شنبه 25 آذر 1396 - 27 ربيع الاول 1439 - 16 دسامبر 2017
صفحه اصلي/مقالات

شهادت حضرت مسلم علیه السلام سفیر شهادت

شهادت حضرت مسلم عليه السلام سفير شهادت

سلام بر حسين عليه السلام، سلام بر زيبايي و ستايش خوبي و گشودن پنجره اي رو به بهشت و هم نوايي با فرشتگان آسماني است.

سلام بر حسين عليه السلام را 72 تفسير مي بايد نوشت که آيينه شکسته کربلا در 72 تن تکثير شده و جان هاي زلال در آن تجلّي يافته بود.

سلام بر حسين عليه السلام، سلام بر سفير خداوند عشق، مسلم بن عقيل است؛ هاشمي زاده حسيني که چاووش خوان کاروان کربلاست و پيام آور ايثار و شهادت؛ شمشاد قدي که در مهماني خيانت و در فريب دوازده هزار نامه تزوير در هراس نان و جان، جسم غرق به خونش بر بام دارالاماره کوفه درخشيد.

سلامت باد اي غريب کوفه که در بزم شهادت، دلواپسي هايت، غربت حسين عليه السلام بود و خيانت کوفيان زرانديش. اي سفير آزادگي! خون تو پيش آهنگ سفري سرخ شد که در کربلا اقامت گرفت.

در مکتب پدر
مسلم در خانه اي بالندگي يافت که پدرش، عقيل بن ابي طالب، از بزرگان و انديشمندان عرب و مورد مهر و عطوفت رسول خدا صلي الله عليه و آله بود. عقيل، نَسَب شناسي بزرگ بود که همگان به مقام در خور شأنش آگاه بودند. او دانشمندي سياستمدار بود که در پيکار با دشمنان اسلام و رسوا ساختن ايشان، از بيان سخن حق ابايي نداشت و همين امر، موجب ترس و هراس باطل انديشان زورگو از وي گرديده بود. از ديگر ويژگي هاي مهم عقيل که از او شخصيتي ممتاز ساخته بود، امام شناسي و پيروي و پشتيباني او از ولايت و رهبري برادر ارجمندش، علي بن ابي طالب عليه السلام است. گفتار عتاب آميز عقيل با منکران ولايت علي عليه السلام، خود، گواه اين مطلب است آنجا که گفت: «اي اهل شام! برادرم را ديدم که دين خود را بر دنيا ترجيح داده بود و از خداوند بر خود بيمناک بود و در راه خدا از هيچ ملامتي انديشه نمي کرد.» مسلم با فراگيري چنين آموزه هايي از مکتب پدر، توانست به مجاهدي پولادگر و پيرو ولايت امام زمان خود تبديل شود.

مقام مسلم
مسلم بن عقيل، مردي خردمند، آگاه، شجاع و جوان مرد بود. فضيلت هاي اخلاقي او از همه جنبه هاي زندگي اش آشکار است. او به راستي خون اميرمؤمنان علي عليه السلام و حمزه و جعفر و حسين عليه السلام را در رگ هاي خويش داشت. مسلم و خاندان او از صدر اسلام، در تمامي حوادث در کنار عترت پيامبر، بودند. عنايت ويژه خاندان وحي و نبوّت به اين جوان هاشمي، بي دليل نيست و اين، برگرفته از مقام والاي او در نظر پيامبر و اهل بيت پاک اوست، به گونه اي که پيامبر خدا صلي الله عليه و آله سال ها پيش از تولد مسلم بن عقيل، او را ستود و به حضرت علي عليه السلام فرمود: «فرزند عقيل در راه دوستي فرزند تو به شهادت مي رسد و مؤمنان بر او مي گريند و فرشتگان مقرّب الهي بر او درود مي فرستند».

ازدواجي فرخنده
مسلم از دوران کودکي تا پايان عمر پربرکتش، با عشق و محبت به فرزندان زهرا عليهاالسلام زندگي کرد و با کسي جز آنان مأنوس نبود. از اين رو، با ورود به مکتب انسان ساز علي عليه السلام و خانه پرمهر و نوراني اش، از سرچشمه دانش، تقوا و يقينِ عموي بزرگوار خود سيراب گشت و صفات حيدري را از آن امام هُمام الهام گرفت. اين عشق و محبت مسلم به خاندان علي عليه السلام، زماني ريشه دارتر شد که امام علي عليه السلام با توجه به شناخت و آگاهي که از توانايي هاي شگفت برادرزاده خود، مسلم بن عقيل داشت، او را به همسري دخترش، رقيه درآورد. ارمغان اين ازدواج مبارک، پسري به نام عبداللّه است که در کربلا، پيرو راه پدر ارجمندش، در دفاع از حريم ولايت امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد.

شجاعت مسلم
فراگيري علوم و معارف از مکتب علي عليه السلام، مجاهدي مقاوم از مسلم ساخته بود که شجاعتش را همگان مي ستودند. بلاذري، تاريخ نگار معروف در اين باره مي نويسد: «مسلم بن عقيل، از مردترين فرزندان عقيل و شجاع ترين آنان بود.» واقدي نيز مسلم بن عقيل را همراه برخي از بني هاشم در شمار فاتحان شهر بهنسا دانسته است. بر اساس همين شايستگي ها و رشادت هاي وصف ناپذير مسلم بود که حضرت علي عليه السلام، او را به همراه امام حسن و امام حسين عليهماالسلام و عبداللّه بن جعفر، به فرماندهي جناح راست سپاه خود در صفّين گمارد. اين انتصاب، به خوبي نشان دهنده تأييد شايستگي و شجاعت او از سوي اميرمؤمنان علي عليه السلام است.

پيرو ولايت
مسلم بن عقيل، مجاهدي راستين بود که هيچ گاه در طرفداري از دين حق از پا ننشست. او در زمان حکومت علي عليه السلام، در رکاب آن حضرت در برابر ناکثان، قاسطان و مارقان در جمل، صفين و نهروان جنگيد و در شهادت امير ايمان در محراب کوفه، همراه ديگر مؤمنان، خون گريست. مسلم سپس هم دوش امام حسن مجتبي عليه السلام، سستي و نامردي مسلمان نمايان زرطلب را به چشم سر ديد که چگونه امام حسن عليه السلام را در برابر نيرنگ معاويه تنها گذاشتند و او را مظلومانه زهر جفا دادند و به شهادت رسانيدند. مسلم در همه اين وقايع، با ايماني استوار در جبهه حق و رويارو با کفر، ستيز کرد و باقي مانده عمر خويش را نيز فداي راه سرور آزادگان امام حسين عليه السلام ساخت. او همواره به‌عنوان ياري فداکار و ياوري دل سوز براي آن امام هدايت به شمار مي آمد.

همراه با سالار شهيدان
يزيد پس از مرگ پدرش، معاويه، از حاکم مدينه خواست از امام حسين عليه السلام براي حکومت ننگين خود بيعت بگيرد. امام که شهادت در راه خدا را بهتر از تن دادن به ذلت مي شمرد، در اقدامي هوشمندانه، همراه فرزندان و اهل بيت و بستگان و يارانش، مدينه را به سوي مکه ترک کرد. مسلم بن عقيل هم که زندگي اش را وقف حسين عليه السلام کرده بود، به همراهي خانواده اش با کاروان حسيني وارد مکه شد. بزرگان و اشراف کوفه نيز که از ستم خاندان بني اميه به تنگ آمده بودند، در نامه هاي بسياري که براي امام فرستادند، از ايشان خواستند به کوفه بيايد و به پشتيباني آنان، بنياد ستم را برکند و حکومت حق را استوار سازد.

شايسته ترين فرد
در مدت اقامت امام حسين عليه السلام در مکه، حدود دوازده هزار نامه از کوفه براي ايشان فرستاده شد. امام در پاسخ دادن نامه ها درنگ مي کرد، ولي پس از رسيدن آخرين نامه، از جاي برخاست و ميان رکن و مقام، دو رکعت نماز به جا آورد و از خداوند متعالي، نيکي طلبيد. سپس مسلم بن عقيل را که براي سفر به کوفه برگزيده بود، نزد خود فراخواند و پاسخ نامه اهالي کوفه را به دستش سپرد و به سوي کوفه فرستاد. همچنين مسلم را به تقوا و پنهان داشتن امور و مهرباني و مدارا با مردم سفارش کرد.

گزينش مسلم بن عقيل به نمايندگي امام، بيانگر سيرت و سياست والاي امام حسين عليه السلام است که شخصي شجاع، خردمند، کارآزموده و آگاه به زمان را به کوفه مي فرستد تا با مشاهده احوال آن ديار، شرايط را براي سفر امام به کوفه بررسي و آن حضرت را در تصميم گيري راهنمايي کند.

آخرين سخن
امام حسين عليه السلام، شخصيت مسلم را براي اهالي کوفه اين گونه معرفي مي‌کند: «من، برادر، پسر عمو و مورد اعتماد خاندانم را به سوي شما مي فرستم.» اين سخن امام، نشان دهنده اوج احترام آن حضرت به مقام والاي مسلم بن عقيل است که عمر پربرکتش را در پيروي از ولايت و استواري دين حق گذراند. همچنين ايشان در وداع خويش با مسلم پيش از سفر به کوفه، در سخني ژرف به او مي فرمايد: «من تو را به سوي کوفه مي فرستم و آنچه را خدا درباره تو دوست مي دارد و مورد رضايت اوست، انجام خواهم داد و اميدوارم من و تو در درجه شهيدان قرار گيريم».

مسلم در کوفه
مسلم، شب هنگام و پنهان از چشم مردم، وارد کوفه شد و بنا بر برخي نقل ها، به خانه مسلم بن عوسجه يا مختار بن ابوعبيده ثقفي رفت. به تدريج، شيعيان از حضور او در کوفه آگاه شدند و از هر سو به ديدن او آمدند و با او بيعت کردند، به گونه اي که شمار بيعت کنندگان به هيجده هزار نفر رسيد. مزدوران بني اميه با خبردار شدن از اين موضوع، هر يک به شيوه اي، وضعيت کوفه را به يزيد بن معاويه در شام گزارش دادند و او را از انسجام يافتن نهضت حسيني در کوفه ترساندند. به همين دليل، يزيد، عبيداللّه بن زياد را به حکومت کوفه گماشت.

با ورود عبيداللّه به کوفه، عرصه بر مسلم و شيعيان سخت گرديد. عبيداللّه با نيرنگ، فريب کاري و زر خريد کردن مردم کوفه، موفق شد بزرگان کوفه را که ياور مسلم بودند، زنداني يا شهيد کند و گروهي را نيز با وعده هاي پوچ و گاه تهديد از اطراف مسلم دور سازد.

غريب کوفه
سياست فريب و نيرنگ عبيداللّه به بار نشست و مسلم تنها و بي ياور گرديد. شب هنگام تنها سي نفر از آن جمعيت انبوه به مسلم بن عقيل وفادار مانده بودند. مسلم، نماز مغرب را به جاي آورد و سپس به سوي منطقه اي که قبيله کَنده در آنجا سکونت داشتند، حرکت کرد. هنوز به آنجا نرسيده بود که تنها ده نفر او را همراهي مي کردند و هنگامي که بازگشت، تنهاي تنها بود و در ميان کوچه هاي کوفه، بي هدف حرکت مي کرد. در اين هنگام، خانه زني نيکوکار به نام طوعه را پناه گاه خويش ساخت. طوعه فرزندي بدکار داشت که با آگاه شدن از وجود مسلم در خانه اش، مزدوران عبيداللّه بن زياد را آگاه ساخت. سرانجام پس از به هلاکت رسيدن شماري از کارگزاران عبيداللّه به دست مسلم، اين شير بيشه اسلام را پس از عمري مجاهدت و ايثارگري، مظلومانه و غريبانه همچون سرورش حسين بن علي عليه السلام به شهادت رسانيدند و جسم پاکش را از بام دارالاماره به پايين انداختند.

برگرفته از: ido.ir

تعداد بازديد:76 آخرين تغييرات:96/07/12
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر