سه شنبه 30 آبان 1396 - 2 ربيع الاول 1439 - 21 نوامبر 2017
صفحه اصلي/مقالات

عزاداری امام حسین(ع) بدعت یا سنت

مقاله:

عزاداري امام حسين(ع) بدعت يا سنت

رئيس تبليغات اسلامي مهديشهر در مقاله اي به مناسبت دهه نخست محرم به پاسخ اين پرسش که آيا عزاداري بدعت است يا سنت مي پردازد که در ادامه اين مقاله از نظر شما مي گذرد.

به گزارش روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي استان سمنان، چندي ست که در برخي شبکه هاي ماهواره اي و مجازي و بخصوص با هدايت رسانه هاي وهابي، شبهاتي درخصوص عزاداري و اينکه عزاداري نوعي بدعت در دين محسوب شده و امامان توصيه اي به عزاداري نکرده اند مطرح ميشود که سعي داريم در اين مقاله به اين شبهات پاسخ دهيم.

از بديهيات وجدان انساني آن است که انسان در سوگ عزيزانش، به حزن و اندوه مي‌نشيند و در فراق آنان، گريان و نالان مي‌شود و عقل عملي هم از آن نهي نمي‌کند. حوادث گذشته‌ هر جامعه، حامل تجربيات و درس‌هاي گرانبهايي است که با زحمت بسيار و قيمت گزاف به دست آمده است و مي‌تواند در سرنوشت و آينده‌ آن جامعه تأثير عظيمي داشته باشد.

کربلا يکي از اين سرمايه‌هاي بي نظير شيعه است، عقل حکم مي‌کند، چنين سرمايه‌هايي بايد حفظ و احيا شده و مورد بهره‌برداري قرارگيرد. از جهت ديگر، همه‌ افراد، در مقابل کساني که براي بيداري و حفاظت از باورهاي ديني و ارزش‌هاي اخلاقي آنان تلاش و جانفشاني کرده‌اند، وظيفه شکرگزاري دارند و برپايي مجالس عزاداري امام حسين(ع) به نوعي تشکر و قدرداني از رنج‌ها و مرارت‌هايي است که آن حضرت و يارانش در راه بيداري و بصيرت‌بخشي به بشريت متحمل شدند.

عزاداري فرياد ستمديدگان عليه ستمگران است. عزاداري يکي از راه‌هاي ابراز محبت به اهل بيت(ع) و اولياي الهي است. عزاداري يکي از شعائر ديني است که در قرآن کريم به بزرگداشت اين شعائر توصيه شده است. عزاداري مطابق سيره و سنت پيامبران الهي و اهل بيت عصمت و طهارت(ع) است.انسان موجودي اجتماعي و داراي حالت‌ها و رفتارهاي گوناگون است که در رويارويي با برخوردهاي اجتماعي، واکنش‌هاي متفاوتي دارد. سوگواري، بازتاب يکي از اين برخوردهاست که از عواطف انساني بر مي‌خيزد و با رفتارهايي مانند گريستن و فرياد زدن به دليل از دست دادن نزديکان همراه است. بدين ترتيب، گونه‌اي تخليه روحي و رواني صورت مي‌پذيرد.مراسم عزاداري سالار شهيدان، فرهنگي پر بار و سنتي شکوهمند است که تاريخي مقدس و جغرافيايي آسماني، آن را در بر گرفته است. اين عزاداري‌ها با گذشت زمان، به يک جنبش اجتماعي تبديل شده و بخشي از فرهنگ مردم شده است. هر چند نوع و شکل آن از فرهنگ بومي آنان سرچشمه مي‌گيرد، ولي همه آن‌ها در ابراز حزن و اندوه مشترکند. البته هر چه فرهنگ پر بارتر و ژرف‌تر باشد، اين آيين با پيام‌رساني بيشتري برپا داشته مي‌شود.

عاشورا، حادثه‌اي است که در زمان و سرزمين معيني رخ داده است. با اين حال، همانند قرآن و ديگر احکام آسماني، با غيب پيوندي جدانشدني دارد. عاشورا، مفهومي آسماني است که هماره در زندگي يک مسلمان جريان دارد. هر چند اين حادثه در سال ۶۱ هجري روي داده، ولي حصار زمان را در هم شکسته و جاودان شده است. بنابراين، يادبود آن، هرساله با چنان شور و التهابي برگزار مي‌شود که گويي هم اينک رخ داده است و اين تکرار هرگز از شکوه آن نمي‌کاهد.يکي از عنصرهاي اصلي در هر سوگواري، زنده کردن ياد و خاطره عزيزي از دست رفته و از سر گرفتن ماتم و مصيبت او است و ديگر عنصرها در پرتو همين يادکرد، به پايداري و پويايي فرهنگ عزاداري مي‌انجامد. در اين ميان سوگواري عاشورايي، برقراري گونه‌اي ارتباط عاشقانه با عاشوراييان و بازتاب دهنده اصل تولاّي اهل بيت(ع) و تبرّي از ستم‌پيشگان گذشته، حال و آينده است.
با برپايي آيين عزاداري، شرکت‌کنندگان در آن از ستمکاري گروه باطل و مظلوميت سپاه حق آگاه مي‌شوند که اگر اين اهداف به نحو مطلوب پياده شود، سرمشق گرفتن از نهضت آگاهي‌بخش امام حسين(ع) در جامعه، نهادينه مي‌شود، در اين حالت، محفل‌هاي سوگواري به مکتبي براي آموختن درس پايداري و ستم‌ستيزي تبديل مي‌شود، همزمان با آن، بينش ديني مردم، درباره مفهوم عدالت و آزادي در مسير اصولي و ناب آن جهت خواهد يافت..

تشيع، مکتب امامت است و امامت، بر پايه ارتباط قلبي و عاطفي امت و امام استوار شده است. حال اگر اين ارتباط قلبي و عاطفي، آن‌ گونه عميق است که پس از ۱۴۰۰ سال نيز با ذکر و يادآوري مظلوميت امامي چون حسين بن علي(ع)، اشک در چشمان شيعه پيرو او حلقه مي‌زند، مي‌توان آن را غير عقلاني خواند و به ملامتش پرداخت.
اساس قضاوت در خصوص رفتارها جايز بودن و مباح بودن آن است، مگر آنکه دليلي بر جايز نبودن آن يافت شود. بنابراين، چون دليلي بر حرام بودن عزاداري نداريم تا هنگامي که به عمل ناشايست خارج از اصل عزاداري آلوده نشود، امري جايز است.

حوادث گذشته‌ هر جامعه مي‌تواند در سرنوشت آن جامعه و جوامع ديگر، آثار عظيمي داشته باشد. اگر حادثه، حادثه‌ مفيدي بوده و در جاي خود داراي آثار و برکاتي بوده است، بازنگري، بازسازي و زنده نگهداشتن آن مي‌تواند آثار و برکات زيادي داشته باشد و فراموش کردن آن موجب خسارت‌‌هاي جبران‌ناپذيري براي جامعه بشري است؛ زيرا حوادث مهمي که در تاريخ ملت‌ها به وجود مي‌آيند هزينه‌هاي زيادي را براي ملت‌ها به همراه دارد، چه هزينه‌هاي مادي و چه هزينه‌هاي معنوي؛ نظير از دست دادن انسان‌هاي بزرگ، رنج و مشقت و محروميت‌هاي يک ملت و….

بنابراين، اين حوادث بزرگ و درس‌ها و تجربه‌هايي که انسان‌ها بايد از آن بياموزند از سرمايه‌هاي عظيم هر ملت، بلکه تمام بشريت است و عقل حکم مي‌کند، چنين سرمايه‌هايي حفظ و احيا شده و مورد بهره‌برداري قرارگيرد.اگر اين مکتب انسان‌ساز، نسل به نسل بين انسان‌ها منتقل شود، بشريت مي‌تواند به ازاي هزينه‌اي که براي آن متحمل شده است، از آن سود ببرد.بي‌شک، حادثه عظيم عاشورا که داري ابعاد متعددي است، يکي از حوادث پر هزينه براي بشريت بوده است؛ چرا که با هزينه‌اي چون شهادت امام معصوم(ع) و ياران با‌وفاي آن حضرت و رنج و سختي کشيدن خانواده و اطفال آن حضرت و… به دست آمده است. از طرف ديگر، اين حادثه يک حادثه و واقعه‌ شخصي نبوده است، بلکه واقعه‌ کربلا و شهادت امام حسين(ع) و ياران با وفايش يک مکتب است که داراي درس‌ها و اهداف و عبرت‌هايي همچون توحيد، امامت، امر به معروف و نهي از منکر، حقيقت خواهي، ظلم ستيزي، کرامت نفس، عزت و… است.

اگر اين مکتب انسان‌ساز، نسل به نسل بين انسان‌ها منتقل شود، بشريت مي‌تواند به ازاي هزينه‌اي که براي آن متحمل شده است، از آن سود برده، حداکثر بهره‌برداري را بنمايد. ولي اگر خداي نخواسته اين حادثه فراموش شده، يا تحريف گردد، بيشترين ضرر متوجه جامعه‌ بشري و مخصوصاً جامعه‌ دينداران مي‌شود.از منظر عقلي، قدرداني و سپاسگزاري از خدمات ديگران و کارهاي نيک آن‌ها نيکو و لازم است و چنانچه اين خدمت فداکارانه و ايثارگرانه هم باشد، شکر و سپاس، لزوم بيشتري پيدا مي‌کند. از اين رو، امام حسين(ع) که در راه عظمت اسلام، زنده نگهداشتن قرآن و حمايت از مسلمانان به قيام پرداخته و همه چيز را در اين راه تقديم کرده، شايسته سپاس است. بنابراين، گراميداشت ياد و راه او و ابراز احساسات به ساحتش، کم‌ترين و کوچک‌ترين کاري است که مي‌توان انجام داد.قرآن کريم مي‌فرمايد: «لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِم»؛ خداوند متعال فرياد زدن به بدگويي را دوست ندارد، جز براي کساني که مورد ستم قرار گرفته‌اند.هر چند ظلم داراي اقسام و مراتبي است، اما بزرگترين ظلم آن است که به حقوقي که خداوند براي برخي از افراد قرار داده است تجاوز شود و از جمله آن حقوق، حق ولايت و امامت است. بي‌ترديد امام حسين(ع) يکي از کساني است که خداوند متعال حق ولايت و حاکميت براي ايشان قرار داده است و يزيد و يزيديان جزو طاغوت‌ و غاصب حاکميت الهي‌اند و يقيناً شهادت امام حسين(ع) توسط يزيد ظلم بزرگي در حق امت اسلامي است. آيا جامعه اسلامي در برابر چنين حادثه‌اي اندوهبار و غمناک که در آن فرزند نازنين پيامبر اکرم(ص) را به شهادت رساندند، ‌بايد دست روي دست گذاشته و سکوت نمايد، يا وظيفه بسيار سنگيني بر دوش دارد؟ بر طبق آيه کريمه، بايد فرياد برآورد و به افشاگري و بدگويي آشکار و رسوايي ستمگران پرداخت و چهره کثيف و زشت آنان را روشن کرد و با زبان شعر و مديحه‌سرايي و بيان مصايب و گردهمايي‌هاي گسترده، برائت و بيزاري از دشمنان خدا را اعلان کرد. به طور يقين فريادها و عزاداري‌هايي که در اين راستا باشد از مصاديق «جهر من القول» است که خداوند متعال آن را دوست دارد.

اگر شيعيان در مصيبت ائمه(ع) عزاداري و گريه مي‌کنند، به اين دليل است که آنان محبوب شيعيان هستند و تار و پود وجودشان، با عشق و محبت آنان عجين شده و اين اظهار محبت در حقيقت اداي حق رسالت است؛ چرا که پيامبر(ص) در ازاي رسالت و هدايت‌گري خويش، فقط مودتِ ذي‌القربي را طلب کرده است. با توجه به اينکه خود اهل سنت گفته‌اند که منظور از قربي حضرت فاطمه(س)، حضرت علي(ع) و فرزندان اوست و محبّ واقعي کسي است که در شادي آنان مسرور و در مصيبت آنان اندوهگين باشد و اين اختصاص به زمان رسول اللّه(ص) ندارد، بلکه براي تمام زمان‌ها و همه مسلمانان ثابت است و هر مسلماني در هر کجا و هر زمان موظف به اداي حق رسالت است.قرآن کريم مي‌فرمايد: «وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَي الْقُلُوبِ». شعائر در لغت به معناي علامت آمده است. مقصود از بزرگداشت شعائر الهي، بزرگداشت نشانه‌هاي دين و اطاعت خداوند و آيين ابراهيم(ع) است که در اسلام تبلور يافته است. از اين رو به طور عموم مي‌توان استفاده کرد که هر زمان يا در هر مکان فعل يا عملي که ياد خدا و زمينه تقوي و رشد معنوي و روحي را فراهم آورد، در صورتي که در چارچوب قوانين و دستورات اسلام قرار داشته باشد جزو شعائر الهي به شمار مي‌رود و به طور مسلم مراسم عزاداري براي بندگان خاص خداوند که به حق قرآن ناطق و حج مجسم بودند و براي اعتلاي کلمه توحيد جان خود را قرباني ساختند، از بارزترين نشانه‌ها و شعائر الهي است. چرا که در اين مراسم جز فراگيري مسائل ديني و يادآوري شهامت‌ها و ايثارگري شهيدان بزرگ اسلام، سخن ديگر طرح نشده و سخن از دشمني با دشمنان خدا و دوستي با دوستان خدا گفته مي‌شود.

قرآن کريم مي‌فرمايد: «يا أَسَفي عَلي يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظِيمٌ»؛ وا اسفا بر يوسف! و چشمان او از اندوه سفيد شد، امّا او خشم خود را فرو مي‌برد (و هرگز کفران نمي‌کرد.حضرت يعقوب(ع) در جدايي فرزند خود دچار حزن و اندوه فراواني گشت، به طوري که ساليان درازي در غم حضرت يوسف(ع) اشک ريخت تا ديدگانش سفيد شد و بينايي خود را از دست داد. فرزندان حضرت يعقوب(ع) از بسياري گريه و حزن پدر به ستوه آمده و گفتند: «قالُوا تَاللَّهِ تَفْتَؤُ تَذْکُرُ يُوسُفَ تَکُونَ حَرَضاً أَوْ تَکُونَ مِنَ الْهالِکِين»؛ به خدا سوگند ـ تو اي پدر ـ هميشه به ياد يوسف هستي و خاطره او را از ياد نمي‌بري و دست از او برنمي‌داري، تا حدّي که خود را مشرف به هلاک کني!
اين آيات، گريه طولاني حضرت يعقوب(ع) را از ويژگي‌هاي مهم زندگي آن حضرت ياد کرده است. از آيه‌اي که بدان اشاره شد مي‌توان نتيجه گرفت که گريه و اندوه هر چند ساليان درازي طول بکشد مانعي ندارد، بلکه مشروع و از ويژگي‌هاي مثبت به شمار مي‌آيد.اگر به سيره نبوي و منابع کهن تاريخ اسلام که بيشتر توسط اهل سنت گزارش شده مراجعه شود، همه آن‌ها مؤيد اين مطلب است که پيامبر اکرم(ص) بارها براي فقدان عزيزان خود گريسته است، در فقدان ابراهيم فرزند خود، همچنين وقتي به زيارت قبر مادرش رفت و بر سر مزار مادر گريست، در فقدان عزيزاني مثل خديجه و ابوطالب و در شهادت حمزه سيدالشهداء نه تنها گريه کرد، بلکه مردم را تشويق به عزاداري کرد، ابن هشام نوشته در رثاي شهداي احد و تعزيه آن‌ها اشعار و مرثيه‌هاي فراواني سروده شد.

از اين رو نمي‌توان گفت که گريه و عزاداري خلاف سنت و سيره پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) است. به‌ويژه اينکه براي امام حسين(ع) همه ائمه(ع) گريستند و عزاداري کرده‌اند.امام رضا(ع) مجلسي ترتيب مي‌داد و سخنران و مرثيه‌خوان در آن مجلس به رثاي امام حسين(ع) پرداخته و مردم را مي‌گرياندند. ديگر ائمه نيز در سيره خود به عزاداري امام حسين (ع) اهتمام داده‌اند.بنابراين نمي‌توان گفت عزاداري بدعت است، بلکه بر اساس سرشت و فطرتي که خداوند در ذات انسان قرار داده، انسان به عزاداري مي‌پردازد. از طرفي مورد تأييد عقل و سيره پيامبر، امامان معصوم(ع) و آيات قرآن کريم نيز است. انديشه‌اي که وهابيت، امروز ترويج‌گر آن هستند، بر خلاف آموزه‌هاي اسلام و قرآن و سيره اهل بيت(ع) است.

حجت‌الاسلام مصطفي تقوي، رييس اداره تبليغات اسلامي شهرستان مهديشهر

برگرفته از : ido.ir

تعداد بازديد:45 آخرين تغييرات:96/07/24
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر