شنبه 25 آذر 1396 - 27 ربيع الاول 1439 - 16 دسامبر 2017
صفحه اصلي/دين و انديشه

عزاداری سیدالشهدا نشان و نماد تشیع است/ هدف صرفاً اقامه عزا نیست

رضا معممي مقدم در گفتگو با مهر:

عزاداري سيدالشهدا نشان و نماد تشيع است/ هدف صرفاً اقامه عزا نيست

مدير کل تشکل هاي ديني و مراکز فرهنگي تبليغات اسلامي گفت: ما عزاداري را مقدمه اثربخشي اجتماعي و به عبارتي عزاداري را نماد تشيع مي‌دانيم، اما هدف صرفاً اقامه عزا نيست.

خبرگزاري مهر، گروه دين و انديشه: نگاهي به سير تطور مناسک عاشورايي و عزاداري شيعيان در مقاطع مختلف تاريخ نشان از تحولي در اين عرصه و آميخته شدن مولفه هاي مدرن در آن در طي ساليان اخير دارد. به نظر مي رسد اين تطور که گاهي سبب تغيير ماهيت و متن عزاداري ها نيز شده است، نياز به تحليل و بررسي و ريشه يابي دارد تا بتوان يک آينده پژوهي در مورد آن انجام داد و آن را از خطر انحراف مصون داشت. براي اين منظور با رضا معممي مقدم مدير کل تشکل هاي ديني و مراکز فرهنگي تبليغات اسلامي به گفتگو نشستيم که در ادامه مي خوانيد؛

*ارزيابي شما از تغيير و تحولات الگوهاي عزاداري و اعمال مذهبي در ماه محرم طي دهه‌هاي اخير چيست؟ عمدتاً چنين تلقي شده که شاهد گسترش ظاهرگرايي و افول محتوا، به موازات افزايش کمّي اعمال و مناسک بوده‌ايم. آيا اين تلقي با نگاهي پژوهشگرانه به خط سير عزاداري‌ها همخواني دارد؟ به طور کلي روندهاي اصلي تحول در ظاهر و محتواي عزاداري‌هاي محرم در ايران از منظر شما چيست؟ ارزيابي شما از وضعيت فعلي فرهنگ ديني به ويژه عناصري چون هيئت، منبر، مداح (شعر، موسيقي، اجرا) و آيين ها کدام است؟

شکي نسيت که الگوهاي عزاداري در گذر سالها تغيير و تحولاتي داشته و روش ها و حتي محتواي عزاداري ها دستخوش تغيير شده است وليکن نبايد اين نکته را از نظر دور داشت که کميت عزاداري ها بويژه پس از انقلاب اسلامي در ايران نيز گسترش زايد الوصفي داشته و اين گسترش طبيعتا در شکل و ظاهر نيز خودنمايي مي کند.

تغيير و تحولات عزاداري ها بر سه محور هيئت ، منبر و مداحي صورت گرفته است. هيئت داري و روش هاي مديريت هيئت کمتر دستخوش تغيير قرار گرفته و اين در حالي است که منبر و مداحي تغييرات بنياديني داشته است

تغيير و تحولات عزاداري ها بر سه محور هيئت ، منبر و مداحي صورت گرفته است. هيئت داري و روش هاي مديريت هيئت کمتر دستخوش تغيير قرار گرفته و اين در حالي است که منبر و مداحي تغييرات بنياديني داشته است. برخي از هيئات ما در حال حاضر بدون منبر جلسه را آغاز و به پايان مي رسانند و عموما هيئات مذهبي مداح محور شده اند. به بيان ديگر وجه منبر کمرنگ تر و وجه مداحي پررنگ تر شده است.

البته در اين ميان نبايد واقعيت ها را ناديده گرفت چون تربيت يک سخنران از ابتداي ورود به حوزه علميه تا ملبس شدن و توانمند شدن براي سخنراني در هيئات با مداح شدن يک نفر از ابتداي تصميم تا صاحب تريبون شدن شخص قابل قياس نيست. شايد تفاوت زماني آنها به چندسال برسد. لذا برخي از هيئات مذهبي که فاقد منبر مي باشند تمايل به منبري دارند وليکن در شهر و محل آنها تعداد روحانيون بسيار کمتر از تعداد هيئات مذهبي است.

در خصوص مجالس مذهبي، کميت هم مولفه و فاکتور مهمي است اما در خصوص کميت مجالس مذهبي رهبري در ۲۸ مهرماه۹۵ فرمودند «امروز خوشبختانه سطح تفکّرات مذهبي در بين قشرهاي جوان، يک ترقّي‌اي پيدا کرده. من همين‌جا از فرصت استفاده کنم و تشکّر کنم از اين مجموعه‌هاي اداره‌کننده‌ي هيئت هاي عزاداري در ايّام عاشورا که بعضي را خود من اطّلاع داشتم، بعضي را به من گزارش دادند. سطح هيئت ها خيلي بالا آمده؛ سخنران هاي بسيار خوب، مطالب بسيار خوب. ...ما کارشناس اين مسائليم- ديدم واقعاً خيلي خوب است؛ سطوح عالي، حرف هاي خوب، فکرهاي خوب و انبوه جوان....سخنران هاي خوب، گاهي نوحه‌هاي بسيار خوب و عزاداري‌هاي پُرمغز؛ اينها خيلي باارزش است. سطح فکر جوانها در زمينه‌هاي مسائل مذهبي بالا رفته؛ کار فرهنگي بايد به همين نسبت رشد پيدا کند» و از سويي ارزيابي هاي ميداني ما و رصدهاي ما اين را نمي گويد و ما معتقديم از مرحله بحران آسيب هاي عزداري ها که کوران آن در سالهاي ۸۵-۹۰ بود عبور کرديم و الان اشکال نامناسب عزاداري هاي محرم و صفر زير ده درصد است بجز ترافيک و اقاماه مراسم خارج ساعت مصوب با صداي بلند که زير ۲۰ درصد است.

حضور ۹۰ هزار هيئت و ۶۰ هزار مداح و ظهور سخنوران و مداحان توانمند را بايد از رويش هاي انقلاب دانست.

*سياست‌گذاري‌هاي فرهنگي نهادهاي دولتي و حکومتي تا چه اندازه در خط سير و تغيير و تحولات اشکال عزاداري در ايران موثر بوده است؟ آيا ميان اين سياست‌گذاري‌ها و واقعيت جاري در عزاداري‌ها، همراستايي و پيوند ديده مي‌شود يا فاصله و شکافي است که تلاش مي‌شود از طريق اِعمال سياست‌هاي بالا به پايين پوشش داده شود؟ براي مثال در محتواي روضه‌ها و نوحه‌هايي که در عزاداري‌هاي محرم رواج دارد، به نظر مي‌رسد که نهادهاي سياست‌گذار حکومتي در تلاش براي پالايش محتوا بوده‌اند، اما از جانب اقشار مذهبي هوادار اين گونه روضه‌ها و مراثي، نوعي مقاومت و بي‌توجهي نسبت به اين سياست‌گذاري‌ها وجود داشته، از سوي ديگر نيز گاه عنوان شده که سياست‌گذاري‌هاي حکومت خود از عوامل دامن زدن به ظاهرگرايي و کم‌توجهي به محتواي عزاداري‌ها بوده است. به طور کلي، ديدگاه شما در اين خصوص چيست؟

دو خطر حاکم به اقامه عزاداري ها که بطور ويژه مديريت و القا مي شود يکي هيئت هراسي است و دومي اينکه کيفيت عزاداري ها کاهش پيدا کرده است.

سياستگذاري هاي حکومتي بر اساس نظرات مقام معظم رهبري و ساير مراجع عظام تقليد تنظيم و ابلاغ مي گردد و لذا با توجه به اينکه بدنه هيئات مذهبي را افراد متدين و مذهبي جامعه تشکيل مي دهند طبيعي است که همراستايي و حتي پذيرش از سوي بسياري از هيئتي ها دارد. به عنوان مثال استفاده از شمايل منتسب به ائمه اطهار عليهم السلام که سنخيت و تناسبي با عزاداري ندارد و مستندي نيز در تاريخ در دست نيست که اين تصاوير سيماي واقعي آن بزرگواران باشد؛ سياست حذف اين تصاوير از مجالس مذهبي را هيئات مذهبي عموما پذيرفتند و کمتر در هيئات مذهبي شاهد تصاوير بزرگ منسوب به معصومين هستيم.

البته برخي شکاف و فاصله نيز ايجاد شده است که از آن ميان بعضي با نگاه هاي سياسي و موضع گيري هاي اينچنيني مي باشد و برخي عدم پذيرش و مقاومت مي باشد.

در حال حاضر مستمعين و مخاطبين مداحي ها به اين بلوغ رسيده اند که روضه ها و نوحه هايي که مي شنوند هم مستند باشد و هم آموزنده و اصطلاحاً کار براي مداحان امروزي سخت تر شده است. حال اگر تعدادي از هيئات به اين مهم کم توجه اند و اهل رعايت نيستند نبايد به حساب همه هيئات و مداحان گذاشت

حال مثال شما در خصوص سياست گذاري محتواي روضه خواني و نوحه خواني؛ اين سياست ها با جايگزيني اشعار و نوحه هاي پرمحتوا صورت گرفته و اتفاقا هم استقبال شده و هم در حال حاضر گسترش مناسبي در مداحي ها دارد مانند اشعاري که عموم مداحان سرشناس در خصوص مسائل روز جهان اسلام مثل مدافعان حرم و ... مي خوانند و اقبال مناسبي نيز از سوي مخاطبين خود دارند.

اين تحليل خطايي است که سياستگذاري هاي حاکميت از عوامل ظاهرگرايي و کم توجهي به محتواي هيئات مذهبي است اتفاقا همين سياستگذاري ها موجبات ايجاد انگيزه جوانان را در صحنه هايي چون ۹ دي و دفاع از حرم و ... فراهم آورده است. در حال حاضر مستمعين و مخاطبين مداحي ها به اين بلوغ رسيده اند که روضه ها و نوحه هايي که مي شنوند هم مستند باشد و هم آموزنده و اصطلاحاً کار براي مداحان امروزي سخت تر شده است. حال اگر تعدادي از هيئات به اين مهم کم توجه اند و اهل رعايت نيستند نبايد به حساب همه هيئات و مداحان گذاشت. صفحات شخصي مداحان و بسياري از هيئات مذهبي شاخص گواه اين مدعاست.

*به باور شما حکومت مي تواند و بايد نقش نظارتي و هدايتي در مورد فرهنگ ديني داشته باشد؟ مي توان فرهنگ را مهندسي و مديريت کرد؟ آيا الگوي ايده آلي از فرم و محتواي آيين هاي سوگ و سرور وجود دارد و قابل دسترسي است؟

بله عزاداري را ما مقدمه يک اثربخشي اجتماعي مي دانيم به عبارتي عزاداري نشان و نماد تشيع ميدانيم اما هدف صرف اقامه عزا نيست و از سويي بايد حاکميت نظام در حوزه دين وظيفه نظارتي هدايتي ايفا نمايد چراکه اين امور از شئونات ولي فقيه مي باشد بديهي است به دنبال تحقق اهداف معرفتي و فکري در کنار حرکت احساسي و شورآفريني در مناسک عاشورا باشد وليکن آيا بطور کامل موفق بوده يا نه؟ را بايد بررسي کرد و نقاط ضعف و قوت آنرا احصاء نمود که البته اينکارها صورت گرفته است و بايد در فرصتي مناسب مفصلاً به آن پرداخته شود.

عزاداري را ما مقدمه يک اثربخشي اجتماعي مي دانيم به عبارتي عزاداري نشان و نماد تشيع ميدانيم اما هدف صرف اقامه عزا نيست و از سويي بايد حاکميت نظام در حوزه دين وظيفه نظارتي هدايتي ايفا نمايد

اجمالا عرض مي کنم که از سال ۱۳۸۶ تا کنون ستادي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي مصوب گرديد با عنوان «ستاد ساماندهي شئون فرهنگي در مناسبت هاي مذهبي» که متولي سياستگذاري در مناسبت هاي مذهبي مي باشد و با محوريت سازمان تبليغات اسلامي و عضويت کليه نهادهاي ذيربط اعم از وزارت ارشاد،‌ صدا و سيما،‌ نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، ‌دفتر تبليغات حوزه علميه قم، نيروي انتظامي، وزارت اطلاعات و... جلسات ماهانه و مستمري تشکيل مي دهند.

براي هر پديده‌اي که امکان يافتن رابطه‌ علت و معلولي در آن وجود داشته باشد امکان برنامه‌ريزي دقيق و مهندسي عملکرد و آينده آن نيز مقدور باشد. امکان مهندسي وجود دارد و اصولا مهندسي فرهنگ يعني بينديشيم ريشه مشکلات کجاست براي خروج از ‌آن چالش، چاره انديشي کنيم لذا فرهنگ قابل مهندسي و مديريت مي باشد وليکن مستلزم ابزارهايي است که در صورت وجود اين مهم اتفاق خواهد افتاد.

الگوهاي شکلي و محتوايي آيين ها بر اساس سنت از قديم سينه به سينه منتقل شده و البته در ميان راه با توجه به اقتضائات زماني و مکاني دستخوش تغييراتي نيز قرار گرفته است وليکن بصورت علمي و با عنايت به کليه جوانب کار، اين مهم محقق نشده است که اين مورد نيز از مصاديق همان مهندسي فرهنگي است که فراهم سازي بستر مناسب اين مهندسي ها مي بايست توسط شورايعالي انقلاب فرهنگي صورت پذيرد.

*در خصوص مواجهه‌ جريان نوانديش حوزوي و همچنين روشنفکري ديني/ مذهبي با مساله‌ي عزاداري‌ها و برخي خرافات ترويج‌شده در جريان اين مراسم‌هاي شيعي، پرسش اين است که اين مواجهه تا چه ميزان در اصلاح اين امور موثر بوده؟ آيا کوشش‌هاي نوانديشان و روشنفکران به شکل‌گيري گونه‌هاي جديدي از مناسک مذهبي شيعيان انجاميده يا صرفاً در مدار سلبي و نفي باقي مانده است؟ به طور کلي علل موفقيت/ عدم موفقيت جريان‌هاي نوانديشي حوزوي و روشنفکري ديني در تغيير وضعيت عزاداري در ايران را چه مي دانيد؟

از ميان جريانات نوانديش و روشنفکر ديني آن جرياناتي که پشتوانه مرجعيت را داشته اند هم نظراتشان مورد توجه قرار گرفته و هم بعضاً اعمال گرديده است وليکن هر جريان و طرز فکري که در حوزه دين ظهور کند و به اصطلاح حرف نو بزند را نيابد در زمره روشنفکري ديني قرار داد.

ملاک و ميزان در نظام اسلامي ابتدا نظر ولي فقيه و به تبع ايشان مراجع عظام تقليد است که در خصوص هر نظري اگر اين بزرگان صحه گذارند طبيعتاً دستگاهها و نهادهاي مرتبط بر آن اساس رفتار مي کنند. از سوي مجامع مذهبي و هيئات و مداحان نيز به همين منوال است هر نظر و ايده اي مورد پذيرش نخواهد بود مگر اينکه پشتوانه ديني ، ولايت و مرجعيت داشته باشد که به تمکين هيئات مذهبي منجر خواهد شد به مانند قمه زني و... . پس علل موفقيت يا عدم موفقيت جريانات نوانديش همان پشتوانه مرجعيت و ولايت داشتن و نداشتن است از هردو منظر نهادهاي حاکميتي و هيئات مذهبي و مداحان.

*به نظر شما راهکاري عملياتي و تجويزي وجود دارد که هم به لحاظ محتوا و هم فرم بشود اين مجالس را به مسير بهتري هدايت کرد و اصلاحي در روند جاري عزاداري‌ها پديد آورد؟

سؤال شما به گونه اي است که مجالس مذهبي در مسير بدي قرار دارند نه اينگونه نيست با نگاه منصفانه اگر بنگريم متوجه خواهيم شد که شايد در شرايط ايده آل نيستند و بايد همگي همت کنيم که به آن نقطه برسيم وليکن شرايط نامطلوب نيز ندارند. شاهد آن مواردي است که در پاسخهاي بالا اشاره شد.

بهترين راهکار عملياتي از طرف حاکميت همان ايجادستادي است که اختصاصاً به سياستگذاري در اين مهم بيانجامد که همان ستاد ساماندهي است که ذکر شد وليکن از طرف مردم و جامعه هيئتي نيز بايد توجه به اين نکته باشد که نظرات سليقه اي برخي از صاحبنظران و حتي علماء نبايد هيئات مذهبي را از مسير اصلي خارج کند و در يک کلام بايد گوش به فرمان «ولي» باشند چراکه امام عظيم الشان(ره) فرمود: «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا آسيبي به مملکتمان نرسد».

تعداد بازديد:75 آخرين تغييرات:96/07/12
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر