دوشنبه 7 خرداد 1397 - 12 رمضان 1439 - 28 مي 2018
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 












خروجي RSS

دقت در حفظ « اموال عمومی» اهمیت خاصی دارد

دقت در حفظ « اموال عمومي» اهميت خاصي دارد

مقدمه

حفظ « اموال عمومي» و « بيت المال» و دقت و احتياط در مصرف آن اهميت خاصي دارد. دقت و احتياط رهبران اين مکتب انسان ساز در امر بيت المال از عبرت انگيزترين امور در زندگي آن بزرگ مردان است.
نمونه هاي زيادي از اين رويدادها و سخنان فراواني از معصومين عليهم السلام به يادگار مانده که در اين جا تنها به ياد کرد چند نمونه از گفته هاي امام اميرالمؤمنين عليه السلام و داستان هاي آن حضرت بسنده مي‌شود.
۱/ امام اميرالمؤمنين عليه السلام ضمن خطبه اي چنين فرموده است:
سوگند به خدا [برادرم] عقيل را در شدت فقر و بي چيزي ديدم، که يک من گندم [از بيت المال] شما را از من خواست و کودکانش را از تهيدستي با موهاي غبارآلوده و رنگ هاي تيره ديدم، مانند آن که رخسارشان با نيل سياه شده بود. چند بار نزد من آمد و همان گفتار را تأکيد و تکرار مي کرد، و من گفتارش را گوش مي دادم، و مي پنداشت دين خود را به او مي فروشم و از روش خويش دست بر مي دارم و دنبال او مي روم. پس پاره ي آهني براي او سرخ کردم و نزديک تنش بردم تا عبرت گيرد. پس از درد آن ناله و شيون کرد مانند ناله ي بيمار و نزديک بود از اثر آن بسوزد، به او گفتم: ‍[اي عقيل]! مادران در سوگ تو بگريند، آيا از پاره آهني که آدمي آن را براي بازي خود سرخ کرده، ناله مي‌کني و مرا به سوي آتشي که خداوند قهار براي خشم خود برافروخته مي کشاني؟! آيا تو از اين رنج مي نالي و من از آتش دوزخ ننالم؟.(۱)
۲/ روزي عقيل بن ابي طالب نزد حضرت علي عليه السلام آمد و گفت: مبلغي به من بده، وا مي دارم مي خواهم بپردازم. امام فرمود: « وام تو چقدر است؟». عقيل پاسخ داد. امام فرمود: « من اين مبلغ را ندارم، صبر کن تا جيره ام از بيت المال پرداخت شود، در اختيار تو خواهم گذاشت». عقيل گفت: بيت المال در دست توست باز مي‌گويي: صبر کن تا جيره ام پراداخت شود! تازه، جيره ي تو چقدر است و اگر همه ي آن مبلغ را به من بدهي چه خواهد شد؟ امام فرمود: « من و تو هر کدام، مانند يک تن از عموم مسلمانانيم و امتيازي بر ديگران نداريم. اگر مايلي شمشيرت را بردار من هم شمشيرم را بر مي دارم و با هم مي رويم به حيره، در آن جا بازرگاناني ثروتمند زندگي مي‌کنند، به يکي از آنان شبيخون مي زنيم و اموالش را مي گيريم و مي آييم». عقيل گفت: يعني برويم دزدي کنيم؟! امام فرمود: « اگر مال يک تن را بدزدي بهتر نيست از اين که مال همه را بدزدي؟».(۲)
۳/ آن حضرت عليه السلام به کارگزاران خود نوشت:
أدِقُّوا أقلامَکُم، وَ قارِبُوا بَينَ سُطُورِکُم، وَ احذِفُوا مِن فُضُولِکُم، وَاقصِدوا قَصدَ المعاني. و اياکُم وِالاکثارَ فَاِنَّ أموالَ المُسلِمِينَ لا تَحتَمِلُ الاضرار؛ (۳)
نوک قلم هاي خود را تيز کنيد، بين سطرهاي نوشته زياد فاصله نيندازيد، حرف هاي زيادي را حذف کنيد و روي کاغذ نياورياد، به بيان اصل معنا بپردازيد و لفاظي نکنيد و از زياده روي در مصرف بپرهيزيد، زيرا بيت المال مسلمين تحمل اين گونه ضررها را ندارد.
عالمان راستين و متعهد هم در امر بيت المال دقت فراواني مبذول مي داشته اند و بسياري از آنان از « سهم امام» و « شهريه» استفاده نمي کرده اند، مانند حکيم نامدار جهانگير خان قشقايي که از مال الاجاره ي زمين ملکي خود روزگار مي گذرانده، (۴) و مرحوم محدث قمي که مي گفت: « من شايستگي ندارم از سهم امام استفاده کنم» و بازرگاني متدين وجه مختصري را براي امرار معاش به ايشان پرداخت مي کرده است(۵) و علامه طباطبائي و شهيد مظلوم دکتر بهشتي (۶) و شهيد مجهول القدر قدوسي. مرحوم قدوسي به قدري دقت و احتياط مي کرده اند که -چنان که خواهد آمد- اگر مي خواستند قرض کنند، از طلابي قرض مي گرفتند که از « شهريه» استفاده نمي کردند و در اموالشان « سهم امام» نبود.
هم چنين مرحوم آية الله حائري قدس سره زعيم حوزه ي قم که مرجعيت تامه داشت، و مبالغ زيادي از وجوه شرعي در اختيارش بود هنگام وفات، همه ي اثاثيه اش به ۱۵۰۰ تومان نمي رسيد و نيز مبالغي مقروض بود و حاضر نبود بدهي هاي خود را از بيت المال بپردازد و هنگامي که طلب کاران از اين موضوع آگاه شدند، همه ي طلب خود را به آن بزرگوار بخشيدند. و حضرت امام خميني قدس سره در اوايل دوران مبارزه با طاغوت ايران، در يک سخنراني فرمودند:
... ما که مرحوم آقاي حاج شيخ عبدالکريم مان، وقتي که از دنيا مي روند آقا زاده هاي او همان شب چيزي نداشتند، همان شب شام نداشتند، ما مفت خوريم؟!(۷)
مردم و روحانيوني که واسطه ي رساندن حقوق شرعي مردم به علما هستند وظيفه ي ديگري هم دارند و آن اين که:
وجوه شرعي را به هر کس هر کس ندهند، بلکه به موردي برسانند که حفظ فرهنگ دين و شئون دين وابسته به آن است. به صورت مسئله فقهي عرض کنم. بايد به رضاي « امام» در مصرف وجوه، که حفظ دين است به تمام معنا کلمه و ابقاي دين و انتقال آن، توجه داشته باشند تا بريء الذمه شوند و بايد متوجه موضع اصيل فقاهي -اجتماعي باشند و مؤيد تعهدات راستين و در سطح بالاي اسلامي جهاني.(۸)

امام خميني
يکي از همراهان امام خميني قدس سره در نجف اشرف در اين باره چنين مي‌گويد:
مرحوم حاج آقا مصطفي فرزند امام هفته به هفته خدمت پدر مي آمد و خرج هفته اش را مي گرفت. امام بيش از مخارج ضروري زندگي به او نمي پرداخت و هنگامي که حاج آقا مصطفي خواست به مکه مشرف شود، از پول خانه اي که در قم فروخته بود و نيز از مبلغي متعلق به همسرش استفاده کرد.
امام فرمود: « هيچ کس حق ندارد از دفتر به جايي تلفن کند» تلفن به داخل نجف را اجازه مي دادند، اما به کربلا يا شهرهاي ديگر را نه. حتي به فرزند خود فرمود: « تو حق نداري به تهران يا جاي ديگر تلفن کني»؛ ولي اگر در مسير انقلاب بود مانند نشر اعلاميه به وسيله ي تلفن يا گرفتن خبر اجازه مي داد.
مورد ديگر صرفه جويي کاغذ بود. يک بار کسي که مسئول امور مالي امام بود، چيزي نوشت و خدمت امام فرستاد. ايشان در کاغذي کوچک، جواب داد و زير آن نوشت: « شما در اين قطعه ي کوچک هم مي توانستيد بنويسيد». از اين رو، آن شخص کاغذهاي خرده را جمع مي کرد و در کيسه اي مي گذاشت و هنگامي که مي خواست براي امام چيزي بنويسد روي آنها مي نوشت. امام هم زيرش جواب را مي نوشتند.
بسيار اتفاق مي افتاد که ايشان شب ها از اندرون بيرون مي آمدند و اگر چراغي روشن بود خاموش مي کردند و فردا توبيخ مي کردند که چرا چراغ را روشن گذاشتيد.(۹)

تنها دو ريال
يکي از علماي بزرگ و وارسته ي حوزه ي علميه قم- که در اخلاق شاگرد حاج ميرزاعلي آقاي قاضي قدس سره است- نقل کرد:
يکي از علماي تبريز در عصر زعامت و مرجعيت شيخ محمدحسن صاحب جواهر به نجف آمد. وقتي چشمش به صاحب جواهر افتاد گفت: من از برخورداري که در دوران طلبگي صاحب جواهر با وي داشته ام او را مي شناسم: روزي خواستم مبلغي را بين طلاب تقسيم کنم، وقتي حساب کردم ديدم به هر طلبه يک تومان مي رسد، شروع کردم به تقسيم پول تا اين که به محمدحسن رسيدم، به او گفتم: « اين يک تومان سهم شما مي‌شود».
- نه من نمي گيرم!
- چرا؟
- من امروز بيش از دو ريال احتياج ندارم و براي روزهاي آينده چيزي از حقوق شرعي نمي گيرم، زيرا از کجا که من بعداً زنده باشم و آن را در مورد خود مصرف کنم؟
- پس دو ريالش را بردار و بقيه را بده!
- من پول خرد ندارم!
سرانجام پيش يکي از کفشدارهاي حرم مطهر رفتيم و يک تومان را خُرد کرديم و محمد حسن تنها دو ريال که هزينه ي يک روزش بود برداشت.

وجوه شرعي در نظر شيخ انصاري
در دوران زعامت و مرجعيت شيخ انصاري قدس سره و هنگامي که سيل حقوق شرعي به سوي او سرازير بود، خانواده ي شيخ از نظر اقتصادي در مضيقه بودند، زيرا شيخ براي هزينه ي منزل مبلغ ناچيزي اختصاص داده بود.
خانواده ي شيخ نزد يکي از علما- که پيش شيخ از احترام و منزلتي برخوردار بود- از کمي مقرري خود شکايت کردند و از او خواستند در اين باره با شيخ گفت و گو کند که اندکي بر مقرري افزوده شود.
آن عالم خدمت شيخ شرفياب شد و خواسته ي خانواده را بيان کرد. شيخ به سخنان وي کاملاً گوش فرا داد، ولي هيچ پاسخي نداد.
روز بعد وقتي شيخ به منزل آمد به همسرش گفت: « لباس هاي مرا بشوي و آب هاي چرکين آنها را دور نريز». همسر وظيفه شناس و متدين فرموده ي شيخ را انجام داد و نزد شيخ آمد. شيخ فرمود: « آب هاي چرکين را بياور». وقتي که همسرش آبها را آورد به او فرمود: « بياشام!»
- بنوشم؟! اين چه امري است؟ اينها مورد تنفر طبع است و عاقل چنين کاري نمي کند!
- اين مال هايي که نزد من است در نظرم مانند همين آب چرکين است، همان گونه که تو نمي تواني و نمي خواهي از اين آب بنوشي؛ من هم حق ندارم به شما بيش از اين بپردازم؛ زيرا اين اموال حقوق فقراست و شما با ساير مستمندان در نظرم يک سان هستيد. (۱۰)

دام هاي شيطان
يکي از شاگردان شيخ انصاري رحمه الله گويد:
در دوراني که در نجف اشرف نزد شيخ انصاري به تحصيل مشغول بودم، شبي شيطان را در خواب ديدم که بندها و طناب هاي متعددي در دست داشت. از شيطان پرسيدم اين بندها براي چيست؟ پاسخ داد: « اينها را به گردن مردم مي اندازم و آنها را به سمت خويش مي کشم و به دام مي اندازم. روز گذشته يکي از اين طناب هاي محکم را به گردن شيخ مرتضي انصاري انداختم و او را از اتاقش تا اواسط کوچه اي که منزل شيخ در آن است کشيدم، ولي شيخ از بند رها شد و برگشت».
وقتي از خواب بيدار شدم، در تعبير آن به فکر فرو رفتم. پيش خود گفتم: خوب است از خود شيخ بپرسم. از اين رو به حضور ايشان شرفياب شدم و خواب خود را براي ايشان گفتم.
شيخ فرمود: « شيطان راست گفته است، زيرا آن ملعون ديروز مي خواست مرا فريب دهد که به لطف خدا از دامش گريختم. من ديروز پول نداشتم و اتفاقاً چيزي در منزل احتياج بود. با خود گفتم: يک ريال از مال امام زمان عليه السلام نزدم هست و هنوز وقت مصرفش نرسيده است، آن را به‌عنوان قرض بر مي دارم و سپس ادا خواهم کرد. يک ريال را برداشتم و از منزل خارج شدم. همين که خواستم آن چيز مورد نياز منزل را بخرم، با خود گفتم: از کجا که من بتوانم اين قرض را بعداً ادا کنم؟ تصميم گرفتم به منزل برگردم. به خانه برگشتم و‌آن پول را سر جاي خود گذاشتم».(۱۱)

استفاده نکردن از وجوه شرعي
در شرح حال ميرزا حبيب الله رشتي، صاحب کتاب بدائع الافکار و از شاگردان خاص شيخ انصاري نوشته اند:
... وي از نظر زهد و تقوا هم معروف بود. در نهايت ورع و پرهيزکاري و داراي ذاتي سليم و نيتي پاک بود وجوه شرعي را قبول نمي کرد، به طوري که حتي وقتي از حاج شيخ جعفر شوشتري وجهي را قبول کرده بود، بعداً همان مبلغ را به مستمندان و تنگدستان پرداخت.(۱۲)
شيخ محمد حسن مامقاني، نيز گذشته از مقام علمي مردي وارسته بود. به زخارف دنيا دل نبست و از حقوق شرعي استفاده نمي کرد و از ظَلَمه و رجال دولت هديه اي نمي پذيرفت.(۱۳)

ميرزاي شيرازي
شيخ آقا بزرگ تهراني درباره ي ميرزاي شيرازي بزرگ رحمه الله مي نويسد:
ميرزا هزينه ي زندگي هر يک از اعضاي خانواده را در وقت معين مي فرستاد و به هيچ يک از آنها بيش از حق خودشان نمي پرداخت تُحَف و هدايايي که براي او فرستاده مي شد همگي در خانه ي خودش و به دست يکي از خدمت کاران امين نگهداري مي شد و هيچ يک از افراد خانواده سهمي در دريافت و نگهداري آنها نداشت.(۱۴)

شيخ عباسعلي سرخه اي
وي در درس شيخ انصاري حاضر مي شده، ولي قسمت عمده ي استفاده اش در فقه و اصول در محضر ميرزاي شيرازي بوده است. پس از اين که در علوم شرعي مرتبه اي بلند را حائز گشت، ميرزا او را به شهر سمنان گسيل داشت. در آن جا به لحاظ جامعيتش در علوم عقلي و نقلي و نيز فنون ديگر، به « ارسطو» اشتهار يافت. بسيار متقي و پرهيزکار بود و از وجوه شرعي براي گذران زندگي هيچ استفاده اي نمي برد و به اُجرت عبادت استيجاري با قناعت بسيار اکتفا مي کرد. (۱۵)

علامه طباطبايي
يکي از شاگردان علامه درباره ي وضع معيشت ايشان مي نويسد:
ممر معاش ايشان و برادرش از کودکي منحصر بود به يک قطعه زمين زراعي در قريه شادآباد تبريز که از نياکان ارث برده بود. علامه مي فرمود: « اين ملک دويست و هفتاد سال است که ملک طلق آبا و اجداد ما بوده است و يگانه وسيله ي ارتزاق ما از راه کشاورزي است». بنابراين اگر غصب مي شد رشته ي معاش ايشان گسسته مي شد و در مضيقه واقع مي شدند.
ايشان سهم امام قبول نمي کردند و معلوم است که در صورت فقدان منافع فلاحت و زراعت، وضع معيشت وي از يک طلبه ي ساده هم پايين تر مي آمد، چون طلبه، گر چه از وطنش برايش مقرري نرسد، لااقل از سهم امام استفاده مي‌کند. البته آن منافع کشاورزي هم، در صورت وصول، فقط به اندازه ي تأمين احتياجات ضروري زندگي با نهايت صرفه جويي و قناعت بود.(۱۶)

دقت کم نظير
دوستان و آشنايان شهيد بزرگوار قدوسي درباره ي تقواي ايشان در مصرف اموال عمومي گفته اند:
از جمله ويژگي هايش ورع و تقوا و احتياط در جميع امور بود. در امور مالي ازمزاياي حوزه استفاده نمي کرد و شهريه نمي گرفت و از املاک موروثي خود استفاده و امرار معاش مي‌نمود.(۱۷)
از اتلاف وقت، اتلاف نيرو و اتلاف اموال، حتي يک سنجاق يا ورقي کاغذ جداً بيزار بود. بعد از تجديد بناي مدرسه ي حقاني و نصب شوفاژ، غالباً کلاس ها گرم و راحت بود؛ اما دفتر کار ايشان - که مدير و مسئول مدرسه بود- سرد بود. وقتي علت را مي پرسيديم مي گفت: « در مواقع تنهايي ضرورت ندارد براي من تنها يک اتاق به اين بزرگي گرم باشد». اگراز تلفن مدرسه استفاده ي شخصي مي شد، از جيب خود وجه آن را مي پرداخت.(۱۸)
ايشان در مصرف بيت المال و براي جلوگيري از مصارف غير ضروري، سخت امساک به خرج مي داد و جانب احتياط را رعايت مي کرد.
آنچه از اين روح بزرگ و در اين مورد درس است اصرار وي بر نفي رفاه طلبي و زدودن احساس راحتي شخصي در استفاده از بيت المال بود. او مصر بود که استفاده کننده ي بيت المال بايد برايش ملکه شود که آنچه در اختيار اوست از ضعيفان و مظلوماني است که دستشان از آن کوتاه است و بايد در هر ريال مخارجش عنايت داشته باشد که مبادا خداي ناکرده غرق در معاصي گردد و قبح اسراف در ذهن او از بين برود.(۱۹)

سيد محمدباقر دُرچه اي
مرحوم جلال الدين همايي درباره ي استاد خود آية الله سيدمحمدباقر درچه اي رحمه الله گويد:
آن بزرگ در علم و ورع و تقوا آيتي عظيم، و به حقيقت جانشين پيغمبر اکرم و ائمه ي معصومين -سلام الله عليهم اجمعين- بود. در سادگي و صفاي روح و بي اعتنايي به امور دنيوي گويي فرشته اي بود که از عرش به فرش فرود آمده و براي تربيت خلايق با ايشان همنشين شده است.
مکرر ديدم که مبالغ زيادي سهم امام براي او آوردند و ديناري نپذيرفت، با اين که مي دانستم که بيش از چهار پنج شاهي پول سياه نداشت. وقتي سبب را مي پرسيدم مي فرمود: « من فعلا بحمدالله مقروض نيستم و خرجي فرداي خود را هم دارم و معلوم نيست که فردا و پس فردا چه پيش بيايد ( وَ مَا تَدري نَفسٌ ماذا تَکسِبُ غداً)(۲۰) بنابراين اگر سهم امام را بپذيرم، ممکن است حقوق فقرا تضييع شود».
گاهي ديدم چهارصد پانصد تومان که به پول امروزي چهارصد پانصد هزارتومان (۲۱) بود برايش سهم امام آوردند و بيش از چند ريال که مقروض بود قبول نکرد.
مرحوم همايي هم چنين درباره ي استاد ديگرش آخوند مولي عبدالکريم گزي رحمه الله گويد:
وي به راستي شيخ بهايي عصر خود بود و مرجعيت قضا و فتوا داشت و در عين اين که سي چهل سال تمام امور قضائي اصفهان و توابعش در دست او بود، شبي که درگذشت خانواده ي او نفت چراغ و نان شب نداشتند و مرحوم فشارکي از محل وجوهات حواله داد تا براي خانواده ي او شام شب و لوازم معيشت تهيه کردند. من خود يکي از حاضران آن واقعه و مباشر آن خدمت بوده ام.(۲۲)

پي نوشت ها:

۱/ نهج البلاغه، ص ۳۴۶-۳۴۷، خطبه ي ۲۲۴/
۲/ بيدارگران اقاليم قبله، ص ۲۱۴-۲۱۵/نقل از بحار الأنوار، ج۴۱، ص ۱۱۴/
۳/ بحارالأنوار، ج۴۱، ص ۱۰۵/
۴/ تاريخ حکماء و عرفاء متأخر بر صدر المتألهين، ص ۸۵/
۵/ حاج شيخ عباس قمي مرد تقوا و فضيلت، ص ۴۲، ۴۴-مهرتابان، ص ۵۷، بخش اول.
۶/ صحيفه، شماره ۲۷، ص ۱۱، تيرماه ۱۳۶۴/
۷/ صحيفه ي نور، ج۱ف ص۵۵/
۸/ شيخ آقا بزرگ، ص ۲۴۶، پانوشت.
۹/ فرازهايي از ابعاد روحي، اخلاقي و عرفاني امام خميني، ص ۷۴-۷۵، با تلخيص.
۱۰/ المکاسب، ج۱، ص ۱۲۸-۱۲۹ مقدمه، تصحيح و تعليق کلانتر.
۱۱/ زندگاني و شخصيت شيخ انصاري، ص ۸۸-۸۹/
۱۲/ همان، ص ۲۲۶/
۱۳/ همان، ص ۲۳۹/
۱۴/ ميرزاي شيرازي، ترجمه ي هديه الرازي، ص ۵۹/
۱۵/ همان، ص ۱۱۲-۱۱۳/
۱۶/ مهر تابان، ص ۵۷، بخش اول، با تلخيص.
۱۷/ يادنامه ي شهيد آيه الله قدوسي، ص ۵۵/
۱۸/ همان، ص ۹۰-۹۱/
۱۹/ همان، ص ۱۰۸/
۲۰/ لقمان، آيه ۳۴/
۲۱/ و به پول امروز ده ها ميليون تومان.
۲۲/ همايي نامه، ص ۱۹/

گردآورنده: حجت‌الاسلام حسن محمدزاده روحاني مستقر روستاي محمد عامري تنگستان

تعداد بازديد:392 آخرين تغييرات:96/10/17
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر