چهارشنبه 28 شهريور 1397 - 9 محرم 1440 - 19 سپتامبر 2018
صفحه اصلي/اجتماعي(جوانان، خانواده، بانوان و...)

ظهور عوارض روانی زلزله کرمانشاه/کمیته ملی مداخله دربحران تشکیل شد

مهر گزارش مي‌دهد؛

ظهور عوارض رواني زلزله کرمانشاه/کميته ملي مداخله دربحران تشکيل شد

 

بحران زلزله يک واقعه چند وجهي «سياسي»، «اجتماعي»، «اقتصادي» و البته «روان شناختي» است، اما کنترل اين وجوه در بحران زلزله کرمانشاه به خوبي انجام نشد.

خبرگزاري مهر، گروه جامعه: با گذشت ۶ ماه از وقوع زلزله، عوامل اجرايي با دستپاچگي و تنها در سطح رفع نيازهاي اوليه، بدون برنامه ريزي درست و دقيق در اين حوزه)به اين واقعه ورود کردند و به سطوح ديگر آن توجه لازم انجام نشد. نهادها نيازمند آن هستند که به برنامه ريزي استراتژيک بينديشند و به الزامات آن پايبند باشند اما حتي سازمان مديريت بحران کشور با بيش از ۱۰ سال فعاليت خود هنوز برنامه اي مدون از جنس اين نوع برنامه ريزي ندارد. در زلزله کرمانشاه، شاهد بي برنامگي در استفاده از  منابع و امکانات موجود و سوء مديريت دراستفاده از کمک هاي مردمي و همچنين شاهد عدم برنامه ريزي مبتني بر هدف که با گذشت ۶ ماه از زلزله کرمانشاه، همچنان بي برنامگي را شاهد هستيم.

از آنجايي که به نظر نمي رسد آرمان و هدف مشترکي بين نهادها باشد و هر جناح و نهاد کوچکي بيشتر به دنبال ايجاد هويت گروهي و نهادي خودش است، در نتيجه ميان عملکرد هاي دستگاه هاي اجرايي موازي کاري هاي زيادي صورت گرفته است و اين امر باعث شده است که کار بنياديني صورت نگيرد و تمامي اقدامات به صورت سطحي انجام شودسميه کاظميان، عضو هيات علمي گروه مشاوره دانشگاه علامه طباطبايي در گفتگو با خبرنگار مهر، در اين خصوص گفت: علاوه بر نبود هماهنگي و يکپارچگي در عملکرد کاهش بحران در درون سازمانها، ارتباطات ناهمگوني نيز بين سازمانها به چشم مي خورد. از آنجايي که به نظر نمي رسد آرمان و هدف مشترکي بين نهادها باشد و هر جناح و نهاد کوچکي بيشتر به دنبال ايجاد هويت گروهي و نهادي خودش است، در نتيجه ميان عملکرد هاي دستگاه هاي اجرايي موازي کاري هاي زيادي صورت گرفته است و اين امر باعث شده است که کار بنياديني صورت نگيرد و تمامي اقدامات به صورت سطحي انجام شود و تحليل عميقي از مسائل حاصل نشود. ميان نهادها سخن از کوتاهي و عدم حمايت از يکديگر است و به جاي حمايت و تقويت در جهت تضعيف هم برمي آيند. جزيره اي کار کردن نيروها و نهادها و نداشتن الگويي از پيش تعيين شده موجب آسيب هاي بسياري در منطقه شده است.

وي ادامه داد: اين آشفتگي و هرج و مرج در سطح جامعه و مديريت کلان در خانواده ها، به عنوان نهادي کوچک در درون جامعه سرايت خواهد کرد. با فروريختن ديوارها و شروع زندگي در چادر و کانکس، ديوار حريم شخصي خانواده ها نيز فروريخته و مسائل خانوادگي به راحتي توسط ديگران رصد مي‌شوند. تراکم جمعيت در چادرهاي مستقر در شهر سرپل ذهاب، تعارضات زناشويي، اختلافات والد-فرزندي، کاهش ضوابط حاکم در درون خانواده ها و نبود فضاي درون فردي و بين فردي به سبب وضعيت چادرها اضطراب افراد را به شدت افزايش داده است.

عضو هيات علمي گروه مشاوره دانشگاه علامه طباطبايي تاکيد کرد: در چنين شرايط اضطراب آوري، بروز مشکلات روانشناختي قابل پيش بيني است. زنان نيز در اين شرايط به مراتب وضعيتي متفاوت از قبل پيدا کرده اند. آنان پيش از وقوع زلزله فعاليت هاي زيادي براي انجام دادن در خانه هاي خود داشتند و اکنون خانه هاي آنها به چادرهاي کوچکي انتقال يافته است. در روستاها به دليل کارهاي زيادي مانند رسيدگي به دام و طيور اشتغال افراد کماکان مثل قبل است. ليکن بيکاري از مهم ترين مسايلي است که گريبانگير زنان و مردان شهري شده است.

وي گفت:  مساله گذراندن اوقات فراغت نيز از جمله معضلات اساسي در شهر است که براي آن برنامه ريزي روشني نشده و با بلاتکليفي روبروست.  بحث کارآفريني و انجام مشاغلي در منازل به ويژه براي زنان (مثل خياطي، بافندگي و ...) که با حداقل امکانات  ميسر است، مي توانست در اولويت هاي پيش بيني شده قرار گيرد. اطلاع رساني به خانواده ها در خصوص خطرات پيش رو و آگاه سازي آنان، توجه لازم به وضعيت خانواده ها در درون جامعه، رفع مشکل بيکاري و وضعيت نابسامان اقتصادي و معيشتي از جمله اقدامات ضروريست است که کمک شاياني به کاهش اضطراب موجود خواهدکرد.

فقدان برنامه هاي عملياتي و عدم تخصيص بودجه به تيم هاي مشاوره يکي از چالش هاي اصلي مديريت بحران در زلزله کرمانشاه بودکاظميان خاطرنشان کرد: فقدان برنامه هاي عملياتي و عدم تخصيص بودجه به تيم هاي مشاوره يکي از چالش هاي اصلي مديريت بحران در اين زلزله بود. مشاوره اصولاً دانشي است بين رشته اي که با مشاهده فرايندهاي ارتباطي اعم از ارتباط دولت و حکومت با مردم، سازمان ها با کارکنان، کارکنان با ارباب رجوع، مديران و معلمان با پدر و مادرها يا دانش آموزان، زنان و شوهران، والدين و فرزندان و حتي دولت ها با يکديگر به آنها کمک مي کند تا آسيب هاي ارتباطي خود را بشناسند و فرايند ارتباط خود را حول محور هر نوع محتوي ارتباطي مثل مذاکراتي که امروز در بحران زلزله وجود دارد ببيند. اشکالات فرايند را تشخيص دهند و زمينه هاي رشد ارتباط را فراهم کنند.

وي گفت: بخش سلامت حوزه بسيار مهمي است که فارغ از دين، مذهب، قوميت و مليت، تنها وظيفه ارائه خدمت را دارد. انجمن مشاوره ايران با ۶ ماه حضور مستمر در مناطق زلزله زده،  در سه محور «کاهش بحران»، «ايجاد ثبات» و «توانمندسازي» برنامه اي را به صورت پايلوت اجرا کرد که با گذشت زمان و متناسب با نوع مداخلات لازم در آن محور، مشاوراني به منطقه اعزام مي شدند که امکان حضور در منطقه را در مدت زمان طولاني تري داشتند. براي مثال طي ماه اول بعد از وقوع زلزله، با اعزام اشخاصي که مدت زمان کوتاهي ۳ تا ۴ روز قصد اقامت داشتند، موافقت مي شد. اما به تدريج که نقطه عطف يا چرخش داستان بحران نزديک مي‌شد (محور و عملکرد ايجاد ثبات) با دوره هاي زماني کمتر از ۱۰ روز موافقت نمي شد.

عضو هيات علمي گروه مشاوره دانشگاه علامه طباطبايي افزود: در عملکرد کاهش بحران، مساله داستان تعريف مي­ شود و روايت مديريت بحران آغاز شده و به جهت اجرايي، مداخلات ضروري مورد ارزيابي قرار مي گيرد. در اين مرحله، پذيرش، عادي سازي و حضور همدلانه مشاور بسيار مورد تاکيد است. اکيپ سياري براي شناسايي موارد اورژانسي و انجام مداخلات ضروري و تشکيل مشاوره گروهي در روستاها تعريف شد. در عملکرد ايجاد ثبات در منطقه، ۵ کميته شامل «کميته هاي تحصيلي، شغلي، خانواده و ازدواج، توانبخشي و روابط عمومي» تعريف شد که هر کدام محتوا، فرايند و فنون مشاوره خاص خود را دارا بود و نقطه عطف يا چرخش داستان و روايت بحران زلزله به شمار مي رفت. در عملکرد توانمندسازي نيز که مرحله پاياني در ساختار مديريت بحران به شمار مي رفت، مرحله نتيجه گيري و بازگشت مردم به زندگي روزمره محسوب مي شد و در اين مرحله بر فرايند کارآفريني و اشتغال زايي و آموزش مهارت هاي زندگي، حمايت هاي خانوادگي و شغلي و شخصي تاکيد شد.

کاظميان تاکيد کرد: طي اين مدت دانشجويان و اعضاي هيئت علمي متعددي بالغ بر ۲۳۰ نفر از دانشگاه هاي سراسر کشور و از شعب مختلف انجمن مشاوره ايران به منطقه اعزام شدند که از اين ميان ۴۵ نفر به طور ثابت در منطقه حضور يافتند.

عباسعلي اللهياري، رئيس سازمان نظام روانشناسي و مشاوره هم در اين باره به خبرنگار مهر گفت: ضربه هاي عاطفي که به مبتلايان در حوادث طبيعي وارد مي شود تا سال ها ادامه دارد اما مسئولان فقط به فکر خوراک و پوشاک آسيب‌ديدگان هستند. بايد به نقطه‌اي برسيم که وقتي امدادگر به حادثه‌اي اعزام مي‌شود امدادگر مشاور هم به همراه تيم اعزام شود.

وي افزود: همانطور که پزشک بدون مرز براي اعزام به حوادث وجود دارد، بايد روانشناسان بدون مرز در جهان توسعه يابند. در بحران‌هاي اخير مثل زلزله تهران يا کرمانشاه حاکميت آمادگي ايجاد نکرد و مشخص نبود که مديريت بحران عاطفي در اين حوادث بر عهده چه کسي است. به همين دليل شاهد بوديم افرادي بدون اين که حادثه خاصي رخ داده باشد تنها در اثر استرس و فشار رواني فوت شدند. فضاي مجازي استرس وارد شده بر يک نقطه کشور را به کل کشور گسترش داد و مديريت عاطفي در فضاي مجازي وجود نداشت.

همچنين دبير کميسيون چشم انداز و نخبگان مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينکه تبعات رواني حوادث و بحران ها بيش از اثرات طبيعي و خسارات مالي بحران هاست، به خبرنگار مهر گفت: همه دست اندرکاران حرف ياورانه مانند پزشکان، پرستاران، مشاوران و روانشناسان نقش مهمي در کاهش آلام و مصيبت ها در بحران هاي طبيعي دارند. به همين منظور يک کميته ملي مداخله در بحران با حضور نهادهايي چون سازمان نظام پزشکي، نظام پرستاري، نظام روانشناسي، سازمان بهزيستي و خانه روانشناسان تشکيل شده است و به صورت هفتگي جلساتي را برگزار مي کند، همچنين دوره هاي مداخله در بحران در استان کرمانشاه برگزار خواهد شد.

مداحي خاطرنشان کرد: اين کميته در حال حاضر مصوبه قانوني ندارد و يک همکاري بين بخشي است اما اميدواريم با برگزاري همايش سراسري روانشناسان، مشاوران و حرف ياورانه جايگاه قانوني براي اين کميته تعريف شود.

وي گفت: وزارت کشور از حيث مسائل آسيب هاي اجتماعي گزارشي را ارائه مي دهد که در اين کميته مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

با وجود تمام پيگيري هاي انجام شده، گستردگي آسيب هاي موجود در منطقه و بحران هاي پيش رو برنامه ريزي هاي کلان تري را مي طلبد. به ويژه که ما با بحران احساس مردم در رابطه با عملکرد حکومت نيز روبرو هستيم که اثرات آن به مراتب آسيب زا تر از بحران زلزله است. مردم منتظر بروز تغييراتي در وضعيت زندگي خود از سوي دولت هستند و کماکان  نقش خيرين و کمک هاي مردمي پررنگ تر از حضور دولت و نهادهاي دولتي در منطقه است و در نتيجه دلسردي مردم از مسئولين دولتي را به دنبال دارد. عدم رسيدگي به وضعيت مردم، موجب تغيير نوع نگاه آنان به کشور مي شود. انتظاراتي که مردم نسبت به دولت دارند، (گفتگو با مردم منطقه نشان داد که آنان عمدتاً حکومت و دولت را با يکديگر يکي تلقي مي کنند) به موضوع امنيت ملي باز مي گردد و نيازمند توجه است.

حادثه، حادثه است و تا زماني که رسانه ها مداخله نکنند، حادثه تبديل به بحران نمي شود. بحران فرصت بسيار خوبي است براي ايجاد اتحاد ملي، شکل دهي به هويت ملي و خانوادگي بر محور هدف هاي انساني اگر دستگاه هاي اجرائي با خرد جمعي بيشتري به موضوع نگاه کنند.

 




 
تعداد بازديد:164 آخرين تغييرات:97/01/16
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر