شنبه 27 مرداد 1397 - 6 ذي الحجه 1439 - 18 آگوست 2018
صفحه اصلي/دين و انديشه

مسئله شر و دیدگاه جیمز کلارک

يادداشت؛

مسئله شر و ديدگاه جيمز کلارک

مسئله شر که از جدي‌ترين براهين عليه خداباوري تلقي مي‌شود؛ پس از ارائه نظريه تکامل، سمت و سوي تازه‌اي به خود گرفت. در اين زمينه پرفسور جيمز کلارک نقطه‌نظر و ديدگاهي در خور توجه دارد.

به گزارش خبرنگار مهر، مقاله مسئله شر و ديدگاه جيمز کلارک توسط مريم سعدي دکتري فلسفه دين نوشته شده است که در ادامه از نظر شما مي گذرد؛

 مسئله شر که از جدي‌ترين براهين عليه خداباوري تلقي مي‌شود؛ پس از ارائه نظريه تکامل، سمت و سوي تازه‌اي به خود گرفت. در اين زمينه پرفسور جيمز کلارک نقطه‌نظر و ديدگاهي در خور توجه دارد که در اين مقاله بدان خواهيم پرداخت.

به زعم برخي متفکران، نظريه تکامل مسئله‌اي را پيش روي خير بودن1 خدا قرار مي‌دهد. چارلز داروين2 مي‌نويسد: ما طبيعت را با ديد زيبا مشاهده مي‌کنيم و معمولا مي‌بينيم که غذاهاي زيادي براي ما وجود دارد، اما از اين نکته غافل هستيم که همان پرندگاني که به زيبايي در اطراف ما آواز مي‌خوانند، زندگي‌شان در گرو حشرات است و دائم در حال از بين بردن زندگي (ديگراني) هستند و يا موجوداتي که دائما در حال شکار کردن  موجودات ديگر هستند. ما از اين نکته غافل هستيم که اگر هم اينک غذا فراوان وجود دارد، در تمامي فصول سال و در تمامي سال‌ها بدينگونه نيست.(Darwin,1859:49)

داروين به اين نتيجه رسيد که در واقع طبيعت با موجوداتش که دندان‌ها  و پنجه‌هاي سرخ شده از خون دارند، بسيار بيرحمانه‌ رفتار مي‌کند. وي فراگرفت که نوزادان زيادي به اين دنيا چشم باز مي‌کنند، درحالي‌که براي همه آن‌ها، جا وجود ندارد و لذا تنازع براي دستيابي به منابع کمياب، چيزي است که محيط پيرامون ما را شکل مي‌دهد. بنابراين چالش برانگيز است که خدايي با مشخصات خداي اديان ابراهيمي را ماوراي اين طبيعت وحشي ببينيم. داروين مي‌نويسد: خدايي که از منظر عقل محدود ما قادر بي‌پايان و رحمت‌بخش بي‌منتهاست، چگونه در قدرت و علم خود مي‌تواند اجازه بدهد که ميليون‌ها و ميليون‌ها گونه از حيوانات بدين فلاکت و رنج در طي ساليان متمادي هلاک شده و از بين بروند.(1958:13).

داروين به صراحت با تکيه بر نظريه تکامل، باب جديدي را براي طرح مسئله شر مي‌گشايد. طبق تلقي متداول؛ يک قادر مطلق3، داناي مطلق4 و خير محض5، به هيچ عنوان نبايد اجازه بدهد که ما شاهد دنيايي باشيم که مرتّب در حال مرگ و نابودي است، با تمامي آفت‌ها و غارتگري‌ها، گرسنگي و (خطراتي همچون) مار و ... 6. طبق اين تلقي يک خالق قادر، بايد يک مکان با نشاط و آرام بوجود آورد. لذا با اين اوصاف چگونه يک شخص مي‌تواند دين‌دار باقي بماند، درحالي‌که در محيط اطرافمان شاهد اين همه شر و بدي هستيم؟. اين سوالي است که جيمز کلارک به تحليل و بررسي آن مي‌پردازد.

کلارک مي‌گويد؛ تئوديسه‌هايي ارائه شده وبسياري از الهيدانان در اين باب نظرياتي داده‌اند که چرا خداي قادر مطلق، عالم مطلق و خير محض اجازه مي‌دهد شر وجود داشته باشد؛ اما تمامي آن‌ها (تئوديسه‌هاي ارائه شده) کارآمد نيستند، به خصوص هنگامي که در مورد بلاياي طبيعي7 به کار مي‌روند. او معتقد است که به نظر مي‌رسد خداي قادر و دانا و مهربان دليل کاملا خوبي براي اجازه دادن به شر و بدي در دنيا دارد. (Clark:74)

 ايده دفاع مبتني بر اختيار8 اين مطلب را عنوان مي‌کنند که خدا با اجازه دادن به شر اين امکان را در اختيار انسان‌ها مي‌گذارد، تا بتوانند به اختيار خود انتخاب کنند. بدون داشتن قدرت تصميم‌گيري، انسان‌ها ديگر از فضيلتي برخوردار نخواهند بود و مرتبه‌شان تا مرتبه حيوانات تنزّل مي‌يابد.(planting:165) اگر دفاع مبتني بر اختيار درست باشد، بسياري از مسائل مربوط به رنج و سختي انسان‌ها جواب داده مي‌شود. اما اين نظريه در مورد بلاياي طبيعي که انسان در آن نقشي ندارد کارساز نيست. بلاياي طبيعي از قوانين طبيعي نشات مي‌گيرد و به نظر مي‌رسد که در ساختار جهان قرار داده شده است.

 اميدبخش‌ترين نظريه در اين باب، نظريه پرورش روح9  است.( (Augustine,1961 اين ايده نظريه اختيار در خصوص شر اخلاقي10 را با اين ديدگاه که ذات انسان پايين‌تر از حد کمال است، تجميع مي‌کند. در شکل سنّتي و بنا به ديدگاه آگوستين، انسان‌ها کامل و عاري از عيب (اما با اختيار) خلق شده‌اند و در بهشت قرار داده شدند. اينکه چگونه يک انسان در اين شرايط و با اين ويژگي مي‌تواند سقوط کند يک معماست. اما اگر انسان‌ها کامل نباشند و در بهشت قرار داده نشده باشند، در آن‌صورت شکست و سقوط وي اجتناب ناپذير است. به چه دليل خدا انسان را در سر راه خطر قرار داد؟ بر طبق اين نظريه، مواجه کردن با خطرات، تنها راهي است که خدا مي‌توانست هدف خود را براي بشريت به انجام برساند؛ (بنا به تفکّر مسيحي) اينکه به اختيار خود به فرزندي خدا درآيند. بلاياي طبيعي يک ميدان آزمايشي است که در آن انسان‌ها مي‌توانند فضيلت‌هايي همچون صبر، شجاعت و بخشندگي را تمرين کنند. لذا اين بلايا وسيله‌اي هستند تا انسان‌ها وارثان حيات ابدي شوند.

با اين وجود اين نظريه نيز زماني کارساز است که بدانيم در طول تاريخ حيات بر روي کره زمين، انسان‌ها در بخش عمده‌اي از آن بوده‌اند، درحاليکه مي‌بينيم بسياري از بلاياي طبيعي، و همچنين رنج و زجر کشيدن موجودات جاندار، قبل از اينکه انسان‌هاي اوليه وارد صحنه شوند، همچنان بوده است. اين رنج  و عذاب‌ها نمي‌توانند بخشي از فرايند روح پرور انسان‌ها باشند.

کلارک اذعان مي‌دارد؛ شايد بتوان گفت در حقيقت حيوانات رنج و شکنجه نمي‌شوند، و يا گفت که رنج کشيدن حيوانات بخش غيرقابل اجتنابي از قاعده و قانون متعالي است که خدا براي جهان در نظر گرفته است. شايد بتوان گفت تمامي شر و بدي که در دنيا مشاهده مي‌شود مربوط به شيطان و دارودسته‌اش مي‌باشد. شايد، شايد و شايدهاي بسيار. اما واقعيت اين است که ما نمي‌دانيم که خدا چرا اين دنيا را بدين شکل آفريده است.  فرض کنيد که يک دين‌دار نداند که چرا خدا به شر و بدي اجازه داده است که در دنيا وجود داشته باشد. آيا اينکه نداند براي چه شر و بدي وجود دارد؛ آيا بايد بر ايمان و اعتقاد او تاثير بگذارد؟ بگذاريد اين مسئله را با مثال مشکل‌آفريني در فيزيک ذرات بنيادي11 بررسي کنيم. مشهور است که فيزيک کوانتوم12 و نظريه نسبيت عام13 با يکديگر سازگار نيستند. بزرگترين دست‌يافت‌هاي فيزيک در قرن بيستم يعني کوانتوم و نسبيت عام با يکديگر همخواني ندارند. کلارک مي‌گويد سوال اينجاست؛ حال که اين دو با يکديگر سازگار نيستند، آيا فيزيکدانان بايد يکي از آنها را رها کنند؟ يا اينکه بايد در اين نگراني باشند که کدام يک از اين دو نظريه غلط است ؟ و يا اينکه به اميد نظريه کامل‌تر و بهتري باشند که در بردارنده هر دو نظريه باشد؟ در اين خصوص برخي از فيزيکدانان نگران هستند اما بسياري از آن‌ها اميد آن دارند که دانشمندي بزرگتر از اينشتين و يا نيوتن خواهد توانست که اين دو نظريه را با يکديگر تلفيق کند. برخي نيز بر اين باورند که ما به پايانِ محدوده‌ي درک و شناخت بشري14 رسيده‌ايم و هرگز قادر نخواهيم بود که اين دو نظريه را سازگار کنيم. در هر صورت بهترين رويکرد اين است که شخص هر دو نظريه را پذيرفته و بداند که جهان منطقي است و راه‌حلي که هنوز مشخص نيست، وجود دارد. برخي از فيزيکدانان نيز هستند که هر دو نظريه را رد مي‌کنند و مي‌گويند که اين دو نظريه هردو با هم نمي‌توانند درست باشند. برخي از آن‌ها عنوان مي کنند که نظريه کوانتوم واقعيتي را عنوان مي‌کند که ما به هيچ عنوان نمي‌توانيم ببينيم، يا بشنويم يا حس کنيم، لذا به احتمال زياد اين اشتباه است. اين دسته از فيزيکدانان اين نظريات را تنها به عنوان وسيله‌اي براي پيش‌بيني برخي از پديده‌ها به کار مي‌برند و اعتقادي به واقعي بودن آن‌ها ندارند.

کلارک مي‌گويد؛ به نظر نمي‌رسد که چهارچوب قطعي و منظمي وجود داشته باشد که به ما بگويد در اين شرايط چگونه بايد رفتار کرد، از نظر من هر سه ديدگاه که در بالا ذکر شد منطقي هستند. هيچ يک از اين سه ديدگاه بهينه نيستند، اما ما نيز در يک موقعيت بهينه قرار نداريم. اطلاعات محدود است، شهود افراد با يکديگر متفاوت است و در خصوص اعتقادات، افراد سياست‌هاي مختلفي با يکديگر دارند. فيزيکدانان بهترين تلاش خود را مي‌کنند تا بهترين قضاوت را در اين خصوص داشته باشند و همواره اين احتمال را مي‌دهند که ممکن است در اشتباه باشند.

در خصوص بحث دين و شر و بلاياي طبيعي، موقعيت الهيدانان نيز بدين گونه است. برخي از آن‌ها به اين اميد هستند که دست آخر شخصي خواهد آمد که توضيح کامل و جامعي در خصوص وجود شر در دنيا داشته باشد. برخي نيز بر اين باورند که ما به لبه محدوده درکِ علم و دانش رسيده‌ايم و هرگز نمي‌توانيم اين مسئله را (در اين دنيا) درک و حل کنيم؛ اين افراد بر اين باور هستند که فهميدن هدف خدا، کاملا خارج از محدوده فهم و قدرت عقلي ما مي‌باشد. برخي ديگر نيز يافته‌هاي علمي را رد مي‌کنند( مانند خلقت‌گرايان زمين جوان15)، برخي ديگر نيز دين و ايمان خود را از دست مي‌دهند.
کلارک تاکيد مي‌کند که چهارچوب جامعي در دست نيست که به ما بگويد در اين موقعيت چه کار بايد بکنيم. هيچيک از اين موضع‌ها بهينه نيستند ولي ما هم در يک موقعيت ايده‌آل قرار نداريم. بايد در اين باب تلاش خود را بکنيم که بهترين موضع را اتخاذ کرده و هميشه در نظر داشته باشيم که ممکن است در اشتباه باشيم. وي بر اين باورست؛ که يک بسته کامل اعتقادي که در بردارنده همه جنبه‌ها باشد در اين زمينه وجود ندارد. يک معتقد واقعي به ايمان خود همچنان ادامه مي‌دهد و بر اين باور است که خداوند حکيم هدف خاصي را در اين خصوص دنبال مي‌کند.(Clark:75-76) هدفي که هنوز به حکمت آن پي نبرده‌ايم.




 
تعداد بازديد:146 آخرين تغييرات:96/12/16
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر