شنبه 25 آذر 1396 - 27 ربيع الاول 1439 - 16 دسامبر 2017
صفحه اصلي/مقالات

تجزیه و تحلیل وقایع و اتفاقات بعد از شهادت امام حسین(ع) در عالم هستی

تجزيه و تحليل وقايع و اتفاقات بعد از شهادت امام حسين(ع) در عالم هستي

تجزيه و تحليل وقايع و اتفاقات بعد از شهادت امام حسين(ع) در عالم هستي

چکيده:

موضوع امام حسين(ع)، زندگي و حرکت آن حضرت، يک برنامه مکتب و نظام فکري است. سنگري است دفاعي براي برافراشته نگه داشتنه پرچم عزت و شرف جامعه بشري. حضرت اباعبدالله الحسين(ع) سمبل استقلال، اخلاص، توحيد، اخلاق، شجاعت و در يک کلام همه خوبي هاست. و در اين مجموعه، واقعه عاشورا يک انقلاب، تحول و نهضت است. قيامي‌است که هم خود في نفسه موضوعيت دارد، و هم گذشته و آينده بر محور آن تنظيم شده است. از همين رو خداوند همه انبيا را مامور کرده است تا حادثه عاشورا و حرکت امام حسين(ع) را مطرح نمايند. خداوند جريان حضرت امام حسين را از طريق جبرئيل براي آدم، نوح و ابراهيم و ساير انبيا(ع) بازگو کرده، و انبيا نيز قلب خود را با ياد امام حسين صفا داده و نشان داده اند که ياد امام حسين در متن همه مکاتب است. لذا عاشورا چشمه جوشان حياتي است که همه از آن بهره گرفته اند. حتي وجود مبارک پيامبر خاتم(ص) نيز از همان روز ولادت حضرت سيدالشهدا(ع)، برنامه آن حضرت را بسيار واضح و روشن مطرح کرده اند.در اين تحقيق به روش توصفي تحليلي سعي شده اتفاقات و معجزات بعد از شهادت امام حسين(ع) مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و با توجه به اينکه ويژگي معجزه اين است که با وقايع عادي و عقل بشري سازگاري معمولي ندارد، اثبات نمايد که اين معجزات نشان بر صدق گفتار و کردار ابا عبدالله(ع) داشته و در عالم هستي اتفاق افتاده‌اند.
واژگان کليدي
امام حسين(ع)، عاشورا، معجزه، امامت
مقدمه
اشعه‌ آفتاب‌ وجود مبارک‌ «با سوابقي‌ که‌ جبرئيل‌ به‌ پيغمبر خدا از مولود او خبر داده ‌بود» روز پنج‌ شنبه‌ سوم‌ شعبان‌ سال‌ چهارم‌ هجرت‌ در مدينه‌ از مشرق‌ دامان ‌فاطمه‌ زهرا(س) در خانه‌ اميرالمؤمنين‌(ع) پرتو افکن‌ گرديد. او دومين‌ ثمره‌ پيوند فرخنده‌علي‌(ع) و حضرت‌ فاطمه‌ (س) بود.
حسين‌ بن‌ علي‌(ع) در دوران‌ خود به‌ شجاعت‌ و آزادگي‌ و ايستادگي‌ در برابر ستم‌شهرت‌ داشت‌. ميلادش‌ مانند زندگاني‌ و شهادتش‌ شگفت‌انگيز است‌. حضرت‌ در مدت‌زندگي‌ خود در کنار جدش‌ رسول‌ خدا(ص) با آن‌ حضرت‌ مأنوس‌ بوده‌ و حتي‌ وقت‌ نماز از آن‌حضرت‌ جدا نمي‌شد. رسول‌ خدا(ص) سخت‌ به‌ او و برادرش‌ اظهار علاقه‌ کرده‌ و با جملاتي‌که‌ درباره‌ آنها فرمودند، گوشه‌اي‌ از فضايل‌ آنها را براي‌ اصحاب‌ بازگو کردند. اکنون‌ در آثارحديثي‌، شمار زيادي‌ فضيلت‌ براي‌ امام‌ حسين‌(ع) نقل‌ شده‌ که‌ بسياري‌ از آنها نظيرحديث‌ «الحسن‌ والحسين‌ سيدا شباب‌ أهل‌ الجنه‌» متواتر بوده‌ و يا فراوان‌ نقل‌ شده‌ است‌.
بعد از تولد امام حسين‌(ع)، بي‌درنگ‌ او را که‌ شش‌ ماهه‌ به‌ دنيا آمده‌ بود، به‌ حضور پيغمبر خدا(ص) بردند. به‌ اتفاق‌ تمام‌ مورخان‌ رسول‌ خدا کام‌ کودک‌ را با آب‌ دهان‌ خودبرداشت‌ و زبان‌ در دهان‌ او گذاشت‌ و او را از شيره‌ جان‌ خود سيراب‌ کرد و فرمود: «حسين‌مني‌ و انا من‌ حسين‌» و آن‌ طور که‌ ميل‌ داشت‌ حسين‌ را پرورش‌ داد و تربيت‌ کرد تابزرگ‌شد. ابن‌ اثير مي‌نويسد: در زمان‌ تولد امام‌ حسين‌(ع)، رسول‌ خدا(ص) در گوش‌ راست‌ او اذان‌ و در گوش‌ چپش‌ اقامه‌ گفت‌ و اسراري‌ را به‌ گوش‌ او خواند و اماناتي‌ به‌ او تحويل‌ داد. حسين‌ هم‌ اسرار و امانت‌ جدش‌ را بهتر از هر کس‌ حفظ‌کرد و به‌ عمل‌ گذاشت‌.
امام حسين‌(ع) از جهت‌ امامت‌ و ولايت‌ با پدر و برادرش‌ در يک‌ سطح‌ قرار داشته‌اند و ساير ائمه‌ هدي‌ هم‌ در همان‌ صف‌ بوده‌اند ولي‌ هر يک‌ از آنها در بروز خصال‌ و مکارم ‌شخصي‌ يک‌ اهميت‌ و مزيت‌ خاصي‌ داشته‌اند و از ميان‌ همه‌ آنها حسين‌(ع) ويژگي‌خاصي‌ دارد، زيرا او مکتب‌ تربيتي‌ خاصي‌ گشود و در مکتب‌ عملي‌ خود درس‌ فضيلت‌ واخلاق‌ داد و روش‌ اخلاقي‌ او و پرورش‌ تربيتي‌ او چنان‌ بود که‌ پيغمبر(ص) و علي‌(ع) و خلفاو اصحاب‌ همه‌، در اکرام‌ و احترام‌ او تأکيد و مبالغه‌ داشتند و حتي‌ معاويه‌ که‌ رقيب ‌سرسخت‌ او، پدرش‌ و برادرش‌ بود حضوراً و غياباً نسبت‌ به‌ حسين‌ نهايت‌ احترام‌ مي‌کرد و اعتراف‌ به‌ مقام‌ و فضيلت‌ او مي‌نمود.

پيش‌بيني هاي پيامبر(ص) در شهادت امام حسين(ع)
در رابطه با شهادت امام حسين(ع) روايات زيادي از قول پيامبر اکرم(ص) از منابع شيعه واهل سنت آمده که در ذيل مطالب به آنها اشاره مي‌شود:
انس بن سحيم مي‌گويد: شنيدم از رسول خدا(ص) که مي‌فرمود: «اين پسر من در زمين عراق شهيد خواهد شد. هر کسى وى را درک کند بايد او را يارى نمايد!»، انس با امام حسين(ع) در کربلا آمد و در رکاب آن‌حضرت شهيد شد.( مجلسي: ۱۴۰۳،ج ۴۳، ص ۴۱۵).
از عايشه روايت شده است: «حسين بن علي(ع) در حالى‌که کودک بود نزد پيامبر خدا(ص) آمد. پيامبر(ص) به من فرمود: اى عايشه! آيا مايلى که من يک خبر شگفت‌انگيز به تو بدهم، چند لحظه قبل يک ملک نزد من آمد که تا به حال هرگز پيش من نيامده بود. اين ملک به من خبر داد؛ اين حسين تو به قتل خواهد رسيد».(همان،ج۴، ص۲۷۴)
هنگامي که مژده تولد سبط پيامبر اکرم(ص) به آن حضرت داده شد، بلا فاصله به خانه بضعه‌اش فاطمه (س) شتافت، در حالي که قدم‌هايش را سنگين بر مي داشت و غم و اندوه بر او چيره گشته بود، پس با صدايي گرفته و اندوهناک صدا زد: «اي اسماء! پسرم را نزد من بياور».
اسماء، وي را به آن حضرت داد. پيامبر اورا در آغوش گرفت و بسيار بر او بوسه زد، در حالي که گريه را سر داده بود. اسماء پريشان شد و گفت: «پدر و مادرم فداي تو باد از چه رو مي گريي؟!».
پيامبر (ص)در حالي که چشمانش از اشک پر بود، به وي پاسخ داد: «بخاطر اين پسرم مي گريم».
حيرت و سرگرداني بر او دست يافته بود و معناي اين پديده و موضوع آن را درک نمي کرد. پس به سخن آمد و گفت: «او هم اکنون به دنيا آمده است».
پيامبر با صدايي از غم و اندوه، بريده به وي پاسخ داد و فرمود: «گروه جفاکار بعد از من او را مي کشند، خداوند شفاعتم را از آنان دور سازد..»..سپس با اندوه برخاست و اسما را محرمانه گفت: «به فاطمه خبر مده چرا که وي تازه فارغ شده است..».( زيد بن علي: ۱۴۰۸، ص ۴۶۸)
پيامبر(ص) غرق در اندوه و غم، از خانه بيرون رفت؛ زيرا او از غيب خبر يافته بود چه مصيبتها و بلاهايي که هر موجود زنده اي را سراسيمه مي سازد، بر اين فرزندش خواهد گذشت.
ابن عباس مي‌گويد: روزي پيامبر(ص) در محلي نشسته بود، در اين هنگام امام حسن مجتبي (ع) نزد پيامبر(ص) آمد، پيامبر(ص) تا او را ديد، بي اختيار سر شک اشک از ديدگانش جاري شد و حسن (ع) را روي زانوي راستش نشاند. سپس فاطمه (س) آمد، حضرت تا او را ديد، اشکش جاري شد، فرمود: دخترم پيش بيا، او آمد در مقابل آن حضرت نشست سپس علي (ع) آمد، پيامبر(ص) تا او را ديد، اشک در چشمش حلقه زد، فرمود: برادرم ! پيش بيا، حضرت علي (ع) پيش آمد و آن حضرت را در طرف راستش نشاند. بعضي از اصحاب از رسول خدا(ص) پرسيدند: چرا شما هر يک از آنها را ديديد گريستيد ؟ حضرت در پاسخ فرمود: « سوگند به خدايي که مرا برگزيد و از همه جهانيان برتري بخشيد، و من و اينها گراميترين خلق خدا هستيم و هيچ کسي برايم محبوبتر از اينها نيست، سپس ماجراي شهادت هر يک را شرح داد تا به حسين (ع) رسيد فرمود: اما حسين از من است، او فرزند و پسر من و بهترين خلق بعد از برادرش حسن است، او امام مسلمانان و خليفه پروردگار جهان و پناه بي پناهان و دادرس مظلومان و مايه رحمت خدا بر همه ي خلايق است ». او سرور جوانان اهل بهشت و باب نجات امت است، امر او امر من و اطاعت او، اطاعت از من است، کسي که از او پيروي کند از من پيروي نموده و کسي که از فرمان او سر پيچي نمايد، از من نيست، من وقتي که او را ديدم به ياد مصايبي افتادم که بعد از من به او وارد مي‌شود گويي او را مي‌بينم که تيري به بدنش مي‌رسد و از پشت اسبش بر زمين مي‌افتد، سپس همچون گوسفند او را مظلومانه ذبح مي‌کنند. در اين هنگام رسول خدا (ص ) گريه کرد و همه حاضران صدا به گريه بلند کردند. سپس فرمود: خدايا، از آنچه که بعد از من، نسبت به اهل بيتم روا مي‌دارند به تو شکايت مي‌کنم، آنگاه حضرت برخاست و به خانه‌اش رفت.( شافعي، بي تا، ج ۲، باب ۸ ).
 
پيامبر (ص)، مقداري از خاک کربلا را به ام سلمه داده بود و او نيز آن را در شيشه‌اي ‏نگهداري مي‌کرد. حضرت فرموده بود هر‌گاه ديدي که اين خاک، به خون تبديل شد، بدان ‏که فرزندم امام حسين (ع) به شهادت رسيده است. روزي ام سلمه در خواب، رسول خدا را با چهر‌‌اي ‏غمگين و لباسي خاک آلود ديد، که حضرت به او فرمود: از کربلا و از دفن شهدا مي‌آيم. ناگهان از خواب برخاست، نگاه به آن شيشه کرد، خاک را خونين يافت، دانست که‏ حسين(ع) شهيد شده است. آنگاه شيون و زاري نمود و وقتي همسايه‌ها آمدند، ماجرا را براي آنان بيان کرد(حر عاملي: ۱۴۱۴، ج۵، ص۱۹۲ و ‏صدوق:۱۳۷۶،ج۴، ص۱۲۰).
 
صداي همسايه‌ها به شيون و غوغا برخاست به طوري که گريه و زاري شهر مدينه را چنان در بر گرفت که تا آن زمان ديده نشده بود.( يعقوبي، بي تا، ج‏۲، ص:۲۴۶) اين ماجرا در روايات، به حديث قاروره معروف است.
در منابع اهل سنت نيز اين روايت نقل شده است، به نقل از برخي منابع اهل سنت، ابن عباس مي‌گويد: روزي پيامبر(ص) هنگام ظهر خوابيد ناگهان بيدار شد در حالي که ناراحت و پريشان بود و در دستش ظرفي از خون بود، وقتي علت را جويا شدم فرمود: اين خون حسين است.( کليني: ۱۳۶۵، ج۵،‌ص۱۵۸)
برخي نيز از قول ام سلمه نقل کرده اند که امام حسين(ع) بر پيامبر(ص) وارد شد. من در اين هنگام کنار درب وردي بودم، ناگاه در دست پيامبر(ص) شيئي ديدم که مي‌بوسد در حالي که امام حسين(ع) بر روي زانوي پيامبر(ص) در خواب بود، پرسيدم اين چيست که مي‌بوسي واشک مي‌ريزي؟ پيامبر(ص) فرمود: جبرئيل خاکي آورد که در آن خاک فرزندم به دست امتم به شهادت مي‌رسد.(همان، ص۱۶۹) سپس آن خاک را به دست من داد و فرمود: اي ام سلمه اگر ديدي اين خاک به خون تبديل شد بدان که فرزندم به شهادت رسيده است. ام سلمه آن را در ظرفي«قاروره» قرار داد و هر روز به آن نگاه مي‌کرد. ام سلمه مي‌گويد: در روزي اندوه‌بار، آن خاک به خون تبديل شد.
 
دراين حديث حتي پيامبر(ص) به نام سرزمين کربلا نيز اشاره مي‌کند.( مقريزي: ۱۴۲۰، ج‏۱۴، ص۱۴۶)
اتفاقات بعد اط شادت امام حسن(ع) در عالم هستي
معجزه در اصل از عجز گرفته شده، به معني عاجز کردن است، بنابراين کارهاي خارق العاده اي که از اولياي بزرگ رخ مي‌دهد و ديگران از انجام آن عاجز هستند، به آن معجزه مي‌گويند.
شيعيان، اعتقاد دارند که نصب امام(ع) و جانشين پيامبر(ص) به دست خداوند است و مردم اجازه دخالت در انتخاب امام ندارند؛ همان طوري که انتخاب پيامبر به دست خداوند است و مردم حق انتخاب نبي را ندارند. در قرآن کريم آيات بسياري وجود دارد که اين مطلب را ثابت مي‌کند.
 
خداوند کريم در باره امامت حضرت ابراهيم ع مي‌فرمايد: إِنِّي جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماما؛من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم‏ !( بقره: ۱۲۴/ )
و نيز مي‌فرمايد: «وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ کلاُّ جَعَلْنَا نَبِيًّا (مريم: ۴۹)ما اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم و هر يک را پيامبرى (بزرگ) قرار داديم» !
طبق اين آيه، جعل امامت حضرت ابراهيم به دست خدا بوده است؛ همان طوري که جعل نبوت او به دست خدا بود؛ اما هيچ آيه در قرآن وجود ندارد که انتخاب نبي و امام را به دست مردم سپرده باشد.
 
و نيز شيعيان اعتقاد دارند همان‌طوري که پيامبران الهي براي اثبات نبوت و رسالت نياز به ارائه معجزه و کرامات خارق العاده داشتند، اوصياء و جانشينان آنان نيز بايد براي اثبات امامت خويش از کرامت و معجزه استفاده مي کردند و گرنه سخن آنان پذيرفته نشده و قابل تصديق نيست.
 
و ائمه اهل بيت (ع) هر کدام داراي معجزات و کراماتي بوده اند که افراد با ديدن آن ها از ائمه، سخن آنان را پذيرفته و به امامت آنان تن مي‌دادند.
 
حضرت سيد الشهداء(ع) امام سوم شيعيان، داراي معجزات و کرامات زيادي در زمان حياتشان و حتي بعد از شهادتش بوده که اين معجزات ثابت مي‌کند، آن بزرگوار، امام بر حق و منصوب از جانب خداوند و جانشين شايسته بعد از برادرش امام حسن (ع) است؛ زيرا محال است خداوند اين معجزات و کرامات را به دست نا اهلان و مدعيان دروغين ولايت الهي بسپارد و نعوذ بالله با در اختيار قرار دادن اين معجزات به دست آن ها زمينه هاي گمراهي مردم را مهيا سازد.
 
ما در اين مختصر، سعي مي‌کنيم به معجزاتي از امام حسين بپردازيم که بعد از شهادت آن حضرت در عالم اتفاق افتاده است، معجزات منحصر به فردي که عقل هر عاقلي را مبهوت کرده مي‌کند. بي ترديد، هر يک از اين معجزات براي روشن شدن حقيقت براي حق پرستان و کساني که به دنبال هدايت الهي هستند کفايت مي‌کند؛ البته به شرطي که تعصب هاي جاهلي را کنار گذاشته شده و فقط با چشم دل به اين معجزات نگريسته شود.
 
و از آن جايي که شيعيان و پيراوان اهل بيت (ع) به امامت حسين بن علي (ع)و معجزات و کرامات آن بزرگوار يقين دارند و از جانب ديگر، طرف ما کساني هستند که نمي خواهند ولايت فرزند رسول خدا(ص) را بپذيرند و به جاي پيروي از ثقلين، دنبال رو دشمنان اهل بيت هستند، همان‌گونه که اشاره شد ما سعي مي‌کنيم در ادامه مطالب اين معجزات و کرامات را فقط از معتبرترين کتاب ها و از قول برترين عالمان و دانشمندان آن ها نقل و ثابت کنيم تا حجت و برهان بر همه حقيقت جويان تمام شده و راه انکاري باقي نماند. و همچنين در اينجا لازم به ذکر اين نکته است که تأثر آسمان زمين از شهادت آن امام همام و ياران باوفايش از جمله معجزات کائنات محسوب مي‌شود لذا در ذيل سعي بر آن است که وجود اين معجزه را با آيات قرآن ثابت نموده و روايات مختلف در اين زمينه را عنوان نماييم
 
شکي نيست که امکان‌پذير است آسمان و زمين و ديگر موجودات بر کسي گريه کنند و در سوگ او غمگين باشند، ولي بايد توجه داشت که گريه و سوگ انسان، حيوان، آسمان و زمين و هر موجود ديگر به حسب خودشان است. در کتب زيادي از کتاب‌هاي اهل‌سنّت وارد شده که بعد از شهادت امام حسين(ع) آسمان بر آن حضرت گريه کرد چنان‌که نقل کرده‌اند:
قال ابن‌سيرين‏: لم تبک السّماء على أحد بعد يحيى بن‌زکريّا إلّا على الحسين؛ابن‌سيرين گفت: آسمان بعداز يحيي بن‌زکريا(ع)، براي هيچ کسي جز حسين بن‌علي(ع) گريه نکرده است(ابن‌عساکر، همان، ج۱۴، ص۲۲۵

گردآورنده: علي ترکاشوند دانشجوي کارشناسي ارشد دانشگاه ملاير-کارشناس اداره تبليغات اسلامي نهاوند - استان همدان

برگرفته از : ido.ir

تعداد بازديد:116 آخرين تغييرات:96/07/02
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر