سه شنبه 30 آبان 1396 - 2 ربيع الاول 1439 - 21 نوامبر 2017
صفحه اصلي/خانواده

رازهای سپیدبختی با عصای سفید

رازهاي سپيدبختي با عصاي سفيد

نابيناهاچطورهمسرداري مي‌کنندوچرخ زندگي مشترک رامي‌چرخانند؟آيادونابينامي‌توانندازدواج موفقي داشته باشند؟ازدواج يک فردبينا بايک نابيناچطور؟طبعاً براي‌تان پيش آمده است که ذهن‌تان درگيرجواب سؤالاتي ازاين دست شودو بخواهيدپاسخي روشن براي آنها داشتته باشيد.


نابينايان، ازدواج، طلاق،زندگي مشترک، حس بينايي، فرزندان، همسر، خيانت به همسر،فحاشي، اشتغال، خانواده، ايران

جالب اين است که بدانيد آمار طلاق ميان نابينايان کمتر از  زوج‌هاي بيناست!  چرا؟ چون اين قشر از ويژگي‌هاي بارزي برخوردارند که ديگران آنها را ناديده مي‌گيرند و اصولاً به مخيله‌شان هم خطور نمي‌کند که نابينايان در بهره گرفتن از توانايي‌هاي‌شان چقدر توانا هستند.
بر همين اساس نظر کارشناسان و متخصصين ازدواج اين است  که نابينايان هم مي‌توانند ازدواج و زندگي مشترک موفقي را تجربه کنند. البته نبايد اين نکته فراموش شود که مشاوران پيش از ازدواج مي توانند نکات اساسي را در مورد ازدواج نابينايان  به آنهاخاطر نشان کنند و برخي گره هاي ناخواسته  را از رشته زندگي‌شان باز کنند.

نکته آغازين
معمولاً براحتي نمي‌توانيم از ازدواج و زندگي مشترک دو فرد نابينا تصور درستي داشته باشيم. چون درک کامل زندگي آنها براي‌مان فراهم نيست. اما همه ما در موارد متعددي ديده‌ايم و همچنان مي‌بينيم که دو فرد نابينا شريک زندگي  مي‌­شوند و نيمه‌هاي خالي زندگي يکديگر را پر مي‌کنند. البته ممکن است چنين پيوند زناشويي با مشکلاتي هم رو به رو باشد اما واقعيت اين است که اين ازدواج، هم نوعي چالش و هم نوعي فرصت است که اگر با آگاهي لازم انجام شود آسيب‌هاي آن قابل پيش‌بيني و پيشگيري خواهد بود و بي‌شک، تأثيرات کمرنگ تري نيز در زندگي خواهد داشت.

«ازدواج حق هر انساني است تا از اين طريق بتواند احساس آرامش و لذت از زندگي را تجربه کند.» دکتر آناهيتا خدابخشي کولايي، روانشناس، مشاور خانواده و مدرس دانشگاه، با بيان اين جمله گفت: نابينايان از اين حق طبيعي برخوردارند که زندگي شادمانه‌اي داشته باشند؛ اما بايد چند نکته را در نظر بگيرند تا نگراني‌هاي مربوط به ازدواج‌شان کاهش پيدا کند و آسيب کمتري ببينند و آينده بهتري داشته باشند.
نخست اينکه اين افراد با يکديگر تماس و ارتباط چشمي ندارند و به همين دليل نمي‌توانند عاطفه، دوست داشتن، محبت، شرم، حيا، خجالت و ساير ويژگي‌هايي را که از طريق تماس چشمي منتقل مي‌شود، از نگاه يکديگر بخوانند از اين‌رو نمي‌توانند از يکديگر انتظار نگاه‌هاي عاشقانه‌اي را که لازمه يک زندگي موفق است داشته باشند، اما بايد به اين نکته مهم اشاره کرد که نابينايان برخلاف افراد بينا بخوبي مي‌توانند از ساير حواس‌شان استفاده کنند و به دليل محروم بودن از حس بينايي، حواس ديگر خود را فراموش نمي‌کنند.
معمولاً نابينايان حافظه شنوايي خوبي دارند و به همين دليل شنيده‌ها را بدرستي به ذهن مي‌سپارند. اگر يک فرد بينا در زمان صحبت کردن همسرش به واسطه ديدن او، تمرکز کافي ندارد و تمام توجهش به صحبت‌هاي او نيست، اين موضوع در مورد نابينايان صادق نيست چراکه با آن بخوبي کنار مي‌آيند.موضوع مهم ديگري که اين روانشناس به آن اشاره مي‌کند اين است که قبل از ازدواج با يک فرد نابينا بايد توجه داشت که منشأ نابينايي او چيست.
اگر زمينه ارثي داشته باشد ممکن است اين ژن معيوب از طريق وراثت به فرزندان انتقال پيدا کند اما اگر نابينايي محصول محيط باشد از ميزان بار نگراني فرد در مورد آينده و ادامه زندگي کاسته مي‌شود، ضمن اينکه پدر يا مادر نابينا مي‌تواند از انرژي‌هاي مثبتي که وجود فرزند در او زنده خواهد کرد بهره‌مند شود و معنا و مفهوم زندگي را به گونه‌اي ديگر درک کند.

نردبان زندگي
نابينايان مانند هر انساني دوست دارند فردي را به عنوان همراه و مونس در کنار خود داشته باشند تا با او صحبت کنند و لحظات خوشي را با وجود آن شخص تجربه کنند. براي داشتن اين تجربه خوشايند حضور فردي که واجد ويژگي‌هاي همسري باشد بهترين گزينه است. نابينايان دراين صورت احساس داشتن زندگي مستقل را بخوبي لمس مي‌کنند و حس مسئوليت‌پذيري و پاسخگويي در کنار اين استقلال به سراغ‌شان مي‌آيد و مشارکت در زندگي را وظيفه خود مي‌دانند.
به اين ترتيب علاوه بر ابعاد مثبت روحي و رواني، با ابعاد مثبت اجتماعي هم پيوند مي‌خورند و ديگر در خانه نشستن، انزوا و گوشه‌گيري براي‌شان معنايي نخواهد داشت، زيرا مي‌توانند ارتباط خوبي با افراد جامعه برقرار کنند و محدوده کار و فعاليت‌شان گسترده‌تر مي‌شود.
نکته حائز اهميتي که دکتر خدابخشي کولايي در همين راستا بيان مي‌کند اين است که يکي از مهم‌ترين اهداف ازدواج تکميل شدن زن و مرد است از اين‌رو ازدواج يک فرد نابينا با فردي که معلوليتي جز مشکل بينايي داشته باشد، رابطه مکملي را ايجاد خواهد کرد که طرفين اين وصلت را تکميل مي‌کند اما اين انتخاب هم منوط بر اين است که پيش از ازدواج، جلسه‌هاي مشاوره برگزار شود چراکه نابينايان بايد بدانند هر فردي فارغ از هرگونه معلوليتي، اگر بدون آگاهي، مطالعه و بررسي دقيق وارد ارتباط مشترک و زندگي زناشويي شود آسيب خواهد ديد.

آمار شادي بخش
ارتباط پدر يا مادر نابينا با فرزندش مقوله مهمي است که نمي‌توان آن را در ازدواج نابينايان ناديده گرفت، زيرا در صورتي که فرزند نتواند با پدر يا مادر نابينايش ارتباط چشمي برقرار کند، يا اينکه از موهبت‌هاي يک والد بينا محروم باشد، طبعاً بايد نگران بود. نکته مهم ديگر از ديدگاه اين روانشناس به ارتباطي باز مي‌گردد که از سر ترحم، خيرخواهي، کمک عاطفي و احساساتي از اين دست به ازدواج با فرد نابينا مي‌انجامد.
او توصيه مي‌کند، پيوند‌هاي اين چنيني شکل نگيرد زيرا بعد از مدتي مسائل واقعي زندگي نمايان مي‌شوند و ترحم جاي خود را به ناخشنودي و بدبيني خواهد داد و موجبات ويراني و از هم پاشيده شدن يک زندگي را فراهم خواهد کرد. ازدواج يک فرد بينا با يک فرد نابينا اين واقعيت را به دنبال دارد که بسياري از وظايف زندگي، برعهده فرد بينا قرار خواهد گرفت و او بايد توانايي پذيرش اين مسئوليت را در وجود خود ببيند.
با وجود تمام اين نگراني‌ها و اينکه در کشور ما آمار رسمي در مورد طلاق نابينايان وجود ندارد اما مرکز مربوط به نابينايان کشور، گزارشي در خصوص طلاق نابينايان منتشر کرده است که آمار آن نسبت به ميزان طلاق زوج‌هاي بينا در مرتبه پايين تري قرار دارد. آناهيتا خدابخشي کولايي دلايل بيشماري را عامل کاهش آمار طلاق در ازدواج‌هاي اين چنيني مي‌داند.
به اعتقاد او سازگاري نابينايان در کاهش اين آمار بسيار مؤثر است زيرا افراد نابينا در زندگي مشترک سازگاري بيشتري را نسبت به سايرين از خود نشان مي‌دهند، همچنين قانع‌تر بوده و همواره به دنبال فراهم کردن شرايط بهتر براي کسب آرامش هستند و البته اين آرامش را به فرد مقابل هم انتقال مي‌دهند. اين افراد بحث و جدل نمي‌کنند و بخوبي مجهز به سازگاري با شرايط موجود هستند به همين دليل نگراني‌هاي کمتري را وارد زندگي مي‌کنند و بالطبع اختلافات کمتري هم به سراغ زندگي‌هايشان مي‌آيد.

نگراني‌هاي بجا
چشم و همچشمي پديده‌اي است که شاکله بسياري از زندگي‌ها را از هم مي‌پاشد و آمار جدايي و اختلافات ميان زن و شوهر را بالا مي‌برد و متأسفانه اين موضوع در زندگي بسياري از زوج‌هاي جوان اثرات مخربي را بر جاي خواهد گذاشت. به گفته دکتر خدابخشي کولايي نابينايان از منظري خوشبخت هستند زيرا ظواهر در زندگي‌شان چندان بحث برانگيز نيست و توجه آنها را به خود جلب نمي‌کند. از طرفي حس لامسه قوي، قدرت شنوايي خوب و گاهي اوقات حس ششم بيدار آنها کمک‌شان مي‌کند تا بدرستي هر چه تمام‌تر جهت‌يابي و مکان‌يابي کنند.
اما با اين تفاسير به عقيده اين مشاور خانواده نمي‌توان گفت ازدواج نابينايان با طلاق و جدايي رو به رو نخواهد شد زيرا دلايلي وجود دارد که باعث طلاق زوجين بينا و نابينا مي‌شود و مي‌توان آنها را به چند دسته تقسيم کرد: نخست اينکه گاهي اوقات در اين قبيل ازدواج‌ها، سوء ظن شديد نسبت به همسر به وجود مي‌آيد که معمولاً از جانب مرد نابينا نسبت به همسر بينايش اتفاق مي‌افتد. وي افزود: در صورتي که اين سوء‌ ظن‌ها ادامه پيدا کند و به فحاشي و ضرب و شتم همسر بينجامد، ادامه زندگي زوجين با مشکل رو به رو و فکر طلاق در ذهن آنها پرورانده مي‌شود.
همچنين معمولاً پيوندهايي که ميان زن بينا و مرد نابينا رقم مي‌خورد از مشکلات اقتصادي مصون نيست و وضعيت بد اشتغال و حتي بيکاري، راه حل طلاق را پيش روي زوجين قرار مي‌دهد اما در صورتي که مرد بينا و زن نابينا باشد، زندگي‌شان با مشکلات اقتصادي کمتري مواجه خواهد شد. موضوع نگران‌کننده ديگر در مورد ازدواج زن نابينا با مرد بينا، بحث خيانت به همسر است که خدابخشي کولايي در اين باره مي‌گويد: معمولاً اين روابط پنهاني پيش مي‌رود و در صورت متوجه شدن زن، تصميم به جدايي از سوي او اتخاذ مي‌شود.
وي در پايان اين نکته اساسي را يادآور شد که ممکن است ازدواج با يک فرد نابينا اتفاقات خوشايندي را در زندگي مشترک رقم بزند و نيازهاي يک فرد را پوشش دهد اما احتمال دارد اين تصميم آسيب‌هايي را به همراه داشته باشد و فرد را از هدفي که به دنبالش بود دور نگه دارد بنابراين در مورد تصميماتي از اين دست، بايد زواياي پنهان و آشکار موضوع را مد نظر قرار داد.

تعداد بازديد:49 آخرين تغييرات:96/07/24
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر