سه شنبه 30 آبان 1396 - 2 ربيع الاول 1439 - 21 نوامبر 2017
صفحه اصلي/خانواده

همیشه دنباله‌ رونباشید

هميشه دنباله‌ رونباشيد

بهترين دوستتان عاشق فوتبال است. خيلي هم خوب بازي مي‌کند و به نظر مي‌رسد يک روز بتواند آن را در سطح حرفه‌اي انجام دهد. برعکس شما اصلاً بازي‌تان خوب نيست. هيچ لذتي هم از اين ورزش نمي‌بريد اما بخاطر علاقه دوستتان آن را ادامه مي‌دهيد. او براي کمک به شما هر چه از دستش برمي‌آيد انجام مي‌دهد اما هرچقدر هم که سعي مي‌کنيد اصلاً پيشرفت نمي‌کنيد.

هميشه دنباله‌ رونباشيد

چه بايد بکنيد؟

حدود 99% از افرادبه شما توصيه خواهند کرد که آن کار را رها کنيد و چيز ديگري را امتحان کنيد. به نظر منطقي مي‌رسد، درست است؟ استعداد شما در اين ورزش نيست. شايد بايد بسکتبال، واليبال يا تنيس را امتحان کنيد؟ اما چرا اطرافيانتان تشويقتان مي‌کنند که ورزشي را امتحان کنيد که هيچ علاقه و استعدادي در آن نداريد؟

به اين دليل اين مسئله را مطرح کرديم که به نظر مي‌رسد خيلي‌ها خودشان (و ديگران) را با مجبور کردن به انجام کاري که به دردشان نمي‌خورد، اذيت مي‌کنند. دليل آن اين کلمه است: "بايد." هيچکس باور ندارد که براي اينکه يک فرد با ارزش در دنيا باشيد بايد فوتبال بازي کنيد. اگر باشيد خوب است، اگر نباشيد هم مشکلي ندارد. اما در مقابل کارهايي مثل سخنراني‌ها، نوشتن گزارشات، توانايي فروش، توانايي رهبر تيم بودن يا ترفيع گرفتن، رويکرد ديگري دارند.

از دوران مدرسه شروع مي‌شود. بايد در رياضي- زبان، علوم يا هر درس ديگري خوب باشيد. اگر نباشيد، دانش‌آموز خوبي نيستيد. بايد خودتان را جمع کنيد، بيشتر تلاش کنيد. بعد به زندگي کاري شما هم کشيده مي‌شود. بايد بتوانيد قاطع‌تر، خلاق‌تر، سازمان‌يافته‌تر  و منظم‌تر باشيد. مطمئناً بايد جاه ‌طلب‌تر باشيد تا بتوانيد ترفيع بعدي را مال خود کنيد. اگر نباشيد، "فرد مناسب" نيستيد. بقيه توانايي‌ها و استعدادهايتان مهم نيست. اگر نتوانيد با کليشه "کارمند نمونه" جور باشيد، پس حتماً کارمند خوبي نيستيد. و مطمئناً مورد انتقاد و تحقير زيادي قرار مي‌گيريد. 

چرا همه اينها پوچ است؟

واقعيت اينجاست. بعضي آدمها در بعضي کارها خيلي خوب هستند، بعضي ديگر نيستند...اما همه ما بالاخره در کاري خوب هستيم، فقط کارهايمان با هم فرق دارد. و اين چيز خوبي است. اگر همه آدمها فقط در يک چيز خوب بودند، مشکلات زيادي به وجود مي‌آمد.

تصور کنيد که يک بخش از شرکت پر از آدم‌هايي داشتيد که همه در امر فروش خوب بودند. فروش شرکت فوق‌العاده مي‌شد...تا زماينکه مي‌فهميديد که هيچکس در توليد محصول مهارت ندارد، هيچکس توانايي ارائه خدمات پس از فروش را ندارد، حسابداري‌هايتان همه برهم ريخته بود و هيچ برنامه ‌ريزي هم براي آينده وجود نداشت. 

اگر احساس مي‌کنيد که با تصوير کليشه‌اي "کارمند خوب" نمي‌خوانيد، يک چيز ديگر وجود دارد که مي‌تواند آرامتان کند: اکثر سرمايه‌گذاران و کارفرمايان خوب هم هيچوقت با اين تصوير جور نبوده‌اند. به همين دليل است که کار خودشان را شروع کرده‌اند.

 اگر کاري را امتحان کرده‌ايد و به نظرتان با شما جور نيست ،اگر انجام آن واقعاً برايتان سخت است و به نظر مي‌‌رسد همه تلاش‌هايتان بيهوده است،به اين معني نيست که هر کار ديگري هم همينطور خواهد بود

خودتان باشيد و با احساس گناه خداحافظي کنيد

هيچکس تابحال از ضعف‌هاي طبيعي خود يا کاري که واقعاً با توانايي‌هاي او جور نبوده است قادر به ايجاد يک زندگي رضايتمند نشده است. هيچکس از اينکه هر روز کاري که در آن هيچ استعداد و مهارتي ندارد را انجام دهد، لذت نمي‌برد. اما چرا خيلي آدمها اين کار را مي‌کنند؟ چون احساس گناه مي‌کنند؟ چون متقاعد شده‌اند که بايد در آن کار بهتر شوند و پيشرفت کنند.

ما خيلي راحت اجازه مي‌دهيم که ديگران استانداردهاي زندگيمان را تعيين کنند. ما مي‌خواهيم که ديگران کاري که انجام مي‌دهيم را دوست داشته باشند و تاييد کنند و به همين دليل خودمان را براي انجام آن کار به زحمت مي‌اندازيم. بگذاريد واضح بگوييم. داشتن ضعف در استعدادهايمان بخشي از انسان بودن است. همه ما اينطور هستيم. هيچ مسئله پيچيده‌اي نيست. چيزي که مهم است اين است که با استعدادهايي که داريم چه کاري انجام دهيم نه با استعدادهايي که نداريم.

ضعف‌ها دو دسته هستند

 آنهايي که مي‌توانيد کاري برايشان بکنيد.

 آنهايي که نمي‌توانيد کاري برايشان بکنيد.

هميشه دنباله‌ رونباشيد

دليل براي احساس گناه نيست.اگر مي‌خواهيد چيزي درمورد خودتان را تغيير دهيد (و اين تغيير ممکن است)، انجامش دهيد. اگر نمي‌خواهيد آن را تغيير دهيد (هر چه هم که ديگران بگويند)، يا آن تغيير ممکن نيست، فراموشش کنيد و روي چيزي که مي‌توانيد تمرکز کنيد. همين. 

اگر کاري را امتحان کرده‌ايد و به نظرتان با شما جور نيست ،اگر انجام آن واقعاً برايتان سخت است و به نظر مي‌‌رسد همه تلاش‌هايتان بيهوده است،به اين معني نيست که هر کار ديگري هم همينطور خواهد بود. ممکن است آن کار، کار فوق‌العاده و باارزشي باشد اما به درد شما نمي‌خورد. راه خوبي براي گذراندن وقتتان با آن نيست. هيچکس نبايد در کاري که هيچ استعدادي در آن ندارد بخاطر حرف يا تشويق ديگران تلاش بيهوده کند،حداقل اگر دوست دارد در زندگي احساس خوشبختي و رضايت کند.

وقتي خودتان و توانايي‌هايتان را بشناسيد، موفقيت ساده‌تر خواهد شد. و اگر نگران باشيد که آدمها کارتان را دوست نخواهند داشت، برايتان مهم نباشد. به همان ميزان ممکن است شما کار آنها را دوست نداشته باشيد. 

تعداد بازديد:21 آخرين تغييرات:96/08/02
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر