دوشنبه 7 خرداد 1397 - 12 رمضان 1439 - 28 مي 2018
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 












خروجي RSS

مرتبت وجودی زن در عرفان اسلامی/ زن مظهر جمال، لطف و محبت الهی است

عبدالله صلواتي:

مرتبت وجودي زن در عرفان اسلامي/ زن مظهر جمال، لطف و محبت الهي است

صلواتي، عضو هيأت علمي دانشگاه رجايي معتقد است در عرفان اسلامي به ويژه در عرفان ابن عربي، زن و مرد در اصل انسانيت مشترک اند و زن بودن و مرد بودن امور عارضي و بيروت از ذات انسانيت است.

به گزارش خبرنگار مهر، من زير با عنوان مرتبت وجودي زن در عرفان اسلامي، يادداشتي است که عبداله صلواتي، عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي تهران به مناسبت روز زن نوشته است:

در تفکر غربي مفاهيم دوگانه و متقابلي درباره زن و مرد وجود دارد؛ اين دوگانه ­ها از طرفي محصول سياست و فرهنگ جامعه هستند و از طرف ديگر، جهت­ گيري جامعه و ايماژهاي زيستن و مديريت و فرهنگ و هنر و حقوق و در يک نگاه همه شئون زندگي را در چنبره خويش دارند. اين دوگانه ها عبارتند از: سوژه/ ابژه؛  فعال/ منفعل؛ فرهنگ، جامعه/ طبيعت؛ عمومي/ خصوصي؛ انسان/ حيوان؛ کلي و جهان شمول/ خاص؛ عقلي/ عاطفه؛ سياست، حقوق، اخلاق/ شخصي، خانوادگي، زيست­ شناختي؛ منطق/ شهود؛ حضور/ غيبت؛ خوديت، موجود/ غيريت، ناموجود؛ روشن/ تاريک؛ استقلال/ وابستگي؛ خير/ شر.

بسته به اينکه کدام طرف اين دوگانه­ ها غلبه پيدا کند يا بسته به اينکه اين دوگانه ها در حالت تعادل و تعامل باشند يا در حال ستيز، سرنوشت زنان و مردان و در کل، سرنوشت جامعه و مسير حرکتش متفاوت مي ­شود. فمينيست­ها اما به لحاظ تاريخي معتقدند: در اين دوگانه ها معمولا طرف مردانه جنبه مثبت ­تري يافته و طرف زنانه به نوان امر طفيلي و تابع معرفي شده است و اين سبب ظلم ها و ناعدالتي ­هاي گسترده ­اي در قبال زنان شده است.

غالباً از ميان اين دوگانه ­ها طرف مغلوب، يعني طبيعت، خاص، عاطفه، غيريت، تاريک، شهود، شخصي، حيوان، ابژه، شر، و منفعل از آن زن تلقي مي­ شود و طرف غالب از آن مرد است. (رک: بيسلي، چيستي فمينيسم، ص ۳۲-۳۴)

در عرفان اسلامي هم برخي از طرف­هاي مغلوب چون طبيعت، عاطفه، و منفعل به زن اختصاص مي ­يابد. حال پرسش اين است که آيا اسناد اين مفاهيم به زن نشان از رتبت پايين زن در نگاه عرفان اسلامي دارد؟ و قبل­ تر از آن اين پرسش مطرح است که زن در آثار عرفاني به ويژه مکتب ابن عربي و نظرگاه علامه حسن زاده آملي چه جايگاه وجودي ­اي دارد؟

در سخنان صوفيه توصيه مي­ شود که: زن را بايد به مثابه امانت الهي و با نگاه شفقت ديد نه با نگاه شهوت. (رازي، جواهر التصوف، ص۱۷۰؛ سلمي، جوامع آداب الصوفية، ص ۲۱۱؛ خرکوشي، تهذيب الاسرار في أصول التصوف، ص۳۸۲) و يکي از راه هاي نگاه انساني به زن، پيشنهاد ابن عربي است. او در نظريه علم الاسماي خويش، زن را مظهر جمال و لطف و آينه محبت الهي مي­ داند.

در عرفان ابن عربي، زن و مرد در اصل انسانيت مشترک ­اند و زن بودن و مرد بودن امور عارضي و بيرون از ذات انسانيت است. بنابراين، چنين نيست که مردان به حسب انسانيت بالاتر از زنان باشند. (ابن عربي، الفتوحات المکية؛ ج‏۳ ؛ ص۸۷؛ جهانگيري، زن در عرفان ابن عربي در حدود شريعت، ص ۶)

از نظر ابن عربي، مقام و منزلت کمالي­ اي وجود ندارد مگر اينکه زن مي ­تواند بدان دست يابد و صفتي نيست در مردان مگر آنکه زنان به آن دسترسي دارند (=و ما من صفه للرجال إلا و للنساء فيها مشرب) زنان مي ­توانند به مقام هاي رفيعي چون ولايت، نبوت تعريف (نه نبوت تشريعي)، و قطبيت دست يابند. (همان، ج‏۱ ؛ ص۴۴۷؛ ج‏۲، ص: ۳۵؛ ج۳، ص ۸۹) فقط مردان مي ­توانند به رسالت و بعثت برسند اما زنان به اين دو امر دسترسي ندارند. (همان، ج‏۳، ص ۸۸)

علامه حسن زاده آملي، نسبت زن‏ و مرد را نسبت زمين به آسمان مي ­داند و بر اين اساس، زن را در وجود متأخر از مرد تلقي مي ­کند. (حسن زاده آملي، ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، ص۶۱۰- ۶۱۱) اما اين به معناي، موقعيت وجودي پايين ­تر زن در نسبت با مرد نيست. بنابر آنکه او کمالات انساني را در ارتباط با نفس ناطقه مي ­داند نه خصوصيتي با نام زن يا مرد. ايشان موافق با ابن عربي، نبوت مقامي را مختص مردان نمي­ داند و معتقد است: «صاحب نبوت انبائي خواه زن باشد و خواه مرد به جايي مي رسد که مکاشفات و مشاهدات آنسويي و مصاحبات با ارواج و مکالمات با موجودات غيبي و تشرف به حضور انسان هاي ملکوتي از سفراي الهي و غيرهم، به او روي مي آورد،» (همو،  فص حکمه عصمتيه في کلمه فاطميه، بخش۱۷)

استاد حسن زاده آملي در موضعي، تصريح مي‌کند که قله انساني يعني انسان کامل هم در انحصار مرد نيست و زن هم مي­ تواند انسان کامل باشد؛ چنان­که حضرت فاطمه (س) از مصاديق اتم انسان کامل بوده است و «انسان کامل، خواه مرد، خواه زن، ميوه درخت وجود است يعني انسان کامل غايت دو حرکت ايجادي و وجودي است. پس راز مطلق آفرينش بلکه راز ويژه آفرينش‏ انسان پيدايش اين ميوه از درخت وجود است. پس، زن‏ کارگاه صنع الهي است. پس غرض از آفرينش انسان و مطلق آفرينش آن است که حق که واجد کمالات ذاتي ازلي و ابدي است، به کمال اسمائي که متوقف بر ظهور است تجلي کند. پس زن‏ مانند شجره طيبه‏ اي است که ريشه آن محکم و شاخه ‏هاي آن در آسمان است در همه اوقات به اذن پروردگارش ميوه مي ‏دهد (همان، ص ۶۶۶- ۶۶۵ )

او با استناد به روايتي از امام صادق(ع)، حضرت فاطمه زهرا(س) را ليله قدر معرفي مي ­کند؛ ليله قدري که از هزار شب بهتر است.  (همو، هزار و يک کلمه، ج‏۳، ص: ۴۴؛ همو،  فص حکمه عصمتيه في کلمه فاطميه، بخش ۱۳)

همچنين، او با مؤلفه عرفاني حضرت فاطمه (س) به مثابه نفس کل به تحليل کنيه «ام ابيها» پرداخته و مي‌نويسد: «چون عقل کل، پدر است و نفس کل، مادر و موجودات از آن دو ظهور يافتند، و مادر انوار و فضايل، فاطمه، عقيله رسالت و مظهر نفس کليّه بر وجه اتم است. پس بنابراين تفسير انفسي قويم از روايت، آن جناب مادر پدري است

اما پاسخ­هاي اجمالي به دو پرسش در آغاز اين يادداشت:

يکم. زن به مثابه طبيعت، زن به مثابه زمين، زن به مثابه امر منفعل، و زن به مثابه نفس نه عقل در کلمات ابن عربي و شارحان او وجود دارد، اما گفتني است: طبيعت، انفعال، و زمين در شبکه زباني ابن عربي و علامه حسن زاده يکسره متفاوت از معناي اين واژگان در شبکه زباني فمينيسم است.

دوم. مراد ابن عربي و شارحان او از طبيعت، نفس رحماني است (ابن عربي، فصوص الحکم، ج‏۱، ص۲۱۹)؛ نفس رحماني­اي که همه پديده ­هاي امکاني از دامن او نشو و نما مي يابند و منظور از انفعال، نه ظلم ­پذير و تابع که به معناي مظهريت لطف و مهر است و اين مهر و لطف هم در تعارض با عقلانيت و تمدن و سياست نيست. بنابرآنکه ابن عربي تصريح مي­ کند: هيچ کمالي نيست که دور از دسترس زن باشد و معناي زمين بودن زن، نه موقعيت پايين دست داشتن او که به معناي آن است که زن‏ کارگاه صنع الهي است و زن‏ مانند شجره طيبه‏ اي است که ريشه آن محکم و شاخه‏ هاي آن در آسمان است در همه اوقات به اذن پروردگارش ميوه مي ‏دهد و مراد از نفس در شبکه زباني، نفس کل در برابر عقل کل است و زن به مظهر نفس کل است.

سوم. از نظر ابن عربي و علامه حسن زاده آملي، مقام و منزلت کمالي ­اي وجود ندارد، مگر اينکه زن مي­ تواند بدان دست يابد و صفتي نيست در مردان مگر آنکه زنان به آن دسترسي دارند، مگر رسالت و بعثت.

چهارم. به لحاظ مقام تعريف و مقام تحقق، انسان کامل منحصر به مرد نيست و زن هم مي­ تواند انسان کامل باشد.

پنجم. زن در فضاي عرفاني انساني بي ­هويت يا با هويت سرگشته و دنباله ­رو نيست، بلکه هويتي الهي و اثربخش دارد و حتي مي­ تواند به درجه­ اي دست يابد که مادر فضايل و کمالات و منتهاي آمال ديگر انسانها در ساحت امکاني گردد.

ششم. ابن عربي از مقامات عالي زنان و مرتبت وجودي­ شان سخنان ارزشمندي دارد، اما علامه حسن زاده به عنوان عارفي شيعي در اين فقره گامي جلوتر نهاده و حضرت فاطمه (س) را به عنوان انسان کامل معرفي مي ­کند و حضرت فاطمه(س) را واجد همه ويژگي‌­ها و کمالات انسان کامل مي­‌داند. اين گام رو به جلوي علامه حسن زاده آملي، قله انسانيت را براي زن نه فقط به عنوان امر ممکن يا ايده ­آل و قابل دسترسي که به عنوان امر محقق معرفي مي­ کند. او نشان مي ­دهد که رسيدن به قله انسانيت هم ممکن است و هم وجود مقدس حضرت فاطمه(س) بدان دست يافته است و به همين دليل اين وجود نازنين عالي­ ترين اسوه براي زنان است.

هفتم. بنابر نگاه عرفاني در سنت شيعي حضرت فاطمه (س) مادر فضايل و کمالات است. بنابراين از منظر وجودي ياد شده فضايل و کمالات رنگ و بو و رگ و ريشه فاطمي دارند.

منابع و مآخذ:

بيسلي، کريس، چيستي فمينيسم، ترجمه محمدرضا زمردي، تهران، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، ۱۳۸۹.

جهانگيري، محسن، «مقام زن در عرفان ابن عربي در حدود شريعت»، فلسفه، پاييز و زمستان ۱۳۸۱ - شماره ۶ و ۷ (از صفحه ۵ تا ۲۰)

الخرکوشي، ابو سعد عبد الملک بن محمد ، تهذيب الاسرار في اصول التصوف، دارالکتب العلميه ، بيروت، چاپ: اول، ۱۴۲۷ ق.

حسن زاده آملي، حسن ، فص حکمه عصمتيه في کلمه فاطميه، بي­تا. {کتاب ديجيتالي از کتابخانه اينترنتي تبيان مشتمل بر ۲۱ صفحه که در مقاله از هر صفحه به بخش ياد شده با آدرس: http://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/۱۰۲۵۸۹/۱۹#۰}

‏همو، ممد الهمم در شرح فصوص الحکم‏، تهران، وزارت ارشاد، ۱۳۷۸.

همو، هزار و يک کلمه‏، بوستان کتاب، قم‏، ۱۳۸۱.

الرازي، ابوزکريا يحيي بن معاذ، جواهر التصوف، چاپ سعيد هارون عاشور، مکتبه الآداب‏، قاهره‏، ۱۴۲۳ ق‏.

ابو عبدالرحمن محمد بن الحسين السلمي، جوامع آداب الصوفيه در: تسعه کتب في اصول التصوف و الزهد،  الناشر للطباعه و النشر و التوزيع و الاعلان،، چاپ: اول، ۱۴۱۴ ق

محيي الدين بن عربي، تنبيهات علي علو الحقيقه المحمديه العليه در: مجموعه رسائل ابن عربي(ثلاث مجلدات)، ۳جلد، دار المحجه البيضاء، بيروت، چاپ: اول، ۱۴۲۱ ق

همو، العبادله در: مجموعه رسائل ابن عربي(ثلاث مجلدات)، ۳جلد، دار المحجه البيضاء، بيروت، چاپ: اول، ۱۴۲۱ ق.

همو، فصوص الحکم، دار إحياء الکتب العربية، قاهره، چاپ: اول، ۱۹۴۶ م.

همو، الفتوحات المکيه (اربع مجلدات)، ۴جلد، دار الصادر، بيروت، چاپ: اول، بي­تا.

همو،  کتاب المعرفة، دار التکوين للطباعه و النشر، دمشق، چاپ: اول، ۲۰۰۳ م.




 
تعداد بازديد:92 آخرين تغييرات:96/12/19
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر