قَالَ:
... وَ إِنَّمَا هُوَ حَقٌّ وَ بَاطِلٌ وَ إِيمَانٌ وَ کُفْرٌ وَ عِلْمٌ وَ جَهْلٌ وَ سَعَادَةٌ وَ شِقْوَةٌ وَ جَنَّةٌ وَ نَارٌ لَنْ يَجْتَمِعَ الْحَقُّ وَ الْبَاطِلُ فِي قَلْبِ امْرِئٍ قَالَ اللَّهُ تَعَالَي «ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ» وَ إِنَّمَا هَلَکَ النَّاسُ حِينَ سَاوَوْا بَيْنَ أَئِمَّةِ الْهُدَي وَ بَيْنَ أَئِمَّةِ الْکُفْرِ وَ قَالُوا إِنَّ الطَّاعَةَ مَفْرُوضَةٌ لِکُلِّ مَنْ قَامَ مَقَامَ النَّبِيِّ ص بَرّاً کَانَ أَوْ فَاجِراً فَأْتُوا مِنْ قِبَلِ ذَلِکَ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ «أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ کَالْمُجْرِمِينَ ما لَکُمْ کَيْفَ تَحْکُمُونَ»...

۲) اميرالمومنين (ع) در فرازي از دعاي کميل مي‌فرمايند:

[خدايا با توجه به فضل و رحمت گسترده‌ات] من يقين دارم که اگر نبود که حکم کرده‌اي به عذاب کردن منکرانت؛ و مقدر فرموده‌اي جاودانه [در آتش] ماندن دشمنانت را، حتما آتش [جهنم] را سرد و سلامت مي‌کردي، و براي هيچکس قرارگاه و جايگاهي در آن نمي‌گذاشتي؛ وليکن - اي خدايي که نام‌هايت تو مقدس است- سوگند خورده‌اي که آن را از کافريان پر کني، «اعم از جنيان و انسانها، همگي» (هود/۱۱۹)، و دشمنانت را در آن جاودانه باقي گذاري؛ و تو – اي که ثناي تو عظيم است - در حالي که کريمانه انعام مي‌فرمودي، در همان ابتدا فرمودي: «آيا پس [انتظار داريد] کسي را که مومن است همانند کسي باشد که فاسق است؟ قطعا يکسان نيستند» (سجده/۱۸)

مصباح المتهجد، ج‏۲، ص۸۴۸

رُوِيَ أَنَّ کُمَيْلَ بْنَ زِيَادٍ النَّخَعِيَّ رَأَي أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع سَاجِداً يَدْعُو بِهَذَا الدُّعَاءِ فِي لَيْلَةِ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ.
... فَبِالْيَقِينِ أَقْطَعُ لَوْ لَا مَا حَکَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِيبِ جَاحِدِيکَ وَ قَضَيْتَ بِهِ مِنْ إِخْلَادِ مُعَانِدِيکَ لَجَعَلْتَ النَّارَ کُلَّهَا بَرْداً وَ سَلَاماً وَ مَا کَانَ لِأَحَدٍ فِيهَا مَقَرّاً وَ لَا مُقَاماً لَکِنَّکَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُکَ أَقْسَمْتَ أَنْ تَمْلَأَهَا مِنَ الْکَافِرِينَ «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ» وَ أَنْ تُخَلِّدَ فِيهَا الْمُعَانِدِينَ وَ أَنْتَ جَلَّ ثَنَاؤُکَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً وَ تَطَوَّلْتَ بِالْإِنْعَامِ مُتَکَرِّماً «أَ فَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ»

۱- عده‌اي گمان مي‌کنند چون لطف و رحمت خداوند گسترده است پس جهنمي در کار نيست و خداوند همه را بهشت مي‌برد. مشکل اينها در آن است که مساله را تنها تک‌بُعدي مي‌نگرند.
بله، رحمت خدا گسترده است؛ اما خداوند رحمتش بر اساس احساسات بي‌منطق نيست، بلکه اگر رحمتي هم دارد هماهنگ با عدل و حکمت و ساير صفات اوست، و اينکه کساني را که در برابر حق و حقيقت تسليم بوده‌اند همسان با کساني قرار دهد که در برابر حق مي‌ايستادند، هم ظلم و بي‌اعتنايي است در حق حق‌پرستان، و هم تشويقي است براي مجرمان (که علي‌رغم هر جرمي، هم‌رتبه خوبان خواهند بود!)؛ پس چنين برداشتي هم با عدالت و لطف او در حق خوبان ناسازگار است و هم با حکمت او در حق گنهکاران.

امروزه يکي از ادله پلوراليسم ديني (بدين معنا که هرکسي با هر ديني باشد به بهشت مي‌رود)، تمسک به همين گسترده بودن رحمت خداست. در حالي که نقطه ضعف اين تحليل آن است که، طبق توضيح فوق، نگاهي تک‌بعدي به انسان و سرنوشت او دارد.

شايد به همين جهت است که در دعاي کميل، وقتي مي‌خواهد بفرمايد که اگرچه اقتضاي رحمت تو خاموشي آتش جهنم است، اما آتش جهنم حتما گنهکاران را در بر خواهد گرفت؛ مقدمه کلامش را عبارت «تقدست اسمائک» ‌قرار مي‌دهد (حديث۲)؛ يعني علت اينکه جهنم را سرد و سلامت نمي‌کني، اين است که اگرچه «رحمن» هستي، اما «عادل» و «حکيم» و ... نيز هستي، و همه اسماء تو مقدس است و در تحليل امور عالم، نمي‌توان به بهانه يک اسم، بقيه اسمائت را ناديده گرفت.

۲- کفر ورزيدن و تسليم حق و حقيقت نشدن، بزرگترين جرم و جرمي نابخشودني است.

يکي از مهمترين راه‌هاي پي بردن به معنا و لوازم معنايي يک واژه، توجه به واژه‌هايي است که در مقابل آن به کار رفته است و براي پي بردن به مراد هر گوينده‌اي از هر کلمه‌اي، يافتن مقابلات آن کلمه بسيار رهگشاست. اين روش در فهم قرآن کريم هم کاربرد دارد.

پس، از تقابلي که در اين آيه بين مسلمان و مجرم برقرار کرده، معلوم مي‌شود اگر اسلام حقيقي بر کسي عرضه شد و او علي‌رغم شناخت حق، مسلمان نشد، قطعا مجرم است، آن هم جرمي نابخشودني، چرا که لحن عتاب‌آلود آيه و نيز سياق آيات - که ناظر به وضعيت اخروي افراد است – و استفاده از «اسم فاعل» که دلالت بر ثبوت فعل در فاعل دارد، همگي بر ثبوت اين جرم و عدم ناديده گرفتن آن دلالت دارند.

درد دلي با دوستداران قرآن

وقتي مي‌بينم روحاني‌اي که خود را اهل پژوهش مي‌داند بقدري با فرهنگ و معارف قرآن کريم بيگانه است که چند روز پيش گفته است:

«بايد تقسيم بندي انسان ها به کافر و مومن را کنار بگذاريم ... من به‌عنوان يک طلبه ۷۲ ساله که عمري را به پژوهش در اين عرصه مشغول بودم مي‌گويم که بايد اين تقسيم‌بندي را کنار بگذاريم و تقسيم‌بندي جديد انسان‌ها را به مسالم و محارب مطرح کنيم؛ بدين‌معني که هرکس که صلح‌دوست است و ساتور به‌دست نيست و مي‌خواهد گفت‌وگو کند دست او را بفشاريم و روي او را ببوسيم.»!

از خود مي‌پرسم آيا واقعا اين شخص که ۷۲ سال از خدا عمر گرفته و خود را هم طلبه مي‌خواند يکبار هم قرآن نخوانده است‼️

قرآني که حداقل در ۱۲۶ آيه کلمه «ايمان» و هم‌خانواده‌هايش را در برابرکلمه «کفر» و هم‌خانواده‌هايش قرار داده و اين تقسيم‌بندي را در ذهن هر مسلماني تثبيت کرده است.

آيه حاضر، مسلمان نشدن را – البته اگر از روي عناد و لجاجت باشد- براي مجرم دانستن کافي مي‌داند؛ آنگاه اين پيرمردي که خود را طلبه مي‌شمرد پيشنهاد مي‌دهد تقسيم انسانها به مومن و کافر را حذف کنيم صرفا چون عده اي به نام داعش از آن سوءاستفاده کرده‌اند. (پس اصل قرآن را هم کنار بگذاريم چون معاويه‌ها در طول تاريخ از آن سوءاستفاده کرده‌اند) ‼️

و آيا قرآن کريم «طلبگي» و درس خواندن «کسي که اين چنين حکم مي‌کند» را در آيات بعدي زير سوال نبرده است:

«ما لَکُمْ کَيْفَ تَحْکُمُونَ؛ أَمْ لَکُمْ کِتابٌ فيهِ تَدْرُسُونَ؛ إِنَّ لَکُمْ فيهِ لَما تَخَيَّرُونَ؛ أَمْ لَکُمْ أَيْمانٌ عَلَيْنا بالِغَةٌ إِلي‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ إِنَّ لَکُمْ لَما تَحْکُمُونَ:
شما را چه شده؟ چگونه حکم مي‏ کنيد؟! آيا براي شما کتابي است که در آن درس مي‌گيريد؛ که براي شما در آن است هر چه برگزينيد؟ يا اينکه شما تا روز قيامت [از ما] سوگندهايي رسا گرفته‏ ايد که هر چه دلتان خواست حکم کنيد؟» (قلم/۳۶-۳۹)

خداوند عاقبت همه ما را ختم به خير کند.

چه خوب است يکبار ديگر حديث اميرمومنان (ع) را در مورد عاقبت کساني که دسته‌بندي ايمان و کفر را جدي نمي‌گيرند مرور کنيم.

۳- چنانکه در شان نزول اين آيه گفته شده و اغلب مفسران هم اشاره کرده‌اند عده‌اي از کفار ادعا کردند اگر آخرتي باشد خداوند در آنجا هم به ما بيش از مسلمانان – يا لااقل به اندازه آنان – عطا خواهد کرد و اين آيه در رد آنهاست.

اما اگر چنين است علي‌القاعده بايد مي‌فرمود: «آيا انتظار داريد مجرمان را مانند مسلمانان قرار دهيم» در حالي که فرموده «آيا مسلمانان را همانند مجرمان قرار مي‌دهيم؟» چرا؟

رد سخنان کافران، اگر صرفاً از باب عدالت خدا باشد، بايد مي‌گفت: «آيا مجرمان را مانند مسلمانان قرار مي‌دهيم؟» اما به نظر مي‌رسد اينجا مطلب، نه فقط از باب عدالت، بلکه از باب کرامت ويژه‌اي است که خداوند براي مسلمانان قرار داده است. يعني خداوند مي‌خواهد بفرمايد: آيا شما مجرمان نمي‌دانيد که من چه کرامتي براي مسلمانان قرار داده‌ام که انتظار داريد مسلمانان را همانند شما مجرمان قرار دهم؟ (الميزان، ج۱۹، ص۳۸۲)

۴- «أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمينَ کَالْمُجْرِمينَ» کيفر و پاداش بر اساس عدالت است و عدالت را هر وجدان و فطرت سالمي [درک مي‌کند، و] مي‌پسندد. (تفسير نور، ج۱۰، ص۱۸۵)

تعداد بازديد:126 آخرين تغييرات:96/05/17
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر